شخصیت

شخصیت

شخصیت

یکی از اساسی ترین موضوعات علم روانشناسی است. زیرا محور اساسی بحث در زمینه هایی مانن یادگیری، انگیزه، ادراک، تفکر، عواطف و احساسات، هوش و مواردی از این قبیل است.به عبارتی، موارد فوق اجزای تشکیل دهنده شخصیت به حساب می آیند. شخصیت معادل کلمه انگلیسی «Personality» است که از کلمه «Persone» اقتباس شده است و به معنی نقاب یا ماسکس است که بازیگران تئاتر در یونان قدیم به صورت خود می بستند. به مرور، معنای آن گسترده تر شد و نقشی که بازیگر اجرا می کرد را نیز، در بر گرفت. بنابراین، مفهوم اصلی و اولیه شخصیت، تصویری صوری و اجتماعی است و بر اساس نقشی که فرد در جامعه بازی می کند، ترسیم می شود. یعنی در واقع، فرد به اجتماع خود شخصیتی را ارائه می دهد که جامعه بر اساس آن، او را ارزیابی می نماید(14). در حال حاضر تعریف واحدی از شخصیت، که مورد توافق همگان باشد وجود ندارد. بعضی از روانشناسان شخصیت، جنبه های بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی کنش انسان را مطالعه می کنند. گروهی دیگر به افراد و رفتار مشهود آنها توجه می کنند. بعضی دیگر، شخصیت را با توجه به ویژگی هایی چون فرآیندهای ناهوشیار تعریف می کنند که به طور مستقیم قابل مشاهده نیستند و باید از رفتار استنباط شود و سرانجام، بعضی از روانشناسان، شخصیت را تنها از طریق ارتباط های متقابل افراد با یکدیگر و یا نقش هایی که در جامعه بازی می کنند، تعریف کرده اند. بنابراین دامنه تعاریف احنمالی شخصیت، از فرآیند های احتمالی ارگانیسم تا رفتارهای مشهود ناشی از تعامل افراد، در نوسان است (11). به همین سبب، از شخصیت تعاریف مختلفی ارائه شده است. برای مثال، کارل راجرز، شخصیت را یک خویشتن سازمان یافته دایمی می داند که محور تمامی تجربه های وجودی ماست. آلبورت، شخصیت را مجموعه ای از عوامل درونی که تمام فعالیت های فردی را جهت می دهد، تلقی می کند.

    جی. بی. واتسون، شخصیت را مجموعه سازمان یافته ای از عادات می پندارد و جورج کلی، یکی از روانشناسان شناختی معاصر، روش خاص هر فرد را در جستجو برای تفسیر معانی زندگی، شخصیت وی می داند. برداشت های متفاوت از مفهوم شخصیت، به وضوح نشان می دهد که معنای شخصیت در طی تاریخ بسیار گسترده تر از مفهوم تصویر صوری و اجتماعی اولیه آن شده است. بر اساس تعاریف فوق، در تعریف نسبتأ جامعی از شخصیت، می توان گفت: «شخصیت، مجموعه سازمان یافته و واحدی متشکل از خصوصیات نسبتأ ثابت و پایدار است که بر روی هم، یک فرد را از فرد یا افراد دیگر متمایز می سازد» (14).

مطلب مرتبط :   اصول ارزیابی استراتژی

    نظریه های زیادی در شخصیت وجود دارد و تعریف شخصیت از دیدگاه هر دانشمند و یا هر مکتب و گروهی، به نظریه یا تئوری خاص آن بستگی دارد. فروید عقیده دارد که شخصیت از نهاد، خود و فراخود ساخته شده است. در نظریه فرویدف نهاد، کلیه بنیاد های زیستی انسان را بازنمایی می کند. نهاد بر اساس اصل لذت عمل می کند و در پی ارضای کامل و فوری است. به طوری که دلیل و منطق، ارزس ها، معنویات و اخلاقیات را نمی شناسد خودخواه و لذت جو است. فراخود، نقطه مقابل نهاد و بیانگر بخش اخلاقی کنش انسان است و شاملایده هایی است تقلا می کند و تنبیه هایی است که هنکام تخلف از آنچه اخلاقی است، انتظار دارد. سومین ساختار این نظریه، خود است. در حالی که نهاد در پی کسب لذت است و فراخود کمال جو است خود، واقع بین بوده و تمایلات نهاد را بر اساس واقعیت و خواسته های فراخود، بیان و ارضا می کند و آن دسته از تمایلات نهاد، را که با واقعیت خارج تضاد دارد، تعدیل، ثبت و ضبط می کند. یعنی ارضای غرایز تا فراهم شدن شرایط مطلوب به تعویق می افتد تا بیشترین لذت یا کمترین نتایج منفی به دست آید. فروید معتقد است که «خود» بخش سازنده شخصیت است (11) .

    عوامل ایجاد کننده شخصیت دو دسته اند، عوامل وراثتی که به وجود آورنده ویژگی های جسمی هستند و عوامل محیطی که زمینه ساز رشد و توسعه جنبه های وراثتی و ایجاد کننده بسیاری از خصوصیات اکتسابی شخصیت می باشند. تعیین اینکه کدام یک از این دو عامل، نقش مهمتری در ایجاد شخصیت دارند، کار غیر ممکنی است. زیرا هر دو عامل وراثت و محیط غالبأ باهم در تعامل بوده و هر دو در تعیین شخصیت افراد نقش دارند. هر فرد با مجموعه ای از قابلیت ها و ظرفیت ها برای پیدا کردن شخصیت خاصی به دنیا می آید، اما این محیط اوست که تعیین می کند این قابلیت ها و ظرفیت ها به چه میزانی شکوفا شده و به ظهور می رسند و بالاخره، تعامل این دو عامل، شخصیت خاصی را در فرد پایه ریزی می کند ( 15).

مطلب مرتبط :   چه کسانی تعهد سازمانی بالاتری دارند؟

    شناخی شخصیت هم از جنبه ارضای حس کنجکاوی و هم از نظر روابط متقابل اجتماعی دارای اهمیت است. آگاهی از ویژگی های شخصیتی کودکان برای والدین اهمیت دارد، زیرا نحوه رفتار و برخورد با آنها را در دوره هار مختلف رشد تعیین می کند. برای معلمان و مربیان، این شناخت می تواند در چگونگی برخورد و حتی چگونگی دادن اطلاعات به شاگردان در سنین مختلف مؤثر باشد و بالاخره این شناخت می تواند برای پیشگیری از برخی مسائل رفتاری و اخلاقی نیزمورد استفاده قرار گیرد( 15).

    بدون تردید مطالعه و بررسی هیچ یک از ابعاد وجودی انسان، بدون مطالعه شخصیت وی امکان پذیر نیست و برای مطالعه شخصیت نیز توجه به مفهوم خود که هسته اصلی شخصیت می باشد، ضرورتی اجتناب نا پذیر است. رفتاری که هر فرد در موقعیت های مختلف از خود نشان می دهد به طور مستقیم تحت تأثیر تصور و پنداری است که وی از کل وجود خود دارد. وقتی فرد نسبت به کل وجود خود اعم از ویژگی های ظاهری، توانایی های دهنی و جسمی، ادراک و تصور منفی داشته باشد، این برداشت منفی در مجموعه اعمال و رفتارش منعکس می گردد و باعث می شود که وی در تعامل با دیگران یا در مواجهه با موقیت های محروم کننده، نتواند سازگاری لازم را از خود نشان دهد.(2)

 

92

دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~