گرایشات کارآفرینانه و ابعاد کارآفرینی

گرایشات کارآفرینانه و ابعاد کارآفرینی

گرایشات کارآفرینانه و ابعاد کارآفرینی

گرایشات کارآفرینانه و ابعاد کارآفرینی

گرایشات کارآفرینانه در سازمان به درگیری شرکت در فعالیتهای کارآفرینانه اشاره دارد. هر چند برای کارآفرینی ابعاد زیادی توسط محققان مختلف ارائه شده است، ولی مبنای کار ما در این تحقیق بر اساس مطالعات است:

  • توانایی بهره برداری از فرصت
  • پذیرش پروژه هایی با ریسک بالا
  • عکس العمل سریع نسبت به رقبا و سرعت در ارائه کالا و خدمات جدید با توجه به فرصتهای موجود.

این سه شاخص برای کارآفرینی در اکثر نوشته های مربوط به کارآفرینی وجود دارد، به خصوص دو عامل ریسک و فرصت، برای مثال:

الف)  ابعاد کارآفرینی از نظر هیسریچ (2001):

– مخاطره‌پذیری کسب و کار جدید

– نوآوری

– پیشگامی

1-  مخاطره‌پذیری کسب و کار جدید ویژگی‌های برجسته کارآفرینی است چون از طریق تعریف مجدد محصولات یا  خدمات شرکت یا توسعه بازارهای جدید. منجر به ایجاد کسب و کار جدید داخل یک سازمان موجود می شود و در شرکتهای برزگ باعث شکل دهی بیشتر واحدهای مستقل یا نیمه مستقل، ایجاد واحد کسب و کار مستقل و جریان‌های جدید می‌باشد. در همه سازمانها بدون توجه به اندازه شان بعد مخاطره پذیری کسب و کار جدید اشاره به ایجاد کسب و کار جدید داخل سازمان موجود بدون توجه به سطح استقلال می‌کند.

2- ‌ بعد نوآوری به نوآوری در خدمات و محصول با تاکید بر توسعه و نوآوری در تکنولوژی اشاره می‌کند. کارآفرینی سازمانی شامل توسعه محصول جدید،‌ بهبود محصول و فرآیندهای جدید تولید می‌باشد .

 

3-  بعد بازآفرینی منعکس کننده تغییر و تحول سازمان از طریق بازسازی در ایده‌های کلیدی است و به معنی تغییر سازمانی واستراتژیک است و شامل تعریف مجدد مفهوم کسب و کار،‌ تجدید سازماندهی،  معرفی تغییرات سریع سیستماتیک برای نوآوری می شود. وسپر[1] (1984) هدایت استراتژیک جدید را بعنوان بخشی از کارآفرینی سازمانی می‌داند.  ” موزیکا[2] ” و  دیگران در سال1995 توجه به این نکته داشتند که بازسازی مستمر کسب و کار دست یابی به ویژگیهای اساسی همچون انعطاف پذیری و انطباق پذیری جزء ضروریات هر سازمانی است. ” استاپ فورد” [3] و ” بادن فولر” [4] به فعالیتهای مرتبط با بازسازی مجدد سازمان‌های موجود بعنوان یک عنصر از کارآفرینی سازمانی می­دانند.

4-  پیشگامی:  به حالت تهاجمی‌در ارتباط با رقبا اشاره می‌کند. یک شرکت تهاجمی‌ بوسیله آزمایش‌های (تجربیات) هدایت شده ریسک را می پذیرد. ابتکار به خرج می‌دهد و فعالانه و تهاجمی ‌به دنبال فرصت ها است. مفهوم پیشگامی‌ اشاره به افزایش کوشش های سازمانی دارد تا به جای پیروی از رقبا در حوزه های کلیدی کسب و کار (معرفی محصول و خدمات جدید،‌ تکنولوژیهای کاربردی و تکنیک‌های اداری) خود در این زمینه ها پیشرو باشند . کوین واسلیون[5] (1991) تصور می کردند که تمایل شرکت به تهاجمی عمل کردن در رقابت به خاطر وجود رقبای صنعتی شکل می گیرد. استراتژی کارآفرینانه که شامل شجاعت، هدایت، سبک جستجوی فرصت با جنبه‌های ریسک پذیری و شجاعت و تهاجمی بودن در مقابل رقبا می شود در گرایش ها و فعالیتهای مدیریت ارشد منعکس می‌شود .(کوراتکر،1383)[6]

 

ب) دانشگاه Pretoria ETD

ریسک پذیری ، مخاطره پذیری کسب وکار جدید ، پیشگامی ، نوآوری ، بازآفرینی . ریسک پذیری تمایل برای پیگیری فرصتهایی است که احتمال ضرر تولید ی آن منطقی است (Kuratko and Morris,2002)[7]. [8] این دو محقق کارآفرینی را تصمیم گیری بی ملاحضه نمی دانند . کارآفرین با آگاهی نسبی و واقع بینانه ریسک را می­پذیرد.

مطلب مرتبط :   نحوه برخورد طرفین مذاکره با تضاد

 ج) Lumpkin and Dess(1996) چنین می­نویسند:

  • استقلال و خودمختاری
  • نوآوری
  • ریسک پذیری
  • پیشگامی
  • عکس العمل سریع نسبت به رقبا

یا از دیدگاه Miller(1983):

یک شرکت کارآفرین شرکتی است که در فرآیندهایی چون: “نوآوری در محصول”، “پذیرش و بر عهده گیری سرمایه گذاری های مخاطره آمیز”، “پیشگامی” و.. درگیر شود.

کارآفرینی سازمانی

فرآیندی است که در آن تولیدات و فرآیندها از طریق ایجاد فرهنگ کارآفرینی در درون یک سازمان در حال فعالیت توسعه داده می شوند (فرهنگی و  صفرزاده، 1386)[9]. شکل گیری فعالیت های کارآفرینانه بنگاه بارزترین نشانه های کارآفرینی سازمانی است.

کارآفرینی سازمانی: فرآیندی که سازمان طی می کند تا همه کارکنان بتوانند در نقش کارآفرینان انجام وظیفه کنند و تمام فعالیت های فردی یا گروهی را به طور مستمر، سریع و راحت در سازمان مرکزی به ثمر برسانند. هنگامی که فعالیت کارآفرینی توسط فرد یا گروه کارآفرین در داخل یک سازمان انجام بگیرد، به آن کارآفرینی سازمانی گویند. در این حالت فرد یا گروه کارآفرین از قابلیت ها و امکانات یک سازمان استفاده کرده و اقدام به فعالیت کارآفرینی به عنوان فعالیتی با وابستگی سازمانی می نماید. نتیجه این نوع کارآفرینی معمولا ایجاد یک واحد سازمانی جدید در داخل سازمان، طراحی و عرضه خدمات جدید و ایجاد ارزش های نوین برای سازمان می باشد (گلستان هاشمی، 1382)[10]. علاقه فزاینده به کارآفرین نمودن سازمان و تلاش در جهت نهادینه کردن فرهنگ کارآفرینی در آن موجب شده تا استراتژی های گوناگون از سوی صاحب نظران به منظور ایجاد کارآفرینی سازمان طراحی و ارائه شوند. با مطالعه مسیر تکامل دیدگاه های مختلف می توانیم دو نوع استراتژی اصلی را در این رابطه نام ببریم:

الف) استراتژی وجود فرد کارآفرین در سازمان یا کارآفرینی درون سازمانی

ب) استراتژی ایجاد کارآفرینی در سازمان

در استراتژی نوع اول، تأکید بر کارآفرینی فرد یا گروهی است که نهایتاً منجر به تکمیل و اجرای یک تفکر خلاق در درون سازمان می شوند. در حالی که در استراتژی نوع دوم، محور اصلی خود سازمان می باشد و به عبارتی، تغییراتی که در ساختار، فرهنگ و رفتار سازمان ایجاد می گردد، در نهایت یک بینش و فهم مشترک در بین مدیران و کارکنان مبتنی بر خلق تفکر جدید، نگاه جدید، ترکیب جدید و در نهایت محصول یا خدمت جدید را گسترش می دهد. برای هر نوع استراتژی، محققان الگوهایی ارائه نموده اند که در آن ها انواع فعالیت های لازم و عوامل مؤثر بر فرآیندها در نظر گرفته شده اند. از جمله این الگوها می توان به کارآفرینی اداری با تمرکز بر نیروی انسانی؛ کارآفرینی فرصت گرا با محور قرار دادن کشف فرصت ها؛ کارآفرینی تقلیدی با هدف تقلیل مخاطرات شکست و اشتباه؛ کارآفرینی اکتسابی با هدف افزایش توان فناوری و تمرکز بر ترکیب صنایع؛ و کارآفرینی خود جوش با تمرکز بر ایجاد واحدهای مستقل درون سازمانی اشاره نمود. (پیکارجو، علی اصغری، 1387)[11]

فرآیند کارآفرینی سازمانی

ایجاد و تاسیس شرکت های جدید نتیجه ی فرآیندی است که عوامل زیادی بر آن تاثیر می گذارند و کارآفرین بسته بـه فعالیت هایی که در جهت تـاسیس شرکت انجـام می دهد، مـورد مطالعه قرار می گیرد. « کولر می یر[12]» در این دیدگاه، ویژگی های شخصیتی کارآفرین تابع رفتار اوست و به دنبال پاسخ به این سوال می باشد که چگونه یک شرکت به وجود می آید؟ این فرآیند چهار مرحله دارد: (سعیدی کیا، 1388، 47)

  • شناسایی و ارزیابی فرصت
  • تدوین طرح تجاری
  • تامین منابع مورد نیاز
  • اداره بنگاه تاسیس شده
مطلب مرتبط :   افزایش سرعت یادگیری با ۵ راهکار واقعا نتیجه‌بخش

از سوی دیگر مراحل کارآفرینی سازمانی از سازمانی به سازمان دیگر و از ایده ای تا ایده دیگر تفاوت دارد و نمی توان فرمول ثابت و استانداردی برای آن ترسیم نمود، اما مراحل و اصول مشترکی در فرآیند کارآفرینی سازمانی و رفتارهای کارآفرینان دیده شده است از جمله مراحل چهار گانه ذیل که کانتر ارائه داده است. (فرهنگی و  صفرزاده، 1386)[13]

  • معین کردن مسئله و شکل گیری ایده جدید

اولین مرحله کارآفرینی درون سازمانی، تشخیص و تعیین موضوع، مسئله یا ایده ایست که برای آشکار شدن و جمع آوری اطلاعات آن ممکن است ماه ها و یا حتی سال ها وقت لازم باشد. کارآفرینان سازمانی باید در این مرحله نه فقط به صدای درون خود گوش دهند بلکه با دیگران نیز مشورت کنند و از آنها نیز چیزهای یاد بگیرند مثلا از مشتریان و رقبا و غیره.

  • تشکیل ائتلاف و اتحاد

بعد از معین کردن موضوع یا ایده سازی، کارآفرینان سازمانی وارد ائتلاف با دیگران می شوند. در سازمان های بزرگ، کارآفرینان برای ادامه و اجرای کار احتیاج به حمایت های مالی و قانونی مدیران دارند و باید سعی کنند از طریق ارتباط با دیگران،مهارت ها و سوابق خود با افراد، ریسک کار خود را برای سازمان توجیه کنند و در واقع ایده اشان را به سازمان بقبولانند و یا به اصطلاح بفروشند.

  • تکمیل امکانات و تکمیل ایده جهت اجرا

پروژه بعد از قبول شدن در این مرحله، فعال و هویدا می شود. در این مرحله، کارآفرینان جهت تجهیز و تکمیل ایده به منظور اجرای ایده، تیم کاری تشکیل داده و فعالیت می کنند. این مرحله نیز در سازمان های سنتی با موانعی از قبیل فرهنگ و ساختار سازمانی نامناسب، توانمند نبودن کارکنان، تضاد و دخالت زیاد، فقدان اطلاع صحیح، و نبودن شور و هیجان و تعهد قوی در کارکنان روبه روست.

  • برداشت و جانشینی

در این مرحله اگر پروژه مراحل قبلی را با موفقیت پشت سر گذاشته باشد، باید محصول یا فرآیند جدید در سازمان به صورت عادی و طبیعی درآید و از این پس نیاز است تا بهره وری و ثبات را با مهارت های مدیریتی افزایش داد. معمولا کارآفرینان علاقه ای به ماندن در این وضعیت ندارند و ادامه کار را به دیگری واگذار می کنند. عموما در سازمان های سنتی پیدا کردن جانشینی که توانایی اداره چنین پروژه هایی را داشته باشد و بتواند آن ها را به صورت یک وضع عادی درآورد، بسیار مشکل است؛ اما در سازمان های کارآفرین، اگر پروژه شکست خورده باشد، به سرعت و قاطعیت آن را متوقف می کنند در حالی که سازمان های سنتی یا خیلی زود پروژه را شکست خورده تلقی می کنند و یا خیلی دیر پروژه های شکست خورده را متوقف می کنند.

[1] Vesper

[2] Muzyka

[3] Stopford

[4] Budden-Fuller

[5] Covin and Slevin

  • [6] کوراتکر، دانلداف، هاجتس، ریچاردام، نگرش معاصر بر کارآفرینی، ترجمه ابراهیم محرابی، با همکاری محسن تبرایی، ص65

[7]همان منبع ص66

[8]همان منبع ص68

[9]  پیشین ص 46

[10] گلستان هاشمی، سید مهدی، مبانی علم کارآفرینی،ص 27-28

[11] پیکارجو، کامبیز، فرزانه، علی اصغری، کارآفرینی سازمانی و سازمان های کارآفرین، ص70

 

[12] -T.Koller meier

[13] پیشین 52-54

92

دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~