نیازهای معنوی کارکنان و ظهورپارادایم معنویت در محیط کار

جودی رسیدن از اولین و پرشورترین محققان در این مورد، مؤسس وب سایت معنویت در کار و هم سردبیر دو خاص نامه معنویت در ژورنال مدیریت تغییر سازمانی در سال های  ۲۰۰۳و ۲۰۰۴ عقیده داره در چند سال گذشته عواملی مثل حادثه۱۱سپتامبر، بحرانای اقتصادی در جهان، روند جهانی شدن، از دست دادن اتحاد در سازمان ها و… منتهی به تمایل شدید مردم به ارتباطات انسانی بیشتر و هم اینکه نیاز شدید به یه حس عمیق معنا در کار شده (Stewart,2002,92).

اقتصاد

با اینحال که واسه بیشتر اونا تعریف کامل معنویت در محیط کار سخت بود، اونا خیلی راحت درباره تجربه هاش صحبت می کردن. توضیحات اونا رو کرد که معنویت در محیط کار، عبارتی متمایزه و از دیدگاه افراد جور واجور دارای ابعاد فیزیکی، عاطفی، شناختی، بین شخصی، الهی، و رازورزانهه؛ و در واقع شامل یه احساس پیوند و رابطه با بقیه و مقصود جمعی، یه حس رابطه با موجودیتی والاتر و هم یه حس تکامل و تعالی می باشه. این دو محقق با کمک یافته های تحقیق خود تعریف جامعی از معنویت در کار ارائه کردن و پیشنهاد کردن که تحقیقات آینده بین معنویت داخلی و سازمانی در محیط کار تفکیک قائل شه؛ و رابطه اونا رو سبک سنگین کنه (Kinjerski & Skrypnek,2004,28).

 

۲-۲-۶- مفاهیم معنویت در کار

تعاریف معنویت در کار بسیار متفاوت و مختلفه هرصاحب نظر و اندیشمند براساس نظر گاه خود به تعریف اون پرداخته و رسیدن به یه تعریف قابل قبول اکثریت اگه نگیم نشدنی ،حد کم بسیارمشکل به نظر می رسه (رستگار،۱۳۸۵، ۹۳) معنویت در کار و روح در کار و روح تیمی یا اتحاد تیمی فرق داره. تعریف معنویت در کار مانند تعریف معنویت مشکله. اول اینکه تعاریف زیادن، دوم اینکه نمیشه به یه تعریف مورد قبول اکثریت رسید. اینو هم به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین نمیشه گفت معنویت در بنگاه یا کارگاه یا سازمانی خاص، معنویت در کاره. همین طورنمی توان دقیقا معنویت در کار رو تعریف کرد. با این همه، معنویت فردی و سازمانی هر دو در تلاش ان تا یافته های مثبتی واسه کارکنان وکارفرمایان به ارمغان بیارن (رستگار،۱۳۸۵،۸۱).”تجربه معنویت درکار با افزایش خلاقیت، صداقت، اعتماد و تعهد همراه س. هم اینکه با بالا بردن احساس تکامل شخصی کارکنان پیوند می خوره” (Krshnakumar & Neck,2002,157).

خلاقیت

هر چند از دست دادن یه اندازه یا یه تعریف قبول شده مورد قبول اکثریت ،مانع گسترش اون شده، ولی کار برد اون در سازمان غیر قابل انکاره. از این رو لازمه واسه تحقیقات تجربی در این مورد به تعریف قابل قبولی رسید. بدین  ترتیب بررسی و مطالعه تعاریف جورواجور در این مورد مهمه. بنابر این در این قسمت به بعضی از تعاریف معنویت در کار اشاره می شه:

  • معنویت درکار دربر گیرنده مفهومی از احساس تمامیت ،ترتیب در کار و درک ارزشای عمیق در کار (Gibbons,2001,2).
  • معنویت در کار شامل تلاش واسه جستجو و پیدا کردن هدف غایی دریک فرد واسه زندگی کاری،به خاطر ایجاد رابطه قوی بین فرد و همکاران و دیگه آدمایی که طوری در کارش مشارکت دارن و سازگاری یا تنهایی بین باورهای اساسی یه فرد باارزشای سازمانشه (Mitroff & Denton,1999).
  • معنویت در کار درک و شناسایی بعدی از زندگی کاری یه فردکه داخلی و قابل پرورشیه و به واسطه انجام کارایی با معنا در زندگی اجتماعی پرورش پیدا میکنه (Ashmos & Duchon,2000,137).
  • معنویت در کار سفری به طرف یه پارچگی و معنویت که واسه افراد و سازمان کمال و ترتیب در کار رو جفت و جور می آورد (Gibbons,2001,3).
  • معنویت در کار حالات معینی از فرده که به وسیله ابعاد فیزیکی[۸] ،عاطفی[۹]، شناختی[۱۰] ،میان فردی[۱۱]،الهی [۱۲]و عرفانی[۱۳]، وصف پذیره (Kinjerski & Skrypnek,2004,34).
  • معنویت در کار، تلاش درجهت پرورش حساسیت نسبت به رابطه فرافردی ،رابطه درون فردی ،رابطه بین فردی و رابطه برون فردی در زندگی کاری به خاطر رشد در رسیدن به تعالی انسانیه. این تعریف در بر گیرنده همه ابعاد وجودی انسانه یعنی ابعاد زیستی، اجتماعی، روانی و الهی (رستگار،۱۳۸۵).

در این تحقیق مبنای کار تعریف معنویت کاری به وسیله آچمز و دوچنه : درک و شناسایی اینکه بعدی از زندگی کارکنان داخلی و باطنیه که این بعد قابل پرورشه و به واسطه انجام کارای با معنا در زندگی زیاد می شه (Ashmos & Duchon,2000,137).

 

۲-۲-۷- رویکردها و پاردایمای معنویت در محیط کار از دیدگاه محققان جور واجور

۲-۲-۷-۱- دیدگاه اول

بعضی از محققان به جای ارائه تعریفی دقیق از معنویت به راه و روش های جور واجور اون توجه کرده ان. یه دسته بندی رایج از رویکردهای جور واجور معنویت در محیط کارکه به وسیله چند گروه از محققان ارائه شده، یعنی:

راه و روش درون گرا / متافیزیکی[۱۴]

راه و روش دینی

راه و روش اگزیستانسیالیستی / سکولار (Krshnakumar & Neck,2002).

اگه آراء افراد مخالف دین و معنویت رو هم در نظرگرفته شه باید راه و روش زیر رو هم اضافه شه:

راه و روش مخالفان معنویت (Boje,2000).

در ادامه به طور خلاصه به بیان هر کدوم از این رویکردها پرداخته می شه:

 

۲-۲-۷-۱-۱- راه و روش درون گرا/ متافیزیکی

در این نگاه معنویت یه جور آگاهی درونیه که از درون هر فرد برمی پاشه و بالاتر از ارزش ها و باورهای برنامه ریزی شده. واقعا در این راه و روش معنویت بالاتر از قوانین و ادیان توجه می شه (کریشناکومار و نک، ۲۰۰۲؛ گایلوری[۱۷]، ۲۰۰۰)). مثلا گرابر[۱۸] (۲۰۰۰) بیان می کنه که معنویت از امور رسمی و تشریفاتی دوری می کنه و چیزی غیرحرفه ای، بدون سلسله مراتب، و جدا از روحانیون و مراکز مذهبیه. هم اینکه در این راه و روش معنویت شامل احساس اتحاد و رابطه بین خود و بقیه می باشه (Ashmos & Duchon,2000 and Milliman & Neck,1994).

با این که تاکید این دیدگاه بر درون انسانه ،شامل احساس پیوند داخلی فرد با کارش و با بقیه هم هستش.هم اینکه در این راه و روش معنویت شامل احساس اتحاد و رابطه بین خود و دیگرونه (Ashmos & Duchon,2000). مثلا میتروف و دنتون معنویت رو یه جور احساس عمیق درباره پیوند کامل یه فرد با خودش ،و با بقیه و با کل جهان می دونن (Mitroff & Denton,1999,82). افراد معتقد به معنویت درون گرایانه،عقیده دارن بر عکس ادیان که نگاهی به بیرون آدم دارن؛معنویت درونگرا به درون آدم و کشف قلمرو پادشاهی درون توجه داره (Marques,2005,82). در این راه و روش، تموم موجودات زنده و غیر زنده در درون خود دارای نیرویی مقدس و هستی بخش هستن که باید اون رو بفهمن. در واقع برعکس ادیان که دارای یه فلسفه خداشناسی مشخص ونیزسیستمی از اصول، عقاید و دستورات هستن که واسه همه یه جوره، معنویت درون گرا عقیده داره که هرکی در هر جایی باید راه شخصی خود رو واسه یکی شدن با نیروی مقدس داخلی خود رو پیدا کنه.
فلسفه

در محیط کار هم معتقدان به راه و روش درون گرا عقیده دارن که تنوع الهی افراد باید به رسمیت شناخته شه و در واقع افرادباید راهی پیدا کنن که بدون آسیب زدن به بقیه،به اموری الهی خود هم بپردازند(Marques,2005,83).

هم اینکه دراین راه و روش معنویت شامل احساس اتحاد و رابطه بین خود و دیگرونه (Ashmos & Duchon,2000 and Milliman & Neck,1994).

 

۲-۲-۷-۱-۲- راه و روش دینی

این راه و روش معنویت رو جزئی از یه دین و مذهب مخصوصا می دونه (Krshnakumar & Neck,2002,). مثلا مسیحیان باور دارن که معنویت یه جور «دعوت به کار» می باشه؛ اونا کار رو مشارکت در خلاقیت خدا و وظیفه ای الهی می دانند. مخصوصا پروتستان ها که پیرو عقاید مارتین لوتر هستن، عقیده دارن که خدا دائم در حال خلقه و کار کردن مشارکت با خداونده. هندوها عقیده دارن باید تلاش کرد و نتیجه رو به خدا می سپارند (Marques,1997). بودایی ها کار سخت رو ابزاری می دانند که دلیل بهبود در زندگی فرد به عنوان یه کل می شه و در آخر موجب غنی سازی تموم و کمال زندگی و کار می شه. این دیدگاه در اسلام معمولا به شکل اخلاق کار اسلامی[۱۹] مطرح می شه. اخلاق کار اسلامی مسلمانان رو به تعهد بیشتر به سازمان، همکاری، مشارکت، مشورت، بخشش، گذشت و … تشویق می کنه. طرفداران آیین تائو و کنفوسیوس واسه همکاری و کار تیمی ارزش زیادی قائل هستن (Krshnakumar & Neck,2002,156). در مقایسه با بقیه رویکردها، راه و روش دینی بحث برانگیزترین رویکرده. مثلا گانتر (۲۰۰۱) ادعا می کنه بیشتر آمریکایی ها به خدا باور دارن و بیشتر اونا هم اینکه به آزادی مذهبی هم فکر می کنند.

 

۲-۲-۷-۱-۳- راه و روش اگزیستانسیالیستی/ سکولار

در این راه و روش هدف اصلی پیدا کردن معنا در کار و محیط کاری می باشه (Krshnakumar & Neck,2002 and Milliman & Neck,1994)..بعضی از سوال های اگزیستانسیالیستی که در این راه و روش مطرح می شه یعنی:

به چه دلیل من کاری رو انجام می دهم؟

معنا و معنی کار من چیه؟

این کار منو به کجا میبره؟

دلیل وجود من در سازمان چیه؟

این سوال ها در محیط کار واسه افراد مطرح می شن و جواب دادن به اونا خیلی با اهمیته. آدمایی که جواب این سوال ها رو پیدا کنن، احساس معنی بیشتری دارن، رضایت و در نتیجه اون بهره وری و کارکرد اونا هم افزایش می یابد؛ ولی آدمایی که در کار روزمره خود احساس معنا نکنن دچار «ضعف وجودی» می شن، از خود بیگانه می شن و این می تونه بهره وری و کارکرد اونا رو شدیدا کم کنه و موجب احساس شکست شه.

 

۲-۲-۷-۱-۴- راه و روش مخالفان معنویت

 

در این راه و روش نسبت به معنویت و مخصوصا  دین نگاهی به طور کامل منفی هست و می گن که معنویت و دین هر دو ابزاری در دست مدیران و رهبران هستن تا از راه اون پیروان یا زیر دستان خود رو بهره کشی کنن (Bradley & Kauanui,2003).پست مدرنای شکاک اینجور عقیده هایی دارن (Boje,2000)

امروزه خیلی از مردم می پرسن که کدوم نوع معنویت میتونه دگرگونیای فردی و اجتماعی عمیقی رو که این جهان سخت بدون نیاز منداست ،پدیدآورد. به خاطر همین،تو یه سنخ شناسی با وجود پلورالیستی معنویت عصر جدید، معنویتای جور واجور رو در چند نوع زیر خلاصه کرده:

  • معنویت دینی:معنویتیه که مبتنی بریک سنت خاص دینیه. آمال و مقصد پایانی معنویت و هم اینکه راه های رسیدن به اون برمبنای سنتی خاص دینی استواره و بر یه چار چوب و سیستم اعتقادی خاص استواره.
  • معنویت غیر دینی:در برگیرنده معنویتای انسانگرا[۲۰]،طبیعت محور[۲۱] وزمین محور [۲۲] است. عقاید اونا ممکنه بر مبنای رد وجود خدا باشه،آموزهای اونا در بر گیرنده عمل گرایی محیطی و اجتماعیه.
  • معنویت رازورانه (عرفانی):تجربه شخصی افراده که ممکنه به عنوان روش ها یا فرقهای فردی یه دین ،مانند یهودیت ،مسیحیت ،و اسلام باشه و یا بیشتر شامل معنویتای شرقی شه(رستگار،۱۳۸۵، ۶۱(.
  • معنویت عصر جدید:در تجربه خود ادما از معنویت ریشه داره. در معنویت عصر جدید،دین افراد شخصیه، فردیت بسیار حاکمه، و بر جهانی بودن همه چیز اشاره داره و “معنویت عصر جدید،اعتراضیه به استیلای دین ،جهانشناسی و اقتصادی در قرن ۱۹ و نمادیه از پس زدن عقل گرایی غیر دینی و برداست مادی گرا از علم، صنعت، مصرف گرایی و دین رسمی “برمعنویت عصر جدید انتقادات بسیاری، مخصوصا از طرف نه هاده ها وسازمانهای رسمی دینی وارد شده. یکی از انتقادهای مهم اون دقیق شدن و فوکوس کردن بر فردیت و خوده که یه جور خود شیفتگی حساب می شه (رستگار،۱۳۸۵،۶۲). برخلاف انتقاداتی که از معنویت عصر جدید شده، این نهضت بازم محبوبیت داره. این نهضت به خاطر جهت گیریای فرافردی و آدم گرایی اش در روانشناسی جهانگرا، توسعه یافته. با همه جانبداری یا مخالفت نسبت به تعالیم،درس ها و دیدگاه های اون، اما قابل تامله.
  • معنویت فرا دینی: عنوانیه که ممکنه به خیلی از مناقشات و چالشای عصر جدید درباره معنویت جواب دهد. در واقع این معنویت، حد ربط دو گرایش عمده س:از یه طرف معنویت بر اساس دین خاصی نیس و از طرفی دیگه، بعضی معنویتای عصر جدیدکه به خود اجازه میدن هر چیزی رو الهی بدانندرا رد می کنه. معنویت فرا دینی ،اول اینکه دل بسته به سنت دینی خاصی نیس، دوم اینکه تاکید بر تعامل و تعاطی با معنویتای دیگه مکاتب و ادیان رو هم داره (Cavanagh,1999). معنویت فرا دینی معنویتیه تقریبا کامل تر وپذیرای سخنای دیگه معنویت. در معنویت فرا دینی توجه به “گوهر دین” است. توجه به گوهر هر دینی ما رو به وحدت گوهر ادیان راهنمایی می کنه، اون چه در معنویت فرا دینی مهمه، درس ها وتعالیم عملی،زنده و پویاییه که در هر دین یا در هر مکتب حتی غیر دینی هم ممکنه یافت شه.معنویت فرا دینی با راه و روش روانشناختی به ابعاد وجودی؛ زیستی ،اجتماعی ،روانی و الهی نگاه میکنه. پس راه و روش تعریف معنویت در کار سنخ معنویت فرا دینی با راه و روش روان شناختیه(رستگار،۱۳۸۵،۶۴).

 

۲-۲-۷-۲- دیدگاه دوم

دیوید بوژ تعاریفی که در مورد معنویت در کار و سازمان پیدا کرده در۶ پارادایم و کنایه مربوط به موضوع طبقه بندی کرده :

    • انسانگرا[۲۳] ؛
    • بوم شناس[۲۴] (طرفدارمحیط زیست)؛
    • پست مدرن تایید آمیز[۲۵]؛

 

  • مدیرمآب[۲۶]؛
  • بنیادگرا[۲۷]؛
  • پست مدرن ؛
  • شک گرا[۲۸].

 

۲-۲-۷-۳- دیدگاه سوم

برادلی وکواین ، در تحقیقاتشون از یافته های بوژ استفاده کرده و واسه بررسی و مطالعه تعاریف معنویت در کارو سازمان اونا رو به ۵ پارادایم تقسیم کردن:

  • سنت گرا: تعریف معنویت با در نظر گرفتن وابستگی و تعلق داشتن به یکی از ادیان شناخته شده مثل بودا،اسلام،مسیحیت و…
  • آیین گرا: تعریف معنویت با در نظر گرفتن وابستگی و تعلق داشتن به یکی از ادیان عصر جدید مثل باور به جون داشتن اشیا،طبیعت گرایی و باور به عالم روح.
  • آدم گرا: تعریف معنویت طبق خود تحولی، مهربانی، صداقت وعباراتی که نشون دهنده ارزش دادن به ایجاد رابطه با دیگرونه.
  • پست مدرن تایید آمیز: معنویت با تعاریف آزادانه و مسامحه درباره واژه هایی مانند عشق، احساس، خوب بودن و واژه هایی که نشون دهنده ارزش دادن به خوده.
  • پست مدرن شک گرا: داشتن نگاه به طور کامل منفی درباره معنویت، احساس اینکه معنویت ابزاریه واسه رهبرانی که پیروان خود رو بهره کشی کنن یا مدیران کنترلی بیش ازپیش بر زیر دستان اعمال کنن (Bradley & Kauanui,2003,542).

[۱].Morris

[۲] Gregory F.A. Pierce

[۳] Neal & Biberman

[۴] Freshman

[۵] Neck, C.P. and Milliman

[۶] Gunther

[۷] . Judi Neal

[۸] . Physical

[۹] . Affective

[۱۰] . Cognitive

[۱۱] . Interpersonal

[۱۲] . Spiritual

[۱۳] . Mystical

[۱۴] . Intrinsic / Metaphysical

[۱۵] . Religious

[۱۶] . Existentialistic / Secular

[۱۷] . Guillory

[۱۸] . Graber

[۱۹] . Islamic Work Ethic (ISE)

[۲۰]. Humanistic Spirituality

[۲۱] . Nature-Centered

[۲۲] . Earth-Centered

[۲۳] . Humanist

[۲۴] . Ecologist

[۲۵] . Affirmative Postmodern

[۲۶] . Managerialist

[۲۷] . Fundamentalist

[۲۸] . Skeptical Postmodern

[۲۹] . Traditionalist

[۳۰] . Cultist