بازاریابی ورزشی در ایران

بازاریابی علم جوانی است که سابقه پیدایش آن از قرن بیستم عقب تر نمی رود. در ایران این سابقه بسیار محدودتر و کوتاهتر است و شاید از پنجاه سال تجاوز نکند(30). گرچه در چهل سال اخیر به ویژه همزمان با برنامه چهارم و پنجم عمرانی در سالهای پیش از انقلاب اسلامی، مطالعات بازاریابی مرسوم بوده ولی به لحاظ تابعیت اقتصادی کشور، جهت گیری های وارداتی در اقتصاد ملی ، تک محصولی بودن اقتصاد و خلاصه اتکا به دارایی های نفتی، این مطالعات بیشتر ناظر به توزیع بوده و توجهی به تولید نداشته است(29).  لذا باید تاکید کرد که در کنار کیفیت کالاهای ورزشی تولیدی در ایران به عواملی دیگر همچون فقدان تبلیغات و بازاریابی مناسب برای یافتن بازارهای مناسب جهت عرضه ی محصولات، عدم کیفیت مناسب در بسته بندی ها، تحریم اقتصادی و قیمت گران کالا های تولیدی در ایران نسبت به بازار های جهانی و نا برابری ارزی، باید مورد توجه قرار گیرند تا در فرآیند توسعه ی اقتصادی آنی در ایران شاهد نقش اجتناب ناپذیر قسمت ورزش در در آمد زائی و ایجاد رفاه اجتماعی باشیم(28). در ایران با همه اهمیت و ارزشی که مبحث بازاریابی ورزشی برای خود دارد اما به دلایل مختلف به آن توجه خاص و علمی صورت نمی­گیرد. و این بدین معنی نیست که در ورزش کشور ما اصلاً کار اقتصادی انجام نمی­شود. بلکه منظور این است که ورزش در ایران هنوز کاملاً حرفه­ای نشده است و لذا رقابت برای کسب درآمد بیشتر صورت نمی­گیرد و با دیدگاه اقتصادی به آن توجه نمی­شود. ولی با همه این تفاسیر به صورت­های مختلف و گاه غیرحرفه­ای و غیرعلمی، عمل کسب درآمد توسط باشگاه­ها صورت گرفته و از این طریق گوشه­ای از مخارج خود را جبران می­کنند. از مواردی که به نوعی به آن توجه شده و رسماً اعمال می­شود می­توان به خرید و فروش بازیکن و مربی که به آن نقل و انتقال می­گویند و تبلیغ بر روی لباس­ها و وسایل ورزشی و همچنین استفاده از تبلیغات در محیط­های ورزشی اشاره کرد. اما بسیاری موارد دیگر که از اهمیت بالایی برخوردار هستند مانند حق پخش تلویزیونی یا تشکیل انجمن طرفداران و عضویت در باشگاه­ها و همچنین اسپانسرهای بین­المللی نادیده گرفته شده­اند(11).