مدل هرمی موانع سه گانه مشارکت

مدل هرمی موانع سه گانه مشارکت

مدل هرمی موانع سه گانه مشارکت

کرافورد، جکسون و گادبی[1]  (1993) یک مدل سلسله مراتبی ارائه و در آن نشان دادند که عوامل بازدارنده درسلسله مراتبی از مراحل تصمیم گیری قرار می گیرند و فرد این عوامل را در سلسله مراتب به ترتیب با اولویت عوامل بازدارنده فردی، بینفردی و ساختاری تجربه می کند آنان معتقدند “مشارکت وابسته به عوامل بازدارنده است، نه اینکه نبود عوامل بازدارنده به معنی مشارکت باشد (گرچه این حالت ممکن است برای بعضی افراد صحت داشته باشد)، مشارکت در نتیجه غلبه بر این عوامل حاصل می شود. چنین غلب های شاید شکل مشارکت را تغییر دهد، ولی مانع آن نمی شود”(آقایی و فتاحیان 1391 ).

 

 

2-7-1عوامل بازدارنده

عوامل بازدارنده فردی عواملی هستند که با حال تهای روانی فرد سروکار دارند و بر ارجحیت اوقات فراغت او تأثیر می گذارند، ولی در رابطه بین ارجحیت و مشارکت دخالت ندارند، مانند استرس، افسردگی، اضطراب، تمایلات مذهبی، خویشاوند بودن و خویشاوند نبودن افرادی که نگرش خود را مطرح می کنند، اولویتهای اجتماعی برای شرکت در فعالیت های خاص اوقات فراغت، درک میزان مهارت شخصی، ارزیابی خود فرد ازمناسب بودن یا در دسترس بودن فعالیتهای مختلف اوقات فراغت.

 

2-7-2 عوامل بازدارنده بین فردی

عوامل بینفردی حاصل کنشهای بین فردی یا رابطه بین خصوصیات فردی است. این عوامل یا حاصل عوامل فردی است که همسران با خود به روابط زناشویی می آورند و در نتیجه بر مشارکت مشترک درفعالیت های اوقات فراغت خاص اثر می گذارند یا موانعی هستند که به عنوان نتیجه روابط و تعامل همسران یا دوستان پیش می آیند. موانعی از این نوع ممکن است هم بر ارجحیت و هم بر مشارکت در فعالیتهای  مشترک اوقات فراغت و همراهی کردن در فعالیت های اوقات فراغت اثر بگذارند(آقایی و فتاحیان 1391 ).

 

2-7-3 عوامل بازدارنده ساختاری

عوامل ساختاری به عنوان عوامل مداخله گر بین ارجحیت اوقات فراغت و مشارکت عمل می کنند، مانند وضعیت چرخه زندگی خانواده، منابع مالی خانواده، فصل، هوا، برنامه زمانی کار، دسترسی به فرصت ها  (وآگاهی از این دسترسی ( و نگرش افرادی که در مورد مناسب بودن فعالیت های معینی نظر می دهند. این عوامل را می توان از نوع عوامل بازدارنده خارجی در نظر گرفت. بنابراین، بر اساس این مدل هرمی، در رأس هرم موانع درون فردی قرار می گیرند و این بدان معناست که عوامل بازدارنده فردی از سایر عوامل مهم تر هستند و در اولین اولویت قرار دارند. سپس عوامل بین فردی ودرنهایت ساختاری قرار    می گیرند (شکل1).  در واقع با توجه به این مدل ترتیب موانع مشارکت ورزشی به این صورت خواهد بود 1) عوامل بازدارنده درونفردی 2) عوامل بازدارنده بینفردی 3)عوامل بازدارنده ساختاری (آقایی و فتاحیان 1391 ).

مطلب مرتبط :   نقش فن­آوری در جذب منابع

 

[1] Crawford, Jackson, & Godbey

لذت بردن از ورزش

لذت ورزشی ، پاسخ موثر و مثبت به مشارکت در فعالیتهای ورزشی بر مبنای تجارب ورزشی قبلی است که منعکس کننده احساسات و عواطف عمومیت یافت های مبتنی بر خوشایندی، برقراری ارتباط و تفریح وسرگرمی باشد . شیور بیان می کند که تعهد ورزشی، به تجارب جذاب در ورزش و عوامل انگیزه دهنده به ادامه ورزش در بین افراد وابسته است. بررسی ها نشان داده که ورزشکاران به صورت مستمر میل به لذت بردن، تفریح کردن و سرگرم شدن را به عنوان محرکهای مهم شرکت در فعالیت های ورزشی مطرح می نمایند . ورزشکاران حرفه ای ، ارتباط مثبتی را بین لذت و میل به تداوم مشارکت در ورزش بیان کرده اند؛ چنان که کسب لذت بالاتر در ورزش، سبب تعهد بیشتر به ادامه مشارکت در ورزش می گردد لذت بردن از ورزش آشکارا به عنوان پیش بین قوی برای مشارکت کودکان ، نوجوانان و بزرگسالان بوده و عامل تعیی نکننده مهمی در تصمیم گیری افراد برای ادامه مشارکت در فعالیتهای ورزشی و بدنی می باشد(پارسا مهر 1390 ).

 

2-7-5 محدودیت های اجتماعی

محدودیت های اجتماعی به عنوان انتظارات یا هنجارهای اجتماعی ای که احساس تعهد به اطاعت برای ادامه فعالیتی خاص را به دنبال دارند، تعریف می گردند. متغیر محدودیتهای اجتماعی، بیانگر احساس فشار اجتماعی برای مشارکت در فعالیتی خاص می باشد. هرچه فشار از طرف دیگران برای تداوم مشارکت در فعالیتهای ورزشی بیشتر باشد، مشارکت در ورزش بیشتر می گردد. اگر شخص قرار باشد از ورزش دست بکشد، سعی می کند از اثرات منفی اجتماعی کنار گذاشتن ورزش اجتناب نماید. در تعریف نهایی فشارهای، است پیوستگی آن قطع گردد، اشاره می شود (همان منبع ).

مطلب مرتبط :   عوامل مؤثر در پیاده سازی موفقیت آمیز روش کارت امتیازی متوازن

 

2-7-6 فرصتهای مشارکت

این متغیر به عنوان فرصتهای با ارزشی که فقط از طریق مشارکت در ورزش ارائه می گردند ، تعریف می شود. این فرصتها می توانند به صورت عینی(بیرونی) شانس کسب مهار تهای ورزشی یا شانس همراهی با دوستان بودن را شامل شوند. همچنین می توانند به صورت ذهنی شامل این باور باشد که بازی در یک رشته ورزشی خاص، تنها راه دستیابی به فرصت های دیگر می باشد. متغیر فرصتهای مشارکت در ورزش، ازجنبه های زیادی مربوط به سرمایه گذاری عینی است. این عامل نشان می دهد که منافع عینی ادراک شده مربوط به مشارکت ورزشی، می تواند به عنوان یک عامل تعیی نکننده در حفظ و ادامه مشارکت در ورزش موثرباشد. از عامل فرصتهای مشارکت انتظار می رود، منافعی مانند؛ برقراری روابط دوستانه، کنش متقابل مثبت با بزرگسالان، کسب تبحر در مهارتهای ورزشی، تغییر در ظاهر بدن و افزایش سلامت را برای افراد بدنبال داشته باشد. علی رغم فواید مطلوب ورزش مستمر که با سلامتی و تندرستی افراد در ارتباط هستند، دربسیاری از کشورها کم تحرکی در زندگی افراد در حال افزایش می باشد . با توجه به این مسئله، شناخت انگیزه های مرتبط با مشارکت مستمر در فعالیتهای ورزشی و عوامل تعیین کننده آن، در جوامع امروزی از اهمیت زیادی برخوردار می باشد(همان منبع  ) .

92

دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~