فروش آنلاین فرش؛ حل یک مسئله

فرش

یکی از مهمترین کاربردهای اینترنت، استفاده از فروشگاه‌های آنلاین برای تهیه مایحتاج زندگی توسط مصرف‌کننده نهایی است و بسیاری از افراد، از اینترنت برای انجام خریدهای بزرگ و کوچک خود استفاده می کنند.

در کنار این موضوع، فرش و مشخصا فرش ماشینی به عنوان یکی از کالاهای محبوب در خانه ایرانی و از مهمترین ارکان آن به شمار می‌آید و بخش بزرگی از زیبایی‌بخشی به یک خانه را، فرش آن بر عهده دارد.

فروش فرش به‌صورت اینترنتی نیاز به تخصص و تجربه بالایی در این زمینه دارد تا بتواند هم تخصص عرضه فرش و هم طراحی یک فروشگاه بزرگ در فضای آنلاین را تامین نماید. برای طراحی آسوده‌ترین مسیر خرید برای یک کاربر، نیاز به مطالعه و درک نیازمندی‌ها و سلیقه او در این مسیر وجود دارد. دسته‌بندی‌های تخصصی این کار، طراحی فیلترهای مورد نیاز کاربر برای جستجوی محصولات در فروشگاه، امکان پرداخت در محل و ارسال رایگان از جمله این نیازمندی‌ها به حساب می‌آید.

از بزرگترین مزایای فروشگاه اینترنتی فرش ماشینی زیراگ تنوع بسیار بالا در عرضه محصولات و همچنین آسودگی در جستجو و یافتن فرش مورد علاقه و امکان مقایسه بین محصولات مختلف است. در یک فروشگاه فیزیکی، محدودیت فضای در اختیار، به محدودیت در تنوع در عرضه محصولات منجر می‌شود. بزرگترین فضاهای فروشگاهی فیزیکی هم از این محدودیت مستثنی نیستند.

ضمن اینکه با بزرگتر شدن فضای یک فروشگاه فیزیکی، مشتری زودتر خسته می‌شود و عملا امکان اینکه بتواند همه فرش‌های موردنظرش را بررسی نماید وجود نخواهد داشت.

امکان بررسی و مقایسه قیمت فرش ماشینی از دیگر مزایای خرید آنلاین فرش از فروشگاه زیراگ محسوب می‌گردد.

در این سامانه، دسته‌بندی‌های فرش‌ها بر اساس شانه، برند تولیدکننده، رنگ زمینه، سبک نقشه و مشخصاتی که یک کاربر در مسیر پیدا کردن فرش دلخواهش به اطلاعات آن‌ها نیاز دارد انجام گرفته است. به عنوان مثال، کاربری که به دنبال بررسی مشخصات و قیمت فرش 1500 شانه باشد، می‌تواند تمامی این موارد را در یک صفحه در اختیار داشته باشد.

در نهایت، آنچه در مورد فروشگاه فرش ماشینی زیراگ بیشتر به چشم می‌آید این است که، بیش از یک فروشگاه فرش بودن، با درک نیازهای واقعی خریداران، مجموعا یک راه‌حل برای مسئله خرید آسوده فرش به حساب می‌آید.

الگوی ارتباطات میان ‌فرهنگی در اسلام- قسمت ۲۳

  • Charles Braithwaite’s, 1990 ↑
  • ibid, p65 ↑
  • space ↑
  • جورج رتیزر، نظریه جامعه شناسی در دوران معاصر، ۱۳۸۳، ص ۲۹۲٫  ↑
  • همان، ص ۲۹۵، در: خانمحمدی، تحلیلی بر سیره ارتباطی میان‌فردی پیامبر اسلام، ۱۳۸۸ ↑
  • Delgado, 2002; Putnam & Pacanowsky, 1983 ↑
  • Martin and Thomas, ibid, p66 ↑
  • Martin and Thomas, ibid, p66 ↑
  • ibid, p71 ↑
  • Cf: Howard, Connecting the World to the Word. ↑
  • ibid, p72-73 ↑
  • Communicative Approach ↑
  • این رویکرد را بیشتر از رویکردهای دیگر توضیح خواهم داد چون از نظر مسیری که برای تعریف ارزش‌های و هنجارها پیشنهاد می‌کند قابل مقایسه با رویکرد دینی است. ↑
  • دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

  • Evanoff, 2005 ↑
  • normative ↑
  • نک: فوکویاما، پایان تاریخ. ↑
  • Evanoff, 2011 ↑
  • “different worlds” ↑
  • incommensurable ↑
  • Evanoff, 2011 ↑
  • naturalistic fallacy ↑
  • Evanoff, A Communicative Approach to Intercultural Dialogue on Ethics, 2005 ↑
  • Intracultural communicatiom ↑
  • Cf: Giddens, The constitution of society, 1984. ↑
  • Intercultural communicatiom ↑
  • Evanoff, Intercultural Ethics: A Constructivist Approach, 2011 ↑
  • position ↑
  • Constant Asymmetric Comparative Method ↑
  • برای مطالعه بیشتر درباره این روش، ر.ک: پاکتچی،۱۳۹۱ ↑
  • statements ↑
  • interviews ↑
  • themes ↑
  • Mills, Melinda C(2008),” Comparative Analysis” in The Encyclopedia of qualitative research methods, Lisa M. Given. (ed), London, SAGE Publications Ltd.p100 ↑
  • فرامرز قراملکی، احد، اصول و فنون پژوهش در گستره دین پژوهی، ۱۳۸۳ ↑
  • زمر: ۹ ↑
  • فرامرز قراملکی، روش‌شناسی مطالعات دینی، ۱۳۹۲، ص ۲۹۵٫ ↑
  • فلیک، روش تحقیق کیفی؛ ۱۳۷۸، ص ۳۴۸-۳۴۹٫ ↑
  • در خصوص این روش، ر.ک: سلیمی،علی؛ «درون‌مایه‌های یک نظریه ارتباطات میان‌فرهنگی در آموزه‌های قرآن»؛ دوفصلنامه اسلام و علوم اجتماعی، س ۲، ش، پائیز و زمستان ۱۳۸۹، صص ۷-۳۸ ↑
  • در این خصوص می‌توان از روش‌های مرسوم در پژوهش‌های دینی، همچون تنقیح مناط و یا الغای خصوصیت نیز بهره برد.(در کارایی این روش برای مطالعات دینی، ر.ک: هادی عظیمی گرگانی، معناشناسی تنقیح مناط: مقارنه با مفاهیم مشابه و روش‌شناسی آن، مطالعات اسلامی، فقه و اصول، سال ۴۴، ش پیاپی۹، پاییز ۱۳۹۱) ↑
  • این برداشت ناظر به‌راهبردی بودن الگو( به‌مثابه‌نقشه راه) است. ↑
  • دسته بندي علمی – پژوهشی : الگوی ارتباطات میان ‌فرهنگی در اسلام- قسمت ۲۲

  • چاک وای، همان، ص ۲۹۹٫ ↑
  • همان، ص ۳۰۰ ↑
  • کد (دستور العمل) جهانی اخلاق در گردشگریماده اول: شناخت متقابل و احترام بین مردم و جوامع؛ ماده دوم: گردشگری به عنوان وسیله‌ای برای شکوفایی انفرادی و اجتماعی؛ ماده سوم: گردشگری به عنوان یکی از عوامل توسعه پایدار؛ ماده چهارم: جایگاه میراث فرهنگی در گردشگری و نکات مورد توجه در بهبود آن؛ ماده پنجم: گردشگری به عنوان یک فعالیت سودمند برای کشورهای میزبان و جوامع محلی؛ ماده ششم: تعهدات گروه‌های ذینفع در توسعه گردشگری؛ ماده هفتم: حقوق گردشگران؛ ماده هشتم: آزادی گردشگران در جابجایی؛ ماده نهم: حقوق کارکنان و کارآفرینان در صنعت گردشگری؛ ماده دهم: اجرای اصول قوانین اخلاقی جهانی برای گردشگری ↑
  • برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

  •  ترابیان و مستولی‌زاده، بررسی نقش اخلاق و کدهای اخلاقی در بهینه‌سازی رفتار ذینفعان در مدیریت و توسعه پایدار گردشگری، ۱۳۸۷ ↑
  • این اثر به کوشش یونس نوربخش مجموعه مقالاتی است که در سه فصل آخر با عناوین «ادیان ابراهیمی: مشابهت ها و مغایرت ها»، «مفهوم بردباری مذهبی در آموزه‌های قرآنی»، و «اقلیت های دینی و همزیستی مسالمت آمیز در جامعه اسلامی» مباحثی را آورده است که ارتباط هنجاری با غیرمسلمانان را پوشش می دهد. ↑
  • ساشادینا، عبدالعزیز، مبانی همزیستی اجتماعی در اسلام، ترجمه سیدمحمدرضا هاشمی، قم: نشر ادیان، ۱۳۸۶ ↑
  • علیخانی، اکبر؛ اسلام و همزیستی مسالمت‌آمیز: چالش جهان مدرن برای زندگی: راهبردها و موانع؛ تهران: به‌آفرین، ۱۳۹۲ ↑
  • جمعی از نویسندگان، جهانگردی در فقه و تمدن اسلامی، قم: بوستان کتاب، ۱۳۸۵ ص ۸۸ ↑
  • همان، ص ۲۳۳- ۲۵۴٫ ↑
  • همان، ص ۳۰۶-۳۱۶٫ ↑
  • جعفری هفتخوانی، نادر؛ مدیریت گردشگری و وجهه ملی در جمهوری اسلامی ایران، تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق ع، ۱۳۹۱٫ ↑
  • ۲۰۰۸، ص ۲۳۴۰ ↑
  • چن و استارستا، ۲۰۰۸، ص ۲۱۵، در جعفری هفتخوانی، ۱۳۹۱، ص ۵۹ ↑
  • گودیکانست و مودی، ۲۰۰۲ به نقل از جیلز و واتسون، ۲۰۰۸، ص ۲۳۴۰، در همان. ↑
  • حاجیانی، حج: تجلی معنویت و کانون دیپلماسی فرهنگی چهان اسلام؛ مجمع تشخیص مصلحت نظام، ۱۳۹۱ ↑
  • به‌دلایلی که در فصل توسعه مفهومی ارتباط میان فرهنگی اشاره شده است، این پژوهش به ارتباطات میان فرهنگی درون جهان اسلام نپرداخته است. ↑
  • صالحی امیری و محمدی؛ دیپلماسی فرهنگی، ۱۳۹۲ ↑
  • دﻳﭙﻠﻤﺎﺳﻲ ﻧﻮﻳﻦ دﻳﮕﺮ «دﻳﭙﻠﻤﺎﺳﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ» اﺳﺖ ﻛﻪ در ﻗﺮن ﻧﻮزدﻫﻢ از ﺳﻮی دوﻟﺖ ﻓﺮاﻧﺴﻪ اﺑﺪاع ﺷﺪ. اﻳﻦ ﺷﻴﻮه دﻳﭙﻠﻤﺎﺗﻴﻚ، ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻛﻮﺷﺸ‌ﻬﺎی ﻳﻚ دوﻟﺖ در زﻣﻴﻨﻪ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎرﺟﻲ اﺳﺖ، ﻛﻪ ﺑﻪ‌ﺟﺎی اﺳﺘﻔﺎده و ﻳﺎ در ﻛﻨﺎر اﺳﺘﻔﺎده از ﻣﻄﺒﻮﻋﺎت و ﺳﺎﻳﺮ وﺳﺎﻳﻞ ارﺗﺒﺎط ﺟﻤﻌﻲ ﺑﺮای ﺟﻠﺐ ﺗﻮﺟﻪ و ﻋﻼﻗﻪ ﻣﺨﺎﻃﺒﺎن ﻛﺸﻮرﻫﺎی دﻳﮕﺮ، ﺑﻪ‌ﻃﻮر ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ و از ﻃﺮﻳﻖ اﻣﻜﺎﻧﺎت ﻏﻴﺮ ﺳﻴﺎﺳﻲ در داﺧﻞ ﺟﻮاﻣﻊ ﻣﺨﺘﻠﻒ، در آﻧﻬﺎ ﺗﺎﺛﻴﺮ ﻣﻲ ﮔﺬارد(خرازی، ۱۳۸۸) ↑
  • صدرالمتالهین، تفسیرالقرآن الکریم، ج۶؛ ص ۱۴۰-۱۴۱, در میناگر، ۱۳۹۲، ص ۴۱ ↑
  • واسطی، راهنمای انجام تحقیق براساس نگرش اسلامی، بی‌تا، بی‌نا ↑
  • پاکتچی، احمد؛ روش تحقیق با تکیه بر علوم قرآن و حدیث؛ تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق (ع)؛ ۱۳۹۱، ص ۲۴ ↑
  • Harman & Briggs, 1991; Hart, 1999; Hu, 1999, 2004;Samovar et al., 2000 ↑
  • Hu, 2004; Korzenny & Korzenny, 1984 ↑
  • hu, 2011 ↑
  • ibid ↑
  • Martin and Thomasو Intercultural communication contexts, 2010, p51 ↑
  • ibid, p55 ↑
  • Dean Barnold ↑
  • ibid, p58 ↑
  • Ibid, p55 ↑
  • کیم، پژوهشی در ارتباطات میان‌فرهنگی و ارتباطات توسعه»، ۱۳۸۵، ص۱۶۱٫ ↑
  • محمدپور، روش تحقیق کیفی: ضدروش۱، ۱۳۹۳، پیش‌گفتار. ↑
  • عباس‌زاده، تاملی بر اعتبار و پایایی در تحقیقات کیفی، ۱۳۹۱٫ ↑
  • همان ↑
  • Otten and Geppert, 2009 ↑
  • Berry, 1997 ↑
  • phonetic ↑
  • phonemic ↑
  • ibid, p59 ↑
  • Brandt, “On Interculturality: …” ۲۰۰۸ ↑
  • سامانه پژوهشی – الگوی ارتباطات میان ‌فرهنگی در اسلام- قسمت ۲۰

  • وَمُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ ↑
  • فیاض، کلام میان‌فرهنگی، ۱۳۸۵ ↑
  • آیات عهد مکی را می‌توان حداقل از سه جهت مورد توجه قرار داد: زیبایی‌های لفظی قرآن، روش تبیین دین جدید، برخورد با دشمنان ↑
  • مسجد، نماز، اذان، اقامه و منبر ↑
  • پیامبر در ایام حج افراد صاحب نفوذ در قوم خود را شناسایی می‌کرد و با آنها ارتباط برقرار می‌کرد. ↑
  • پیامبر از این روش در مکه کم‌تر استفاده کرد. ↑
  • مانند نماز خواندن آشکار در کنار کعبه ↑
  • هجرت زمینه‌ای برای ایجاد یک دژ مستحکم و فضایی برای گسترش اسلام بود ↑
  • دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

  • با نزول سوره عبس پیامبر برای تبلیغ به‌سراغ توانگران و سران متنفذ نمی‌رفت. حتی تلاشی که عمرخطاب کرد تا متنفذان و ثروتمندان مکه بدون حضور فقرا و بردگان باشد با نزول آیه کهف برهم خورد ↑
  • جریان پرتاب شکمبه‌گوسفند بر سر پیامبر از مهم‌ترین نمونه‌های صبر پیامبر در مکه بود. ↑
  • پیامبر بیشترین استفاده را از نامه در مدینه داشت اما در این دوران نیز مکاتباتی با خارج از مکه مانند نامه به‌نجاشی داشت ↑
  • پیامبر برای اعزام مبلغ هزینه‌های سختی پرداخت از آن جمله شهادت جمعی از مسلمانان در حادثه رجیع و بئر معونه در سال چهارم هجری ↑
  • آیاتی که در این دوران حضور پیامبر در مکه نازل شده بیانگر جهان بودن دعوت پیامبر بوده مانند آیاتی که با «یاایهاالنبی» نازل شده است ↑
  • جهاد بیش از آنکه یک حرکت نظامی باشد باید در چارچوبی میان‌فرهنگی تحلیل شود.(الویری، ۱۳۸۷). ↑
  • این احساس در میان اعراب به‌سبب این بود که خود را با ایرانیان و رومی‌ها مقایسه می‌کردند. این احساس به‌حدی بود که حتی پس از اسلام، عمربن‌الخطاب مانع از ورود خارجیها به‌مدینه شد. الگو گیری از نظام حکومتی ایران نیز از این جمله است به‌نحوی که بسیاری یکی ازمنابع بررسی ساسانیان را حکومت عباسی می‌دانستند ↑
  • اعراب هیچ تسلطی به‌زبانهای غیرعربی نداشتند ↑
  • توحید، معاد و نبوت ↑
  • ارتباطی قلبی بر اساس محبت ↑
  • موازینی مانند عهد و پیمان، امر به‌معروف و نهی از منکر، عدالت، انصاف، تعاون و در یک کلمه تقوا ↑
  • شامل: مسیحیان، یهودیان و طبق حدیث پیامبر زرتشتیان ↑
  • مشرکان و ملحدان و سایر ادیان ↑
  • مقصود اصلی از این پیمان ایجاد محیط امن و تفاهم بین فرقه‌های مختلف دینی در قلمروی اسلامی است. بر این اساس کافران به‌ دو دسته کافر ذمی و کافر حربی تقسیم می‌شوند. در این قرارداد حکومت اسلامی مسئولیت دفاع از جان و مال و ناموس آنها را می‌پذیرد. اهل کتاب می‌توانند هر زمانی از زیر این چتر حمایتی خارج شوند. در برابر آن مسلمانان وظیفه دارند هر وقت که درخواست کردند آنها را زیر عنوان اهل ذمه بپذیرد. تعهدات اهل ذمه عبارت است از: پرداخت جزیه، احترام به‌قوانین اسلامی و مقررات اجتماعی، عدم توطئه علیه مسلمانان و یاری دشمنان و در مقابل تعهدات جامعه اسلامی هم عبارت است از: مصونیت نسبت به‌جان، مال و ناموس، آزادی مذهب، استقلال قضایی، آزادی مسکن، آزادی فعالیتهای اقصادی و بازرگانی، استقلال در احکام خود، آزادی فعالیتهای اجتماعی. ↑
  • با کسانی مانند تاجران کشورهای کافر یا نمایندگان سیاسی و جهانگردان چنین قراردادی نوشته می‌شود. «و ان احد من‌المشرکین استجارک فاجره حتی یسمع‌کلام الله» ↑
  • باهنر، ارتباطات میان‌فرهنگی و روابط بین‌الملل، ۱۳۷۸٫ ↑
  • عبدالرحمن، طه، الحق الاسلامی فی الاختلاف الفکری، بیروت، المرکز الثقافی، ۲۰۰۵٫ ↑
  • سرجانی، راغب؛ المشترک‌الانسانی، نظریه جدیده للتقارب بین‌الشعوب، قاهره، موسسه اقراء لنشر و التوزیع و الترجمه، ۲۰۱۱ ↑
  • ر.ک: سرجانی، همان، ص ۲۶۰- ۴۳۴٫ ↑
  • همان، ص ۵۸۸ ↑
  • Griffin, 2009 ↑
  • همان ↑
  • همان ↑
  • گادیکانست، ۱۳۸۵ ↑
  • دنزباخ، ۱۳۹۰، ص ۵۲۷ ↑
  • An Integrated Theory of Interethnic Communication ↑
  • relatively stable psychological attributes ↑
  • Cultural Identity of Collier & Thomas ↑
  • نمودار زیر برداشتی است ازآنچه نویسنده بیان داشته است. ↑
  • samovar، porter and mcdanial، ۲۰۰۷: ۲۳ ↑
  • Ibid, 70 ↑
  • Ibid, 107 ↑
  • سايت مقالات فارسی – الگوی ارتباطات میان ‌فرهنگی در اسلام- قسمت ۱۹

  • رهنمایی، طرح جامع گردشگری استان اردبیل، ج۱، ص۵ ↑
  • همایون، جهانگردی: ارتباطی میان‌فرهنگی، ۱۳۸۴، ص ۳۲٫ ↑
  • مخلصی، عباس؛ «آمد و شد با جهانگردان غیرمسلمان»، فقه، زمستان ۱۳۷۶، ش ۱۴. ↑
  • سعیدی، ۱۳۹۰، ۱۰۳٫ ↑
  • همان، ص ۱۰۶٫ ↑
  • همان، ص۱۰۸، به نقل از: آشه، ۱۳۷۹، ص ۹٫ ↑
  • قَدْ خَلَت مِن قَبْلِکُمْ سنَنٌ فَسِیرُوا فى الأَرْضِ فَانظرُوا کَیْف کانَ عَقِبَهُ الْمُکَذِّبِینَ‏(آل‌عمران/ ۱۳۷)؛ قُلْ سِیرُوا فى الأَرْضِ فَانظرُوا کیْف بَدَأَ الْخَلْقَ‏.. (عنکبوت/۲۰). ↑
  • قُلْ سِیرُوا فى الأَرْضِ فَانظرُوا کیْف بَدَأَ الْخَلْقَ‏(محمد/۱۰)، أَ فَلَمْ یَسِیرُوا فى الأَرْضِ فَتَکُونَ لهمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بهَا أَوْ ءَاذَانٌ یَسمَعُونَ بهَا فَإِنهَا لا تَعْمَى الأَبْصرُ وَ لَکِن تَعْمَى الْقُلُوب الَّتى فى الصدُورِ(حج/۴۶)و آیات دیگری که به طور مستقیم یا غیر مستقیم مسلمانان را به مطالعه و نظاره پدیده‌ها و اسرار و مسائل جغرافیایی ترغیب می‌کند: « فَبِأَیِّ آلَاء رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ»(الرحمن:۲۱ و ۲۲)؛ «وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِفَتَاهُ لَا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَیْنِ أَوْ أَمْضِیَ حُقُبًا»(کهف: ۶۰)؛ «وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا»(نباء: ۷)؛ «أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ کَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ أَفَلَا یُؤْمِنُونَ وَجَعَلْنَا فِی الْأَرْضِ رَوَاسِیَ أَن تَمِیدَ بِهِمْ وَجَعَلْنَا فِیهَا فِجَاجًا سُبُلًا لَعَلَّهُمْ یَهْتَدُونَ؛ وَجَعَلْنَا السَّمَاء سَقْفًا مَّحْفُوظًا وَهُمْ عَنْ آیَاتِهَا مُعْرِضُونَ»(انبیاء: ۳۰-۳۲)؛ «وَتَرَى الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَاوَرُ عَن کَهْفِهِمْ ذَاتَ الْیَمِینِ وَإِذَا غَرَبَت تَّقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَالِ وَهُمْ فِی فَجْوَهٍ مِّنْهُ»(کهف: ۱۷). ↑
  • شالچیان، آثار میان فرهنگی و نقش گردشگری در ایجاد وفاق بین ادیان اسلام و مسیحیت، ۱۳۸۲٫ ↑
  • عمید زنجانی، فقه سیاسی: حقوق تعهدات بین‌المللی و دیپلماسی در اسلام، ۱۳۷۹، ص ۲۹۹٫ ↑
  • کلّکم راع و کلّکم مسؤول عن رعیّته (بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۷۲، ص ۳۸). ↑
  • آل‌عمران: ۱۱۰ ↑
  • العصر: ۳ ↑
  • آل‌عمران: ۱۰۴ ↑
  • مطهری، یادداشت‌ها، ج۲، ص ۵۵ ↑
  • ر.ک: روح الامینی، ۱۳۹۱، ص ۴۵ -۴۶٫ ↑
  • ذاکری، ۱۳۷۶: ۳۰۵ ↑
  • ر.ک: لی شینگ هوا، دین پژوهی در مطالعات میان فرهنگی: بررسی اسلام در چوان جو، ۱۳۹۰ ↑
  • امام خمینی، ۱۳۶۵، ج۱۵، ص ۲۵ ↑
  • همان، ص۱۹۰ ↑
  • سجودی، ترجمه را سازکار اصلی ارتباطات بین‌فرهنگی قلمداد می‌کند(سجودی، ارتباطات بین‌فرهنگی: ترجمه و تاثیر آن در فرآیندهای جذب و طرد، ۱۳۸۸). ↑
  • داوری اردکانی، ۱۳۷۹، ص ۸۴: به‌نقل از امامی، ۱۳۸۸٫ ↑
  • امامی، ۱۳۸۸ ↑
  • ولایتی، ۱۳۸۲: به‌نقل ازامامی، ۱۳۸۸ ↑
  • Grozdanka, 2011 ↑
  • شریعتی سبزواری، مناظره وتبلیغ، ص ۲۵ ↑
  • همان، ص ۷۴ ↑
  • کُونُوا دُعَاهً لِلنَّاسِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ لِیَرَوْا مِنْکُمُ الْوَرَعَ وَ الِاجْتِهَادَ وَ الصَّلَاهَ وَ الْخَیْرَ فَإِنَّ ذَلِکَ دَاعِیَهٌ(وسائل‌الشیعه، ج۱، ص ۷۶)؛« ↑
  • لَیْسَ مِنْ شِیعَتِنَا مَنْ یَکُونُ فِی مِصْرٍ یَکُونُ فِیهِ مِائَهُ أَلْفٍ وَ یَکُونُ فِی الْمِصْرِ أَوْرَعُ مِنْهُ(وسائل، ج۱۵، ص ۲۴۷)؛ ↑
  • قَالَ الصَّادِقُ (ع) قُولُوا لِلنَّاسِ کُلِّهِمْ حُسْناً مُؤْمِنِهِمْ وَ مُخَالِفِهِمْ أَمَّا الْمُؤْمِنُونَ فَیَبْسُطُ لَهُمْ وَجْهَهُ وَ أَمَّا الْمُخَالِفُونَ فَیُکَلِّمُهُمْ بِالْمُدَارَاهِ لِاجْتِذَابِهِمْ إِلَى الْإِیمَانِ (مستدرک، ج۹، ص ۳۶). ↑
  • فَإِنْ قَالَ فَلِمَ أُمِرَ بِالْحَجِّ … مَعَ مَا فِیهِ مِنَ التَّفَقُّهِ وَ نَقْلِ أَخْبَارِ الْأَئِمَّهِ ع إِلَى کُلِّ صُقْعٍ وَ نَاحِیهٍ(وسائل‌الشیعه، ح۱۱، ص ۱۲). . قال علی (ع)خذ الحکمه و لو من‌المشرکین(مشکاه الانوار، ص ۱۳۴)؛ و قال علی(ع) خُذِ الْحِکْمَهَ أَنَّى کَانَتْ(بحار، ج۲، ص ۹۹). ↑
  • Intercultural studies ↑
  • Intercultural communication ↑
  • گادیکانست، و دیگران، نظریه پردازی درباره ارتباطات میان فرهنگی، ۱۳۸۵، ص ۸۹ ↑
  • این کتاب تاکنون در شش ویراست ارائه شده است که نگارنده این سطور ویراست پنجم این کتاب از انتشارات مک گروهیل را در اختیار دارد. ↑
  • Judith N. Martin ↑
  • Thomas K. Nakayama ↑
  • عبدالهیان، ۱۳۸۷ ↑
  • فیاض، ۱۳۸۷ ↑
  • فیاض، عقل میان‌فرهنگی یا عقل آینده، ۱۳۸۴ ↑
  • الگوی ارتباطات میان ‌فرهنگی در اسلام- قسمت ۱۸

  • همان ↑
  • ساروخانی، ۱۳۷۰: ۱۶۰ ↑
  • او سالیوان، ۱۹۹۴ ↑
  • احمدزاده، همان: ۱۳۶ ↑
  • کراکر، آلن، «فلسفه اخلاق توسعه بین‌الملل و موضوع ارتباطات میان‌فرهنگی»، ۱۳۸۴. ↑
  • Judit, A Mixed-Method Study on English Majors’ Intercultural Communicative ompetence, 2013, p: 30 ↑
  • Cultural contect ↑
  • شعاری نژاد، ۱۳۶۴, ص ۹۵؛ به‌نقل از صالحی امیر و محمدی، دیپلماسی فرهنگی، ۱۳۹۲، ص ۱۵۰، ↑
  • صالحی و محمدی، همان. ↑
  • به‌عنوان نمونه: ارتباط بین‌الملل و میان‌فرهنگی، حمید مولانا، ۱۳۹۱؛ ارتباطات بین‌الملل و میان‌فرهنگی، رحمان سعیدی، ۱۳۹۰؛ ارتباط بین‌المللی و ارتباط میان‌فرهنگی، گرهارد مالتزکه، ۱۹۷۶؛ و نیز صالحی امیری، ۱۳۹۲، ص ۱۵۰ ↑
  • محمدی، دین و ارتباطات، ۱۳۸۲، ص ۶۲٫ ↑
  • سعیدی، ارتباطات بین الملل و میان فرهنگی، ۱۳۹۰، ص ۳۷٫ ↑
  • تجربه چندساله نگارنده این سطور به‌عنوان زباندان در مکه مکرمه این نکته را کاملا تایید می‌کند که سطح روابط بین‌الملل تاثیری مستقیم در ارتباطات میان‌فرهنگی دارد. به‌عنوان مثال، در دوره‌ای که دکتر احمدی‌نژاد رییس جمهور ایران اسلامی بود، اکثر مردمان کشورهای دیگر روابط صمیمی‌تری با زائران ایرانی داشتند تا دوره که دکتر حسن روحانی‌ رییس جهمور هستند. به عبارت صریح‌تر، میزان صمیمیت مسلمانان سایر کشورها با زائران ایرانی، با میزان آمریکا ستیزی رییس جمهوری ایران همبستگی دارد. ↑
  • صالحی امیری و محمدی، دیپلماسی فرهنگی، ص ۱۵۰ ↑
  • سجادی، ۱۳۹۲، ص ۲۰ ↑
  • احدی، افسانه، «دیپلماسی عمومی آمریکا»، پژوهشنامه سیاست خارجی امریکا، فروردین ١٣٨٧ ↑
  • همان ↑
  • کاظمی و عزیزی؛ «دیپلماسی عمومی و الگوی اسلامی آن»، ۱۳۸۸٫ ↑
  • Rohrilich 1987: 127-128 ↑
  • حسن‌خانی، به نقل از صالحی امیری و محمدی، دیپلماسی فرهنگی، ص ۱۱۰٫ ↑
  • Aneas, and Sandín, 2009 ↑
  • The Silent Language (۱۹۵۹) and The Hidden Dimension (۱۹۶۹) ↑
  • Otten and Geppert, 2009 ↑
  • Moon, 1996: 72 ↑
  • احمد صدری نیز در بررسی نقش روشنفکران در ارتباطات میان‌فرهنگی، عنوان مقاله خود را «تفاهم میان‌فرهنگی و حاملان آن» گذاشته است. ↑
  • Cf: Ziegler and Dickerson, Using Video as a Tool for Intercultural Communication, Journal of Black Studies, Vol. 24, No. 2 (Dec., 1993). ↑
  • این که پیام‌های فرهنگی از کانال‌هایی مثل تلویزون منتقل شود، برای دانشمندانی مثل نیل پست‌من شدیدا مایه نگرانی است. «تلویزیون به‌عنوان رایج‌ترین وسیله، زمانی خطرناک‌تر است که واسطه انتقال و ابزار مبادله پیام های مهم فرهنگی قرار گیرد(پست‌من، زندگی در عیش مردن در خوشی، ۱۳۹۱، ص ۸۶). درمقابل، هالیدی و همکارانش در کتاب ارتباطات میان‌فرهنگی نشان می‌دهد که چگونه چند فیلم سینمایی سبب تغییر نگاه همکاران پریسا به جایگاه زن در ایران می‌شود.(Adrian Holliday, Martin Hyde and John Kullman, 2004: 7 This edition published in the Taylor & Francis e-Library, by Routledge 11 New Fetter Lane, London 2004.( همین امر در خصوص پیامدهای سریال ژاپنی «اوشین» نیز ادعا شده است. این سریال سبب شد بینندگان آن احترام بیشتری برای ژاپن قائل شوند(یاسوشی و مک‌کانل، ۱۳۸۹، ص ۱۳۰). ↑
  • منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

  • مارتین و ناکایاما در پاسخ به این که چه کسانی ممکن است به عنوان کارشناسان ارتباطات میان‌فرهنگی تلقی شوند، افرادی که محتوای فیلم‌ها، برنامه‌های تلویزیونی، مجلات و مانند آن را تحلیل می‌کنند را یکی از پاسخ‌های چهارگانه می‌دانند.(martin and nakayama, 2005: 45) ↑
  • محمدی، دین و ارتباطات، ۱۳۸۲، ص ۶۲ ↑
  • امامی، سیدمجید، «نگاهی به‌تأثیر آثار علمی مسلمین بر تمدن غرب؛ ارتباطی میان‌فرهنگی»، نامه فرهنگ و ارتباطات، سال اول، ش۱، ۱۳۸۸ ↑
  • در مورد نقش یهودیان در جنبش ترجمه اروپا ر.ک به: وات، ۱۳۷۸، ص۱۱۰٫ (امامی، همان). ↑
  • امامی، همان ↑
  • Zhang, 1999, p. 145 hmesy, 2006, p 83 ↑
  • Hmesy, 2006, p 83 ↑
  • حیاتی، داریوش و هاشمی سیداحمد، «بررسی ارتباط بین‌فرهنگی در آموزش زبان، چالش‌ها و راهکارها»، قابل دسترس در: (http://www.dr-hashemi.com/index.php?newsid=183). ↑
  • عاملی، سعیدرضا، «دو جهانی شدن‌ها و ارتباطات بین‌تمدنی: تحلیل روشمند ارتباط بین‌فرهنگی در جهان»، فصلنامه تحقیقات فرهنگی، دوره سوم، شماره ۹، بهار ۱۳۸۹، ص ۱-۳۷ ↑
  • زنجانی، تحلیل جمعیت‌شناختی، ۱۳۷۶، ص۲۱۲ ↑
  • یک کارشناس ارتباطات ترکیه‌ای که همزمان از تخصص دندانپزشکی هم برخوردار بود، (در مصاحبه با نگارنده) درباره دیدگاه مردم ترکیه نسبت به ایران و مردم آن گفت: «مهاجران ایرانی که در ترکیه ساکن شده اند متاسفانه چهره خوشایندی از ایرانیان به نمایش نگذاشته اند. بیشتر ایرانیانی که با آن‌ها ملاقات کرده ام از نظر مذهبی افراد مقیدی نبودند». این تصویر حاصل ارتباطات میان‌فرهنگی است. تصویر آذربایجانی‌ها از ایرانیانی هم که به آذربایجان شوروی سابق مسافرت می‌کنند چندان خوشایند نیست. ↑
  • گل‌محمدی، احمد، جهانی‌شدن، فرهنگ، هویت؛ ۱۳۹۲، ص ۱۳۸ ↑
  • Tourism ↑
  • الگوی ارتباطات میان ‌فرهنگی در اسلام- قسمت ۱۶

    در چارچوب نظریه ادراکات اعتباری، نسبت عقل و دین نیز از جمله چنین است:

      1. خوبی ها مطابق حکم عقل‌اند
      2. محرمات الهی چیزهایی هستند که موجب اختلال حکومت عقل هستند.
      3. حیات انسانی به سلامت ادراک و فکر در شئون فردی و اجتماعی بنا شده است؛ بنابراین استمرار حیات انسانی نیازمند حکومت عقل است. دین با حفظ حکومت عقل حیات انسانی را پاسداری می کند»( یزدانی مقدم، همان)
      4. دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

    1. جمشیدی، نظریه فرهنگی استاد مطهری، ص ۸۰ ↑
    2. پارسانیا، حمید؛ «نظریه و فرهنگ»، بی‌تا، منتشر نشده. ↑
    3. پارسانیا، جهان های اجتماعی، ۱۳۹۱، ص ۱۲۵-۱۲۶٫ ↑
    4. پارسانیا، جهان های اجتماعی، ۱۳۹۱، ص ۱۲۵-۱۲۶٫ ↑
    5. کیاشمشکی، جهان‌شناسی در قرآن، ۱۳۸۷، ص ۹۶ ↑
    6. نای فرهنگ را به «مجموعه‌ای از ارزش‌ها و آداب و رسومی که برای جامعه، معنی ایجاد می‌کند» تعریف کرده است(نای، ۲۰۰۴، ص ۱۱؛ در: یاسوشی و مک‌کانل، ۱۳۸۹، ص ۶۹). ↑
    7. ر.ک: مصباح یزدی، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ج۳، ص ۱۵۱ و ۱۵۲ ↑
    8. که عبارتند از: رویکردهای ریاضی، اجتماعی روانی و زبان‌شناختی(اسمیت، ۱۳۷۹). ↑
    9. آذری، آشنایی با سنت‌های هفت‌گانه نظریه‌های ارتباطات، مندرج در وبلاگ علم ارتباطات(http://azari-gh.blogfa.com/post-82.aspx) به نقل از: ارتباطات لیتل جان، استفن و فوس، کارن .دانش‌نامه‌ی نظریه ارتباطات.نیویورک،جلد۲، انتشارات سیج، ص ۹۵۸-۹۶۳٫ 
    10. prosser 1978: 338 ↑
    11. مولانا، ۱۳۷۶ ↑
    12. Hall, The silent language, 1st ed, 1959 ↑
    13. Alfred G. Smith (1966) ↑
    14. Defining Communication as an Element of Culture ↑
    15. Umran Laode Muhamad, 2014 ↑
    16. ویمر، ۲۰۰۴، ص ۷ ↑
    17. اشومر، ص۱۹ ↑
    18. Martin and Thomas, 2010, p 95. ↑
    19. علامه جعفری، ۱۳۹۰، ص ۱۳۱ ↑
    20. شارون، ۱۳۸۶، ص ۸۱ ↑
    21. روح‌الامینی، ۱۳۸۶، ص ۱۴۱٫ ↑
    22. فارابی، ۱۳۵۴، ص ۴۵؛ در آزاد ارمکی، ۱۳۹۱، ص ۲۱۲٫ ↑
    23. ‌روشه، ۱۳۹۱، ص ۱۵۶ ↑
    24. والکر، ۲۰۰۳ به نقل از گولین، ۲۰۰۶، ص ۵، در: یوسفی و ورشوئی، ۱۳۸۹، ↑
    25. مصلح، ادراکات اعتباری علامه و فلسفه فرهنگ، ص ۱۶٫ ↑
    26. رشاد، تاملی درباب فلسفه‌ی فرهنگ ۱، زمانه، آبان ۱۳۹۰، شماره ۱۰۴ ↑

    دسته بندي علمی – پژوهشی : الگوی ارتباطات میان ‌فرهنگی در اسلام- قسمت ۱۵

  • Wang, Brislin, Wang, Williams, & Chao, 2000 ↑
  • اشاره به‌تعریف سینگر از فرهنگ(سینگر، ۱۹۹۸، ص ۵) ↑
  • Griffin, a first book of communication theory, 2012, p 392 ↑
  • irregular ↑
  • Gudykunst, 1983 ↑
  • یوهانسون و لارسون،۲۰۰۲، ص۴، در: سجودی، ۱۳۸۸ ↑
  • از اعتباریات علامه طباطبائی نیز چنین بردشت می‌شود که فرهنگ کاملا جنبه برساختی دارد ولی این برساخته‌ها ریشه در حقایق دارند(ر.ک: مصلح؛ ادراکات اعتباری علامه طباطبائی و فلسفه فرهنگ). تعاریف موجود از فرهنگ به این جنبه پیوند با حقایق لایتغیر توجه نکرده‌اند. ↑
  • پارسانیا، هستی و هبوط، ۱۳۸۹، چ۴، قم: دفتر نشر معارف، ص ۱۹۹٫ ↑
  • بابایی، ۱۳۸۴, ص ۲۲ ↑
  • همان ↑
  • هارت، هانو، مطالعات انتقادی ارتباطات، ۱۳۹۱، ص۳۴۴ ↑
  • هستر و اگلین، ۱۹۷۷، ص۲۰؛ در: لی آلیسون و کیت پوینتون، فرهنگ و متن، ۱۳۸۸، ص ۱۹۲ ↑
  • حیدرپور و محمدی، جامعه‌شناسی فرهنگ، ۱۳۹۲، ص ۷۲ ↑
  • پیوزی، یورگن هابرماس، ۱۳۷۸، ص ۷۴ و ۷۵؛ در: مکی‌نژاد، ۱۳۹۱، ص ۹۵٫ ↑
  • شارون، ۱۳۹۲، ص ۵۱ ↑
  • ویلیامز، «به‌سوی جامعه شناسی فرهنگ»، مندرج در: نوشته و ترجمه لش و دیگران، مسائل نظری فرهنگ، ۱۳۹۰، ص ۲۵۱٫ ↑
  • Holliday, 2004, p: 59 ↑
  • Scollon, Ronald and Suzanne Wong, 2001, p: 138. ↑
  • Samovar, Porter and McDaniel, 2009, P: 23 ↑
  • Intercultural communication resource for langquage teachers ↑
  • iceberg ↑
  • Utley Drek, Intercultural resource peck, 2004, p 16 ↑
  • جعفری، فرهنگ پیرو و فرهنگ پیشرو، ۱۳۹۲، ص ۹ ↑
  • مولانا، مکاتب فرهنگ و ارتباطات، ۱۳۸۷٫ ↑
  • ر. ک: رشاد، زمانه، ش ۲۳ و ۲۴، ۱۳۹۱٫ ↑
  • تعریف رشاد از فرهنگ چنین است: ««طیف گسترده‌ای از بینش‌ها، منش‌ها، کشش‌ها و کنش‌های سازوارشده‌ی انسانْ‌پیِ جامعه‌زادِ هنجاروشِ دیرزی، و معناپرداز و جهت‌بخشِ ذهن و زندگی آدمیان، که چونان طبیعت ثانوی و هویت جمعیِ طیفی از انسان‌ها، در بازه‌ی زمانی و بستر زمینی معینی، صورت بسته باشد.»(همان) ↑
  • شرف‌الدین، علامه طباطبائی و بنیادهای هستی‌شناختی فرهنگ، ۱۳۹۳ ↑
  • اعتباریات پیش از اجتماع عبارتند از: وجوب، حسن و قبح، انتخاب اخف و اسهل، اصل استخدام و اجتماع، اعتبار حسن عدالت و قبح ظلم، اصل متابعت علم، اعتبار ظن اطمینانی، اعتبار اختصاص، اعتبار فائده و غایت در عمل، و تغییر اعتبارات. ↑
  • در تعریف رئالیستی نظریه ادراکات اعتباری، انسان موجودی است که از همه موجودات دیگر سود خود را می‌خواهد و در واقع دیگران را در خدمت خود و سود ومنافع خود می‌خواهد به‌خدمت‌گرفتن دیگران همان اصل یا اعتبار استخدام است. این تعریف رئالیستی از انسان، به نتیجه‌ای مثبت و مفید منتهی می‌شود، زیرا از آنجایی که انسان به‌جهت ساختمان و ویژگی های وجودی نیازمند زندگی اجتماعی منزلی و مدنی است و انسان‌ها همگی دارای این نیاز متقابل و دارای قریحه به‌خدمت‌گرفتن دیگر انسان‌ها هستند، پس با یکدیگر مصالحه می‌کنند و راضی می‌شوند که به‌میزانی که از یکدیگر بهره می‌برند، به‌یکدیگر بهره برسانند، در نتیجه قریحه استخدام در انسان به زندگی اجتماعی می‌انجامد و حکم اعتباری انسان به وجوب زندگی مدنی و اجتماع تعاونی، اعتبار اجتماع است و لازمه این حکم، حکم دیگری است تا به لزوم استقرار اجتماع به‌گونه‌ای که هر ذی‌حقی به حق خود برسد و نسبت‌ها و روابط میان اعضای اجتماع متعادل باشد و این حکم، حکم به عدل اجتماعی است. بنابراین عدل اجتماعی نیز درواقع بر همان اصل استخدام استوار است(یزدانی مقدم، عتباریات و مفاهیم بنیادین اعتباری در اندیشه سیاسی علامه / ادراکات اعتباری؛ ۱۳۸۵). ↑
  • دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

  • رشاد، همان، ص ۵۸ ↑
  • مصلح، ادراکات اعتباری علامه طباطبائی و فلسفه فرهنگ، ص ۴۴ ↑
  • همان، ص ۶۷ ↑
  • طباطبائی، رساله الولایه، ص ۹٫ ↑
  • مصلح، همان، ص ۶۳ ↑
  • انَ النَّاسُ أُمَّهً وَاحِدَهً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُواْ فِیهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِیهِ إِلاَّ الَّذِینَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَیِّنَاتُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ فَهَدَى اللّهُ الَّذِینَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللّهُ یَهْدِی مَن یَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ(بقره: ۲۱۳) ↑
  • ترجمه المیزان، ج۲، ص۱۶۸٫ ↑
  • فَبَعَثَ فِیهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَیْهِمْ أَنْبِیَاءَهُ لِیَسْتَأْدُوهُمْ مِیثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ یُذَکِّرُوهُمْ مَنْسِیَّ نِعْمَتِهِ(نهج‌البلاغه، خطبه۱). ↑
  • قَالَ رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَى کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى(طه: ۵۰) ↑
  • طباطبائی، ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۴، ص ۲۳۲ ↑
  • توضیح این‌که: « قریحه استخدام، به‌همراه اختلاف در خلقت و محل زیست، به اختلاف و انحراف از عدل اجتماعی می‌انجامد، پس قوی از ضعیف بیشتر بهره می‌برد و غالب بدون بهره‌دادن به مغلوب از او بهره می‌برد. وجود و ظهور این اختلاف، نیاز به تشریع را که جعل قوانین کلی است، پدید می‌آورد و عمل به تشریع اختلاف را رفع می‌کند و هر ذی حقی را به حق خود می‌رساند. از آنجا که اختلاف مذکور ناشی از ساختمان وجودی انسان بود، به‌وسیله همان ساختمان وجودی و قوای آن، از جمله عقل قابل رفع نیست و زندگی اجتماعی برای عدالت اجتماعی نیازمند شکفتگی و ظهور آگاهی خاص و ادراک مخصوصی است که در نوع انسان به ذخیره نهاده شده و در حقیقت انسان مکمون است و در آحادی از این نوع فعلیت می‌یابد و آن را وحی و نبوت می‌نامیم. به‌علاوه، عقل در ابتدا در انسان بالقوه و تحت سیطره خشم و شهوت است و نیازمند تأیید الهی به نبوت و تربیت صالحه است. بنابراین در نظریه ادراکات اعتباری، دین از آغاز ناظر به زندگی اجتماعی انسان و دنیا است و برای برقراری عدالت اجتماعی و تربیت انسان آمده است.
  • جستجوی مقالات فارسی – الگوی ارتباطات میان ‌فرهنگی در اسلام- قسمت ۱۴

  • مصباحی مقدم، گامی به سوی تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، ۱۳۹۱، ص ۲۲۱؛ و نیز جعفرپور، ۱۳۹۱، ص۱۸۸٫ ↑
  • دادگر، حلقه‌های مفقوده جهت کارآمدسازی نقشه راه، ۱۳۹۱٫ ↑
  • هنجار یک قاعده کلی است که به‌ما می گوید کدام رفتار در یک موقعیت مشخص قابل قبول است و کدام رفتار قابل قبول نیست.(Coleman, 1980: p 7-8) ↑
  • آن دسته از مدلهایی می باشند که می کوشند نشان دهند که برای تحقق خواسته‌ای چه باید کرد. این مدل‌ها در بین راه‌حل‌های مختلف و متفاوت موجود، بهترین را انتخاب می‌کنند(فرهنگی، همان) ↑
  • برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

  • ر.ک: ترکاشوند، ۱۳۸۸، الگوی هنجاری رسانه ملی(از دیدگاه رهبران جمهوری اسلامی ایران)ص ۹۲ ↑
  • عَنِ الرِّضَا عَنْ أَبِیهِ ع أَنَّ رَجُلًا سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع مَا بَالُ الْقُرْآنِ لَا یَزْدَادُ عَلَى النَّشْرِ وَ الدَّرْسِ إِلَّا غَضَاضَهً فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لَمْ یَجْعَلْهُ لِزَمَانٍ دُونَ زَمَانٍ وَ لِنَاسٍ دُونَ نَاسٍ فَهُوَ فِی کُلِّ زَمَانٍ جَدِیدٌ وَ عِنْدَ کُلِّ قَوْمٍ غَضٌّ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ» (بحارالانوار، ج ۲، ص ۲۸۰، به نقل از علل الشرایع)؛ روایت است که از امام صادق(ع) پرسیده شد که این چه سرّ و خصلتی در قرآن است که هرچه به نشر و درس قرآن کریم می‌پردازیم جز نوبودگی، طراوت، تازگی و دلپذیری بر آن افزوده نمی‌شود؟ فرمودند: به این جهت است که قرآن جاودانه است و به زمان خاصی اختصاص ندارد، لهذا در هر زمان به تناسب همان زمان می‌توان حرف تازه‌ای از قرآن دریافت کرد؛ همچنین قرآن به قوم و قبیله‌ای خاص خطاب نشده است، بلکه برای همه‌ی اجتماعات، جوامع و نسل‌ها در همه‌ی عصرها فرستاده شده است. پس این کتاب در هر عهد و عصری تازه است، و برای هر قوم و قبیله‌ای تا روز قیامت نو و تازه است. ↑
  • باهنر، ۱۳۸۳ ↑
  • در اینجا مشخصا می‌توان به‌نظریه هنجاری هابرماس اشاره کرد(ر.ک: شوتس ایشل، مبانی جامعه شناسی ارتباطات، ۱۳۹۱، ص ۳۰۳) ↑
  • آنچنان که هابرماس مطرح می‌کند: «کنش راهبردی را می توان کنشی دانست که در جریان آن ذهنیتی، ذهنیت دیگر را به‌عنوان شیء و ابزاری برای رسیدن به اهداف و منافع خود درک می‌کند.(همان) ↑
  • آنچنان که هارموت اِسر در نظریه «فایده مورد انتظار» معتقد است «در جهت تحقق کنشی کوشش کن که نتیجه آن نه به احتمال، بلکه مسلما برای تو فایده دارد. از کنشی که برای تو زیان‌آور و پرهیزنه است و یا هیچ تاثیری در رضایت‌مندی تو ندارد، خودداری کن(Esser 1999: 248, Hervorh. Weggel) ↑
  • تعبیر استعلایی را طه عبدالرحمن در کتاب الحق الاسلامی فی الاختلاف الفکری به‌کار می‌برد. «وقاحت استعلا آن است که یک طرف، فکر خود را به طرف یا طرف‌های مقابل تحمیل کند؛ ولی فکر او را دریافت نکند و مثلا یک ملت ارزش و مفاهیم و احکام خود را بر ملت‌های دیگر الزام کند، بی آنکه شرایط خاص آنها را لحاظ کند. این همان تعصب استعلایی یا استبدادی است. وقاحت احاطه معرفت انسانی را به‌جای علم الهی می‌نشاند و الوهیت حق را به چالش می‌خواند» (به نقل از مرادی، ۱۳۸۶معرفی کتاب الحق الاسلامی فی الاختلاف الفکری). ↑
  • قُلْ لاَ أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبَى(شوری/ ۲۳) ↑
  • اخْتَارَهُ مِنْ شَجَرَهِ الْأَنْبِیَاءِ وَ مِشْکَاهِ الضِّیَاءِ وَ ذُؤَابَهِ الْعَلْیَاءِ وَ سُرَّهِ الْبَطْحَاءِ وَ مَصَابِیحِ الظُّلْمَهِ وَ یَنَابِیعِ الْحِکْمَهِ طَبِیبٌ دَوَّارٌ بِطِبه‌قَدْ أَحْکَمَ مَرَاهِمَهُ وَ أَحْمَى مَوَاسِمَهُ یَضَعُ ذَلِکَ حَیْثُ الْحَاجَهُ إِلَیْهِ مِنْ قُلُوبٍ عُمْیٍ وَ آذَانٍ صُمٍّ وَ أَلْسِنَهٍ بُکْمٍ مُتَتَبِّعٌ بِدَوَائِهِ مَوَاضِعَ الْغَفْلَهِ وَ مَوَاطِنَ الْحَیْرَه»؛ پیامبر صلّى‌اللّه علیه و آله و سلّم را از درخت تنومند پیامبران، از سرچشمه نور هدایت، از جایگاه بلند و بى‏همانند، از سرزمین بطحاء (سرزمین بطحا، بین دو کوه ابو قیس و احمر را مى‏گفتند که محل زندگى قریش بود.)، از چراغ‏هاى بر افروخته در تاریکى‏ها، و از سر چشمه‏هاى حکمت برگزید. پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم طبیبى است که براى درمان بیماران سیّار است. مرهم‏هاى شفا بخش او آماده، و ابزار داغ کردن زخم‏ها را گداخته. براى شفاى قلب‏هاى کور و گوش‏هاى ناشنوا و زبان‏هاى لال، آماده، و با داروى خود در پى یافتن بیماران فراموش شده و سرگردان است.» (نهج البلاغه دشتی، خطبه‌۱۰۸) ↑
  • ابن عبدالبر، االاستیعاب، ۱۹۹۷، ج۲، ص ۷۵۱٫ ↑
  • امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: از رأفت و مهربانی پیامبر (ص) این بود که با یاران خود مزاح می‌فرمود تا این که عظمت و بزرگی‌اش آن‌ها را نگیرد و تا بتوانند به او نگاه کرده و نیازهای خود را بازگو نمایند(نوری، مستدرک‌الوسائل، ج۸، ص ۴۰۷). ↑
  • کنش ارتباطی هابرماس حقیقت را در خود گفتگو و تفاهم جستجو می‌کند. هابرماس پیشنهاد می‌کند که بشر جدید باید ارزش‌ها و اهداف خود را عقلانی نماید به‌دیگر سخن، بایستی ارزشمندی و خوبی و بدی را هم جمعی تعیین کند. به اعتقاد هابرماس معیارهای کنونی خوبی و بدی در جهان متجدد که خصلتی تاریخی و گاه دینی دارند معیارهای معقولی نیستند. بنابراین، باید با استعانت از مفاهمه عقلی و جمعی که از آن به گفتمان تعبیر می‌کند به‌صورت آزادانه و به‌دور از انواع سلطه، خوبی و بدی، زشتی و زیبایی… را تعیین نمود. بدین‌گونه، ارزش‌های جامعه جدید باید توافقی و تفاهمی باشد، چنان‌که حقیقت هم توافقی باشد. آنچه که از آن به حقیقت مطلق و ثابت تعبیر می‌شود باید به‌کنار نهاده شود تا راه برای هرنوع سلطه جدید که با تمسک به حقیقت مطلق پدید می‌آید بسته شود(از عقلانیت هدفمند «وبر» تا عقلانیت ارتباطی «هابرماس»). ↑
  • کنش دعوتی ذیل اصل دعوت توضیح داده خواهد شد. ↑
  • به‌همین دلیل محسنیان برغم اینکه عنوان کتاب خود را کتاب هنجار در سه کتاب مقدس (تورات، انجیل، قرآن) گذاشته است در متن کتاب این نکته را یادآوری می‌کند که آنچه در جستجوی آن است به سه دلیل فاقد خصلت‌های عام «هنجار» در مباحث جامعه‌شناسی است: نخست آنکه خاستگاه یا محور آن جه می‌خواهیم هنجارها در سه کتاب مقدس بنامیم، الزاما اجتماع و حاصل اکثریت یا میانگین جمعیت نیست؛ آن‌چنان‌که در آیه ۱۰۰ سوره مبارکه مائده آمده است«[ای پیامبر] بگو پلید و پاک یکسان نیستند هر چند کثرت پلید[ها] تو را به شگفت آورد پس اى خردمندان از خدا پروا کنید باشد که رستگار شوید». دوم، در نگاه جامعه‌شناختی، رابطه‌ای تنگاتنگ میان ارزش‌ها و هنجارهای موجود برقراراست ولی در قرآن اینگونه نیست و مثال آن حرمت شراب به‌عنوان یک حکم شرعی در عین ارزشمند بودن آن در بهشت است [این بحث جای تامل جدی است چون حرمت و حلیت به یک مصداق تعلق ندارند. معلوم نیست چیزی که یکی از نوشیدنی‌های بهشتیان است همان شراب موجود در این دنیا باشد] و سوم هنجارهای کتب مقدس فرازمانی و فرامکانی است در حالی که هنجارهای جامعه‌شناختی ممکن است در گذر زمان محتول شوند(محسنیان‌راد، هنجارها در سه کتاب مقدس، ۱۳۹۲). ↑
  • ﻫﺎﺑﺮﻣﺎس در ﻧﻈﺮﻳﺔ ﻛﻨﺶ ارﺗﺒﺎﻃﻲ ﺧﻮد ﺑﻪ ﻣﺸﻜﻞ ﻧﺒـﻮد ﻣﺮﺟـﻊ ارزﺷـﻲ ﻣﻄﻠـﻖ در ﺟﻬﺎن ﻣﺘﻜﺜﺮ و ﭼﻨﺪﭘﺎره ﻧﻮﻳﻦ ﻛـﻪ وﺑـﺮ آن را ﻣﻄـﺮح ﻛـﺮد، ﺗﻮﺟـﻪ ﻛـﺮده و ﻛﻮﺷـﻴﺪه اﺳـﺖ ﺑـﺎ ﺑﻪﻛﺎرﮔﻴﺮی ﻣﻔﻬﻮم ﻫﻨﺠﺎر ﺑﻪ‌ﺟﺎی ﻣﻔﻬﻮم ارزش ﺑﺮای اﺷﺎره ﺑـﻪ اﻧﺪﻳﺸـﻪ‌ﻫـﺎ، اﻧﺘﻈﺎرﻫـﺎ و ﻗواعد و ﻣﺸﺘﺮک ﻣﻴﺎن ﻋﺎﻣﻼن اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، اﻳﻦ ﻣﺸﻜﻞ را ﺣﻞ ﻛﻨﺪ. ﺑﻪ ﺑﺎور وی، ﻣﺪرﻧﻴﺘﻪ زمینه‌هایی ﻧـﻮ و ﺷﻴﻮهﻫﺎﻳﻲ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺑﺮای ﺣﻞ ﻧﺰاع‌ﻫﺎ در ﻗﺎﻟﺐ ﻧﻬﺎدﻫﺎی دﻣﻮﻛﺮاﺗﻴﻚ ﺑﻪ‌ﻫﻤﺮاه ﺧﻮد آورده و از اﻳﻦ راه، اﻣﻜﺎن ﻋﻘﻼﻧﻲ‌ﺷﺪن ﻛﻨﺶ‌ﻫﺎی ارﺗﺒﺎﻃﻲ اﻧﺴﺎن‌ﻫﺎ را ﻓـﺮاﻫﻢ ﻛـﺮده‌اﺳـﺖ.(رجبی و بستان، ۱۳۸۹، به‌نقل از: ﺑـﻮﻫﻤﻦ، ۱۹۹۴، ص ۱۹۰) ﺑﺎ وﺟﻮد اﻳﻦ، ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻫﺎﺑﺮﻣﺎس، ﺑﻠﻜﻪ ﻫﻴﭻ ﻓﻴﻠﺴﻮﻓﻲ ﺑﺪون ﻣﻔﺮوض ﮔﺮﻓﺘﻦ ارزشﻫﺎی ﻓﻄﺮیِ ﻣﻮرد ﺗﺄﻛﻴﺪ ادﻳﺎن اﻟﻬﻲ ﻧﻤﻲ‌ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺎ ﭼﻨﻴﻦ ﺗﻮﺟﻴﻪﻫﺎﻳﻲ از دام ﻧﺴﺒﻴﺖ ارزﺷﻲ رﻫﺎﻳﻲ ﻳﺎﺑﺪ(رجبی و بستان، ۱۳۸۹). ↑
  • خان‌محمدی، مقایسه عقلانیت ارتباطی با عقلانیت وحیانی(براساس دیدگاه‌های هابرماس و علامه طباطبائی)، ۱۳۹۱٫ به نقل از: طباطبائی، ۱۳۶۳، ج۱۱، ص۱۵۵). ↑
  • Griffin, A first look at communication theory, 8 ed, 2012: 6 ↑
  • Bakić-Mirić, Nataša, 2012, p7 ↑
  • شوتس ایشل، همان، ص ۲۷ ↑
  • محسنیان راد، ارتباط شناسی، ۱۳۸۹، ص ۳۹ ↑
  • Transmission of message ↑
  • Transmission view ↑
  • Agee, Ault, & Emery, 1985, p. 18 ↑
  • محمدی، ۱۳۸۲، ص ۵۳ ↑
  • فیسک، ۱۳۸۸، ص ۱۰. ↑
  • همان: ص ۱۱ ↑
  • Samovar 1997, p16 ↑
  • هال، استوارت؛ معنا، فرهنگ و زندگی اجتماعی؛ ۱۳۹۱، ص ۱۶٫ ↑
  • Spencer, Helen and Peter Franklin, 2009, p 13. ↑
  • سموار، پرتر و مک‌دنیل؛ ارتباطات میان‌فرهنگی، ویراست سیزدهم، ۲۰۱۲، ص ۱۳٫ ↑
  • Apte, 1994: 2001, in: Spencer, Helen and Peter Franklin, 2009, p 14. ↑
  • Risager, Language and culture: global flows and local complexity, 2006: 42 ↑
  • ویلیامز، ریموند؛ ۱۹۷۶، ص ۷۶ در: آندرو میلنر و جف براویت، ۱۳۹۲، ص۹٫ ↑
  • الکساندر، ۱۹۹۰، ص ۱-۲ در تامپسون، نقل و قول‌های کلیدی در جامعه شناسی، ۱۳۹۲، ص ۱۵۰ ↑
  • در آنجا نیز که واژه فرهنگ نسبتا صحیح به‌کار برده می شود، معنی آن حداقل برای برخی از کسانی که آن را مطرح می کنند، کاملا واضح و مشخص نیست(رفیع‌پور، آناتومی جامعه؛ ۱۳۹۲ چ هشتم، ص۲۹۳). ↑
  • Freire, Pedagogy of the oppressed , 1970 ↑
  • سايت مقالات فارسی – الگوی ارتباطات میان ‌فرهنگی در اسلام- قسمت ۱۳

  • بیابانگرد، روش‌های تحقیق در روان‌شناسی و علوم تربیتی ج۱، ۱۳۸۶٫ ↑
  • نوع خاصی از ‏مفهوم وجود دارد بنام ‏ ( ‏construct‏ )که سازه ترجمه شده است و آن عبارت است از مفهومی‌که خود از ترکیب چند مفهوم دیگر به ‏وجود آمده است. سازه‌ها انتزاعی تر از مفاهیم هستند(ر.ک: روش‌های تحقیق در علوم رفتاری، سرمد و همکاران، ۱۳۸۲). در حقیقت میان سازه، مفهوم و متغیر رابطه طولی برقرار است. ↑
  • علی‌اکبری در بررسی چیستی الگو ذیل عنوان فلسفه علم می‌گوید: «بسیار شاهد بوده‌ایم که الگو را با پارادایم یکی گرفته‌اند»(علی اکبری، ۱۳۹۱، ص۷۳) ↑
  • علی‌اکبری، همان، ص ۷۵ ↑
  • pattern ↑
  • ابطحی و منتظر، ۱۳۹۱، ص ۱۰۸ ↑
  • آلن، ۱۳۷۵، ص. ۲۶۰ ↑
  • ابن منظور،لسان‌العرب، ۱۴۰۸ق. ↑
  • راغب، مفردات، ۱۴۱۲ق ↑
  • قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۳ ↑
  • لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ(احزاب: ۲۱)؛ قَدْ کَانَتْ لَکُمْ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ فِی إِبْرَاهِیمَ وَالَّذِینَ مَعَهُ(ممتحنه: ۴)؛ لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِیهِمْ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ(ممتحنه: ۶) ↑
  • بیاناتی از حضرت آیت الله خامنه‌ای، ۳۰/۶/۱۳۸۱٫ ↑
  • بلیکی، طراحی پژوهش‌های اجتماعی، ص ۲۱۶-۲۳۰، در: بستان، علم دینی(۲)، ص ۱۳۱٫ ↑
  • What is the representational function that models perform? ↑
  • What kind of things are models? ↑
  • How do we learn with models? ↑
  • How do models relate to theory? ↑
  • اشتریان، نظریه سیاستی به‌مثابه الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، ۱۳۹۱، ص ۱۵۱٫ ↑
  • مندارس ۱۳۴۹، ص۲۰۵ ↑
  • Herbert A. Simon and AllenNewell, “Models: Their Uses and Limitations”. In: Current Perspectives in Social Psychology, eds. Edwin P. Hollander and Raymond G. Hunt1963, pp. 79-91. ↑
  • Kaplan, the Conduct of Inquiry: Methodology for Behavioral Science.1964, p. 263. ↑
  • میلر، ارتباط کلامی، ۱۳۸۹، ص ۷۳٫ ↑
  • خسروپناه و بانشی، تاملی بر مبانی نظریه‌پردازی غرب و الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و ضرورت آن در حوزه رهبری سازمانی، ۱۳۹۲٫ ↑
  • توسلی۱۳۶۹، ص۳۰ ↑
  • مندراس، هانری، مبانی جامعه شناسی، ص ۲۱۲ ↑
  • الویری معتقد است تلقی الگو به‌مثابه نقشه راه، آن را در حد یک برنامه و حداکثر یک برنامه بلندمدت تنزل می‌دهد و به‌نظر می‌رسد از ظرفیت کافی برای برآوردن همه آنچه از الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت انتظار می‌رود برخوردار نیست (الویری، چیستی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و نقش حوزه های علمیه در آن، ۱۳۹۱) ↑
  • برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

  • هادوی، کارآمدی و عدالت در نظام اقتصادی، ۱۳۹۰، ص ۱۵٫ ↑
  • پیروزمند، ۱۳۹۰، ص ۱۳۴، در نقی‌پورفرد و جعفرپور، مولفه‌های موثر در تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت در حوزه مطالعه، ۱۳۹۰٫ ↑
  • ر.ک: همایون، ۱۳۸۴، ص ۳۶-۳۹٫ ↑
  • مردانی نوکنده، ۱۳۸۹، ص۱۸-۲۰، به نقل از: صدر، سنت های تاریخ در قرآن، بی‌تا، ص ۱۸۸٫ ↑
  • همان ↑
  • میرمعزی، مبانی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت اقتصادی، ارائه شده درنشست انجمن اقتصاد حوزه، ۳ دی ۱۳۹۳٫ ↑
  • محمدقطب، روش تربیتی اسلام، ص ۲۵۱، در حسین‌زاده، همان، ص ۲۳ ↑
  • مدلهای توصیفی سعی می کنند که یک واقعه گذشته یا حال یا فعالیت را بدون هیچ گونه تلاش در پیش بینی آتی آن یا دادن هرگونه توصیه مطرح کنند(فرهنگی، ارتباطات انسانی ج۱، ص ۶۴) ↑
  • بستان، همان ↑
  • بیاناتی از حضرت آیت الله خامنه‌ای، ۳۰/۶/۱۳۸۱٫ ↑
  • وقتی می گوییم الگوی اسلامی ایرانی، یعنی یک نقشه جامع(حضرت آیت الله خامنه ای، ۹/۱۰/۸۹) ↑
  • جعفرپور، بایسته ها و الزامات الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، ۱۳۹۰، به نقل از: هادوی تهرانی، ۱۳۹۰، ص۵۱ ↑
  • ر.ک: مردانی، الگوی توسعه آموزش عالی ایران در افق ۱۴۰۴، ۱۳۹۲، ص ۱۰۷٫ ↑
  • همان، ص ۱۱۳ ↑