پایان نامه ارشد با موضوع مهارتهای زندگی، آموزش مهارت، برنامه درسی، مصرف مواد

پایان نامه ارشد با موضوع مهارتهای زندگی، آموزش مهارت، برنامه درسی، مصرف مواد

پایان نامه ارشد با موضوع مهارتهای زندگی، آموزش مهارت، برنامه درسی، مصرف مواد

مقدمه
از آنجا که بخشی از سؤالات تحقیق بر مبنای اطلاعات گردآوری شده در فصل دوم پاسخ داده می‌شود لذا در این فصل پیشین? تحقیق از ابعاد گوناگون مطالعه و بررسی گردیده است. این فصل مشتمل بر پنج بخش است. در بخش اول جایگاه آموزش مهارتهای زندگی در مدارس، تاریخچه آموزش این مهارتها، مفهوم مهارتهای زندگی و تعاریف مربوط به آن ارائه شده است. بخش دوم این فصل شامل مصادیق و انواع مهارتهای زندگی در یک رویکرد جهانی، و تهیه کنندگان برنامه و آموزش مهارتهای زندگی می‌باشد. در بخش سوم نظریه‌های برنامه درسی و نظریه‌های یادگیری مربوط به مهارتهای زندگی مورد بررسی قرار گرفته است. بخش چهارم به چهارچوب علمی تحقیق با تأکید بر عناصر برنامه درسی مهارتهای زندگی از جمله اهداف، مواد آموزشی، محتوا، فعالیتهای یادگیری، راهبردهای تدریس، ارزشیابی، گروه‌بندی، زمان و فضا اختصاص دارد. در بخش پنجم نیز سوابق پژوهشی مربوط به آموزش مهارت های زندگی شرح داده شده است.
جایگاه آموزش مهارتهای زندگی در مدارس، تاریخچه آموزش این مهارتها، مفهوم و تعریف آن
جایگاه آموزش مهارتهای زندگی در مدارس:
امید و هدف والدین، معلمان و دست‌اندرکاران تعلیم وتربیت این است که کودکان به نوجوانان و سپس به جوانان و بزرگسالانی تبدل شوند که توانایی دسترسی موفقیت‌آ‌میز به خواستها وآمال خویش و جامعه را دارا بوده و بعنوان شهروندان مؤثر و با کفایت در زندگی فردی و اجتماعی شایستگی‌هایی را بروز دهند. امید این بوده و هست که نسل آینده با تعارض و کشمکش‌های فزاینده زندگی روزانه سازگارانه برخورد نموده واز آسیب رساندن به خود و جامعه اجتناب کنند. و همینطور وجود انسانهای متعهد، نوع دوست، مستقل، با عزت نفس، مبتکر و مشکل گشاء از امتیازات و ویژگی‌های جوامع بالنده ذکر شده است (نفیسی،۱۳۷۷، به نقل از ادیب، ۱۳۸۲، صفحه ۱۱).
چنین خواسته‌ها و آرمان‌هایی در سطوح گوناگون اهداف آموزشی نظام‌های تربیتی قابل مشاهده است. برای مثال در اهداف غایی نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران که شورای عالی آموزش و پرورش در ششصد و بیست و هشتمین جلسه خود در تاریخ ۳۰/۷/۱۳۷۷، تصویب نموده است چنین آمده است:
– پرورش متعادل عواطف انسانی و همزیستی مسالمت آمیز
– پرورش روحیه اعتماد به نفس و استقلال شخصیت
– پرورش روحیه مشارکت و همکاری در فعالیتهای گروهی
– تقویت روحیه گذشت،فداکاری و ایثار در روابط اجتماعی
– پرورش روحیه مسئولیت پذیری و مشارکت در فعالیتهای دینی و فرهنگی و اجتماعی
– پرورش سعه صدر و تحمل آراء دیگران در برخورد‌ با اندیشه‌ها
– تامین سلامت جسمی و بهداشت روانی با فراهم کردن شرایط مناسب
– ایجاد روحیه ساده زیستی، قناعت و پرهیز از هرگونه اسراف، مصرف زدگی و تجمل گرایی
– شناخت ارزش و قداست کار و معاش حلال (صافی، ۱۳۸۰، صص ۱۶- ۱۴).
همه موارد ذکر شده از ویژگی‌های مطلوب یک شهروند متعادل و مقبول اجتماعی است که بایستی در نظام تعلیم و تربیت به مفهوم اعم و برنامه درسی به مفهوم اخص، سرلوحه فعالیتها قرار گیرد. با این حال با مروری بر نظام‌های آموزشی و جهت گیری‌های علمی آن می‌توان دریافت که اینگونه اهداف، چندان جایگاهی در فعالیتهای برنامه درسی و مدرسه ای ندارند. نظام سنتی مدارس بر طیف وسیعی از دانش‌ها و مهارتها تأکید دارد که به زندگی روزمره چندان مرتبط نیست. برنامه‌های درسی تاکید بر گذشته دارند و افزایش دانش و اطلاعات و احساس لزوم انتقال آنها به دانش آموزان جایگاهی رابرای آموزش مهارتهای زندگی باقی نگذاشته است. (اورکین و ون‌دی۸، ۱۹۹۶).
در نظامهای جاری رایج ترین الگوی مورد استفاده در برنامه درسی تاکید بر موضوع‌های مدون درسی۹ به عنوان منبع اطلاعاتی است (کلاین، ۱۳۸۱، ص ۱۹۶) در این الگو چندان جایگاهی برای نیازهای دانش‌آموزان و جامعه به عنوان منابع اطلاعاتی لحاظ نمی گردد. تصمیم‌گیری‌ها عمدتاً توسط متخصصان موضوعات خاص علمی انجام می‌پذیرد و اهداف از پیش طراحی شده و تجویزی با حداقل توجه به نیازهای فراگیران ارائه می شود و عمده ترین فعالیت یادگیری دانش‌آموزان عبارت از خواندن و نوشتن، حفظ کردن و… می‌باشد. در چنین شرایطی تربیت شهروندان مجهز به مهارتهای زندگی واجتماعی دور از انتظار خواهد بود که خود موجب آسیب‌پذیری آنان در برابر مشکلات و خطرات آتی می‌گردد و متعاقباً جامعه را با دشواریهای خاصی مواجه می‌سازد. چنین وضعیتی نسل آینده را در حل مسائل عادی و روزمره زندگی کم توان ساخته و قدرت حل مسأله و تصمیم‌گیری صحیح را از آنان سلب می‌کند. به نظر کاوالیک۱۰ (۱۹۹۴) بخشی از مسئولیت مدارس مربوط به آموزش مهارتهای زندگی است. جامعه در حال دگرگونی است اما مدارس هنوز از زمان عقب هستند معلمان عمدتاً به جای آموزش عملی تجربیات، بر استفاده از کتاب درسی تأکید دارند. در صورتی که زندگی واقعی بهترین منبع برای برنامه درسی کودکان است؛ چون برنامه درسی بایستی مبتنی بر واقعیات زندگی باشد و از آن الهام بگیرد (ادیب، ۱۳۸۲، ص ۱۲).
تحقیقات گوناگونی فقدان و یا کمبود مهارتهای زندگی دانش‌آموزان را در سطوح مختلف تحصیلی تأیید می‌کنند. در یکی از تحقیقات داخل کشور علیرضا کیامنش در گزارش تحقیقی خود بیان داشته است که عملکرد دانش‌آموزان پایه پنجم ابتدایی در حوزه مهارتهای زندگی از حداقل مورد انتظار (۶۰ %) کمتر بوده است (کیامنش ۱۳۷۹). بر اساس نتایج، تحقیقات خارج از کشور نیز به فقدان مهارتهای زندگی دانش‌آموزان در سطوح مختلف اشاره می‌کنند. برای مثال وندی در کار تحقیقی خود گزارش می‌دهد که دانش‌آموزان مورد مطالعه، از نظر مهارتهای زندگی همکاری۱۱، پشتکار۱۲، حل مسائل۱۳، و صمیمیت۱۴ ضعیف بوده‌اند. همچنین گامبو۱۵ در تحقیقی نشان داده است که والدین از عدم توجه آموزش متوسطه به مهارتهای زندگی دانش‌آموزان گله‌مند بوده‌اند (گامبو ۲۰۰۰؛ به نقل از ادیب۱۳۸۲، ص ۱۲).
تاریخچه مختصری از آموزش مهارتهای زندگی
با توجه به ضرورت و اهمیت آموزش مهارتهای زندگی سازمان جهانی بهداشت (WHO) به منظور ارتقای سطح بهداشت روانی و پیشگیری از آسیب‌های روانی- اجتماعی برنامه‌ای با عنوان “آموزش مهارتهای زندگی” تدارک دید و به منظور بررسی بیشتر در آگوست ۱۹۹۳ در یونیسف مطرح نمود. از آن زمان، این برنامه در بسیاری از کشورها آزمون و تجربه شده است (سازمان جهانی بهداشت، ۱۳۷۷، ص ۱۴). در کشور ما نیز چند سالی است که طرح آموزش مهارتهای زندگی زیر نظر سازمان بهزیستی، یونیسف، سازمان جهانی بهداشت و اخیراً آموزش و پرورش در سطح متوسطه اجرا می‌شود. برنام? آموزش مهارتهای زندگی توسط ژیلبرت، ج بوتوین از دانشگاه کرنل۱۶ و در سال ۱۹۹۷ برای پیشگیری از سوء مصرف سیگار در نوجوانان طراحی شد. پس از آن نیز برای پیشگیری از سوء مصرف الکل و مواد، مورد استفاده قرار گرفت. در این برنامه، آموزش مهارتهای زندگی از سه قسمت تشکیل شده است:
۱. آموزش مهارتهای شخصی شامل بهبود تصمیم‌گیری، تفکر انتقادی، مقاومت در برابر جاذبه تبلیغات، مقابله مؤثر با اضطراب اجتماعی و تکنیک‌های تغییر خود.
۲. آموزش مهارتهای اجتماعی شامل مهارتهای ارتباط کلامی و غیرکلامی، شناخت علل سوء تفاهم‌ها و راههای اجتناب از آن و مهارت چگونگی ابراز وجود.
۳. آموزش مربوط به مواد مخدر یا آموزش مهارتهای مربوط به مسأله سوء مصرف مواد که شامل: ارائه اطلاعاتی دربار? میزان شیوع فعلی سوء مصرف مواد، پیامدهای کوتاه‌مدت و بلندمدت سوء مصرف، و مهارتهای مقاومت و نه گفتن به پیشنهاد مصرف مواد است (بوتوین و همکاران، ۱۹۹۷).
با توجه به اینکه نتایج مطالعات انجام شده حاکی از آن است که همراه با افزایش سن میزان مصرف الکل و سیگار در بین دانش‌آموزان دبیرستانی و نوجوانان افزایش می‌یابد. بنابراین برنامه‌های پیشگیرانه باید نوجوانان را قبل و یا در طول سال اول دبیرستان آماج هدف قرار دهند. آموزش مهارتهای زندگی یک رویکرد مبتنی بر مدرسه است که به منظور پیشگیری از مصرف الکل، سیگار و سایر مواد در بین نوجوانان از طریق آموزش مهارتهایی جهت مقاومت در برابر فشارهای اجتماعی برای مصرف مواد و کمک به دانش‌آموزان در توسعه مهارتهای اجتماعی و خودکنترلی طراحی شده است و اثربخشی این برنامه‌ها در پیشگیری از مصرف مواد نیز تأیید شده است (بوتوین ۲۰۰۰، صص ۲۳-۲۲). در ایران هم به منظور پیشگیری از استعمال سیگار و سوء مصرف مواد مخدر و آموزش مهارتهای اجتماعی و خودکنترلی در وزارت آموزش و پرورش دفتری تشکیل شده است که این قبیل فعالیتها را سیاستگذاری و اجرا می‌نماید. مشاوران مدراس در سراسر کشور به این ترتیب دوره‌های آموزشی در زمین? پیشگیری از اعتیاد را می‌گذرانند. برای دانش‌آموزان دبیرستانی ۲ واحد درسی در مورد “مهارتهای زندگی” در نظر گرفته شده است و چنین درسی برای دوره راهنمایی نیز تدارک دیده شده است.
مفهوم و تعریف مهارتهای زندگی
هیچ توافقی برروی تعاریف مهارتهای زندگی وجود ندارد. برای مثال برخی متخصصان مهارتهای زندگی رابه عنوان مجموعه ای از دانش، نگرش و رفتاری تعریف می‌کنند که برای موفقیت‌های زندگی ضروری هستند (پیتمن۱۷، ۱۹۹۱؛ برلین۱۸، ۱۹۹۵ به نقل از فتحی و اجارگاه، ۲۰۰۳، ص۳). نویسندگان دیگر اظهار کرده‌اند که مهارتهای زندگی شامل توانایی‌هایی از قبیل ارتباط بین فردی، تصمیمگیری معقول، حل تعارض و انجام دادن مسئولیت‌های اجتماعی می‌باشد (فتحی، ۲۰۰۳؛ سازمان بهداشت جهانی ۱۹۹۴، به نقل از همان منبع، ص۳).
در دیدگاه استنتن۱۹، مهارتهای زندگی شامل اینکه چگونه مردم با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند و چگونه امور زندگی روزانه شان را هدایت می‌کنند، می باشد (استنتن و همکاران،۱۹۸۰). در این ملاحظه مهارتهای زندگی به عنوان برخی از شرایط لازم برای افزایش دادن توانایی‌های اجتماعی و روان شناختی تعریف شده‌اند بطوریکه ماشین وار می‌توانند نیازها، سختی‌ها و فشارهای زندگی روزانه را بطور مؤثر اداره کنند (سل بای۲۰ ، ۲۰۰۰). در یک مفهوم کلی ، مهارتهای زندگی مجموعه توانایی‌هایی هستند که موجب بروز برخی رفتارهای انطباقی و مثبت می‌شوند که برای سعادت و موفقیت در زندگی روزانه ضروری هستند (فتحی واجارگاه، ۲۰۰۳، ص ۳).
برلین مهارتهای زندگی را این چنین تعریف می‌کند: “مهارتهای زندگی شامل طیف وسیعی از دانش و مهارتهای تعامل بین فردی است که برای زندگی بزرگسالی اساسی می‌باشد” (ادیب، ۱۳۸۲، ص ۱۳).
اصطلاح “مهارتهای زندگی” در معانی مختلف به کار رفته است.
۱- مهارتهای مربوط به امرار معاش مانند این که چگونه فرد مشغول کاری شود.
۲- مهارتهای مراقبت از خود مانند مصرف غذاهای سالم، درست مسواک زدن و غیره
۳- مهارتهایی که برای پرداختن به موقعیت‌های پر خطر زندگی استفاده می‌شوند مانند توانایی نه

مطلب مرتبط :   تحقیق رایگان درموردآبهای زیرزمینی، آلودگی آب، شبیه سازی، استاندارد

admin2

No category

No description. Please update your profile.

You must be logged in to post a comment