مدیریت جریان مواد در SCM

مدیریت جریان مواد در SCM

مدیریت جریان مواد در SCM

اهمیت مدیریت مؤثر جریان مواد در طول زنجیره تأمین (شکل)، در سال­های اخیر به وسیله مجریان صنایع و دانشگاهیان درک شده است. هزینه­های مرتبط با مواد، اهمیت ویژه­ای برای این مجریان داشته است. متخصصان صنایع تخمین می­زنند که هزینه­های جریان مواد در زنجیره تأمین، سهم بزرگی از هزینه­های عملیاتی را در بسیاری از سازمان­ها به خود اختصاص می­دهد، به طوریکه در برخی صنایع این هزینه تا 75 درصد کل بودجه عملیاتی را شامل می­شود. یکی از اهداف مهم مدیریت زنجیره تأمین، بهبود موقعیت جریان مواد در طول زنجیره تأمین از دید مصرف­کننده نهایی، توأم با کاهش همزمان هزینه­های زنجیره تأمین است.

ایجاد زنجیره­های تأمین یکپارچه­ای که مواد مورد نیاز مشتریان نهایی و سازمان­های عضو زنجیره تأمین را به مقدار مورد نیاز، در شکل و طرح مطلوب، با مستندسازی مناسب، در مکان و در زمان مطلوب و با کمترین هزینه ممکن تدارک ببیند، در بطن فعالیت­های مدیریت زنجیره تأمین قرار دارد. زمانی که سازمان­ها به ایجاد و مدیریت چنین زنجیره تأمین یکپارچه­ای اقدام می­کنند، عوامل کلیدی زیر را باید مدنظر قرار دهند:

  • شناخت زنجیره­های تأمین موجود
  • مهندسی مجدد لجستیک زنجیره تأمین
  • تشخیص اهمیت زمان
  • ایجاد یک سیستم اندازه­گیری عملکرد برای زنجیره تأمین

 

 

 

 

 

 (منبع، غضنفری و فتح­اله، 1389، ص 257)

شکل 2-2 مدل زنجیره تأمین یکپارچه

مشتریان
تأمین کنندگان رده اول
تأمین کنندگان رده دوم
تأمین کنندگان رده دوم
تأمین کنندگان رده دوم
تأمین کنندگان رده اول
فروشندگان خرد
مراکز توزیع
مونتاژ/تولید
تأمین کنندگان رده اول
جریان محصول و مواد

جریانهای اطلاعاتی و مالی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

2-9- یکپارچه­سازی زنجیره تأمین

محققان به این مهم پی­برده­اند که SCI نوآوری بسیار مهمی در مدیریت زنجیره تأمین به وجود آورده و رمز جدیدی از فرصت­ها در افزایش عملکرد شرکت به شمار می­رود (داسیلوا و آرکادِر، 2007). مطالعات پیشین به SCI به عنوان سازه­ای از ابعاد مختلف نگریسته­اند و بر اهمیت شناسایی ابعاد SCI به هنگام ارزیابی اثرات آن بر عملکرد شرکت، تأکید کرده­اند (فلاین و همکاران، 2010). برای مثال لائو و همکاران (2010) استدلال کرده­اند که SCI «مستلزم تحلیل تجربی جزئی شده» است چون دربردارنده­ی فرآیندهای سازمانی چندگانه است که عرضه­کنندگان، واحدهای عملکردی داخلی و مشتریان را ادغام و یکپارچه می­کند.

برای مثال کولپ و همکاران (2004)، ادعا کرده­اند که فرآیند همکاری، به عنوان اشتراک­گذاری اطلاعات، بعد اصلی SCI است. به طور مشابه، شاین و رابینسون (2005) به اشتراک­گذاری اطلاعات و هماهنگی در تصمیم­گیری را به عنوان دو بعد اصلی یکپارچه­سازی زنجیره تأمین در سطح عملیاتی تعریف کرده­اند. پیرو این محققان، SCI سازه­ای متشکل از به اشتراک­گذاری اطلاعات و هماهنگی عملیاتی است. به اشتراک­گذاری اطلاعات منعکس کننده­ میزان شفافیت اطلاعات و دسترسی مستقیم و به هنگام به اطلاعات است. در مقابل، هماهنگی عملیاتی حوزه­ای است که شرکتها به تبادل تصمیمات صحیح، دانش و منابع در طول زنجیره تأمین به منظور ساده کردن فعالیت­های مربوط به زنجیره تأمین می­پردازند. هماهنگی عملیاتی منعکس کننده­ محدوده­ای است که یک شرکت با شرکای کانال جهت برآورده ساختن تقاضاهای مشتری و جستجوی فرصت­های جدید برای اجرای خودکار وظایف، همکاری می­کند و هماهنگ است (ساندرز، 2007). به عبارت دیگر به اشتراک­گذاری اطلاعات دربرگیرنده­ی به اشتراک­گذاری اطلاعات حیاتی و اختصاصی در میان شراکای زنجیره تأمین است، در حالی که هماهنگی عملیاتی دربرگیرنده­ی چگونگی بهره­گیری مشترک شرکتها از دانش حاصل از به اشتراک گذاری اطلاعات و تغییر فرآیندهای کسب و کار به صورتی که نیاز دارند، است.

در ادبیات موجود محققان نشان داده­اند که این دو بعد SCI می­توانند به عنوان پیش­بینی کننده­ مهم عملکرد شرکت مادر باشند. برای مثال شواهد تجربی نشان می­دهد که به اشتراک­گذاری اطلاعات در زنجیره تأمین به شرکتها در بهره­مندی از مزیت­های رقابتی به طرق مختلف نظیر افزایش حساسیت نسبت به روندهای بازار و تقاضاهای مشتری، کاهش چرخه­ زمانی کلی و هزینه­ موجودی­ها و دست­یابی به ایده­های نوآورانه برای محصولات/ خدمات، کمک می­کند (کولپ و همکاران، 2004؛ لائو و همکاران، 2010). علاوه براین ساندرز (2008) بیان کرده است که هماهنگی عملیاتی منجر به عملکرد باصرفه، سریع، مطمئن و دارای خطای کم زنجیره تأمین می­گردد که شرکتها را در واکنش و پاسخ­گویی سریع و دقیق به نااطمینایی­های بازار، یاری می­رساند.

مطالعاتی که به بررسی چگونگی اثرات SCI بر عملکرد شرکت پرداخته­اند، بیشتر در بستر اقتصادهای دارای بازارهای پیشرفته و کامل صورت گرفته­اند؛ بنابراین نتایج و دانش حاصل از کارهای قبلی ممکن است به صورت مستقیم در بستر اقتصادهای در حال توسعه بخاطر تفاوت­های میان بازارهای پیشرفته و اقتصادهای در حال توسعه، کاربردی نباشد (کای و همکاران، 2010). به همین خاطر، درک و شناخت تأثیرات SCI در اقتصادهای در حال توسعه به طور کلی و ایران به طور خاص، محدود است. به علاوه یافته­های تحقیق تجربی درباره­ی ارتباط بین SCI و عملکرد شرکت، ترکیب شده هستند، که این امر نیز جای بحث دارد. برای مثال برخی از مطالعات رابطه­ معنادار و مثبت و برخی دیگر رابطه­ بی­معنایی میان این دو نشان داده­اند. این ناسازگاری ایجاب می­کند تا به شناسایی اثرات عوامل ضمنی بپردازیم. به طور خاص، در اینجا ممکن است که تعدیل­گرها و میانجی­هایی باشند که بر چگونگی تأثیرات SCI بر عملکرد شرکت، تأثیر می­گذارند. به طور خلاصه، با توجه به اینکه مدیریت زنجیره تأمین برای موفقیت شرکتهای ایرانی لازم و ضروری است، چگونگی اثرات SCI بر عملکرد شرکت در ایران نیاز به بررسی دقیق و موشکافانه دارد. علاوه بر این، به منظور شناسایی مکانیسم­ها و ساز و کارهای اثرگذار SCI، عوامل ضمنی نظیر جهت­گیری بازار، به عنوان تعدیل­گر و میانجی رابطه­ SCI– عملکرد، بایستی مورد توجه و بررسی قرار گیرد.

مطلب مرتبط :   نظریه های رضایت شغلی

92

دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~