بررسی تأثیر فرهنگ، نیمرخ اخلاقی سازمان و آمیخته اخلاقی بازاریابی بر اعتماد مشتریان- قسمت ۵

تعریف عملیاتی: متغیر توزیع اخلاقی با مفاهیمی چون توزیع کالاهای متنوع برای ترغیب مصرفکنندگان و همچنین عدم فریب آنها در مورد کمیاب بودن محصول و مبالغه نکردن در ویژگی محصولات و جلوگیری از سو استفاده از مصرفکنندگان کمتجربه برای توزیع اخلاقی با استفاده از پرسشنامهای ۴ سوالی در این تحقیق مورد ارزیابی قرار گرفته است.
فصل دوم
(ادبیات تحقیق)
 
مقدمه
میان سیستمهای ارزشی مصرفکنندگان مختلف، تفاوتهای زیادی وجود دارد. سیستمهای ارزشی به شدت ریشه در تاریخ جوامع دارند و بنظر میرسد در برابر تغییر مقاوم اند. اثربخشی در بازاریابی به معنی انطباق با ارزشهای فرهنگی است و امروزه فرهنگ در حوزه رفتار مصرفکننده، توجه زیادی را جلب کرده است. زیرا هر جامعه دارای فرهنگ خاص خود است و باید زیرساختهای فرهنگی در موارد گوناگون در نظر گرفته شود. بنابراین میتوان گفت فرهنگ عامل بسیار مهمی در میزان اعتماد مشتری است که یکی از عوامل در موفقیت ارتباط با مشتری، هم راستا کردن زیر فرهنگهای سازمانی با استفاده از گروه بندی مشتریان میباشد.(Mooji & Hofstede,2002,5) محیط فرهنگی جامعه، عمیقترین، پردامنهترین و بیشترین تأثیر را بر رفتار اجتماعی اکثریت اعضای یک جامعه میگذارد. تقریباً تمام جنبههای زندگی انسان مبتنی بر اعتماد است. اعتماد بدون شک عنصری مهم در زندگی بشر بوده و روابط معنادار میان انسانها به این مفهوم بستگی دارد. به واقع شکلگیری اعتماد در رابطه متضمن این است که هریک از طرفین رابطه، به راستی و درستی قول و وعدههای طرف مقابل اطمینان داشته باشد. زمانی که مشتری رعایت اصول اخلاقی را در رفتار سازمان مشاهده نماید، به این باور خواهدرسید که اعمال سازمان قابل اعتماد بوده و سازمان از رفتارهای فرصت طلبانه استفاده نمیکند، در نتیجه تمایل بیشتری برای استمرار در روابط خواهد داشت(براری و همکاران،۳،۱۳۹۰). در این فصل ادبیات پژوهش که شامل تعاریفی از فرهنگ و ابعاد آن، آمیخته اخلاقی بازاریابی و عوامل آن، اعتماد مشتریان و نیمرخ اخلاق سازمان که شامل آرمانگرایی، خودخواهی و خودآگاهی جمعی میشود، بیان شده و پیشینه تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است.
۲٫۲٫ ادبیات تحقیق
۱٫۲٫۲٫ فرهنگ
باورها و ارزشهای فرهنگی، اساس حرکت و فعالیتهای فردی و اجتماعی انسان است. به تعبیر دیگر میتوان فرهنگ را زمینه رویش و جوشش رفتارها، عادات، کنش و واکنشهای فردی و جمعی یک ملت و جامعه تلقی نمود. به همین دلیل برخی از جامعه شناسان، فرهنگ را به مجموعه رفتارها، عادات و تواناییهای یک قوم اطلاق میکنند(صحت و همکاران،۱۳۹۰،۸۸). تعاریف متعددی از فرهنگ وجود دارد. معمولترین تعریف از فرهنگ توسط هافستد ارائه شده است. از دیدگاه هافستد، فرهنگ عبارت است از، برنامه ذهنی دسته جمعی، که اعضای یک گروه انسانی را از گروه دیگر متمایز میسازد. او به فرهنگ به عنوان برنامه جمعی ذهن مینگرد و آن را مسئول شکل گیری برنامه های ذهنی یا نرم افزار ذهن در دوران کودکی میداند: از این نقطه نظر، فرهنگ به معنی ارزشها، معانی و هنجارهای مشترک در درون یک سازمان یا یک ملت است. درک یک گروه نیازمند یک بررسی درونی و عمیق است و باید از بررسی و پیش بینی سطحی دوری کرد( Hofstede,1996,192). تا به حال چندین مجموعه از ابعاد برای مشخص کردن مفهوم فرهنگ استفاده شده است. این پژوهش از ابعاد زیر استفاده میکند: فرد گرایی در مقابل جمعگرایی، اختلاف طبقاتی، مردسالاری در مقابل زنسالاری، اجتناب از ریسک.
۱٫۱٫۲٫۲٫ شاخص اختلاف طبقاتی
از دیدگاه هافستد، جامعهای به عنوان فرهنگی با فاصله قدرت کم شناخته میشود که سعی میکند نابرابریهای قدرت و ثروت را در درون خود تا حد امکان کاهش دهد و جامعهای به عنوان دارندهی فرهنگ فاصلهی قدرت زیاد شناخته میشود که اختلافهای زیاد قدرت و ثروت را توجیه میکند و برای کاهش آن نیز کوششی به عمل نمیآورد و نابرابری ها را تحمل میکنند (علوی و همکاران،۱۳۸۲،۸۴)، همچنین فاصله قدرت اشاره به ایجاد سطوح مختلف قدرت، اختیار، مقام و ثروت میان افراد و میزان پذیرش نابرابری قدرت، احترام به اقتدار حاکمان توسط افراد جامعه و دادن اجازه کنترل افراد با قدرت کمتر توسط قدرتمندان جامعه دارد. در سازمان هایی که فاصله قدرت در آنها بالاست، تفاوت آشکاری میان افرادی که قدرت و مقام دارند با کسانی که قدرت و مقام ندارند، وجود دارد. در اینگونه سازمانها، شکلگیری قدرت سلسله مراتبی ارزش به شمار میآید، تمرکز قدرت وجود دارد، کارکنان مشارکت چندانی در تصمیم گیریها نداشته و منفعلانه رفتار میکنند، در این سازمانها وجود مکانیزمهای کنترلی شدید منجر به ایجاد بیاعتمادی در سازمان میشود و به دلیل مرتفع شدن ساختار سازمانی، موانع ارتباطی زیادی به وجود میآید، بدین جهت اطلاعات بهطور باز و صادقانه جریان پیدا نمیکند و افراد با بدگمانی با یکدیگر رفتار میکنند. بنابراین کارکنان احساس راحتی نمیکنند و نوعی فضای بیاعتمادی در سازمان به وجود میآید؛ در حالی که فاصله قدرت کم باعث افزایش دستیابی به سرپرستان و بهبود ارتباطات، عدم تمرکز، توانمندسازی، انگیزش و بهبود عملکرد کارکنان میگردد. هافستد عنوان میکند که در سازمانهای با فاصله قدرت بالا، افراد غیر خودی برای قدرتمندان یک تهدید محسوب میشوند و لذا به ندرت مورد اعتماد قرار میگیرند، مطالعات نیزنشان میدهند که در سازمانهای با ساختار غیر متمرکز و مشارکتی تمایل افراد برای برقراری روابط و ایجاد تعامل با دیگران زیاد است و بین کارکنان اعتماد و اطمینان زیادی وجود دارد (زارعی متین و همکاران،۱۳۸۸،۱۵۶)، حدی است که در آن، اعضای با قدرت کمتر و ضعیفتر در یک جامعه، نابرابری در توزیع قدرت را میپذیرند و سعی در مبارزه در برابر آن نمیکنند.
۲٫۱٫۲٫۲٫ شاخص اجتناب از عدم اطمینان
اجتناب از عدم اطمینان معیاری است که میزان نگرانی و اضطراب افراد یک جامعه یا سازمان را در رابطه با وضعیتهای نامعلوم آینده نشان میدهد. اجتناب از عدم اطمینان، به معنی علاقه افراد جامعه به کاهش ابهامات و نامعلومی هاست(مرادی و همکاران،۱۳۸۸،۹۳) و جوامع دارنده فرهنگ پرهیز از عدم اطمینان ضعیف، جوامعی هستند که عدم اطمینان را میپذیرند و در برابر عقاید و رفتارهایی که با دیدگاه آنان مخالف است از خود بردباری نشان میدهند، به عبارتی مردم این جوامع خطر پذیرند. در مقابل، جوامعی وجود دارند که که از شرایط نامطمئن و نامشخص احساس خطر میکنند و میکوشند که با اقدامی از قبیل وضع قوانین رسمی بیشتر، رد عقاید و رفتارهای مخالف و غیر عرف، تقویت اعتقاد به حقایق نهایی و …، به مردم احساس امنیت بدهند، اینگونه جوامع را، جوامع صاحب فرهنگ پرهیز از عدم اطمینان قوی مینامند (علوی و همکاران،۱۳۸۲،۸۴)، این بعد به میزانی مربوط میشود که یک جامعه، سازمان و یا گروه بر نظم، انسجام، ثبات، رویههای رسمی و قوانین تکیه میکند تا عدم اطمینان را کاهش دهد. در جوامع و سازمانهای با عدم اطمینان بالا، قوانین و مقررات زیادی به منظور پیش بینی، شفافیت و ساختاردهی و کنترل رفتارها و اقدامات تدوین میگردد همچنین در این جوامع رسمیت بالاست و نقشها و وظایف بطور شفاف و دقیق مشخص هستند، عدم اطمینان نوعی تهدید به حساب میآید، ترس و هراس از شکست رویههای جدید و نو وجود دارد، بر انجام امور از طریق دستورالعملهای روشن و مشخص تأکید میشود؛ بدین ترتیب اجتناب از عدم اطمینان بالا منجر به ایجاد ساختارهای بوروکراتیکی میگردد که در برابر تغییر و نوع آوری مقاومت میکنند از این رو اعتماد در سازمان به میزان زیادی کاهش مییابد (زارعی متین و همکاران،۱۳۸۸،۱۵۶)، پس مردم کشورهایی که دارای اجتناب از عدم اطمیناناند، ریسک کمتری میکنند و سعی دارند زندگی خود را در آرامش سپری کنند، ولی ملتهایی که دارای اجتناب از عدم اطمینان کمتریاند، همواره فعالیتهای دارای استرس و تنش را پذیرفته و خطر میکنند.
۳٫۱٫۲٫۲٫ شاخص فردگرایی
این شاخص، فردگرایی یک فرهنگ را اندازهگیری میکند. از نقطه نظر فردگرایی، ما جوامع را به صورتی در مییابیم که در آن روابط بین افراد بسیار ضعیف است. در جوامع فردگرا، هرکسی به فکر خودش و خانواده درجه یک خودش است. ولی از نقطه نظر جمعگرایی، ما جوامع را به شکلی میبینیم که در آن جوامع افراد از بدو تولد دارای همبستگی قوی درون گروهی هستند و منافع جامعه را بر منفعت شخصی خود مقدم میشمارند Hofstede,1996,193)). نشانگر آن است که مردم یک جامعه تا چه حد خود و خویشان و نزدیکان خود را به دیگران ترجیح میدهند و از نظر احساسی و عاطفی از گروهها، سازمانها و دیگر شکلهای گروهی مستقل باقی میمانند(صحت و همکاران،۱۳۹۰،۹۸) همچنین این بعد به درجهای برمیگردد که یک سازمان یا جامعه اقدامات جمعی را تشویق میکند. جمعگرایی به این اشاره میکند که افراد به وسیله نهادهای اجتماعی تشویق میشوند تا درون گروهها، سازمانها و جوامع منسجم و یکپارچه باشند. بنابراین در جمعگرایی افراد به گروه یا سازمانی احساس تعلق میکنند. همه مطالعات دلالت بر رابطه قوی و مثبت بین جمعگرایی و اعتماد دارد. دونی و دیگران[۱۱] عنوان میکنند که در فرهنگهای جمعگرا احتمال اینکه افراد متوسل به رفتارهای فرصت طلبانه شوند، کم است؛ به این دلیل که آنها ارزشها و اعتقادات گروه را حفظ کرده و علایق جمعی را جستجو میکنند، احتمال انجام رفتار خود خدمتی و منفعت طلبی فردی در جمعگرایان پایین است، زیرا این افراد به وسیله علایق فردی برانگیخته نمیشوند؛ در مقابل در فرهنگهایی با گرایش فردگرایانه، میزان و احتمال ایجاد اعتماد به مراتب کمتر از فرهنگهای جمع گراست. پژوهشها نشان میدهند که جمع گرایان به این دلیل که تأکید بر اهمیت روابط و تقویت آن دارند، دارای سطح بالاتری از اعتماد نسبت به فردگرایان میباشند(زارعی متین و همکاران،۱۳۸۸،۱۵۷)، میتوان گفت افراد فردگرا افرادی اند که به منافع شخصی خود اهمیت داده و کمتر به گروههای سیاسی و اجتماعی وابستهاند ولی افراد جمعگرا به کار گروهی و نتیجه کار به صورت جمعی اهمیت والاتری قائل میشوند.
۴٫۱٫۲٫۲٫ شاخص مردسالاری در مقابل زنسالاری
هافستد جوامع مردگرا را جوامعی میداند که افراد بیشتر، پول و مادیات را مورد توجه قرار میدهند و اما در مقابل، جوامع زنگرا، جوامعی هستند که در آنها همکاری میان افراد، حفظ محیط زیست و کیفیت زندگی مد نظر است و عامل انگیزشی در اینگونه جوامع، خدمت کردن به دیگران است (علوی و همکاران،۱۳۸۲،۸۴)؛ مردگرایی معیاری است که میزان گرایش افراد جامعه به داشتن رفتاری جسورانه در مقابل برخوردی متواضعانه را نشان میدهد. در جوامع مردگرا، مردان بیشتر به دنبال کسب موفقیتهای شغلی در بیرون از منزل و زنان علاقهمند به مراقبت از خانه و کودکان هستند(مرادی و همکاران،۱۳۸۸،۹۳) و در سازمانهای با مشخصه فرهنگی نابرابری جنسی، کلیشهها و نقشهای جنسی فراگیر و گسترده است، در سازمانهایی که در آنها مردخویی حاکم است قدرت و پستهای کلیدی عمدتاً در اختیار مردان قرار میگیرد و به زنان در سطوح عالی اختیار داده نمیشود، از این رو عدالت جنسی از بین رفته و منجر به صدمه دیدن اعتماد در بین کارکنان میگردد. در فرهنگهای مردخو بر کارایی، رقابت و عملکرد تأکید میشود در حالی که در فرهنگهای زنخو روابط متقابل، همکاری و کیفیت مورد تأکید قرار میگیرد و در جوامع با فرهنگ زنخو هر دو گروه مردان و زنان به طور متناسب با یکدیگر در فعالیت برای ساختن یک زندگی خوب با کیفیت بالا هستند. جوامع با فرهنگ مردخو معمولاً تمایل به حل مشکلات از طریق استفاده از زور را دارند، در مقابل، جوامع با فرهنگ زنخو معمولاً مشکلات و اختلافات را با گفتگو و سازش به نتیجه میرسانند و عمدتاً تمایل دارند که رفتارهای حمایتی و کمک کننده از خود بروز بدهند که میتواند به افزایش اعتماد در سازمان کمک کند(زارعی متین و همکاران،۱۳۸۸،۱۴۹)، در فرهنگهایی با گرایش زنگرایی روابط و محافظت از دیگران دارای اهمیت است ولی در ملتی که به مردگرایی اهمیت میدهند بیشتر منافع شخصی، پول و مادیات مورد توجه قرار میگیرد.
۲٫۲٫۲٫ آمیخته اخلاقی بازاریابی
بازاریابی یعنی جستجو برای یافتن مناسبترین بازار و بخشهایی که سازمان میتواند در آنجا به صورت مفیدتر و مؤثرتر حضور یابد و پاسخگوی نیازها و خواستههای مردم باشد. به عبارت دیگر بازاریابی تلاش آگاهانه است برای تخصیص بهینه منابع و ایجاد نوعی تخصص در بازار است. بازاریابی به مجموعهای از فعالیتهای بازرگانی گفته میشود که جریان کالاها یا خدمات را از تولید تا مصرفکننده نهایی هدایت میکند؛ بازاریابی علم جوانی است که سابقه پیدایش آن از قرن بیستم میلادی است. یک بازاریاب بدون درک صحیح از مشتری خود، اینکه چه کسی است و چگونه خرید میکند به خطا میرود. امروزه شرکتها در تلاشند تا با درک مشتری و نیازهای او به حیات خود ادامه دهند. در این راستا یکی از راههای رسیدن به این هدف بررسی مفهوم آمیخته اخلاقی بازاریابی در هر سازمان است. عوامل آمیخته بازاریابی مجموعه از متغیرهای قابل کنترل است که شرکتها آنها را برای نیل به اهداف در بازار هدف ترکیب میکند. این ترکیب شامل هر نوع اقدامی برای کالا است که شرکت برای تحت تأثیر قرار دادن تقاضا انجام میدهد(فخیمی آذر و دیگران،۱۳۹۰،۸۱).
علاوه براین موارد ضعف در سیستم اخلاقیات در بازاریابی منجر به کاهش ارتباطات و افزایش خسارت سازمانی میگردد. این مفرضات امروزه تا حدی اهمیت یافته که موفقیت در بازار را برگرفته از اخلاق حرفهای میدانند و اخلاق حرفهای را مرتبط با اعتماد آفرینی فرض میکنند(سرمدی و دیگران،۱۳۸۷،۱۰۲)
مفهوم آمیخته بازاریابی برای اولین بار در دهه ۱۹۵۰ به وسیله نیل بورن[۱۲] معرفی شد و به ۴p[13] معروف گشت. که عبارتند از محصول، قیمت، توزیع، تبلیغات. این عوامل نمایانگر فعالیتهای اساسی مدیران بازاریابی است، که مدیران بازاریابی برای رسیدن به اهداف شرکت از آنها استفاده مینمایند. عناصر بازاریابی، آمیزه بازاریابی، ترکیب بازاریابی، ابزارهای بازاریابی و تاکتیکهای بازاریابی، همگی واژههایاند که برای ترجمه آمیخته بازاریابی به کار رفتهاند. منظور از عوامل، آمیخته یا ترکیب این است که بین اجزا میتوان یک نگرش هماهنگ برقرار باشد تا بتواند در تأثیرگذاری و متقاعدسازی مشتریان مؤثر باشند. به عبارتی، محصول مناسب با قیمت مناسب از نظر مشتریان با توزیع مناسب و به کارگیری شیوههای ارتباطی مناسب همگی باهم عمل میکنند و اگر یکی از اجزا ناهماهنگ با اجزا باشد، نتیجه آن کاهش اثربخشی و کارایی مجموعه بوده و شرکت را از دستیابی به هدف باز میدارد(رنجبریان و همکاران،۱۳۷۹،۲۲۱). آمیخته بازاریابی بر مدلها و روشهای سنتی مدیریت بازار مانند روش کارکرد گرای پویای آلدرسون در کنار سایر روشهای سیستمی و نیز تئوری پارامتر که توسط دانشگاه کپنهاگ در اروپا توسعه یافت، غلبه کرد و روشهای جدید مانند دیدگاه محصولی، دیدگاه وظیفهای و دیدگاه جغرافیایی نیز با چنین سرنوشتی مواجه شدند. تنها کمی از این مدلها توانستهاند بقای خود را در مقابل ۴p حفظ کنند. آمیخته بازار عبارت است از مجموعهای از ابزارهای مداخله در بازار که به صورت وابسته به هم عمل میکنند؛ به طوری که تأثیر لازم یا مورد نظر را در بازار میگذارند(فخیمی آذر و دیگران،۱۳۹۰،۸۲).
عرضه محصول مناسب در محل مناسب با قیمت مناسب و در مکان مناسب عوامل آمیخته بازاریابی به منظور جایگاهیابی در بازار هدف است. عناصر آمیخته اخلاقی بازاریابی مجموعهای از متغیرهای بازاریابی قابل کنترل است که شرکت آنها را برای نیل به اهداف بازاریابی در بازار هدف و برای ایجاد واکنش مورد نیاز خود ترکیب میکنند. الگوی آمیخته بازاریابی میتواند در تعیین استراتژی مناسب بازاریابی و فروش یک محصول چه در بازارهای داخلی و خارجی مؤثر باشد(گراوند و همکاران،۱۳۸۹،۷۴). عوامل آمیخته اخلاقی بازاریابی هر یک به نوعی میتواند بر تأثیر، جایگاهیابی و فروش محصول تأثیرگذار باشد، چون این عوامل حوزه وسیعی از بازار را پوشش میدهد.
۱٫۲٫۲٫۲٫ توزیع
توزیع یعنی رساندن محصول مورد نظر مشتری در زمان مطلوب به مکان مورد نظر. معمولا کانالهای توزیع با توجه به نیازهای بازار شکل میگیرند. کانال توزیع شبکه سازماندهی شدهای از موسسات و کارگذارانی است که با همکاری یکدیگر کلیه فعالیتهای مورد نیاز جهت ارتباط تولیدکنندگان با مصرفکنندگان برای انجام وظایف بازاریابی را به عهده دارند. با توجه به این تعریف جریان فیزیکی کالا از طریق کانالهای توزیع میباشد(فخیمی آذر،۱۳۸۸،۱۵۷). کانالها شامل، گروههای هماهنگ شدهای از افراد یا شرکتها هستند که با انجام وظایف خود، مطلوبیت کالا و خدمات را بیشتر مینمایند. انواع عمده مطلوبیت کانالها عبارت اند از مطلوبیت مکان، ترکیب کالا و اطلاعات. از آنجا که این مطلوبیتها میتوانند منبع عمده مزیت رقابتی و ارزش کالا باشند، انتخاب راهبرد مناسب برای کانالهای توزیع یکی از تصمیمگیریهای کلیدی است که مدیران بازاریابی باید اخذ کنند. اگرچه ممکن است بعضی از شرکتها خود وظایف کانالها را انجام دهند، اما معمولا چندین سازمان به طور جمعی و شبکهای در زمینههای گوناگون توزیع مانند حمل و نقل، خدمات، جور کردن، جدا کردن و بستهبندی مجدد فعالیت میکنند. سازمانهایی که این فعالیتها را به عهده دارند واسطهها، دلالها یا فروشندگان مجدد نامیده میشوند. کانالهای بازاریابی باید ضمن توجه به ویژگیها و شرایط فعلی در بازار، پیش بینی فروش آینده را نیز مد نظر داشته و توانایی انعطافپذیری و مقابله با تغییرات را دارا باشند(فخیمی آذر،۱۳۸۸،۱۶۰)، پس توزیع خوب، سریع، اخلاقی و به موقع باید به بهترین نحو ممکن صورت گیرد، چون در حوزه مشتری مداری حائذ اهمیت است.
۲٫۲٫۲٫۲٫ محصول
محصول عبارت است از چیزی که برای توجه، خرید، بکار گرفتن یا مصرف آن به بازار عرضه میشود که ممکن است نیاز یا میلی را ارضا نماید. محصول میتواند شامل یک شئ فیزیکی، خدمت، مکان، سازمان و حتی یک ایده یا فکر باشد. مهمترین عامل در انتخاب یک کالا شناخت مشتری نسبت به کالا است. حتی توزیع کنندگان و عوامل پخش کننده نیز باید نسبت به کالایی که روی آن کار میکنند شناخت دقیق و تخصصی پیدا کنند تا بتوانند در هنگام لزوم با تکیه به اطلاعات خود، کالا را به فروش برسانند یا از آن در برابر کالای مشابه دفاع کنند. برای شناخت یک کالا تنها آگاهی از خواص فیزیکی، شیمیایی یا کاربرد آن کافی نیست، بلکه بسیاری از اطلاعات دیگر باید مورد توجه قرار گیرد. برخی از ویژگیهای کالا که مهمترین آنها شامل قیمت رقابتی، نام کالا، نام تولیدکننده، کیفیت کالا، کالای جانشین، کالای مشابه یا رقیب، شکل، طرح، رنگ و بستهبندی، تسهیلات خرید، زمان تحویل، خدمات حمل و نقل، تضمین مرغوبیت کالا، خدمات پس از فروش و اندازه کالا میباشد، نمونهای از اطلاعاتی هستند که باید برای شناخت کالا مورد بررسی قرار گیرد(بلوریان تهرانی،۱۳۷۸،۵۳). محصول شامل کالا خدمات و یا ایدهای است که به صورت اخلاقی در اختیار مشتری قرار میدهیم و شناخت آن برای افراد مرتبط با محصول برای بیان ویژگیها و حل مشکلات و … حائذ اهمیت است.
۳٫۲٫۲٫۲٫ قیمت
در آمیخته اخلاقی بازاریابی قیمت، عبارت است از مبلغی که بابت محصول یا خدمت به حساب شخص یا سازمان منظور میشود. از دیدگاهی گستردهتر، قیمت برابر است با مجموع ارزشهایی که مصرفکننده در ازای بهرهمند شدن از مزایای حاصل از داشتن یک قلم محصول یا خدمت از دست میدهد. قیمت مقدار پولی است که برای کالا یا خدمت هزینه میشود. در عین حال قیمت مجموعه ارزشهایی که مصرفکنندگان برای منافع شخصی خود از داشتن یا استفاده از کالا یا خدمات مبادله میکنند. تصمیمات قیمتگذاری به صورت اخلاقی برای یک شرکت تحت تأثیر عوامل داخلی و عوامل خارجی یا محیطی سازمان قرار میگیرد. عوامل داخلی که بر قیمتگذاری اثر میگذارد را میتوان شامل هدفهای بلند مدت بازاریابی، استراتژی آمیزه بازاریابی، هزینهها و سازمان نام برد. عوامل خارجی که بر تصمیمات قیمتگذاری اثر میگذارند نیز عبارتند از ماهیت بازار و تقاضا، رقابت و سایر عوامل محیطی و در نهایت اخلاقیات هم یکی از عواملی است که بر قیمتگذاری شرکتها تأثیر میگذارد(فخیمی آذر و دیگران،۱۳۹۰،۸۷)، اخلاق در قیمتگذاری و فروش کالا را میتوان به عنوان رفتار صادقانه و درستکارانهای در نظر گرفت که در نهایت موجب ایجاد روابط بلند مدت با مشتریان میگردد، علاوه بر آن ارائه رفتارهای اخلاقی در امور مالی موجب ایجاد رضایت، اعتماد و وفاداری مشتریان نسبت به سازمان میشود(براری و همکاران،۱۳۹۰،۳).
۴٫۲٫۲٫۲٫ تبلیغات
تبلیغات عبارت است از، ارتباط با مشتری جهت مطلع کردن و تأثیرگذاری بر روی نگرش و رفتار وی. تبلیغات هرگونه ارائه و عرضه ایدهها، کالاها یا خدمات که یک واحد تبلیغاتی، فرد یا مؤسسه مشخص ارائه مینماید که مستلزم پرداخت هزینه میباشد. روشهای مختلف تبلیغات عبارتند از آگهی تجاری، فروش شخصی، پیشبرد فروش و روابط عمومی. تبلیغات بسیار مؤثرتر از سایر ابزارهای ارتباطی است، تبلیغات توجه برانگیز است و گاهی علاقمندی و ترجیح نیز ایجاد میکند. در این روش در ابتدای کار مشتری تأثیر پذیری بیشتری نسبت به روش رو در رو، روشهای پیشبرد فروش و برنامههای حمایت گرایانه میپذیرد(رنجبریان و همکاران،۱۳۷۹،۲۲۲). تبلیغات محصول به دلایلی انجام میگیرد که برخی از آنها عبارتند از، ترویج محصول، تحریک و تشویق تقاضای اولیه و انتخابی، مقابله با تبلیغات رقبا، کمک به کارکنان فروش، افزایش استفاده از محصول، بخاطر آوردن و تقویت کردن، کاهش نوسانات فروش(فخیمی آذر و دیگران،۱۳۹۰،۸۶).
هر پیام جمعی بر جامعه تأثیر میگذارد و باعث رفتارهای جمعی میشود. اهمیت پیشبینی مقررات نظارت و کنترل بر تهیه، تولید و پخش این پیامها که کالا یا خدمت جدیدی را به جامعه معرفی میکند و بالطبع فرهنگ مصرفی جدیدی در جامعه اشاعه میدهد، از اهمیت ویژه برخوردار میشود. علاوه برآن بدان سبب که فرهنگ نقش مؤثر برحیات اجتماعی جامعه دارد، تدوین مقرراتی در جهت پیشگیری از بروز تضادهای فرهنگی در قالب نظام نامه اخلاقی ضرورت دارد(فرهنگی و دیگران، ۱۳۹۱،۱۲۹).
به طور کلی از مباحث فوق میتوان نتیجه گرفت که آمیخته اخلاقی بازاریابی از اهمیت خاصی در مشخص کردن وضعیت شرکت در بازار هدف و همچنین جلب مشتریان برخوردار است. در واقع یکی از عوامل مهم و تعیین کننده در حفظ و یا افزایش فروش شرکت، آمیخته اخلاقی بازاریابی است(فخیمی آذر و دیگران،۱۳۹۰،۸۸). تبلیغات درست و اخلاقی که مطابق با فرهنگ مردم جامعه باشد، برای مطلع ساختن مردم از محصولات به کار میرود و خریداران در بازار هدف را بیشتر به خرید مارکهای تجاری خاصی ترغیب مینماید.
۳٫۲٫۲٫ اعتماد مشتریان
اعتماد را میتوان به عنوان اعتقاد یک طرفه مبادله به قابل اتکا بودن گفتهها و تعهدات طرف دیگر تعریف کرد. به واقع شکلگیری اعتماد در رابطه متضمن این است که هریک از طرفین رابطه، به راستی و درستی قول و وعدههای طرف مقابل اطمینان داشته باشد. زمانی که مشتری رعایت اصول اخلاقی را در رفتار سازمان مشاهده نماید، به این باور خواهد رسید که اعمال سازمان قابل اعتماد بوده و سازمان از رفتارهای فرصت طلبانه استفاده نمیکند، در نتیجه تمایل بیشتری برای استمرار در روابط خواهد داشت. مشتریان به سازمان اعتماد پیدا میکنند که رعایت اصول اخلاقی را در اقدامات سازمان استنباط نمایند(براری و همکاران،۳،۱۳۹۰). از دیدگاه اجتماعی، اعتماد به معنی تکیه سازمان بر درستی، توانایی یا منش یک شخص یا یک چیز است. در موقعیتهای تجاری، اعتماد بین طرفین میتواند منجر به رقابت کمتر و قیمتهای پایینتر شود. راتر[۱۴] میگوید که اعتماد عبارت است از «اعتقاد به قابل اطمینان بودن وعده یا حرف یکی از طرفین و اینکه یک فرد، تعهدات مبادلاتی خود را در یک رابطه انجام دهد». تعریف هورمن[۱۵] همانند دانی و کنون[۱۶] دو مولفه اعتماد را منعکس میکند: قابلیت اعتبار و خیرخواهی. در مجموع میتوان گفت، اعتماد عاملی مهم در توسعه روابط بازاریابی است و هنگامی به وجود میآید که یکی از طرفین به اعتبار و درستی طرف مقابل اعتقاد دارد(کاظمی و برید نظیف،۱۸۸،۱۳۸۹).
اعتماد، داشتن این انتظار مثبت است که دیگران(چه با کلمات، چه در اعمال و چه در تصمیمات) فرصت طلبانه عمل نمیکنند. انتظار مثبت، آشنایی و شناخت نسبت به طرف مقابل را گوشزد میکند. اعتماد در طول زمان و برپایه تعداد محدودی تجربه مربوط، شکل میگیرد. زمان زیادی لازم است تا این اعتماد به وجود آید و نهادینه شود. هر چه شناخت ما بیشتر و روابط ما گستردهتر میشود، به توانایی خود در ایجاد یک انتظار مثبت اطمینان بیشتری میکنیم(زارعی متین و همکاران،۱۳۸۸،۱۴۹). محیط فرهنگی جامعه، عمیقترین، پردامنهترین و بیشترین تأثیر را بر رفتار اجتماعی اکثریت اعضای یک جامعه میگذارد. تقریباً تمام جنبههای زندگی انسان مبتنی بر اعتماد است. اعتماد بدون شک عنصری مهم در زندگی بشر بوده و روابط معنادار میان انسانها به این مفهوم بستگی دارد. نوشتههای زیادی درباره پیامدهای مثبت اعتماد در روابط مشتریان وجود دارد. همچنین تحقیقات نشان دادهاند که اعتماد یکی از عناصر مهم در روابط بلند مدت است.
اعتماد صورتی از ارتباط است که محصول تعامل و کنش اجتماعی اعضای جامعه در عرصههای مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصاد و فرهنگی است. اما اعتماد دارای سطوح متفاوتی است که از سطح فردی گرفته تا سطح اجتماعی قابل ملاحظه است، اعتماد فردی عبارت است از اعتماد شخص به یک موضوع یا پدیده در یک مقوله فردی و اعتماد اجتماعی که در سطح بالاتر میباشد عبارت است از اعتماد مردم و گروهها در نظام اجتماعی به همدیگر یا به سازمانهای اجتماعی، اعتماد نتیجه تعاملات اجتماعی موجود در گروهها و انجمنها در باب فعالیتهای اجتماعی است که اگر این اعتماد در حد کامل شکل بگیرد، یکی از مهمترین سرمایهها محسوب میشود(کفاشی و فتحی،۱۳۹۰،۵۰). اعتماد فرآیندی ۲طرفه است که به مرور زمان شکل میگیرد و یکی از عوامل و سرمایههای مهم در جامعه محسوب شده که باعث تعامل بیشتر در جامعه میشود.
۴٫۲٫۲٫ نیمرخ اخلاقی سازمان
اخلاق، قواعد ارزشی و هنجاری یک جامعه میباشد که در رفتار افراد آن انعکاس مییابد. مباحث اخلاقی در حقیقت یکی از مشکلات عمده سازمانها محسوب میشود، زیرا بیانگر تقابل بین عملکرد اقتصادی (که به وسیله درآمدها، هزینه ها و سود اندازهگیری شده) و عملکرد اجتماعی(که قالب تعهدات آن سازمان در داخل و خارج نسبت به دیگران بیان میشود)میباشد. پیچیدهتر شدن روز افزون سازمانها و افزایش میزان کارهای غیراخلاقی، غیرقانونی و غیر مسئولانه در محیط کاری، توجه مدیران و صاحب نظران را به مباحث اخلاقی در سازمان معطوف ساخته است، بهویژه اینکه سازمانها به لحاظ تخصصی و زمینه فعالیت، درگیر مسائل و مشکلات اخلاقی متعدد و متنوعی هستند(براری و همکاران،۱،۱۳۹۰). اخلاق تأکید بر کارهای درست برای دستیابی به یک جامعه خوب است(موحد و همکاران، ۱۳۹۲،۸۵).
رفتار اخلاقی، خطمشیهای اداری و درستکاری محصول فرهنگ است. فرهنگ شامل معیارهای اخلاقی و رفتاری، نحوه انتقال این معیارها به دیگران و چگونگی تقویت و استحکام آنها در عمل است، و نشان دهنده واقعیتی است که روی میدهد. افراد به ویژه مدیران ارشد که شخصیت مسلط و حاکم اند، نقش کلیدی در تعیین فرهنگ ایفا میکنند(مرادی و همکاران،۱۳۸۸،۹۰).
در نظریه رشد اخلاقی کلبرگ با سه سطح از قضاوت اخلاقی رو به رو هستیم: پیش عرف، متعارف و پس عرف. در سطح اول قضاوت کودکان بیشتر مبتنی بر اجتناب از مجازات و یا کسب پاداش است. در سطح دوم تأکید بر نیاز است. در این سطح که خود شامل دو مرحله است، در مرحله دوم فرد مسئولیتپذیری را میآموزد. رسیدن به سطح سوم نشاندهنده اخلاق واقعی است. وی این سطح را در اولویت اول و سپس جامعه را در اولویت دوم قرار میدهد. در این مرحله، فرد خود اصولی را انتخاب کرده، به آن پایبند است (موحد و همکاران، ۱۳۹۲،۸۶).

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

دسترسی به منابع مقالات : آثار تمرینات منتخب پلایومتریک بر چابکی،توان انفجاری و سرعت بازیکنان بدمینتون پسر- …

۲-۱۲ پیشینه تحقیق
تا کنون تحقیقات زیادی دربارهی ساختار عضلات و روشهای افزایش قدرت و توان، چابکی و… انجام شده است. آنچه امروز دستورالعمل انجامکار بسیاری از مربیان و ورزشکاران موفق و بر جسته میباشد نتیجه بررسی زحمات و مطالعات فراوان محققینی است که حضور علم را در عرصه ورزش امری الزامی و اجتناب ناپذیر میدانند.
۲-۱۲-۱ تحقیقات خارجی
مارکوویک و همکاران[۵۳](۲۰۰۷) اثرات تمرینات دویسرعت و پلایومتریک را بر روی عملکرد عضلانی و عملکرد ورزشی سنجیدند. در این تحقیق دانشجویان تربیتبدنی مرد بهطور تصادفی به یکی از سه گروه دوی سرعت (SG،۳۰=n)، گروه پلایومتریک (PG، ۳۰=n) و گروهکنترل (CG، ۳۳=n) تقسیم شدند. گروه کنترل فعالیتهای فیزیکی خود را در طول تحقیق حفظ کردند. نتایج تحقیق نشان داد که تمرینات پلایومتریک و دویسرعت سبب افزایش قدرت، توان، چابکی و… میشود. همچنین تمرینات دویسرعت کوتاهمدتاثرات تمرینی مشابه حتی بیشتر را در عملکرد عضلانی و ورزشی نسبت به پلایومتریک ایجاد میکند (۷۴).
نوبری و همکاران[۵۴](۲۰۰۶) اثرات تمرینات پلایومتریک و چابکی را در برنامهتمرینی یکبیمار، پساز جراحی در زانو بررسی کردند. از یک ورزشکار ۲۳ ساله که پس از ۱۲ هفته جراحی، با درد و ورم در زانوی چپ که از حضور در تمرینو مسابقهپرهیز شدهبود در تحقیقاستفادهکردند. ورزشکار به مدت ۸ هفته برای مداوا حضور پیدا کرد. در ۴ هفتهی پایانی، تمرین چابکی و پلایومتریک را برای دورهی توان بخشی طراحی کردند. نتایجدر طول فاز احیای بازگشتبهورزش، بیمار تغییرات بسیار مهمی در شاخص کار کردی اندامتحتانی، پرشعمودی، تست چابکی و دوی ۴۰ یارد سرعت داشت (۶۳).
روپچاند و مارتین[۵۵](۲۰۱۰) مدعیشدند، تمریناتپلایومتریک، قدرتو چابکی را در تیمنتبال جامائیکا بهبود بخشید. برای اثبات اینادعا ۱۸ نتبالیست ملی در یک برنامهی تمرین پلایومتریکی شرکت کردند. افراد، با استفاده از تست پرشعمودی، تست پرشعرضی و تست چابکی ایلینویز قبل از شروع برنامه و در هفته سوم ارزیابی شدند. تمامی ۱۸ نفر، ۳ هفته تمرین را انجام دادند. ۳ نفر در هفته سوم بیرون گذاشته شدند و این موضوع در داده از ۱۵ نفر تجزیه و تحلیل شد. در انتهای سه هفته، افزایشهای چشمگیری در امتیازات پرش عمودی (۲۳%=P)، امتیازات پرش عرضی (۲%=P) و امتیازات چابکی (۴۵%=P) وجود داشت (۵۰).
کانروی[۵۶](۱۹۹۴) رویدانشجویان تحقیقی صورت داد. در پیشآزمون، آزمونسرعت، پرشطول و پرش سهگام از نمونهها گرفته شد. سپس به صورت تصادفی گروه بندی شدند و گروهها شامل گروهی با تمرینات پرش عمق، پرش از روی جعبه، تمرینات انعطافپذیری و چابکی و گروه آخر به عنوان گروه کنترل بودند. تمرینات ۱۰ دقیقه در هر روز برای ۵ روز در هفته و به مدت ۷ هفته اجرا شد و سپس پسآزمون گرفته شد. نتایج آزمایش حاکی از آن بود که تمرینات با نتایج متفاوت ولی مثبت در مقایسه با گروه کنترل بود (۷۱).
لوید[۵۷] و همکاران (۲۰۱۱) اثرات ۴ هفته تمرینات پلایومتریک را بر شاخصقدرت و سفتی پا در مردان جوان مورد بررسی قرار دادند. بدین منظور ۱۲۹ پسر از سه گروه سنی مختلف (۹/۱۲ ۱۵ ساله) در این تحقیق شرکت کردند و به دو گروهتجربی و کنترل مطابق با گروههایسنی مربوط بهآنها تقسیم شدند. گروههای تجربی یک برنامه تمرینی پلایومتریک ۴ هفتهای را دو بار در هفته دنبال کردند در حالی که گروهکنترل در کلاسهای درسی تربیتبدنی عادیشان شرکت کردند. نتایج این تحقیق نشانداد که قدرت نسبی سفتیپا با یک برنامهتمرینی پلایومتریک ۴ هفتهای پیشرفت مییابد و اینپیشرفت در طول دورانخردسالی بستگی به سن دارد (۶۹).
سائز[۵۸] و همکاران (۲۰۱۲) اثراتتمرینات پلایومتریکرا بر عملکرد سرعت مورد بررسی قرار دادند. در نتیجه برای بهینهسازی افزایش دو، ترکیبی از انواع مختلف پلایومتریکها و استفادهاز برنامههای تمرینیکه شتاب افقی بیشتریرا با آن ترکیب میکند (یعنی تمریناتپلایومتریکی با سرعت خاص، پرشها با جابجاییافقی)، نسبت به استفادهاز فقط یکشکل از تمرین پرشی پیشنهاد شده بود. هیچگونه بهبودی ناشی از انجام تمرینات پلایومتریک با وزنه اضافه شد، مشاهده نگردید (۵۴).
– در سال ۱۹۸۴ تمریناتپلایومتریکرا جزء برنامههایعمدهدوندگان و پرتاپکنندگان مطرحکردند و مشخص شد که پرشعمقی باعث افزایش تنش اکسنتریک و کانسنتریک عضله میشود.
نیروی وارده به عضله در این نوع تمرین خیلی بیشتر از انقباضی است که درحرکت نیمه چمباتمه و به آرامی صورتمیگیرد، بوده است (۶۸).
چلی[۵۹] و همکاران (۲۰۱۰) اثراتبرنامهی تمرینیپلایومتریک درون فصلیکوتاه مدت را روی توان پا، عملکرد دوی سرعت پرش فوتبالیستها مورد بررسی قرار دادند. بدینمنظور ۲۳ مرد با میانگین سنی ۷%۱۹ ساله به طور تصادفی به یک گروه تجربی (۱۲=n) و یک گروه کنترل (۱۱=n) تقسیم شدند. آزمودنیها ۲ بار در هفته تمرینات پلایومتریک را انجام دادند. نتایج نشان داد که تمرینات پلایومتریک مؤلفههای اجرایی ورزشی مهم مرتبط با تمرینات درون فصلی استاندارد را توسعه بخشید (۴۳).
ساندرس[۶۰] و همکاران (۲۰۰۶) تحقیقی تحت عنوان بهبود اقتصاد دویدن با تمرینات پلایومتریک کوتاه مدت در دوندگاناستقامت و نیمهاستقامت بسیار تمرین کرده را انجام داد. که به دو گروه کنترل وتجربی تقسیم شدند. گروه کنترل فقط تمرینات دو و گروه تجربی علاوه بر تمرینات دو تمرینات پلایومتریک را انجام دادند. حداکثر اکسیژنمصرفی با دوی ۱۴، ۱۶ و ۱۸ کیلومتر ارزیابی شد. آنها با انجام ۹ هفته تمرینات پلایومتریک بر روی ۷ دونده نشاندادند که اینتمرینات در گروهتجربی نسبتبه گروهکنترل باعث بهبود اقتصاد دویدن در دوندگان استقامت و نیمهاستقامت تمرین کرده میشود که این بهبود در ۱۸ کیلومتر بود (۸۳).
کوتزمانیدیس[۶۱](۲۰۰۶) بهبررسی تأثیر تمرینات پلایومتریک بر سرعتدویدن و پرشچمباتمه در پسران پیشاز بلوغ پرداخت. او با انجام ۱۰ هفته تمرین پلایومتریک بر روی ۱۵ پسر و انجام پیشآزمون و پسآزمون نشان داد کهاین تمرینات بهطور چشمگیری موجب بهبود عملکرد سرعت دویدن و پرش چمباتمه میشود. سرعت در مسافت های صفر تا ۳۰ متر، ۱۰ تا ۲۰ متر و ۲ تا ۳۰ متر افزایش پیدا کرد، ولی در مسافت صفر تا ۱۰ متر تغییریپیدا نشد. ایننشان میدهد کهاین برنامه منتخب بر حداکثر مرحلهسرعتمؤثر است نهبر مرحله شتاب (۸۲).
فوور[۶۲] و همکاران (۲۰۱۱) اثرات تمریناتپلایومتریک را روی قسمت فعال و غیرهفعال مجموعه کمپلکس تاندون– عضله ایپلانتارفلکسورها بررسی کردند. ۱۹ نفر را بهطور تصادفی به دو گروهآموزش و کنترلتقسیم کردند. مؤلفههای فعال گروهآموزش و مؤلفههای غیرهفعال را گروه کنترل تشکیل دادند. مؤلفههای فعال و غیره فعال برایاستفادهاز کشش سریع در طول فعالیتهای تمرینیخود از انقباض ایزومتریکی ایجاد شده در تمرینها برای بهبود مجموعه کمپلکس تاندون– عضلهای پلانتار فلکسورهای تعیین شده بودند، فعالیت میکردند. یک افزایش کششی قابل توجه در مؤلفهی غیره فعال پیدا شد. در برابر، کاهش قابل توجهای در قسمت فعالمشاهده شد. بنابراین تمرینات پلایومتریک سازگاریخاصیرا روی قسمت فعال و غیره فعال مجموعه کمپلکس تاندون عضلههای سوق دادند. اینسازگاری همتوانست کارایی روند انرژی ذخیرهای در عضلاترا افزایشدهد و هم باعث کشش عضلانی تا حد زیادی در حرکات پرششی شد (۷۳).
پادوین[۶۳] و همکاران (۲۰۱۱) تأثیر ۶ هفته تمرینات منتخبپلایومتریک را بر حرکات شناگران بالغ سنجیدند. شناگران به یک گروهکنترل (۱۱=n)، که تمریناتشنا را انجام میدادند و یک گروهتجربی (۱۲=n) کهتمرینات پلایومتریکو شنا را انجام میدادند تقسیمشدهو هر دو گروه ۵/۵ ساعت در هفتهطی یکدورهتمرینی ۶ هفتهای قبلاز شروعفصلمسابقاتشنا، تمریناترا شروعکردند. در گروهتجربی، تمریناتپلایومتریک شامل پرشهای عمقی و بلند، قبل از تمرینات شنا دو بار در هفته بود. نتایج اثر مثبت تمرینات پلایومتریکرا روی حرکات شناگران مانند شیرجهزدن، نشان داد. بهعبارتدیگر انجام تمریناتپلایومتریک همراه با تمرینات شنا باعث بهبود در استارت و شیرجه، شناگرایان گروهتجربی نسبت به گروهکنترل شد (۴۱).
سدانو[۶۴] و همکاران (۲۰۱۱) اثرات تمریناتپلایومتریکرا بر قدرتانفجاریو ظرفیت شتابو سرعتضربه در فوتبالیستهایجوان منتخب بررسیکردند. ۲۲ بازیکندر این تحقیق شرکتکردند. گروهکنترلی و گروهتجربی. هر دو گروه تمرینات تکنیکی و تاکتیکیرا انجام داده و با هم تطبیقدادند. تمریناتپلایومتریک سه روز در هفته انجام میشد و شامل پرشاز روی موانع، پرشهایافقی و پرشهای با مانع میشد. توانایی پرش، ۱۰ متر دوی سرعتو سرعتضربه در ۵ موقعیتمختلف اندازهگیری شد. نتایج نشانداد که، افزایش چشمگیریرا در توانایی پرشو ظرفیت شتاب بعد از ۶ هفته تمرین و در سرعت ضربه با پایتخصصی و غیرهتخصصی به ترتیب بعد از ۸ و۱۰ هفته نشانداد. به عبارتدیگر، هیچ تغییرات چشمگیری در بازیکنان گروهکنترلی حین تحقیق وجود نداشت (۵۳).
مارینا[۶۵] و همکاران(۲۰۱۳) حرکات پرشیپلایومتریک را بر زنان و مردانژیمناست از ارتفاعهای مختلف مورد بررسی قرار دادند. ۷۶ ژیمناستمرد کهفقط تمریناتژیمناستیک انجام میدادند و ۹۱ ژیمناستزن از افراد نیمه فعال، که تمرینات ژیمناستیک همراه با تمرینات پلایومتریک را انجام میدادند، داوطلب شرکت در این تحقیق شدند. که ژیمناستهای مرد نسبت زمان پرواز مشابهای را نسبت به قبل کسبکردند، در حالیکه ژیمناستهای زن زمان پرواز بیشتری در مقایسه با قبلاز تمرینات پلایومتریک را بدستآوردند. و این نشاندهنده ایناست که ژیمناستهایزنزمانپرواز بیشترینسبتبه مردانژیمناست داشتند. بهترینعملکردها (پرشها) بین ارتفاع ۴۰ و ۶۰ سانتیمتری برای گروه مردان بدست آمد، در صورتیکه گروه زنان افزایش ارتفاع (بهترین عملکردشان۸۰ سانتیمتر) مشاهده شد (۷۰).
ماکاروک[۶۶] و همکاران (۲۰۱۱) تمرینات یکجانبه و دو جانبه پلایومتریک را بر توان و تواناییپرش در بانوان مورد بررسی قرار داند. ۴۹ دانشجوی زن آموزش ندیده اما از نظر بدنی فعال دانشگاهی بهطور تصادفی به یکی از ۳ گروهتقسیمشدند: گروه پلایومتریک یکجانبه (۱۶=n)، گروه پلایومتریک دوجانبه (۱۸=n،BLE) و یکگروه کنترل (n=18). نتایج نشانداد که تمریناتپلایومتریکیک جانبه توانو حرکاتپرشیرا طی دورهای کوتاهتر، در مقایسه با تمرینات پلایومتریک دو جانبه تولید میکنند، اما افزایشهای حرکتی بسیار طولانیتری را بعد از تمرینات پلایومتریک دو جانبه بدست میآورند (۷۶).
دی ولیریال[۶۷] و همکاران (۲۰۱۱) تسهیلحرکات پرشی را بعد از تمرینات ترکیبیدر تقابل با تمرینات منحصرا قدرت بیشینهای، مقاومتی سنگین و پلایومتریک مورد بررسی قرار دادند. هدف از این تحقیق، آزمایش اثرات ۵ محرکمختلف روی توانایی پرش و تولید قدرت بعد از ۷ هفته تمرین بود. ۶۵ (۴۷ مرد و ۱۸ زن) دانشجوی تربیتبدنی بهطور تصادفی به ۵ گروه آزمایش تعیین شدند. ترکیبی از همهی متدهای تمرینی(A): تمرینات مقاومتی– سنگین با استفاده از تمرین اسکات کامل( یعنی ۸۵-۵۶% ازRM1 به مدت ۳-۶ بار تکرار). (B): تمریناتقدرتی جهتدار با استفاده از تمرین اسکات موازی (یعنی ۱۳۰-۱۰۰% از ذخیره که بازده توان را برای ۶-۲ تکرار بیشینه میسازد). (C): تمرینات قدرتی جهتدار با استفاده از پرش با حرکات مخالفذخیره شده (یعنی ۱۰۰-۷۰% از ذخیره که بازده توان آن برای ۵-۲ تکرار است، پرش حرکات مخالف (ICMJ) (D) و پرشپلایومتریک (E). نتایج این تحقیق نشانداد که اگر برنامهی تمرینی بهطور صحیح طراحیو اجرا شود، هم تمرینات سرعت آرام تمرینی و تمرینات قدرتی جهتدار توانی به تنهایی یا در ترکیب با تمرینات پلایومتریک، محرک تمرینی مثبتی را برای تسهیل حرکات پرشی مهیا میکند (۴۴).
دونده سرعت لهستانی ایرنا شونیکا[۶۸]، دارندهمدال برنز ۲۰۰ متر المپیک سال ۱۹۷۲ و طلای ۱۹۷۶ و قهرمان دیگریدر دوی ۱۵۰۰متر المپیکنیز از تمریناتپلایومتریکاستفادهمیکرند. بهطور خلاصهتمرینات پلایومتریک به خودیخود چیز تازهای نیستولی کاربرد صحیح آن بهعنوان یک روشتمرینی به توضیح و راهنمایی بیشتری نیازمند است (۱۵).
سانتوز[۶۹] و همکاران (۲۰۱۳) اثرات تمرینات پلایومتریک همراه شده با بی تمرینی و دورههای تمرینکاهش یافته را بر قدرتانفجاری در بازیکنان بسکتبالیست مرد بالغ مورد بررسی قرار دادند. دو گروه شکل گرفتند. یک گروهآزمایشیو یکگروهکنترل. برنامهیتمرینیپلایومتریک ۱۰ هفته، دو بار در هفتهدر طولتمرینمنظم بسکتبال اجرا شدند. بهطور همزمان، گروهکنترل فقط در تمرین منظم بسکتبال شرکت کرد. در انتهای این دوره، گروه آزمایشبهدو گروه دیگر تقسیم شدند: یکگروه تمرینی کاهشیافته و یک گروهبیتمرینی تمامیشرکت کنندگان، در ابتدا و در انتهایتمریناتپلایومتریکدرونفصلی ۱۰ هفتهایو درهفتههای ۱۶،۱۲،۸،۴ دورههایبیتمرینی درون فصلی وتمرینات کاهش یافتهبرای پرشاسکات، پرشحرکاتمخالف، تستآبالاگو (Abalakou)، پرش عمق، قدرت مکانیکی، پرتاب مدیسنبال ارزیابی شدند. در فاز اول تحقیق، گروه آزمایشی بهطرز قابل توجهی تمامی شاخصهایارزیابی شدهرا افزایش داد. در فاز بعدی و بهطور کلیتمامیگروهها نتایج بهدستآمدهی قبلی را حفظکردند. در نتیجهیتمریناتپلایومتریک اثراتمثبتیرا بر قدرتانفجاری اندامتحتانی و فوقانی در بازیکنان بسکتبالیست مرد بالغ نشانداد (۴۶).
ناکامورا[۷۰] و همکاران (۲۰۱۳) بهمقایسهتأثیر تمریناتپلایومتریک و دو بر عملکردهایشدتبالایفوتبالیستها پرداختند. بدینمنظور ۲۹ مرد فوتبالیستبه سهگروه تقسیم شدند: گروه دو (R ،۱۳=n)، گروه پلایومتریک (P ،۱۱=n) و گروهکنترل (C ،۵=n). هر دو گروهتمرینی، تمریناتخود را دو روز در هفته، به مدت سه هفته اجرا کردند در حالیکه گروه C مجاز به اجرای هیچ تمرینی نبود. نتایج این تحقیق نشان میدهد که نه دوی استقامتو نه تمرینپلایومتریک دو روز در هفته به مدت سههفته اثر چشمگیری بر عملکرد شدتبالا در مقایسه با گروه کنترل نداشتند (۶۴).
توماس[۷۱] و همکاران (۲۰۰۹) اثر دو روش تمرینپلایومتریک را بر قدرت و چابکیدر بازیکنان فوتبالیست جوان مورد بررسی قرار دادند. بدینمنظور ۱۲ مرد از یک آکادمی باشگاه فوتبال نیمهحرفهای بهطور تصادفی انتخاب و به دو گروه پرشعمق و پرشحرکات مخالف، تقسیمشدند. شرکتکنندگان به مدت ۶ هفته، ۲ بار در هفته به تمرین پرداختند. بعد تمرین، هر دو گروه، پیشرفتهایی را در ارتفاع پرشعمودی زمان چابکی و بدون تغییر در حرکاتدویسرعت را تجربه کردند. هیچتفاوتی بین گروههای درمانی وجود نداشت. این تحقیق نتیجه گرفت که هر دوی تمرینات پلایومتریک پرشعمق و پرشحرکات مخالف، فعالیتهایتمرینی ارزشمندی برای بهبود قدرت و چابکی در بازیکنان فوتبالیست جوان هستند (۷۲).
میهالیک[۷۲]و همکاران (۲۰۰۸) بهمقایسه برنامههایپیچیده کوتاهمدت و ترکیبی رویارتفاع پرشعمودی و بازده توان پرداختند. بدینمنظور۳۱ نفر از والیبالیستهای دانشگاهی (۱۱ مرد و ۲۰ زن) به دو گروه تمرینی پیچیده و ترکیبیتقسیمشدند. دو گروه، دو بار در هفته به مدت چهار هفته مرین داده شدند.تمرین بین دو گروه مساوی بود. تمرینات پیچیده، بینتمرینات مقاومتی و پلایومتریک در هر روز تمرینی تغییر میکرد در حالی که تمرینات ترکیبیشامل تمرینات مقاومتی در یک روز و تمرینات پلایومتریک در روز دیگر میشد. نتایج این تحقیق اظهار کرد کهپیشرفت قابل توجهی در پرشعمودی بازده توان دو گروه فقط بعد از سههفته تمرین دیده شد هیچکدام از دو گروه نسبت به دیگری پیشرفت بیشتری نداشت (۴۸).
ابن[۷۳] و همکاران (۲۰۰۸) در تحقیقیشدتتمریناتپلایومتریک را با استفادهاز الکترومایوگرافی ارزیابی کردند. بدینمنظور۲۳ ورزشکار برای انجام تمریناتپلایومتریک بهطور تصادفیانتخاب شدند. نتایج، اثرات مهم و قابل توجهی را برای عضله چهار سر ران و عضلات ساقپا نشان داد ولی هیچ اثر مهم و قابل توجهی برای عضلات همسترینگ نشان نداد (۴۶).
وسکووی[۷۴] و همکاران (۲۰۰۸) اثرات یک برنامه پلایومتریک را بر نیروی عمودی و حرکاتپرشی در بانوان دانشگاهیمورد بررسی قرار دادند. شرکتکنندگان۲۰ زن دانشگاهی که بهطور تفریحی در بسکتبالرقابت کردند بهطور تصادفی به یکگروهتمرینی (۱۰=n) و یک گروهکنترل (۱۰=n) تقسیم شدند. نتایج نشانداد که بر روی عکسالعمل فرودی عمودی در گروه تمرینی، کاهش یافت، اما بهطور آماری در مقایسه با تغییری که در گروه کنترل مشاهده شد (۶/۲۵۷ ۶/۵۴) تفاوتنداشت (۱۲۲/.=P). هیچتفاوتیدر بینگروهها برای ارتفاع پرش حرکات مخالف با هیچکدام از متغیرهای کنتیکی دنبال شده در ۶ هفته عملکردی وجود داشت (۵۵).
استم[۷۵] و همکاران (۲۰۰۷) بهمقایسه تمریناتپلایومتریک خاکیو آبی بر پرشعمودی پرداختند. در اینتحقیق ۲۱ نفر مرد دانشگاهیبا سنین ۲۴ سال بهطور تصادفی بهیک تا سهگروه تقسیم شدند: گروه ۱ آبی، گروه ۲: خاکی و گروه ۳: کنترلی. شرکتکنندگان به مدت ۶ هفته و دو بار در هفته تمریندیدند. نتایج نشانداد که گروههای آبی و خاکی بهطور قابلتوجهی بسیار بهتر از گروهکنترلی در پرشعمودی بودند و هیچ تفاوت قابل توجهی در پرشعمودی بین گروههای آبی و خاکی پیدا نشد (۵۲).
لوبرس[۷۶] و همکاران) ۲۰۰۳( اثر تمریناتپلایومتریکرا بر بهبودعملکرد پرشعمودی و توانبیهوازی بررسی کرد. بدینمنظور مرداندانشگاهیکهاز لحاظبدنی فعالبودند، بهطور تصادفی به یک برنامهی ۴ هفتهای (۱۹=n) و یک برنامهی-تمرینی۷ هفتهای (۱۹=n) تقسیمشدند. نتایج تحقیق نشان داد که برنامههایپلایومتریکی چهار هفتهای و هفت هفتهای بهطور مساوی در بهبود پرشعمودی، توان پرشعمودی و توانبیهوازی، هنگامیکه با یک دورهی بهبود ۴ هفتهای همراه شدند، مؤثر بودند (۴۷).
متاوج[۷۷] و همکاران)۲۰۰۱( بهبررسیاین موضوع پرداختند کهآیا مقدار محدود تمرینپلایومتریک میتواند حرکات و پرش را در بازیکنان نوجوان بسکتبال که قبلا سطح بالای عملکرد را نشان دادهاند، بهبود ببخشد؟ ۳ برنامهتمرینی مختلف برای اینمنظور اجرا شد. قبل و بعد از تمریناز آزمودنیها پیشآزمون و پسآزمون به عمل آمد. نتایج، بهبود در گروهتجربی را نشاندادند. در حالیکه تغییرات در گروهکنترل چشمگیر نبود. تحقیق پیشنهاد میکند کهیکمقدار محدود تمرینپلایومتریکمیتواند عملکرد پریدنرا در بازیکناننوجواننخبه بسکتبال بهبود ببخشد و این این بهبود میتواند بخشی از آن در ارتباط با افزایش در نیروی اکستنسورهای لگن و دامنه پیشرفت نیرو باشد (۷۷).
پات ماتزوف[۷۸])۱۹۷۱( رکورد پرشارتفاع را بهبود بخشید. او در تمرین پرشارتفاع از تمریناتپلایومتریک استفادهزیادی میکرد. او حرکاتتقلیدی تکنیک- شکلی از پرشعمیق کهاز رویجعبهایبهارتفاع ۱۲۲ سانتیمتر به پائینمیپرید و سپسبه طرفبالا پریدهتا هدف بالایسر خود را لمسکند، را در پاییز و زمستان ۴ تا ۵ سری و در سری ۱۰ بار و در بهار یک بار در هفته انجام میداد (۱۵).
_ درسال ۱۹۸۴ در ارتباط با مشخصهاینتمرینات کهانرژی ارتجاعی ذخیرهشده در عضله واکنشو عکسالعمل هر عضله میباشد، تحقیقاتی صورتگرفت و در این ارتباط حرکات پرشعمودی، پرشجفت طولی و پرش عمقیمورد آزمایشقرار گرفت. نتیجه بدستآمده مثبت بودن این حرکات و تمرینات را ثابت نمود. بنابر این هر جاییکه با ورزشهای قدرتی و توانسر و کار دارند میتوانند این حرکات را مورد استفاده قرار دهند (۶۷).
سائز[۷۹] و همکاران (۲۰۱۰) اثر تمریناتپلایومتریک را بر حرکات سنجش قدرت پا، پرش و دویسرعت در بانوانرا بررسیکردند. اینتحقیق یکگروه از ۵۵ زن ۴۰ و ۷۰ ساله با هیچتجربهشرکتدر ورزش ژیمناستیک، در یکبرنامه ژیمناستیکی به فعالیت پرداختند. تمامی تستها برای تعیین ارزشهای استقامت قدرتی- عضلانی، حرکت پرشعمودی و سرعت، قبل و بعد انجام شدند و بعد از هشت هفته استراحت، هشت هفته تمرین را دنبالکردند. تستهای اجرایی در سه روز انجام شدند. نتایج تأثیر کم طی دورههای تمرینی کوتاه مدت در زنان میانسال و آموزش ندیده را نشان داد (۸۱).
بیدی[۸۰] و همکارانش (۱۹۸۷) مقایسهای را بین پرش از ارتفاعهای گوناگون انجام دادند واختلافاتی را در بین افراد ملاحظه کردند. آزمودنیها دو گروه از دانشجویان تربیتبدنی و بازیکنان والیبال بودندکه پرشهای خود را از ارتفاعهای مختلفانجام دادند. آزمودنیها میبایست ۵ دفعه پرشکنند وپس از ۵ پرش از هر ارتفاع ۵ دقیقه استراحت کنند. بهترین اجراها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. اجرای دانشجویان تربیتبدنی تا زمانی که ارتفاعهای متوسط میپریدند افزایش نشان میداد و با افزایش ارتفاع اجراها افت پیدا میکردند، لذا تفاوت معنیداری بین بازیکنان والیبالو دانشجویان تربیتبدنی مشاهده نشد. بین نظریههای محققیندر خصوصمیزان ارتفاعدر پرشاز بلندیو حداکثر بهرهاز انرژیذخیرهارتجاعیتفاوتهاییوجود دارد. اما تقریبا ارتفاعهای متوسط و پرشاز آن ها مورد تأیید بیشتر پژوهشگران است (۵۷).
رالی[۸۱] و دویل (۱۹۹۲) برروی ۲۸ بازیکنراگبیدر مرکز علومورزشی شهر لیورپورل صورتگرفت کهطی آن انجام تمریناتپلایومتریک در فصل مسابقه مورد بررسی قرار گرفت. ۱۴ نفر از این گروه به عنوان گروه تجربی در مدت ۸ هفته بعد از پایان تمرینات خود،تمرینات پلایومتریک را انجام میدادند. گروه کنترل تنها تمرینات عادیراگبیرا در برنامهکار خود داشتند. با اینحال پیشرفت معنیداری در افزایش قدرتعضلات اندامتحتانی بدست نیامد و این نشانداد که در فصل مسابقات انجام تمریناتپلایومتریک مورد شک و تردید است (۵۸).
گرت و براوان[۸۲](۲۰۱۳) اثر تمرینهایپلایومتریکدر انتخابتواناییحرکتبازیکنان تنیسدختر دبیرستانی مورد بررسیقرار دادند. در این تحقیقتوان، انعطافپذیری، چابکیو سرعتآزمودنیها قبل و بعد از ۶ هفتهتمرینهای پلایومتریک اندازهگیری شد. در این تحقیق ۲۰ تنیسور زن دبیرستانی در دو گروه کنترل و تجربی شرکتکردند که بعد از شش هفته تمرینپلایومتریک تفاوتمعناداریدر تمامیمتغیرها دیده شد بهغیر از سرعت. در واقع این نوع تمرین تغیری در سرعت آزمودنیها ایجاد نکرد (۶۱).
ایزمایل[۸۳] و همکاران (۲۰۱۰) بهمقایسه تمریناتپلایومتریکدر مقابل ورزشهای مقاومتی بعد از پیچخوردگی حاد قوزکپای خارجی پرداختند. ۲۲ ورزشکار (۲۰ تا ۳۵ ساله) از هر دو جنس با پیچخردگی قوزکپای وارونه شدهی یک طرفهی درجهی یک یا دو در این تحقیق شرکت کردند ( حداقل ۳ هفته بعد از صدمهحاد). آنها بهطور تصادفی به ۲ گروهتقسیم شدند. گروهاول تمریناتپلایومتریکرا دریافتکردند در حالیکهگروه دوم تمریناتمقاومتیرا به مدت ۶ هفته دریافتکردند. نتایج حاکیاز آن استکه پلایومتریکها مؤثرتر از ورزشهای مقاومتی در بهبود حرکات عملکردیورزشکاران بعد از پیچخوردگی قوزک خارجی پا است (۶۲).
آلن والز[۸۴] دارندهمدالطلای دوی ۱۰۰ متر المپیکسال ۱۹۸۰ حرکاتتمرین پرشگونهرا در برنامهتمرینخود مورد استفاه قرار میداد (۱۵).
سالونیکیدس[۸۵] و همکاران (۲۰۰۸) اثرات تمریناتپلایومتریک، تمریناتتنیسو تمریناتترکیبیرا بر عکس العمل، سرعت، توان و قدرت خطی و خارجی در بازیکنان تنیسور مبتدی مورد بررسی قرار دادند. ۶۴ تنیسور مبتدی ۲۱ ساله، بهطور مساوی (۱۶=n) بهیک گروهکنترلC,PT,TDT,CT تقسیم شدند. تمرینات ۳ بار در هفته به مدت ۹ هفته انجام شد. نتایج نشان داد کهTDT تمامیعملکردهای دوهای سرعت ۴ متر و ۱۲ متر را بهبود بخشید در حالی کهCT برای به همپیوند دادن فایدهیهر دو برنامهظاهر شد و بیشتر آیتمهای تستی را بهبود بخشید. مربیان تنیس باید آگاه باشند که هر رژیم تمرینی ممکن است تغییرات مطلوب بیشتری را ایجاد کند (۵۱).

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.