تعریف استرس شغلی

تعریف استرس شغلی

قبل از اینکه به تعریف استرس بپردازیم باید این نکته را در نظر داشته باشیم که استرس شغلی متفاوت از سایر استرس­های زندگی است. با در نظر گرفتن این مطلب تعاریف متعدد ولی بسیار نزدیک به هم از استرس شغلی بیان شده است که برخی از آنها مورد ملاحظه قرار می­گیرد.  «استرس شغلی معلم به حالتی گفته می­شود که فرد عکس­العمل­هایی مانند عصبانیت یا افسردگی از خود نشان می­دهد که این عکس­العملها ناشی از شغل معلمی و به واسطه ارزیابیهای معلم از تهدید یا خطر به وجود می­آید (گیوینگ[1]، 2007، 625).

در تعریف دیگر استرس شغلی را می­توان روی هم جمع شدن عامل­های استرس­زا و آنگونه وضعیت­های مرتبط با شغل دانست که بیشتر کارکنان نسبت به استرس­زا بودن آن اتفاق نظر دارند (راس و آلتمایر، 1377، 35).

«استرس شغلی اصطلاحی است که برای توصیف استرس­های ناشی از محیط کار استفاده می-‌شود.(استارنهان و دیگران[2]، 2008، 2)

پارکر و دکوتیس[3] استرس شغلی را به عنوان یک آگاهی[4]  یا درک شخصی از نتیجه یک رویداد مخرب می­دانستند که از شرایط کار حاصل شده باشد و منجر به عکس العملهای روانی، فیزیولوژیکی و رفتاری در قبال این شرایط می­شود.

 

 

این عکس العملها به صورت هوشیار[5] و یا ناهشیار[6] رخ می­دهد و عوامل ایجاد کننده ممکن است واقعی یا غیر واقعی باشد (ناسردین[7] و دیگران، 2006، 118).

هرچند استرس به شکلهای مختلف تعریف شده است ولی زمینه مشترک همه آن تعاریف این است که علت ایجاد فشار عصبی وجود محرکی به صورت فیزیکی یا روانی است و فرد به طرق خاص نسبت به آن عکس العمل نشان می­دهد(مورهد و گریفین، 1384،251).

مطلب مرتبط :   سبک های مدیریت

کانون اصلی در این تعریف فرد است، این فرد است که فشار­ها را درک و در مورد آنها ارزیابی انجام می­دهد. در مدلی تعاملی که کاکس[8] برای استرس ارائه داده است، فرایندی پویا بین آنچه که مردم تجربه می­کنند و عکس العملهایی که در برابر مشکلات و سختی­ها از خود نشان می­دهند توصیف شده است، و بیان می­کند که استرس پدیده­ای فردی است، و نتیجه تعامل فرد با محیطش است که هدف تطابق یا فعال بودن در مقابل محیط است. اساساً این مدل به بررسی رابطه چهار جنبه فرد و محیط می­پردازد. فرد در مرکز این مدل قرار دارد و به طور دائم خواسته­های محیط و توانایی فرد برای پاسخگویی به این خواسته­ها را ارزیابی می­کند. همانطور که در شکل (2-2)دیده می­شود فرد دائماً در حال ارزیابی و در پی رسیدن به تعادل با نیازهای داخلی و خارجی است (هو، 1996، 41).

[1] – Gaving

[2] – Stranhan,et al

[3] – parker and decotiis

[4] – awareness

[5] – consciously

[6] – unconsciously

[7] – Nasurdin

[8] – cox