منبع تحقیق با موضوع رفتارگرایی، شناخت گرایی، تکنولوژی، تکنولوژی آموزشی

منبع تحقیق با موضوع رفتارگرایی، شناخت گرایی، تکنولوژی، تکنولوژی آموزشی

منبع تحقیق با موضوع رفتارگرایی، شناخت گرایی، تکنولوژی، تکنولوژی آموزشی

، مکتب دیگری تحت عنوان مکتب رفتاری- شناختی پایه‌ریزی کردند. بندورا۳۹ ، ماهونی۴۰ و آرنکوف۴۱ از جمله این روانشناسان هستند. از نظریات دیگری که بعد از این مکاتب شکل گرفت، می‌توان به نظریه عصبی فیزیولوژیک یادگیری و نظریه خبرپردازی اشاره کرد.
هر یک از نظریات یادگیری بر طبق اصول وراهبردهایی که برای یادگیری ارائه می‌دهند؛ نگرش خاصی به بهره‌گیری از رسانه‌های آموزشی دارند. از این رو ابتدا به معرفی اجمالی برخی نظریات پرداخته سپس نگرش رسانه‌ای هر نظریه مطرح می‌گردد.
الف- نظریه یادگیری رفتارگرایان
نظریه رفتارگرایی پائولوف
آنچــه امروز به نظریه‌ی شرطی سازی پاسخگر، کلاسیک یا پاولفی شهـــرت دارد از پژوهش‌های دانشمند روسی به نــام  ایـوان پترویچ پاولف است که در آغاز قرن بیستم میلادی انجام گرفت. پاولف پژوهش‌های اولیه خود را با بازتاب‌ها و تاثیر تجارب یادگیری بر آنها انجام داد. بنا به تعریف ، بازتاب به رابطه ساده بین یک پاسخ عضلانی یا غددی و محرکی که از طریق تاثیر گذاری بر یکی از اعضای حسی آن پاسخ را تولید می‌کند؛ گفته می‌شود. شرطی کردن کلاسیک گاهی برای توضیح یادگیری پاسخ‌های هیجانی مفید است. از این رو معلمان باید بدانند در مدرسه چه چیز با چه چیز جفت می شود تا موقعیت‌هایی را که هیجان‌های مثبت ایجاد می کند؛ افزایش دهند و موقعیت‌هایی را که احساسات منفی بوجود می آورد کاهش دهند .
سایر نظریه‌های رفتارگرایی
برخی از نظریات رفتار گرایی به اختصار مورد اشاره قرار می‌گیرند:
نظریه رفتارگرایی واتسون بر این اصل مبتنی است که یادگیری حاصل شرطی شدن کلاسیک بازتاب‌های ساده می باشد . می توان واتسون را طرفدار وجود بازتاب‌های شرطی و محیط نگری دانست، عقیده به این که تفاوت‌های فردی حاصل تجربه است نه وراثت . نظریه شرطی شدن کلاسیک واتسون ممکن است به توضیح یادگیری بعضی نگرش‌ها و واکنش‌های هیجانی و نیز بعضی مهارت‌های ساده کمک کند .
 به نظریه گاتری نظریه یـادگیری یک کوششی گفته که مبتنی است بر تداعی از طریق مجـاورت . گاتری معتقد بود که عادت‌ها هرگز از بین نمی روند اما می توانند به سه روش جای خود را به عادت‌های دیگری بدهند : روش آستانه، روش خستگی و روش محرک‌های ناهمساز.
 ثرندایک نیز با ارئه قانون اثر مفهوم تقویت را به نظریه یادگیری وارد کرد. قانون اثر می‌گوید: پاسخ‌هایی که رضایت در پی داشته باشند با محرک‌هایی که پیش از آنها آمده است پیوند می‌یابند. از نظر ثرندایک یادگیری عبارت است از حـک شدن پیـوند‌های  محرک – پاسخ ، فراموشی عبارت است از زدوده شدن پیوندها .
در مکتب رفتارگرایی اندیشمندانی چون گانیه و بریگز معتقد بودند که آموزش در حقیقت «ایجاد شرایط یادگیری» برای دانش‌آموزان است لذا سه راهبرد آموزشی را موثر می‌دانستند که عبارتند از:
– جلب توجه دانش‌آموزان به موضوع
– یادآوری اطلاعات یادگرفته شده
– انتقال یادگرفته‌ها به موقعیت حقیقی (بنی‌طبائی،۱۳۸۹،ش۸، ۱۶، ص۹)
بدیهی است استفاده از رسانه‌های یاددهی-یادگیری از مهمترین عوامل جلب توجه در این نظریه محسوب می‌شوند. نظریه رفتاری رابرت گانیه (۱۹۷۷) به لحاظ تاریخی ازمیان نظریه‌هایی که کاربرد فناوری در فرایندهای آموزش و یادگیری را تایید می‌کنند، بیشترین تاثیر را بر نظام‌های آموزشی داشته است.
این نظریه طی چند دهه و به ویژه در طراحی مواد آموزشی شنیداری-دیداری، راهکارهای اصلی را ارائه کرده و پشتوانه محکم و مشوق بسیاری از راهبردهایی بوده که در مقوله یاددهی-یادگیری، طراحی و اجرا شده است. پیدایش ماشین‌های تدریس و کتاب‌های درسی برنامه‌ریزی شده و مجموعه بسته‌های شنیداری-دیداری و نظایر آنها از پیامدهای همین نظریه است.
اساساَ بسیاری از اندیشمندان معتقدند در وهله اول، تکنولوژی آموزشی از لحاظ زیربنای روان‌شناسی، حاصل دستاوردهای رفتارگرایی و پراگماتیزم اجتماعی بوده است. زیرا هر دو نظریه به آموزش و پرورش کاربردی تمایل داشتند و موضوع تربیت را تغییر رفتار افراد مورد تعلیم به رفتارهای مطلوب می‌دانستند. تکنولوژی آموزشی، در واقع در چنین فضایی به وجود آمد. از تکنولوژی آموزشی برای ارزان‌سازی، آسان‌سازی و راحت‌سازی انجام کار، انتقال دانش و دسترسی به اطلاعات استفاده شد و یک سلسله خاستگاه‌هایی به وجود آمدند که بیش‌تر با اهداف سرعت‌دهی و سهولت و راحتی کار و فعالیت‌های یاددهی و یادگیری در فضای آموزشی تناسب دارند. (افضل‌نیا، ۱۳۸۸، ش۳، ۸ ، ص ۲۶)
در واقع می‌توان گفت: مبانی آموزشی فناوری آموزشی، براساس نظریه‌ی روان‌شناسی رفتارگرایی تکوین یافته است. در حالی که مبانی آموزشی فناوری یادگیری، بر پایه‌ی یافته‌های علمی روان‌شناسی شناختی و رویکرد ساختن گرایی شکل گرفته است. یعنی نظریه رفتارگرایی به بهره‌گیری معلم از رسانه‌ها توجه داشته و نظریه شناخت گرایی به زمینه‌ها و امکاناتی که فناوری یادگیری برای ارتقای کیفیت فرایند یادگیری و ایجاد محیط یادگیری مناسب و فعال به وجود می‌آورد، توجه می‌نماید. وتلاش می‌کند تا این زمینه‌ها و امکانات را به صورت برنامه و نرم‌افزارهای آموزشی، با عنوان «منابع یادگیری» منتشر نمایند. (Sausa, 2003, 86)
آموزش، زمانی موفق‌تر است که با چگوگی یادگیری مغز سازگار و هماهنگ باشد. مغز انسان همیشه تحت تاثیر عوامل محیطی یاد می‌گیرد و عملکرد آن در قبال یادگیری، ‌به برقراری شرایط لازم و کافی منوط است که به هنگام یادگیری فراهم می‌شود. مغز برای تفکر در سطوح متفاوت، از آسان به مشکل قابلیت دارد و نباید آن را فقط در سطوح پایین تفکر مثل دانش و فهم و درک، محدود کرد. اگر طبقه‌بندی شش‌گانه‌ی بلوم از قابلیت‌های ذهنی به هنگام یادگیری را بپذیریم، باید راهبردهای بهینه‌ی یاددهی با استفاده از سطو ح بالای قابلیت‌های ذهنی را بشناسیم تا بتوانیم به بهترین وجه ممکن، فرایند یاددهی-یادگیری را مدیریت کنیم. (رئیس دانا، ۱۳۸۶،ش۶، ۳۷، ص ۱۹)
ب- نظریه یادگیری شناخت گرایان
در مکتب شناخت گرایی فرایندهای شناختی بیشتر مورد توجه هستند. این فرایندهای شناختی، از جمله ادراک امور، سازمان دادن اطلاعات، تجزیه و تحلیل اطلاعات، کسب دانش، درک معنی و ایجاد انتظارات مستقیماَ قابل مشاهده نیستند. به باور روان شناسان شناختی، یادگیرنده در نتیجه یادگیـری در ذهن یا حافـظه‌ی خود یک ساخت شناختی تشکیل می‌دهد که در آن اطلاعات مربوط به رویدادهای مختلف نگهداری می‌شوند و سازمان می‌یابند. بنابراین از نظر این روان شناسان، یادگیری ایجاد تغییر در رفتار آشکار نیست، بلکه ایجاد تغییر درساخت شناختی و فرایند ذهنی است.
نظریه یادگیری گشتالت
نظریه‌های گشتالتی سردسته و بنیان گذار مکتب شناخت گرایی به حساب می‌آیند. روان شنا سان پیشاهنگ نظریه  گشتالتی چهار دانشـمند آلمـانـی با نام‌های ماکـس ورتایـمر، ولفگـنگ کهـلر، کرت کافکا و کرت‌لوین بوده‌اند که از میان آنـها ورتایمر بنیانگذار رسمی این نظریه به حساب می‌آید. از دیگر نظریه‌پردازان این مکتب می‌توان از نظری‌های برونر، ویگوتسکی، پیاژه و آزوبل نام برد.  (لطفی و حسینی، ۱۳۸۸،ش۴، ۵۴، ص۱۳)
منظور از گشتالت یک اصطلاح آلمانی و به معنی شکل، انگاره یا طرح است. اما این اصطلاح برای گشتالتیها بیش از اینها معنــی می‌دهد. منظور از گشتالت در روانشناسی گشتالتی آن است که «کل از اجزای تشکیل دهنده آن بیشتر است.» یعنی کل دارای خواص و ویژگیهایی است که در اجزای تشکیل دهنده آن یافت نمی‌شود، و از خیلی جهـات کل تعیین کننده خصوصیات اجزاست . نه برعکـس ورتایمر ( ۱۹۴۵) دراین‌باره گفته است: « موقعیت‌هایی یافت می شوند که در آنها آنچه بطور کلی رخ می‌دهد از ویژگیهای اجزای جدا شده آن قابل استنبـاط نیست؛ اما برعکس، آنچه در مـورد جزئی از کل اتفاق می‌افتـد در بسیاری موارد مشخص، با توسل به قوانین ساخت درونی کل، قابل تشخیص است».
بنابراین بر اساس نظریه یادگیری گشتالت، یادگیری عبارت است از بینش حاصل از درک موقعیت یادگیری به عنوان یک کل یکپارچه، و آن هم از طریق کشف روابط میان اجزای تشکیل‌دهنده موقعیت یادگیری حاصل می‌شود. بنابراین عنصر اصلی یادگیری در اساس نظریه شناختی را قانون تعادل روانی تشکیل می‌دهد. بنابراین هر انسانی در تلاش است تاکل وجود او از نظامی متعادل وپایدار برخوردار باشد. ولی یادگیری یعنی مواجه شدن با آنچه تا به حال ناشناخته بوده است تعادل فرد را بهم زده زمینه ایجاد تعادلی جدید را در او فراهم می‌کند. پس در نظریه شناختی یادگیری فرایندی است که باعث فروپاشیدگی تعادل فعلی فرد می‌شود و او می‌کوشد تابه یک تعادل روانی تازه دست پیدا کند.
در روانشناسی گشتالت؛ پی بردن به ادراکِ ارتباط است که موجب رفتارِ معنادار می‌شود. و به دو عاملِ تصویر و زمینه توجه خاصی نشان می‌دهند و یادگیری را در نظر اول از برآیندِ این دو عامل میسر می‌دانند.
از این رو در نگرش گشتالتی، در امر یادگیری وسایل آموزشی عبارت از آن چیزهایی هستند که شاگرد با آن‌ها آشنایی دارد. مانند: معلم، دوستان، بستگان و موجوداتی که رنگ و شکل خاصی دارند و به طور کلی تمامی آن چیزهایی است که محیط مادی و محسوس شاگرد را تشکیل می‌دهد.
نظریه یادگیری معنی‌دار کلامی (آزوبل)
 دیو آزوبل (۱۹۶۳ ـ ۱۹۶۸) واضع یکی از نظری‌های معروف شناختی است که نظریه یادگیری معنی دار کلامی نام دارد. ارتباط این نظریه با یادگیری آموزشگاهی بیشتر از سایر نظریه‌های یادگیری است زیرا این نظریه در اصل برای توجیه و تبیین مسائل یادگیری کلامی مربوط به مطالب درسی تدوین شده است. آزوبل این نظریه را در چندین اثر خود بویژه در کتاب روانشناسی پرورشی با دید شناختی معرفی کرده است. به نظر آزوبل یادگیریهای غیر آموزشگاهی مانند یادگیـری حیوانی، شرطی سازیها، یادگیری طوطی‌وار و سایر انواع یادگیری آزمایشگاهی غالبا با تکالیف یادگیری آموزشگاهی بی‌ارتباط‌اند. برای او یادگیرش اصیل آموزشگاهی همان یادگیری معنی‌دار کلامی است. (http:daneshnameh.roshd.ir, 91)
 بنابر نظریه آزوبل، ساخت شناختی هر فرد بصورت یک هرم فرضی درست شده است که در آن کلی‌ترین مسائل و مفاهیم در رأس هرم قرار دارند، و مفاهیم و مطالبی که از کلیت و جامعیت کمتری برخوردارند در میانه هرم، و بیشترین مقدار اطلاعات جزیی و دانش واقعیتهای مشخص در قاعده این هرم واقع هستند. در این هرم یا سلسله مراتب ساخت شناختی، هر مطلب از مطالبی که پایین‌تر از آن قرار دارند کلی‌تر، انتزاعی‌تر و خلاصه‌تر است. وقتی که اطلاعات و یادگیریهای فرد در یک زمینه تحصیلی به میزان قابل ملاحظه‌ای گستـرش یابد منجر به ایجاد یک چنین هرم ساخت شناختی می‌شود.
معنی در نظریه آزوبل جایگاه مهمی دارد. معنی وابسته است به وجود نوعی قرینه یا معادل ذهنی در ساخت شناختی. یعنی وقتی که

مطلب مرتبط :   تحقیق رایگان درموردشبکه عصبی، شبکه عصبی مصنوعی، پرسپترون چند لایه، حل مسئله

admin2

No category

No description. Please update your profile.

You must be logged in to post a comment