تحقیق رایگان درباره توسل به زور

ط دارد، مورد بررسی قرار خواهیم داد.
2-1- تبیین تعاریف جنگ
از زمانی که تاریخ مستند در دست است، یعنی از حدود چهارهزار سال پیش از میلاد مسیح تاکنون جنگ مهم ترین وسیله ارتباط میان ملت ها بوده است. بروز جنگ ها، تلفات انسانی و مالی به بار آورده است.
جنگ ـ جنگ انسان یا قومی با قوم دیگر ـ بر خلاف آنچه مورخان و محققان تاریخ اندیش می پنداشته و می پندارند، از قوانین طبیعی نیست. اگر در زیست حیوانی، جنگ قانون طبیعی است ، در زیست انسانی چنین نمی باشد، زیرا انسان توانسته در طول تاریخ با وضع قیود و قوانین ناظر بر خشونت ها اصل تنازع بقا را تلطیف بخشد و قوانین طبیعی را تحت تأثیر قوانین مدون و مترقی قرار دهد. به عبارت دیگر، هنگامی که حقوق بین الملل جدید پدیدار شد، مهمترین وظیفه قانون طبیعی سلب گردید. جنگ یک پدیده اجتماعی است که می توان آن را از دیدگاه های تاریخی، جامعه شناسی، فلسفی، اخلاقی، سیاسی، نظامی، اقتصادی، و حقوقی و غیره مورد بررسی قرار داد. جنگ را از دید حقوق بین الملل نیز می توان مطالعه کرد چرا که جنگ به عنوان یکی از شیوه های اعمال قدرت و توسل به زور در مناسبات بین المللی، اقدام مسلحانه ای است که در چارچوب روابط میان کشورها صورت می گیرد و هدف عمده آن تحمیل اراده متضمن بینش خاص یک یا چند کشور دیگر است. (مانند تحمیل بینش های سیاسی نازیسم و فاشیسم توسط آلمان و ایتالیا در جنگ جهانی دوم) و موجب قواعد خاصی در کل مناسبات آنها با یکدیگر و نیز با کشورهای ثالث می شود. (ضیایی بیگدلی، 1392، ص 22)
2-1-1- مفهوم لغوی جنگ
واژه جنگ به معنای زد و خورد بین قوای منظم دول به قصد غلبه و یا دفاع تعریف شده است. (جعفری لنگرودی، 1366، ص 200)
2-1-2- مفهوم حقوقی جنگ

جنگ یکی از جلوه های بارز توسل به زور است. فرهنگ اصطلاحات بین الملل توسل به زور را به دو صورت مضیق و موسع تعریف کرده است.
توسل به زور در مفهوم نخست عبارت از هر گونه عملیات قهر آمیزی که نتوان آن را اقدامی نظامی قلمداد کرد. اما در مفهوم دوم، کلیه تدابیر و عملیات نظامی، از جمله جنگ را نیز شامل می شود.
جنگ به عنوان «ابزار سیاست ملی»‌ مجموعه عملیات و اقدامات قهرآمیز مسلحانه ای است که در چارچوب مناسبات کشورها روی می دهد و موجب اجرای قواعد خاصی در کل مناسبات آنها با یکدیگر و هم چنین با کشورهای ثالث می شود. در این جهت، حداقل یکی از طرفین مخاصمه درصدد تحمیل نقطه نظرهای سیاسی خویش بر دیگری است. به این ترتیب عملیات قهرآمیز مسلحانه، وسیله و هدف تحمیل اراده مهاجم است. (ضیایی بیگدلی، 1386، ص 45)
مفهوم حقوقی جنگ شامل چهار عنصر یا رکن اساسی است: عنصر تشکیلاتی و سازمانی «کشورها»، عنصر مادی (اعمال قدرت مسلحانه)، عنصر معنوی یا روان شناختی (قصد و نیت جنگ) و سرانجام هدف دار بودن جنگ (منافع و مصالح ملی).
یکی از عناصر اساسی سازنده مفهوم حقوقی جنگ، عنصر تشکیلاتی و سازمانی یعنی «کشورها» می باشد. جنگ مستلزم نبرد نیروهای مسلح کشورها با یکدیگر است. از این رو جنگ به عنوان نوعی رابطه کشور با کشور تلقی می شود.
این عقیده مخصوصاً‌ از سوی «ژان ژاک روسو» در کتاب قرارداد اجتماعی ابراز شده است: «جنگ به هیچ وجه رابطه انسان با انسان نیست.» بلکه رابطه کشور با کشور است که در آن افراد نه به عنوان انسان و یا حتی تبعه، لیکن به مثابه شهروندان و مدافعان و تنها بر حسب تصادف و اتفاق با یکدیگر دشمن شده اند.
نتیجتاً‌ جنگ داخلی حداقل تا زمانی که مسئله شناسایی به عنوان متخاصم پیش نیامده باشد جنگ به مفهوم خاص کلمه نیست.
در مخاصمات داخلی، اصولاً ‌قواعد حقوقی داخلی حاکم است. با این حال، عهدنامه های 1949 ژنو و پروتکل های الحاقی آنها در 1977، اجرای برخی قواعد جنگ را که دیدگاه هایی بشردوستانه دارند، برای جنگ های داخلی که در قلمرو کشورهای متعاهد روی می دهد پذیرفته اند. (ضیایی بیگدلی، همان، ص 46)
عنصر دیگر جنگ، عنصر مادی است و آن اعمال قدرت یا خشونت مسلحانه واقعی و عملی می باشد. به عبارت دیگر، جنگ همواره با عملیات و اقدامات قهرآمیز مسلحانه ای همراه است که توسط نیروهای مسلح کشورهای متخاصم و تحت فرماندهی، اقتدار و مسئولیت آنها صورت می گیرد.
«جنگ بدون اعمال خشونت و عدم استفاده از نیروی اسلحه، یک جنگ فرضی و خیالی است و معنی و مفهوم جنگ و آثار واقعی آن را فاقد است. اصطلاح «جنگ سرد» که حالات گوناگون برخوردهای عقیدتی میان شرق و غرب را پس از جنگ جهانی دوم نشان می دهد مفهوم حقوقی جنگ را ندارد.
«حقوق بینالملل مشخص نمی کند که عملیات قهرآمیز مسلحانه باید در چه سطحی باشد تا جنگ تلقی شود.
به طور کلی و از حیث حقوقی، هر چند اعمال خشونت و توسل موثر و واقعی به اسلحه در اصل برای ایجاد یا شروع جنگ لازم است، اما ممکن است با قطع خشونت و یا قطع عملیات جنگی که معمولاً در ابتدا به صورت آتش بس تجلی می یابد، جنگ خاتمه نپذیرد و حالت جنگ باقی بماند.این وضعیت حقوقی در طول اجرای معاهده متارکه وجود خواهد داشت زیرا عهدنامه متارکه مقدم بر معاهده صلح می باشد. آتش بس و عهدنامه متارکه موجب توقف نبرد و پایان مخاصمات جنگی است، اما حالت جنگ کماکان برقرار است و با انعقاد معاهده صلح بین طرفین متخاصم قطع می شود. (ضیایی بیگدلی،همان، ص 47-46)
عنصر سوم جنگ، عنصر معنوی یا روان شناختی است که در واقع همان قصد و اراده مبادرت به جنگ است.
مبارزه مسلحانه را هنگامی می توان جنگ تلقی کرد که کشورهای ذینفع یا حداقل یکی از طرفین درگیر در جنگ، آن را جنگ بدانند. جنگ مبتنی بر اراده قطعی و خلل ناپذیر عامل یا عاملان آن است.
جنگ بدون قصد و نیت معنی ندارد. به طور کلی قصد جنگ باید به صورت صریح و با اعلان جنگ همراه باشد.
ضرورت اعلان جنگ در کنفرانس های لاهه 1899 و 1907 مورد تأکید کشورهای امضاء کننده معاهدات قرار گرفت و در عهدنامه سوم و چهارم لاهه گنجانیده شد. با این حال مواردی وجود داشته که جنگ بدون اعلان جنگ آغاز شده است، از جمله حمله و تجاوز نظامی عراق به ایران در 22 سپتامبر 1980.
عنصر چهارم جنگ، مشخص بودن جهت و غایت جنگ است. یعنی کشور آغازگر جنگ هدفی معین و نهایی دارد که همواره در صدد پیگیری و نیل به آن هدف است. این هدف، معمولاً تحمیل یا قبولاندن یک نقطه نظر سیاسی و یا به عبارت روشن تر یک منظور و هدف ملی است. در واقع، کشور مهاجم مدعی است جنگی که آغاز کرده بر اساس «منافع و مصالح ملی» بوده است. اما سوالی که مطرح می شود این است: منافع و مصالح ملی کدامند و بر چه پایه ای استوار هستند؟
«افلاطون و ارسطو جنگ را به عنوان یکی از وسایل نیل اهداف سیاسی می شمردند و هنر جنگ را جزئی از هنر حکومت میدانستند.» «هگل نیز در فلسفه تاریخ با ذکر مثالهای بسیار به این نتیجه رسیده است که سیاست، جنگها را بر میانگیزد و ارتشها این جنگها را انجام میدهند.» (به نقل از ضیایی بیگدلی، پیشین، ص 47)
طرفداران مکتب حقوق عینی، از جمله «ژررسل» با درنظر داشتن همین عنصر از تعریف، جنگ را توسل به نیروی مادی به منظور تغییر دادن نظام های حکومتی در جامعه بین المللی می دانند. از دید برخی دانشمندان حقوق بین الملل، از جمله کلسن و گوگنهایم، هدف از جنگ، دفاع از حقوق شخصی بین المللی است که یا نقض شده و یا شدیداً مورد تهدید قرار گرفته است. این عده معتقدند کشورهایی که مبادرت به جنگ می نمایند تصمیم خود را چنین توجیه می کنند که قلمرو اقتدارات حقوقی شان مورد تجاوز قرار گرفته و یا حقوق بنیادین آنها نقض شده است. (به نقل از ضیایی بیگدلی، همان، ص 48)
«از دید سایر دانشمندان مخصوصاً آلمانی ها و ایتالیایی ها، جنگ یک شیوه دفاع از منافع واقعی است.» به طور خلاصه این اهداف می تواند با عنوان اهدافی در جهت منافع و مصالح ملی و یا اهداف قانونی قلمداد شوند: کشورگشایی، دفاع مشروع، حمایت از منافع واقعی و بالاخره تغییر شرایط حقوقی. به هر حال هنگامی که جنگ فاقد خصیصه ملی باشد و به عنوان «ابزار سیاست ملی» محسوب نگردد، دیگر واجد مفهوم خاص خود نیست. فرضاً عملیات نظامی جهت حفظ صلح و امنیت بین المللی را نمی توان جنگ نامید. (ضیایی بیگدلی، همان، ص 48)
2-2- اسلام و حقوق بین الملل در زمان جنگ
مسأله جنگ و حقوق جنگ از جمله مباحثی است که ریشه تاریخی کهن دارد. کشورهای باستانی و ادیان الهی هر یک به سهم خود این امور را مورد توجه قرار داده و تا حدود زیادی در مورد خصوصیاتشان سخن گفته اند.
مفهوم جنگ و مقررات مربوط به آن در طول اعصار و قرون متمادی مسیر تحول و پیشرفت را طی کرده و توانسته است جنگ را به میزان قابل توجهی تحت ضابطه مشخصی درآورد، امّا انقلاب صنعتی و توسعه تکنولوژی و عملکرد رهبران سیاسی ـ نظانی دیکتاتورمنش، مخصوصاً در جهان غرب، به جنگ مفهومی خاص و خطرناک بخشید و حقوق جنگ تا حد بسیار پست و نازلی نادیده انگاشته شد.
سازمان های بین المللی، به ویژه سازمان ملل متحد، با تمامی تلاش خود نتوانسته است چشم های فروبسته را بازگشاید و به معاهدات بین المللی مربوط نقشی قاطع و فعال دهد.
اسلام نیز از جمله ادیان الهی است که توجهی خاص به مسأله جنگ و حقوق جنگ دارد و به رغم قدمت تاریخی اش، مشحون از مفاهیم و مباحث نوینی است که در هر عصر و زمانی که بدانها نظر افکنده شود، برتری آن مشهور می گردد. (ضیایی بیگدلی، 1391، ص121)
عملیات خصمانه ای که امروزه با عنوان «جنگ» در دنیا متداول است، در فرهنگ اسلامی جایی ندارد، و آنچه در اسلام مقامی دارد، جنگ مقدس یا «جهاد» است که دارای معنی خاص، با هدف هایی کاملاً متفاوت با جنگ است.
عبارت «هر جنگی جهاد نیست وهر جهادی هر جنگ نیست» روشنگر عدم ارتباط میان دو مفهوم جنگ و جهاد است.
در ذیل مفهوم جنگ و اهداف آن در اسلام بررسی می شود:
2-2-1- مفهوم جنگ در اسلام
در اسلام جنگی مشروعیت دارد که منطبق با مفهوم جهاد باشد. جهاد در اصل به معنای تلاش و کوشش است، ولی در فقه اسلامی جهاد دو مفهوم عام و خاص دارد. در معنی عام، هر گونه جهاد و مبارزه در راه خدا را جهاد گویند. جهاد با نفس یا (جهاد اکبر)، جهاد با عمل و جهاد با قلب و زبان. جهاد با این معانی فاقد جنبه های نظامی است و اساساً در این پژوهش مورد نظر نیست.
اما جهاد در معنی خاص، جنگ مقدس و یا جنگ به خاطر دین و در راه حق و دفاع از آزادی های والای اسلام است که در قرآن کریم بیشتر واژه «قتال» برای آن استفاده شده است. این مبارزه دارای ابعاد مختلف عقیدتی، نظامی، اقتصادی، سیاسی و غیره است.

مطلب مرتبط :   دانلود رایگان پایان نامه حقوق با موضوع تا اولین جلسه دادرسی

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

اسلام جهاد را به طور کلی از واجبات کفایی دانسته است ولی در مواردی دارای جنبه ی عینی می باشد.
از زمان پیامبر (ص)، جهاد در برگیرنده عملیات جنگ تحت نام های «غزوه» و «سَریّه» بود. غزوه یا غزا جنگی بود که تحت فرماندهی و با شرکت شخص پیامبر (ص) صورت می گرفت. مانند غزوه احد و غزوه خندق، اما سَریّه به جنگ هایی می گویند که پیامبر (ص) در آن شرکت نداشت.
مورخان اسلامی، تعداد غزوات پیامبر (ص) را بین 26 تا 28 و تعداد سَریّه ها را حدود 80 مورد ذکر کرده اند. (ضیایی بیگدلی، همان، صص 123-122)
2-2-2- مفهوم جنگ در قرآن
در آیات متعددی از قرآن کریم، به واژه هایی چون «حرب» ، «قتال» و «جهاد» اشاره شده که تمامی آن ها به معنای جنگ است.
قرآن کریم، تنها جهاد فی سبیل الله و یا قتال فی سبیل الله را جنگ مشروع می داند. در آیات زیر تقریباً عبارات بالا به کار رفته و مفهوم جنگ مشخص گردیده است:

سوره بقره: آیات 190 تا 196، 218، 244.
سوره نساء: آیات 76 و 95.
سوره مائده: آیه 54.
سوره انفال: آیه 65.
سوره توبه: آیات 41 و 123.
سوره حج: آیه 78.
سوره عنکبوت: آیه 69
سوره حجرات: آیه 15.
سوره صف: آیات 4 و 11. (ضیایی بیگدلی، همان، ص 124)
2-2-3- اهداف جنگ در اسلام
هر چند اهداف اصلی جنگ در اسلام جدا از اهداف عالیه اسلام نیست، ولی می توان آنها را در این دو جمله خلاصه کرد: گسترش و ترویج شریعت اسلام تا مرحله جهانشمولی و برقراری صلح جهانی؛ از میان برداشتن شرک ها، چپاول ها و بیداگری ها و جهالت ها از سراسر جهان.

دیدگاهتان را بنویسید