تحقیق رایگان درباره اقدامات تروریستی

دانلود پایان نامه

2-2-4- انواع جنگ در اسلام
با توجه به اهدافی که اسلام در جنگ دارد، می توان آن را به انواع گوناگون تقسیم نمود. جنگ داخلی در قلمرو کشور اسلامی، جنگ ابتدایی یا جهاد دعوت، جنگ تدافعی، جنگ آزادی بخش و جنگ میان کشورهای اسلامی.
2-2-4-1- جنگ ابتدایی
اسلام هیچگاه افراد را مورد تهاجم قرار نمی دهد تا خود را به اجبار بر آنان تحمیل نماید بلکه تنها نظام های کفر و شرک را که نگهبانان ضوابط طبقاتی، عامل اصلی نابسامانی های اقتصادی و اجتماعی و مانع آگاهی انسان ها هستند، مورد تهاجم قرار می دهد، تا همه ی مردم را از تأثیرات گمراه کننده ای که فطرت آنان را فاسد ساخته، آزادی را از آنان می گیرد، برکنار سازد. (ضیایی بیگدلی، همان، ص 125)
بنابراین، اسلام اجازه می دهد که مسلمانان ولو اینکه سابقه عداوت و دشمنی هم با کفار به ویژه با نظام های کافر نداشته باشند، به آنها یورش برده و برای از بین بردن کفر و شرک با آنان بجنگند. (به نقل از ضیایی بیگدلی، همان، ص 126)
بنا به عقیده شیعه، مبادرت به جنگ ابتدایی مستلزم وجود امام یا نایب خاص او است. این نوع جنگ بر شخص بخصوصی واجب نیست، مگر امام یا نایب خاص ایشان بنا به مصالح و مقتضیاتی از جمله کافی نبودن پیکارگران اسلام، شخص یا اشخاصی را به جنگ فراخواند.
ظرافت و لزوم دقت بسیار در اقدام به جنگ ابتدایی، شیعه را برآن داشته است تا این امر را به تشخیص معصوم و در زمره وظایف اصلی امامت قرار دهد.
نتیجه عملی مترتب بر این عقیده آن است که در غیاب امام معصوم؛ یعنی در این مقطع زمانی، جنگ ابتدایی غیر مجاز و موقوف است.
اما در مقابل، اهل سنت و جماعت برای جنگ ابتدایی چنین شراطی را قایل نیستند و معتقدند هر گاه مسلمانان در آن حد از قدرت و نیرومندی که لازمه مبارزه و جهاد ابتدایی است قرار گرفتند بر آنان واجب است که از حالت سکون خارج شده و به جنگ اقدام نمایند.
اسلام جنگیدن در ماه های حرام یا ماه های مقدس (رجب، ذیقعده، ذیحجه، محرم الحرام) و نیز جنگیدن در مسجدالحرام را منع کرده و مسلمانان را از مبادرت به جنگ ابتدایی در این ماه ها و در آن مکان برحذر داشته است.
مستند قرآنی این حکم، آیه 5 سوره توبه است.
در اسلام، اعلان جنگ ابتدایی به دشمن مستلزم دعوت او به اسلام، همراه با تشویق و تبلیغ است. در صورت عدم پذیرش دعوت از سوی دشمن و تمایل به حفظ دین خود از سوی آنها، باید جزیه پرداخت نمایند، در غیر اینصورت، وقوع جنگ حتمی است. مهلت دریافت پاسخ از سوی دشمن معمولاً سه روز است.
«حضرت رسول در آغاز بعثت در هر یک از لشگرکشی های خود به جنگجویان توصیه می فرمود که پیش از آنکه به کرات دشمن را به دین اسلام دعوت نکرده اند، از هر گونه حمله ای خودداری کنند و همیشه از صلح و آشتی درآیند.» (ضیایی بیگدلی، همان، صص 128-127)
2-2-4-2- جنگ تدافعی
جنگ تدافعی در اسلام، عملیات نظامی کشور اسلامی در مقابل تهاجم و تجاوز مسلحانه کشورهای غیراسلامی است. این قاعده را که «دفاع مشروع» نیز می نامند، امروزه در حقوق بین الملل نیز به رسمیت شناخته شده زیرا حق هر کشوری است که برای محافظت در برابر متجاوز از خود دفاع کند.
در اسلام، هدف از جنگ تدافعی، دفع حمله و سرکوب پیمان شکنان و تجاوزکاران بیگانه و بیرون راندن آنان از سرزمین های اشغالی و آزاد سازی آن مناطق و دفاع از جان و مال مسلمانان و عقیده و مرام اسلامی است. انجام این نوع جهاد که در زمره واجبات عینی است بر یک یک مسلمانان اعم از زن و مرد، در کلیه قرون و اعصار و مادام العمر لازم الاجراست.(ضیایی بیگدلی، همان، ص 131)
2-2-4-3- جنگ آزادیبخش
در اسلام، جنگ آزادی بخش جنبه ی دیگری از جنگ تدافعی است. هدف جنگ آزادی بخش، دفاع از مظلوم و طرد استثمارگری و هر نوع استعمار سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است. استاد بوازار، جنگ آزادی بخش را نوعی مداخله بشردوستانه به مفهوم معاصر آن می داند . (به نقل از ضیایی بیگدلی، پیشین، ص 141)
هدف از جنگ آزادی بخش، آزادسازی ملت هایی است که زیرسلطه حکومت های استبدادی و دیکتاتوری، حیثیت، شرف و جان و مال آنان در معرض تاخت و تاز سلطه گران داخلی است. در اجرای این هدف، بر تمامی کشورهای اسلامی واجب است، مردم ستمدیده را که قادر به دفاع از خود و برانداختن حکومت های ظالم خویش نیستند، یاری کرده، آنان را از قید رقیّت و بندگی برهانند. (ضیایی بیگدلی، پیشین، ص 133)
2-2-5- حقوق جنگ در اسلام
حقوق جنگ یا حقوق مخاصمات مسلحانه، به عنوان یکی از شاخه های سنتی و قدیمی حقوق بین الملل است که تا به امروز نیز به رغم تحریم و ممنوعیت جنگ، قابلیت اجرایی داشته و حتی تحولات جدیدی به خود دیده است.

در اسلام نیز بخش اعظمی از حقوق جنگ، در زمره احکام امضایی است که بیش از اسلام (در دوران باستان) در ادیان، آیین ها و رسوم اقوام و ملت های مختلف وجود داشته و اسلام آن را به عنوان قواعد لازم الاجرا تعیین و تنفیذ نموده و در نتیجه، بخشی از حقوق اسلام را تشکیل داده است.
بنابراین، حقوق جنگ در اسلام، مجموعه قواعد و احکام فقهی و حکومتی اسلامی است که مقطع زمانی اجرای آنها، طول دوران جنگ، یا پس از جنگ، اما مرتبط با جنگ است. کشورهای اسلامی و به طور کلی مسلمانان درگیر در مخاصمات مسلحانه موظف به رعایت آنها هستند. منابع حقوق جنگ در اسلام همان منابع حقوق بین الملل در اسلام است. این دسته از قواعد در طی قرون و اعصار در روابط بین المللی اسلامی توسعه و تحول یافته است.
حقوق جنگ یا حقوق مخاصمات مسلحانه در اسلام مشتمل بر موضوعات گوناگون و متعددی از قبیل مقررات انضباطی در ارتش اسلام، وحدت فرماندهی و اطاعت از فرمانده؛ پایداری در جنگ در ارتش اسلام، حقوق بشردوستانه در اسلام، تحت عناوین اعمال ممنوعه در جنگ از دیدگاه اسلام، منع کشتار افراد غیرنظامی دشمن، منع مثله کردن اجساد دشمن، منع کشتار حیوانات اهلی دشمن، منع محاصره اقتصادی دشمن، منع انهدام اهداف غیرراهبردی دشمن، منع استعمال سم و مواد شیمیایی زیانبار علیه دشمن و منع تعرض به کلیساها و معابد دشمن می باشد. (ضیایی بیگدلی، همان، صص142-139)
2-3- تبیین تعاریف تروریسم
در این گفتار به تبیین تعریف لغوی، حقوقی تروریسم مطابق اسناد بین المللی دردسترس می پردازیم.
2-3-1- تعریف لغوی تروریسم
واژه تروریسم از زبان فرانسوی به زبان فارسی راه یافته، و از ریشه لاتین ترس، به معنای احساس ترس، ترساندن، خوف و وحشت آمده است.
در اصطلاح سیاسی یا حقوقی تروریسم عبارت است از کاربرد سیستماتیک ارعاب یا خشونت پیش بینی ناپذیر بر ضد حکومت ها، مردمان، یا افراد برای دست یابی به یک هدف سیاسی است یا کارهایی جنائی ضد کشور به منظور ایجاد هراس در اشخاص یا اصناف و طبقات معین یا همه مردم کشور را گفته می شود. (شریعت باقری، 1384، جعفری لنگرودی، 1377)
2-3-2- تعریف حقوقی تروریسم
تا به امروز در متون حقوقی بین المللی، تعریف دقیق و کاملی از تروریسم به عمل نیامده است. با وجود این، می توان با مراجعه به دکترین و رویه بین المللی و برخی اسناد بین المللی، تعریف زیر را از تروریسم ارائه داد:
«هر عمل خشونت باری که به نیت کشتار، ایجاد جراحت های شدید به افراد غیرنظامی، تخریب و انهدام اموال خصوصی و عمومی صورت گیرد و هدفش ایجاد رعب و وحشت در میان مردم یا جماعتی از مردم و یا اجبار کشور یا یک سازمان بین المللی برای انجام فعل یا ترک فعلی باشد تروریسم تلقی می شود.» (ضیایی بیگدلی، 1392، ص 58)

چنانچه اقدامات تروریستی توسط یک دولت صورت گیرد آن را تروریسم دولتی می نامند.
امروزه، بدون شک تروریسم یک جنایت بین المللی است. جنایتی که اگر در زمان صلح ارتکاب یابد، جنایت مستقل و خاص و حتی تحت شرایطی جنایت علیه بشریت محسوب می شود و اگر در زمان جنگ روی دهد، تحت شرایطی جنایت جنگی محسوب می شود. از جمله مصادیق تروریسم عبارتند از: هواپیما ربایی، کشتی ربایی، گروگان گیری و بمب گذاری. (ضیایی بیگدلی، همان، صص 59-58)
2-4- پیشینه تروریسم
«ترور» در زبان لاتین به معنای ترس و وحشت است. دویست و هشت سال قبل، دادگاه های انقلابی فرانسه در مدت دو سال 100 تا 300 هزار نفر را دستگیر و 35 تا 40 هزار را به اعدام محکوم کردند. فاصله تابستان 1793 تا تابستان 1794 که ترس و وحشت سرتاسر فرانسه را در خود فرو برده بود، دوران ترور نام گرفت؛ ترس و وحشت در دل دشمنان انقلاب. در سال 1798 لغت نامه آکادمی فرانسه چنین نوشت که: مراد از «تروریسم» رژیمی است که از سپتامبر 1793 تا ژوئیه 1794 به منظور قلع و قمع دشمنان انقلاب بر فرانسه حاکم بود. دشمنان انقلاب، بعدها علیه انقلابیون به ترور دست یازیدند و اصطلاح «ترور سفید» را به فرهنگنامه افزودند. (شریعت باقری، 1384، ص 177)
تروریسم بعدها معنای دیگری یافت و در آغاز قرن اخیر به اعمال مجرمانه ای اطلاق شد که علیه یک دولت ارتکاب می یابد تا در اذهان عمومی یا افراد یا شخص ترس و وحشت ایجاد نماید.
مجمع عمومی سازمان ملل متحد در بندهای 1 و 2 قطعنامه شماره 210/51 در سال 1990 چنین می گوید:
همه اعمال ها، روش ها و رویه های تروریسم، جرم، غیر موجه و قویاً محکوم است. در هر جا و از سوی هر کس ارتکاب یابد.
اعمال مجرمانه که به قصد ایجاد رعب و وحشت در بین عامه مردم، گروهی از اشخاص یا اشخاص معین با اهداف سیاسی ارتکاب می یابد، در هر حال غیر قابل توجیه است، قطع نظر از اینکه مرتکبین چه انگیزه های سیاسی، فلسفی، ایدئولوژیک، نژادی، قومی، مذهبی و غیر اینها داشته باشند.
با وجود وفاق عمومی بر محکومیت تروریسم به معنای مشهور آن که اقدام به عملیات کور و ناجوانمردانه است، برخی تلاش می کنند که مرزهای تروریسم و دفاع مشروع را در هم آمیزند و دفاع حق طلبانه ملت ها در مقابل تجاوز دشمن خارجی را نیز هر گاه مصلحت اقتضاء نماید، تروریسم بخوانند و بگویند که معنا و مبنای مشخص برای تعریف تروریسم یافت نمی شود و «کسی را که یک نفر تروریسم می داند از نظر شخص دیگر مبارز راه آزادی است.» (شریعت باقری، پیشین، ص 178)
توماس ماتیس در مقاله ای تحت عنوان «توسعه مفهوم تروریسم» چنین نوشته است:
تروریسم مفهوم پیچیده ای است. هر تعریفی از تروریسم ارائه شود به دیدگاه سیاسی نویسنده بستگی خواهد داشت. اسرائیل و بسیاری از کشورهای غربی اعمال مردم فلسطین در خاورمیانه را تروریستی می شناسند در صورتی که این اعمال از سوی بسیاری از فلسطینی ها مشروع و قانونی تلقی می شود. (به نقل از شریعت باقری، پیشین، ص181)
2-4-1- طبقه بندی افراد مرتکب به اقدامات تروریستی

مطلب مرتبط :   عوامل موثر بر پاسخ PRL به ورزش

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

اصولاً اشخاصی که در حین درگیری مسلحانه به اقدامات تروریستی مبادرت می ورزند دو دسته اند. یک دسته افراد نظامی و دسته ای دیگر افراد غیرنظامی (اعم از رزمندگان منظم یا نامنظم) چنانچه افراد نظامی مرتکب عملیات تروریستی شوند، پس از دستگیری و بازداشت، وضعیت نظامی خود را حفظ می کنند و زندانی یا اسیر جنگی محسوب می شوند. البته دولت زندانی کننده یا اسیر کننده می تواند آن اشخاص را به اتهام تروریسم محاکمه و مجازات کند.
دسته دوم افراد غیر نظامی هستند که در جریان درگیری مسلحانه متوسل به اقدامات تروریستی می شوند. امروزه این افراد را «رزمندگان غیرقانونی دشمن» می نامند. این اصطلاح برای اولین بار توسط دولت ایالات متحده آمریکا در رابطه با نیروهای طالبان و القاعده در افغانستان مطرح شد. این دولت، «زندانیان گوانتامو» را در زمره «رزمندگان غیرقانونی دشمن» قلمداد نمود و مدعی بود که آنان نه تنها نمی توانند از حقوق بشردوستانه برخوردار گردند، بلکه باید به صرف شرکت مستقیم در مخاصمه و انجام عملیات تروریستی مورد تعقیب، محاکمه و مجازات قرار گیرند.
در مجموع چنین به نظر می رسد که اقدامات تروریستی در حین درگیری مسلحانه نمی تواند خارج از شمول حمایت های مقرر در اسناد و قواعد عرفی حقوق بشردوستانه باشد و افرادی که مبادرت به این گونه اقدامات می کنند در صورت بازداشت، زندانی یا اسیر جنگی محسوب می شوند و از حمایت های مقرر در عهدنامه سوم ژنو و پروتکل یکم الحاقی برخوردار می

دیدگاهتان را بنویسید