الگوی ارتباطات میان ‌فرهنگی در اسلام- قسمت ۲۳

  • Charles Braithwaite’s, 1990 ↑
  • ibid, p65 ↑
  • space ↑
  • جورج رتیزر، نظریه جامعه شناسی در دوران معاصر، ۱۳۸۳، ص ۲۹۲٫  ↑
  • همان، ص ۲۹۵، در: خانمحمدی، تحلیلی بر سیره ارتباطی میان‌فردی پیامبر اسلام، ۱۳۸۸ ↑
  • Delgado, 2002; Putnam & Pacanowsky, 1983 ↑
  • Martin and Thomas, ibid, p66 ↑
  • Martin and Thomas, ibid, p66 ↑
  • ibid, p71 ↑
  • Cf: Howard, Connecting the World to the Word. ↑
  • ibid, p72-73 ↑
  • Communicative Approach ↑
  • این رویکرد را بیشتر از رویکردهای دیگر توضیح خواهم داد چون از نظر مسیری که برای تعریف ارزش‌های و هنجارها پیشنهاد می‌کند قابل مقایسه با رویکرد دینی است. ↑
  • دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

  • Evanoff, 2005 ↑
  • normative ↑
  • نک: فوکویاما، پایان تاریخ. ↑
  • Evanoff, 2011 ↑
  • “different worlds” ↑
  • incommensurable ↑
  • Evanoff, 2011 ↑
  • naturalistic fallacy ↑
  • Evanoff, A Communicative Approach to Intercultural Dialogue on Ethics, 2005 ↑
  • Intracultural communicatiom ↑
  • Cf: Giddens, The constitution of society, 1984. ↑
  • Intercultural communicatiom ↑
  • Evanoff, Intercultural Ethics: A Constructivist Approach, 2011 ↑
  • position ↑
  • Constant Asymmetric Comparative Method ↑
  • برای مطالعه بیشتر درباره این روش، ر.ک: پاکتچی،۱۳۹۱ ↑
  • statements ↑
  • interviews ↑
  • themes ↑
  • Mills, Melinda C(2008),” Comparative Analysis” in The Encyclopedia of qualitative research methods, Lisa M. Given. (ed), London, SAGE Publications Ltd.p100 ↑
  • فرامرز قراملکی، احد، اصول و فنون پژوهش در گستره دین پژوهی، ۱۳۸۳ ↑
  • زمر: ۹ ↑
  • فرامرز قراملکی، روش‌شناسی مطالعات دینی، ۱۳۹۲، ص ۲۹۵٫ ↑
  • فلیک، روش تحقیق کیفی؛ ۱۳۷۸، ص ۳۴۸-۳۴۹٫ ↑
  • در خصوص این روش، ر.ک: سلیمی،علی؛ «درون‌مایه‌های یک نظریه ارتباطات میان‌فرهنگی در آموزه‌های قرآن»؛ دوفصلنامه اسلام و علوم اجتماعی، س ۲، ش، پائیز و زمستان ۱۳۸۹، صص ۷-۳۸ ↑
  • در این خصوص می‌توان از روش‌های مرسوم در پژوهش‌های دینی، همچون تنقیح مناط و یا الغای خصوصیت نیز بهره برد.(در کارایی این روش برای مطالعات دینی، ر.ک: هادی عظیمی گرگانی، معناشناسی تنقیح مناط: مقارنه با مفاهیم مشابه و روش‌شناسی آن، مطالعات اسلامی، فقه و اصول، سال ۴۴، ش پیاپی۹، پاییز ۱۳۹۱) ↑
  • این برداشت ناظر به‌راهبردی بودن الگو( به‌مثابه‌نقشه راه) است. ↑
  • سايت مقالات فارسی – الگوی ارتباطات میان ‌فرهنگی در اسلام- قسمت ۱۳

  • بیابانگرد، روش‌های تحقیق در روان‌شناسی و علوم تربیتی ج۱، ۱۳۸۶٫ ↑
  • نوع خاصی از ‏مفهوم وجود دارد بنام ‏ ( ‏construct‏ )که سازه ترجمه شده است و آن عبارت است از مفهومی‌که خود از ترکیب چند مفهوم دیگر به ‏وجود آمده است. سازه‌ها انتزاعی تر از مفاهیم هستند(ر.ک: روش‌های تحقیق در علوم رفتاری، سرمد و همکاران، ۱۳۸۲). در حقیقت میان سازه، مفهوم و متغیر رابطه طولی برقرار است. ↑
  • علی‌اکبری در بررسی چیستی الگو ذیل عنوان فلسفه علم می‌گوید: «بسیار شاهد بوده‌ایم که الگو را با پارادایم یکی گرفته‌اند»(علی اکبری، ۱۳۹۱، ص۷۳) ↑
  • علی‌اکبری، همان، ص ۷۵ ↑
  • pattern ↑
  • ابطحی و منتظر، ۱۳۹۱، ص ۱۰۸ ↑
  • آلن، ۱۳۷۵، ص. ۲۶۰ ↑
  • ابن منظور،لسان‌العرب، ۱۴۰۸ق. ↑
  • راغب، مفردات، ۱۴۱۲ق ↑
  • قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۳ ↑
  • لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ(احزاب: ۲۱)؛ قَدْ کَانَتْ لَکُمْ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ فِی إِبْرَاهِیمَ وَالَّذِینَ مَعَهُ(ممتحنه: ۴)؛ لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِیهِمْ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ(ممتحنه: ۶) ↑
  • بیاناتی از حضرت آیت الله خامنه‌ای، ۳۰/۶/۱۳۸۱٫ ↑
  • بلیکی، طراحی پژوهش‌های اجتماعی، ص ۲۱۶-۲۳۰، در: بستان، علم دینی(۲)، ص ۱۳۱٫ ↑
  • What is the representational function that models perform? ↑
  • What kind of things are models? ↑
  • How do we learn with models? ↑
  • How do models relate to theory? ↑
  • اشتریان، نظریه سیاستی به‌مثابه الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، ۱۳۹۱، ص ۱۵۱٫ ↑
  • مندارس ۱۳۴۹، ص۲۰۵ ↑
  • Herbert A. Simon and AllenNewell, “Models: Their Uses and Limitations”. In: Current Perspectives in Social Psychology, eds. Edwin P. Hollander and Raymond G. Hunt1963, pp. 79-91. ↑
  • Kaplan, the Conduct of Inquiry: Methodology for Behavioral Science.1964, p. 263. ↑
  • میلر، ارتباط کلامی، ۱۳۸۹، ص ۷۳٫ ↑
  • خسروپناه و بانشی، تاملی بر مبانی نظریه‌پردازی غرب و الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و ضرورت آن در حوزه رهبری سازمانی، ۱۳۹۲٫ ↑
  • توسلی۱۳۶۹، ص۳۰ ↑
  • مندراس، هانری، مبانی جامعه شناسی، ص ۲۱۲ ↑
  • الویری معتقد است تلقی الگو به‌مثابه نقشه راه، آن را در حد یک برنامه و حداکثر یک برنامه بلندمدت تنزل می‌دهد و به‌نظر می‌رسد از ظرفیت کافی برای برآوردن همه آنچه از الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت انتظار می‌رود برخوردار نیست (الویری، چیستی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و نقش حوزه های علمیه در آن، ۱۳۹۱) ↑
  • برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

  • هادوی، کارآمدی و عدالت در نظام اقتصادی، ۱۳۹۰، ص ۱۵٫ ↑
  • پیروزمند، ۱۳۹۰، ص ۱۳۴، در نقی‌پورفرد و جعفرپور، مولفه‌های موثر در تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت در حوزه مطالعه، ۱۳۹۰٫ ↑
  • ر.ک: همایون، ۱۳۸۴، ص ۳۶-۳۹٫ ↑
  • مردانی نوکنده، ۱۳۸۹، ص۱۸-۲۰، به نقل از: صدر، سنت های تاریخ در قرآن، بی‌تا، ص ۱۸۸٫ ↑
  • همان ↑
  • میرمعزی، مبانی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت اقتصادی، ارائه شده درنشست انجمن اقتصاد حوزه، ۳ دی ۱۳۹۳٫ ↑
  • محمدقطب، روش تربیتی اسلام، ص ۲۵۱، در حسین‌زاده، همان، ص ۲۳ ↑
  • مدلهای توصیفی سعی می کنند که یک واقعه گذشته یا حال یا فعالیت را بدون هیچ گونه تلاش در پیش بینی آتی آن یا دادن هرگونه توصیه مطرح کنند(فرهنگی، ارتباطات انسانی ج۱، ص ۶۴) ↑
  • بستان، همان ↑
  • بیاناتی از حضرت آیت الله خامنه‌ای، ۳۰/۶/۱۳۸۱٫ ↑
  • وقتی می گوییم الگوی اسلامی ایرانی، یعنی یک نقشه جامع(حضرت آیت الله خامنه ای، ۹/۱۰/۸۹) ↑
  • جعفرپور، بایسته ها و الزامات الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، ۱۳۹۰، به نقل از: هادوی تهرانی، ۱۳۹۰، ص۵۱ ↑
  • ر.ک: مردانی، الگوی توسعه آموزش عالی ایران در افق ۱۴۰۴، ۱۳۹۲، ص ۱۰۷٫ ↑
  • همان، ص ۱۱۳ ↑
  • جستجوی مقالات فارسی – الگوی ارتباطات میان ‌فرهنگی در اسلام- قسمت ۱۴

  • مصباحی مقدم، گامی به سوی تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، ۱۳۹۱، ص ۲۲۱؛ و نیز جعفرپور، ۱۳۹۱، ص۱۸۸٫ ↑
  • دادگر، حلقه‌های مفقوده جهت کارآمدسازی نقشه راه، ۱۳۹۱٫ ↑
  • هنجار یک قاعده کلی است که به‌ما می گوید کدام رفتار در یک موقعیت مشخص قابل قبول است و کدام رفتار قابل قبول نیست.(Coleman, 1980: p 7-8) ↑
  • آن دسته از مدلهایی می باشند که می کوشند نشان دهند که برای تحقق خواسته‌ای چه باید کرد. این مدل‌ها در بین راه‌حل‌های مختلف و متفاوت موجود، بهترین را انتخاب می‌کنند(فرهنگی، همان) ↑
  • برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

  • ر.ک: ترکاشوند، ۱۳۸۸، الگوی هنجاری رسانه ملی(از دیدگاه رهبران جمهوری اسلامی ایران)ص ۹۲ ↑
  • عَنِ الرِّضَا عَنْ أَبِیهِ ع أَنَّ رَجُلًا سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع مَا بَالُ الْقُرْآنِ لَا یَزْدَادُ عَلَى النَّشْرِ وَ الدَّرْسِ إِلَّا غَضَاضَهً فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لَمْ یَجْعَلْهُ لِزَمَانٍ دُونَ زَمَانٍ وَ لِنَاسٍ دُونَ نَاسٍ فَهُوَ فِی کُلِّ زَمَانٍ جَدِیدٌ وَ عِنْدَ کُلِّ قَوْمٍ غَضٌّ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ» (بحارالانوار، ج ۲، ص ۲۸۰، به نقل از علل الشرایع)؛ روایت است که از امام صادق(ع) پرسیده شد که این چه سرّ و خصلتی در قرآن است که هرچه به نشر و درس قرآن کریم می‌پردازیم جز نوبودگی، طراوت، تازگی و دلپذیری بر آن افزوده نمی‌شود؟ فرمودند: به این جهت است که قرآن جاودانه است و به زمان خاصی اختصاص ندارد، لهذا در هر زمان به تناسب همان زمان می‌توان حرف تازه‌ای از قرآن دریافت کرد؛ همچنین قرآن به قوم و قبیله‌ای خاص خطاب نشده است، بلکه برای همه‌ی اجتماعات، جوامع و نسل‌ها در همه‌ی عصرها فرستاده شده است. پس این کتاب در هر عهد و عصری تازه است، و برای هر قوم و قبیله‌ای تا روز قیامت نو و تازه است. ↑
  • باهنر، ۱۳۸۳ ↑
  • در اینجا مشخصا می‌توان به‌نظریه هنجاری هابرماس اشاره کرد(ر.ک: شوتس ایشل، مبانی جامعه شناسی ارتباطات، ۱۳۹۱، ص ۳۰۳) ↑
  • آنچنان که هابرماس مطرح می‌کند: «کنش راهبردی را می توان کنشی دانست که در جریان آن ذهنیتی، ذهنیت دیگر را به‌عنوان شیء و ابزاری برای رسیدن به اهداف و منافع خود درک می‌کند.(همان) ↑
  • آنچنان که هارموت اِسر در نظریه «فایده مورد انتظار» معتقد است «در جهت تحقق کنشی کوشش کن که نتیجه آن نه به احتمال، بلکه مسلما برای تو فایده دارد. از کنشی که برای تو زیان‌آور و پرهیزنه است و یا هیچ تاثیری در رضایت‌مندی تو ندارد، خودداری کن(Esser 1999: 248, Hervorh. Weggel) ↑
  • تعبیر استعلایی را طه عبدالرحمن در کتاب الحق الاسلامی فی الاختلاف الفکری به‌کار می‌برد. «وقاحت استعلا آن است که یک طرف، فکر خود را به طرف یا طرف‌های مقابل تحمیل کند؛ ولی فکر او را دریافت نکند و مثلا یک ملت ارزش و مفاهیم و احکام خود را بر ملت‌های دیگر الزام کند، بی آنکه شرایط خاص آنها را لحاظ کند. این همان تعصب استعلایی یا استبدادی است. وقاحت احاطه معرفت انسانی را به‌جای علم الهی می‌نشاند و الوهیت حق را به چالش می‌خواند» (به نقل از مرادی، ۱۳۸۶معرفی کتاب الحق الاسلامی فی الاختلاف الفکری). ↑
  • قُلْ لاَ أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبَى(شوری/ ۲۳) ↑
  • اخْتَارَهُ مِنْ شَجَرَهِ الْأَنْبِیَاءِ وَ مِشْکَاهِ الضِّیَاءِ وَ ذُؤَابَهِ الْعَلْیَاءِ وَ سُرَّهِ الْبَطْحَاءِ وَ مَصَابِیحِ الظُّلْمَهِ وَ یَنَابِیعِ الْحِکْمَهِ طَبِیبٌ دَوَّارٌ بِطِبه‌قَدْ أَحْکَمَ مَرَاهِمَهُ وَ أَحْمَى مَوَاسِمَهُ یَضَعُ ذَلِکَ حَیْثُ الْحَاجَهُ إِلَیْهِ مِنْ قُلُوبٍ عُمْیٍ وَ آذَانٍ صُمٍّ وَ أَلْسِنَهٍ بُکْمٍ مُتَتَبِّعٌ بِدَوَائِهِ مَوَاضِعَ الْغَفْلَهِ وَ مَوَاطِنَ الْحَیْرَه»؛ پیامبر صلّى‌اللّه علیه و آله و سلّم را از درخت تنومند پیامبران، از سرچشمه نور هدایت، از جایگاه بلند و بى‏همانند، از سرزمین بطحاء (سرزمین بطحا، بین دو کوه ابو قیس و احمر را مى‏گفتند که محل زندگى قریش بود.)، از چراغ‏هاى بر افروخته در تاریکى‏ها، و از سر چشمه‏هاى حکمت برگزید. پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم طبیبى است که براى درمان بیماران سیّار است. مرهم‏هاى شفا بخش او آماده، و ابزار داغ کردن زخم‏ها را گداخته. براى شفاى قلب‏هاى کور و گوش‏هاى ناشنوا و زبان‏هاى لال، آماده، و با داروى خود در پى یافتن بیماران فراموش شده و سرگردان است.» (نهج البلاغه دشتی، خطبه‌۱۰۸) ↑
  • ابن عبدالبر، االاستیعاب، ۱۹۹۷، ج۲، ص ۷۵۱٫ ↑
  • امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: از رأفت و مهربانی پیامبر (ص) این بود که با یاران خود مزاح می‌فرمود تا این که عظمت و بزرگی‌اش آن‌ها را نگیرد و تا بتوانند به او نگاه کرده و نیازهای خود را بازگو نمایند(نوری، مستدرک‌الوسائل، ج۸، ص ۴۰۷). ↑
  • کنش ارتباطی هابرماس حقیقت را در خود گفتگو و تفاهم جستجو می‌کند. هابرماس پیشنهاد می‌کند که بشر جدید باید ارزش‌ها و اهداف خود را عقلانی نماید به‌دیگر سخن، بایستی ارزشمندی و خوبی و بدی را هم جمعی تعیین کند. به اعتقاد هابرماس معیارهای کنونی خوبی و بدی در جهان متجدد که خصلتی تاریخی و گاه دینی دارند معیارهای معقولی نیستند. بنابراین، باید با استعانت از مفاهمه عقلی و جمعی که از آن به گفتمان تعبیر می‌کند به‌صورت آزادانه و به‌دور از انواع سلطه، خوبی و بدی، زشتی و زیبایی… را تعیین نمود. بدین‌گونه، ارزش‌های جامعه جدید باید توافقی و تفاهمی باشد، چنان‌که حقیقت هم توافقی باشد. آنچه که از آن به حقیقت مطلق و ثابت تعبیر می‌شود باید به‌کنار نهاده شود تا راه برای هرنوع سلطه جدید که با تمسک به حقیقت مطلق پدید می‌آید بسته شود(از عقلانیت هدفمند «وبر» تا عقلانیت ارتباطی «هابرماس»). ↑
  • کنش دعوتی ذیل اصل دعوت توضیح داده خواهد شد. ↑
  • به‌همین دلیل محسنیان برغم اینکه عنوان کتاب خود را کتاب هنجار در سه کتاب مقدس (تورات، انجیل، قرآن) گذاشته است در متن کتاب این نکته را یادآوری می‌کند که آنچه در جستجوی آن است به سه دلیل فاقد خصلت‌های عام «هنجار» در مباحث جامعه‌شناسی است: نخست آنکه خاستگاه یا محور آن جه می‌خواهیم هنجارها در سه کتاب مقدس بنامیم، الزاما اجتماع و حاصل اکثریت یا میانگین جمعیت نیست؛ آن‌چنان‌که در آیه ۱۰۰ سوره مبارکه مائده آمده است«[ای پیامبر] بگو پلید و پاک یکسان نیستند هر چند کثرت پلید[ها] تو را به شگفت آورد پس اى خردمندان از خدا پروا کنید باشد که رستگار شوید». دوم، در نگاه جامعه‌شناختی، رابطه‌ای تنگاتنگ میان ارزش‌ها و هنجارهای موجود برقراراست ولی در قرآن اینگونه نیست و مثال آن حرمت شراب به‌عنوان یک حکم شرعی در عین ارزشمند بودن آن در بهشت است [این بحث جای تامل جدی است چون حرمت و حلیت به یک مصداق تعلق ندارند. معلوم نیست چیزی که یکی از نوشیدنی‌های بهشتیان است همان شراب موجود در این دنیا باشد] و سوم هنجارهای کتب مقدس فرازمانی و فرامکانی است در حالی که هنجارهای جامعه‌شناختی ممکن است در گذر زمان محتول شوند(محسنیان‌راد، هنجارها در سه کتاب مقدس، ۱۳۹۲). ↑
  • ﻫﺎﺑﺮﻣﺎس در ﻧﻈﺮﻳﺔ ﻛﻨﺶ ارﺗﺒﺎﻃﻲ ﺧﻮد ﺑﻪ ﻣﺸﻜﻞ ﻧﺒـﻮد ﻣﺮﺟـﻊ ارزﺷـﻲ ﻣﻄﻠـﻖ در ﺟﻬﺎن ﻣﺘﻜﺜﺮ و ﭼﻨﺪﭘﺎره ﻧﻮﻳﻦ ﻛـﻪ وﺑـﺮ آن را ﻣﻄـﺮح ﻛـﺮد، ﺗﻮﺟـﻪ ﻛـﺮده و ﻛﻮﺷـﻴﺪه اﺳـﺖ ﺑـﺎ ﺑﻪﻛﺎرﮔﻴﺮی ﻣﻔﻬﻮم ﻫﻨﺠﺎر ﺑﻪ‌ﺟﺎی ﻣﻔﻬﻮم ارزش ﺑﺮای اﺷﺎره ﺑـﻪ اﻧﺪﻳﺸـﻪ‌ﻫـﺎ، اﻧﺘﻈﺎرﻫـﺎ و ﻗواعد و ﻣﺸﺘﺮک ﻣﻴﺎن ﻋﺎﻣﻼن اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، اﻳﻦ ﻣﺸﻜﻞ را ﺣﻞ ﻛﻨﺪ. ﺑﻪ ﺑﺎور وی، ﻣﺪرﻧﻴﺘﻪ زمینه‌هایی ﻧـﻮ و ﺷﻴﻮهﻫﺎﻳﻲ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺑﺮای ﺣﻞ ﻧﺰاع‌ﻫﺎ در ﻗﺎﻟﺐ ﻧﻬﺎدﻫﺎی دﻣﻮﻛﺮاﺗﻴﻚ ﺑﻪ‌ﻫﻤﺮاه ﺧﻮد آورده و از اﻳﻦ راه، اﻣﻜﺎن ﻋﻘﻼﻧﻲ‌ﺷﺪن ﻛﻨﺶ‌ﻫﺎی ارﺗﺒﺎﻃﻲ اﻧﺴﺎن‌ﻫﺎ را ﻓـﺮاﻫﻢ ﻛـﺮده‌اﺳـﺖ.(رجبی و بستان، ۱۳۸۹، به‌نقل از: ﺑـﻮﻫﻤﻦ، ۱۹۹۴، ص ۱۹۰) ﺑﺎ وﺟﻮد اﻳﻦ، ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻫﺎﺑﺮﻣﺎس، ﺑﻠﻜﻪ ﻫﻴﭻ ﻓﻴﻠﺴﻮﻓﻲ ﺑﺪون ﻣﻔﺮوض ﮔﺮﻓﺘﻦ ارزشﻫﺎی ﻓﻄﺮیِ ﻣﻮرد ﺗﺄﻛﻴﺪ ادﻳﺎن اﻟﻬﻲ ﻧﻤﻲ‌ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺎ ﭼﻨﻴﻦ ﺗﻮﺟﻴﻪﻫﺎﻳﻲ از دام ﻧﺴﺒﻴﺖ ارزﺷﻲ رﻫﺎﻳﻲ ﻳﺎﺑﺪ(رجبی و بستان، ۱۳۸۹). ↑
  • خان‌محمدی، مقایسه عقلانیت ارتباطی با عقلانیت وحیانی(براساس دیدگاه‌های هابرماس و علامه طباطبائی)، ۱۳۹۱٫ به نقل از: طباطبائی، ۱۳۶۳، ج۱۱، ص۱۵۵). ↑
  • Griffin, A first look at communication theory, 8 ed, 2012: 6 ↑
  • Bakić-Mirić, Nataša, 2012, p7 ↑
  • شوتس ایشل، همان، ص ۲۷ ↑
  • محسنیان راد، ارتباط شناسی، ۱۳۸۹، ص ۳۹ ↑
  • Transmission of message ↑
  • Transmission view ↑
  • Agee, Ault, & Emery, 1985, p. 18 ↑
  • محمدی، ۱۳۸۲، ص ۵۳ ↑
  • فیسک، ۱۳۸۸، ص ۱۰. ↑
  • همان: ص ۱۱ ↑
  • Samovar 1997, p16 ↑
  • هال، استوارت؛ معنا، فرهنگ و زندگی اجتماعی؛ ۱۳۹۱، ص ۱۶٫ ↑
  • Spencer, Helen and Peter Franklin, 2009, p 13. ↑
  • سموار، پرتر و مک‌دنیل؛ ارتباطات میان‌فرهنگی، ویراست سیزدهم، ۲۰۱۲، ص ۱۳٫ ↑
  • Apte, 1994: 2001, in: Spencer, Helen and Peter Franklin, 2009, p 14. ↑
  • Risager, Language and culture: global flows and local complexity, 2006: 42 ↑
  • ویلیامز، ریموند؛ ۱۹۷۶، ص ۷۶ در: آندرو میلنر و جف براویت، ۱۳۹۲، ص۹٫ ↑
  • الکساندر، ۱۹۹۰، ص ۱-۲ در تامپسون، نقل و قول‌های کلیدی در جامعه شناسی، ۱۳۹۲، ص ۱۵۰ ↑
  • در آنجا نیز که واژه فرهنگ نسبتا صحیح به‌کار برده می شود، معنی آن حداقل برای برخی از کسانی که آن را مطرح می کنند، کاملا واضح و مشخص نیست(رفیع‌پور، آناتومی جامعه؛ ۱۳۹۲ چ هشتم، ص۲۹۳). ↑
  • Freire, Pedagogy of the oppressed , 1970 ↑
  • دسته بندي علمی – پژوهشی : الگوی ارتباطات میان ‌فرهنگی در اسلام- قسمت ۱۵

  • Wang, Brislin, Wang, Williams, & Chao, 2000 ↑
  • اشاره به‌تعریف سینگر از فرهنگ(سینگر، ۱۹۹۸، ص ۵) ↑
  • Griffin, a first book of communication theory, 2012, p 392 ↑
  • irregular ↑
  • Gudykunst, 1983 ↑
  • یوهانسون و لارسون،۲۰۰۲، ص۴، در: سجودی، ۱۳۸۸ ↑
  • از اعتباریات علامه طباطبائی نیز چنین بردشت می‌شود که فرهنگ کاملا جنبه برساختی دارد ولی این برساخته‌ها ریشه در حقایق دارند(ر.ک: مصلح؛ ادراکات اعتباری علامه طباطبائی و فلسفه فرهنگ). تعاریف موجود از فرهنگ به این جنبه پیوند با حقایق لایتغیر توجه نکرده‌اند. ↑
  • پارسانیا، هستی و هبوط، ۱۳۸۹، چ۴، قم: دفتر نشر معارف، ص ۱۹۹٫ ↑
  • بابایی، ۱۳۸۴, ص ۲۲ ↑
  • همان ↑
  • هارت، هانو، مطالعات انتقادی ارتباطات، ۱۳۹۱، ص۳۴۴ ↑
  • هستر و اگلین، ۱۹۷۷، ص۲۰؛ در: لی آلیسون و کیت پوینتون، فرهنگ و متن، ۱۳۸۸، ص ۱۹۲ ↑
  • حیدرپور و محمدی، جامعه‌شناسی فرهنگ، ۱۳۹۲، ص ۷۲ ↑
  • پیوزی، یورگن هابرماس، ۱۳۷۸، ص ۷۴ و ۷۵؛ در: مکی‌نژاد، ۱۳۹۱، ص ۹۵٫ ↑
  • شارون، ۱۳۹۲، ص ۵۱ ↑
  • ویلیامز، «به‌سوی جامعه شناسی فرهنگ»، مندرج در: نوشته و ترجمه لش و دیگران، مسائل نظری فرهنگ، ۱۳۹۰، ص ۲۵۱٫ ↑
  • Holliday, 2004, p: 59 ↑
  • Scollon, Ronald and Suzanne Wong, 2001, p: 138. ↑
  • Samovar, Porter and McDaniel, 2009, P: 23 ↑
  • Intercultural communication resource for langquage teachers ↑
  • iceberg ↑
  • Utley Drek, Intercultural resource peck, 2004, p 16 ↑
  • جعفری، فرهنگ پیرو و فرهنگ پیشرو، ۱۳۹۲، ص ۹ ↑
  • مولانا، مکاتب فرهنگ و ارتباطات، ۱۳۸۷٫ ↑
  • ر. ک: رشاد، زمانه، ش ۲۳ و ۲۴، ۱۳۹۱٫ ↑
  • تعریف رشاد از فرهنگ چنین است: ««طیف گسترده‌ای از بینش‌ها، منش‌ها، کشش‌ها و کنش‌های سازوارشده‌ی انسانْ‌پیِ جامعه‌زادِ هنجاروشِ دیرزی، و معناپرداز و جهت‌بخشِ ذهن و زندگی آدمیان، که چونان طبیعت ثانوی و هویت جمعیِ طیفی از انسان‌ها، در بازه‌ی زمانی و بستر زمینی معینی، صورت بسته باشد.»(همان) ↑
  • شرف‌الدین، علامه طباطبائی و بنیادهای هستی‌شناختی فرهنگ، ۱۳۹۳ ↑
  • اعتباریات پیش از اجتماع عبارتند از: وجوب، حسن و قبح، انتخاب اخف و اسهل، اصل استخدام و اجتماع، اعتبار حسن عدالت و قبح ظلم، اصل متابعت علم، اعتبار ظن اطمینانی، اعتبار اختصاص، اعتبار فائده و غایت در عمل، و تغییر اعتبارات. ↑
  • در تعریف رئالیستی نظریه ادراکات اعتباری، انسان موجودی است که از همه موجودات دیگر سود خود را می‌خواهد و در واقع دیگران را در خدمت خود و سود ومنافع خود می‌خواهد به‌خدمت‌گرفتن دیگران همان اصل یا اعتبار استخدام است. این تعریف رئالیستی از انسان، به نتیجه‌ای مثبت و مفید منتهی می‌شود، زیرا از آنجایی که انسان به‌جهت ساختمان و ویژگی های وجودی نیازمند زندگی اجتماعی منزلی و مدنی است و انسان‌ها همگی دارای این نیاز متقابل و دارای قریحه به‌خدمت‌گرفتن دیگر انسان‌ها هستند، پس با یکدیگر مصالحه می‌کنند و راضی می‌شوند که به‌میزانی که از یکدیگر بهره می‌برند، به‌یکدیگر بهره برسانند، در نتیجه قریحه استخدام در انسان به زندگی اجتماعی می‌انجامد و حکم اعتباری انسان به وجوب زندگی مدنی و اجتماع تعاونی، اعتبار اجتماع است و لازمه این حکم، حکم دیگری است تا به لزوم استقرار اجتماع به‌گونه‌ای که هر ذی‌حقی به حق خود برسد و نسبت‌ها و روابط میان اعضای اجتماع متعادل باشد و این حکم، حکم به عدل اجتماعی است. بنابراین عدل اجتماعی نیز درواقع بر همان اصل استخدام استوار است(یزدانی مقدم، عتباریات و مفاهیم بنیادین اعتباری در اندیشه سیاسی علامه / ادراکات اعتباری؛ ۱۳۸۵). ↑
  • دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

  • رشاد، همان، ص ۵۸ ↑
  • مصلح، ادراکات اعتباری علامه طباطبائی و فلسفه فرهنگ، ص ۴۴ ↑
  • همان، ص ۶۷ ↑
  • طباطبائی، رساله الولایه، ص ۹٫ ↑
  • مصلح، همان، ص ۶۳ ↑
  • انَ النَّاسُ أُمَّهً وَاحِدَهً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُواْ فِیهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِیهِ إِلاَّ الَّذِینَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَیِّنَاتُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ فَهَدَى اللّهُ الَّذِینَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللّهُ یَهْدِی مَن یَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ(بقره: ۲۱۳) ↑
  • ترجمه المیزان، ج۲، ص۱۶۸٫ ↑
  • فَبَعَثَ فِیهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَیْهِمْ أَنْبِیَاءَهُ لِیَسْتَأْدُوهُمْ مِیثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ یُذَکِّرُوهُمْ مَنْسِیَّ نِعْمَتِهِ(نهج‌البلاغه، خطبه۱). ↑
  • قَالَ رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَى کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى(طه: ۵۰) ↑
  • طباطبائی، ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۴، ص ۲۳۲ ↑
  • توضیح این‌که: « قریحه استخدام، به‌همراه اختلاف در خلقت و محل زیست، به اختلاف و انحراف از عدل اجتماعی می‌انجامد، پس قوی از ضعیف بیشتر بهره می‌برد و غالب بدون بهره‌دادن به مغلوب از او بهره می‌برد. وجود و ظهور این اختلاف، نیاز به تشریع را که جعل قوانین کلی است، پدید می‌آورد و عمل به تشریع اختلاف را رفع می‌کند و هر ذی حقی را به حق خود می‌رساند. از آنجا که اختلاف مذکور ناشی از ساختمان وجودی انسان بود، به‌وسیله همان ساختمان وجودی و قوای آن، از جمله عقل قابل رفع نیست و زندگی اجتماعی برای عدالت اجتماعی نیازمند شکفتگی و ظهور آگاهی خاص و ادراک مخصوصی است که در نوع انسان به ذخیره نهاده شده و در حقیقت انسان مکمون است و در آحادی از این نوع فعلیت می‌یابد و آن را وحی و نبوت می‌نامیم. به‌علاوه، عقل در ابتدا در انسان بالقوه و تحت سیطره خشم و شهوت است و نیازمند تأیید الهی به نبوت و تربیت صالحه است. بنابراین در نظریه ادراکات اعتباری، دین از آغاز ناظر به زندگی اجتماعی انسان و دنیا است و برای برقراری عدالت اجتماعی و تربیت انسان آمده است.
  • الگوی ارتباطات میان ‌فرهنگی در اسلام- قسمت ۴

  • دلبری، محمد؛ تحلیل دعوت حضرت ابراهیم ع در قرآن کریم؛ تهران: دانشگاه امام صادق ع، ۱۳۹۲٫
  • دنزباخ، ولفگانگ؛ دانشنامه بین‌المللی ارتباطات ج۱، ترجمه غلامرضا آذری و دیگران، تهران: دانشگاه امام صادق ع، ۱۳۹۰٫
  • دورانت، ویلیام جیمز، تاریخ تمدن ج۴، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ابوالقاسم طاهری و ابوطالب صارمی، تهران: علمی و فرهنگی، ۱۳۸۲٫
  • دیمیک، سالی؛ ارتباط موفقیت‌آمیز با NLP، ترجمه علی اسماعیلی؛ تهران: شباهنگ، ۱۳۸۵چ۲٫
  • دیویس، کالین؛ درآمدی بر اندیشه لویناس، ترجمه مسعود علیا، تهران: موسسه پژوهش حکمت و فلسفه ایران، ۱۳۸۶٫
  • رابینز، استفن پی؛ مدیریت رفتار سازمانی، ترجمه امیدواران و دیگران، تهران: کتاب مهربان، ۱۳۸۵٫
  • راغب اصفهانی، حسین‌بن محمد؛ المفردات فی غریب‌القرآن، دمشق: دارالعلم الدارالشامیه، ۱۴۱۲٫
  • رام ادهر، مال؛ «فلسفه مطلق نداریم»؛ ترجمه پریش کوششی؛ خردنامه همشهری، دی ۱۳۸۵، شماره ۱۰، ص۵۶-۵۷٫
  • رجبی، محمود و حسین بستان؛ «مبانی ارزش‌شناختی جامعه‌شناسی اسلامی»؛ اسلام و علوم اجتماعی، بهار و تابستان ۱۳۸۹، سال دوم، شماره ۳، ص ۷-۲۴٫
  • رجبی، محمود ؛ تفسیر موضوعی قرآن از منظر استاد محمدتقی مصباح؛ قرآن شناخت، سال دوم، شماره دوم، پاییز و زمستان ۱۳۸۸، صفحه ۱۱۱ ـ ۱۴۶
  • رحیم‌پور (ازغدی)، حسن؛ گفتگوی انتقادی در علوم اجتماعی؛ تهران، طرح فردا، ۱۳۸۹٫
  • رحیم‌پور(ازغدی)، حسن، مدارا، نه از راه پلورالیزم، تهران، طرح فردا، ۱۳۸۸، چاپ ششم.
  • رحیمی سجاسی، داود و کریم خانحمدی، درآمدی بر ارتباطات اسلامی از علم دینی تا ارتباطات دینی، معرفت، سال ۲۱، شماره ۱۸۱، دیماه ۱۳۹۱، ص ۵۵-۷۰٫
  • رسولی‌فر، روح‌اله؛ منطق قرآن در برخورد با یهود و نصاری؛ قم: نشر ادیان، ۱۳۹۳٫
  • رشاد، علی‌اکبر؛ «تأملی در باب فلسفه فرهنگ بررسی نسبت و تناسب سه حوزه دانشی: فرهنگ، فلسفه فرهنگ و فلسفه علم فرهنگ»؛ زمانه، آبان ۱۳۹۰، شماره ۱۰۴
  • رشاد، علی‌اکبر؛ «نشست سبک زندگی اسلامی معطوف به مبحث خانواده»، سخنرانی در دانشکده‌ی حقوق دانشگاه تهران؛ ۱۳۹۱
  • رشاد، علی‌اکبر؛ تأملی در باب فلسفه فرهنگ: تعریف فرهنگ؛ زمانه، فروردین و اردیبهشت ۱۳۹۱، شماره ۲۳ و ۲۴٫
  • رشاد، علی‌اکبر؛ فطرت به‌مثابه دال دینی»؛ قبسات، سال دهم، ش ۳۶، تابستان ۱۳۸۴٫
  • رشاد، علی‌اکبر؛ منطق فهم دین؛ تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی؛ ۱۳۸۸
  • رضوانی، روح‌الله؛ «ارتباط بین‌المللی از دیدگاه قرآن»؛ دانشنامه موضوعی قرآن، مندرج در: وبگاه مرکز فرهنگ و معارف قرآن، (بازبینی شده در ۱۷ خرداد ۱۳۹۳)، http://www.maarefquran.com/Files/fullInfo.php?session=2&id=1508
  • رضوی‏‌راد، محمد، «پیدا و پنهان اندیشه میان فرهنگی»؛ پژوهش و حوزه، تابستان ۱۳۸۵، ش ۲۶، ص ۳۵-۵۰
  • رضی، حسین؛ ارتباطات میان‌فرهنگی، (تاریخ، مفاهیم و جایگاه)، دین و ارتباطات، تابستان و پاییز ۱۳۷۷، ش۶ و ۷، ص ۱۳۵-۱۶۶
  • رفیع‌پور، فرامرز؛ آناتومی جامعه؛ تهران: شرکت سهامی انتشار، ۱۳۹۲٫
  • رفیع‌پور، فرامرز؛ توسعه و تضاد،
  • رفیع‌پور، فرامرز؛ کندوکاوها و پنداشته‌ها، تهران: شرکت سهامی انتشار، ۱۳۹۱
  • روح‌الامینی، محمود، در گستره فرهنگ: نگرشی مردم شناختی، تهران، اطلاعات، ۱۳۸۶٫
  • روح‌الامینی، محمود؛ گرد شهر با چراغ، تهران: عطار، چ۱۶، ۱۳۹۱
  • رودنبولر، اریک دبیلیو؛ ارتباطات آیینی؛ ترجمه عبدالله گیویان؛ تهران: دانشگاه امام صادق و پژوهشکده مطالعات اجتماعی فرهنگی وزارت علوم، ۱۳۸۷
  • روشه، گی، جامعه‌شناسی تالکوت پارسونز، ترجمه عبدالحسین نیک‌گهر، تهران: نشر نی، ۱۳۹۱
  • رهنمایی، محمدتقی، طرح جامع گردشگری استان اردبیل، جلد۱، اردبیل، سازمان برنامه و بودجه استان اردبیل، ۱۳۷۸٫
  • ریتزر، جورج؛ نظریه جامعه‌شناسی؛ ترجمه محسن ثلاثی، تهران، انتشارات عملی و فرهنگی، ۱۳۸۳٫
  • ریتزر، جورج؛ نظریه‌های جامعه شناسی در دوران معاصر، ترجمه محسن ثلاثی، تهران: علمی، ۱۳۷۹
  • ریچاردسون، جری، معجزه ارتباط و ان. ال. پی، ترجمه مهدی قراچه‌داغی، چ۷، تهران: نشر پیکان، ۱۳۸۱؛ همچنین چ ۱۶، ۱۳۹۲٫
  • زمانی، محمدحسن؛ طهارت و نجاست اهل کتاب و مشرکان در فقه اسلامی؛ قم: مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۸٫
  • زمخشری، تفسر الکشاف، بیروت، دارالکتاب، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص ۵۸۱
  • زنجانی، حبیب ا…؛ تحلیل جمعیت‌شناختی، تهران، سمت، ۱۳۷۶٫
  • زورق، محمدحسن؛ مبانی تبلیغ؛ تهران: سروش، ۱۳۹۰چ۲٫
  • ساشادینا، عبدالعزیز؛ مبانی همزیستی اجتماعی در اسلام، ترجمه سیدمحمدرضا هاشمی؛ قم: ادیان، ۱۳۸۶٫
  • سبحانی آیت‌الله، جعفر، نظام اخلاقی اسلام: تفسیر سوره حجرات؛ قم: بوستان کتاب، ۱۳۹۲چ۱۰٫
  • سجادی، سیدعبدالقیوم، دیپلماسی و رفتار سیاسی در اسلام، تهیه دانشگاه باقر‌العلوم، قم: بوستان کتاب، چ چهارم، ۱۳۹۲.
  • الگوی ارتباطات میان ‌فرهنگی در اسلام- قسمت ۵

  • سجودی، فرزان؛ ارتباط بین‌فرهنگی: ترجمه و تاثیر آن در فرایندهای جذب و طرد، فصلنامه تحقیقات فرهنگی، دور دوم، ش۱، بهار ۱۳۸۸، ص ۱۴۱-۱۵۳٫
  • سرجانی، راغب؛ المشترک الانسانی: نظریه جدیده للتقارب الشعوب، قاهره، الموسسه للنشر و التوزیع و الترجمه، ۲۰۱۱٫
  • سرمد، زهره و همکاران؛ روش‌های تحقیق در علوم رفتاری، تهران: آگه، ۱۳۸۲
  • سعدآبادی، علی اصغر و دیگران؛ الگوی پشرفت و تعالی علوی: مفاهیم، مبانی و ارکان پیشرفت در پرتو رهنمودهای امام علی ع، دومین کنفرانس الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، اردیبهشت ۱۳۹۲٫
  • سعیدی، رحمان؛ ارتباطات بین‌المللی و میان‌فرهنگی؛ تهران: آوای نور، ۱۳۹۰
  • سلطانی، اسمعیل، «اصول همزیستی با غیرمسلمانان»، الاهیات اجتماعی، س‌ اول، ش۱، بهار و تابستان ۱۳۸۸
  • ﺳﻠﯿﻤﺎﻧﯽ، ﻋﺒﺪاﻟﺮﺣﯿﻢ، «ﻗﻮم ﯾﻬﻮد از ﺑﺮﮔﺰﯾﺪﮔﯽ ﺗﺎ ﻧﮋادﭘﺮﺳﺘﯽ»، ﻫﻔـﺖ آﺳـﻤﺎن، ش۲۲، ص۱۱۳- ۱۳۴، ۱۳۸۳
  • سلیمی، علی؛ «درون‌مایه‌های یک نظریه ارتباطات میان‌فرهنگی در آموزه‌های قرآن»؛ دوفصلنامه اسلام و علوم اجتماعی، س ۲، ش، پائیز و زمستان ۱۳۸۹، صص ۷-۳۸
  • سماور، لاری ا؛ دای پورتر ریچارد و استفالی لیزا، ارتباط بین فرهنگ‌ها، ترجمه غلامرضا کیانی و سیداکبر میرحسینی، انتشارات باز، ۱۳۷۹
  • سن، آمارتیا؛ توسعه یعنی آزادی؛ ترجمه محمدسعید نوری نائینی؛ تهران، نشر نی، ۱۳۹۲چ۵٫
  • سوزنچی، حسین؛ ارزش و علم: درآمدی بر علوم انسانی- اسلامی؛ مندرج در: افتخاری، اصغر؛ ارزش و دانش؛ تهران: دانشگاه امام صادق(ع)، ۱۳۷۸چ۲٫
  • سیاهپوش، امیر؛ الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت در منظر رهبر معظم انقلاب اسلامی، تهران: آفتاب توسعه، ۱۳۸۹٫
  • صفا، ذبیح الله؛ یادنامه، ۱۳۵۳؛ در: حمید نساج، دیگری فرهنگی، بنیانی برای تعاملات میان فرهنگی؛ مقایسه دیگاه بیرونی با برتون، فصلنامه تحقیقات فرهنگی ایران، دوره ششم، ش۲، تابستان ۱۳۹۲، ص ۹۱-۱۱۲
  • برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

  • شارون، جوئل؛ ده پرسش از جامعه‌شناسی، ترجمه منوچهر صبوری، تهران، نی، چاپ‌های ۱۳۸۶ و ۱۳۹۲٫
  • شالچیان، طاهره؛ «آثار میان‌فرهنگی و نقش گردشگری در ایجاد وفاق بین ادیان اسلام و مسیحیت»؛ مطالعات گردشگری، زمستان ۱۳۸۲، ش۲، ص ۱۷-۳۸٫
  • شاه‌آبادی، محمدعلی؛ فطرت عشق (شذره ششم از کتاب شذرات المعارف)، شرح فاضل گلپایگانی، چ دوم، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ۱۳۷۸
  • شاه‌حسینی، یوسف؛ «رویکرد میان‌فرهنگی مولانا»، وبگاه اطلاعات حکمت و معرفت، تاریخ بازبینی ۲تیر ۱۳۹۳، قابل درسترس در:
  • ttp://www.ettelaathekmatvamarefat.com/new/index.php?option=com_content&view=article&id=893:1392-12-27-08-19-14&catid=54:mag12&Itemid=64)

    1. ﺷﺮف‌اﻟﺪﯾﻦ، ﺳﯿﺪﺣﺴﯿﻦ، «ارﺗﺒﺎﻃﺎت ﻣﯿﺎنﻓﺮﻫﻨﮕﯽ در ﯾﻚ ﻧﮕـﺎه» ﻣﻌﺮﻓـﺖ، ش۱۳۹، ص۱۳۳- ۱۵۶، ۱۳۸۸.
    2. شرف‌الدین، سیدحسین؛ علامه طباطبائی و بنیادهای هستی شناختی فرهنگ، معرفت فرهنگی اجتماعی، سال پنجم، ش دوم، پیاپی ۱۸، بهار ۱۳۹۳، ص ۶۵-۹۲
    3. شرف‌الدین، سیدحسین؛ تحلیل اجتماعی از صله رحم؛ قم: انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ره، ۱۳۷۸
    4. شریعتی سبزواری، محمدباقر؛ مناظره و تبلیغ: فن مناظره، مجادله، مغالطه و خطابه‌ها، قم: مرکز تخصصی مهدویت، ۱۳۸۹٫
    5. شکوری، ابوالفضل؛ فقه سیاسی اسلام(ج۱)؛تهران:۱۳۶۱؛ ص۳۹۵٫
    6. شلتوت، محمود، الاسلام عقیده و شریعه، بیروت، دارالمشرق، ۱۹۷۴م، ص ۴۵۳
    7. شوتس ایشل، رینر، جامعه شناسی ارتباطات، ترجمه کرامت الله راسخ، تهران: نشر نی، ۱۳۹۱
    8. شیخ‌زاده، محمد و دیگران؛ «تحلیل مضمون و شبکه مضامین: روشی ساده و کارآمد برای تبیین الگوهای موجود در داده‌های کیفی»؛ اندیشه مدیریت راهبردی، سال پنجم، شماره دوم، پاییز و زمستان ۱۳۹۰، شماره پیاپی ۱۰، ص ۱۵۱-۱۹۸٫
    9. شیخ‌زاده، محمد؛ «الگوی رهبری خدمتگزار مبتنی بر دیدگاه امام خمینی ره»؛ دوفصلنامه اسلام و مدیریت، س۱، ش۱، بهار و تابستان ۱۳۹۱، ص ۷-۳۶٫
    10. صادقی، عبدالمجید؛ اصول مخاطب‌شناسی؛ پژوهشکده تحقیقات اسلامی؛ تهران: زمزم هدایت، ۱۳۸۴
    11. صالح، امانی و عبدالخبیر عطا محروس، روابط بین‌الملل: رویکردی دینی و تمدنی؛ ترجمه وحید مرادی، تهران: دانشگاه امام صادق، ۱۳۹۰،
    12. صالحی امیری، سیدرضا؛ مفاهیم و نظریه‌های فرهنگی، تهران: ققنوس، ۱۳۸۶٫
    13. صالحی سیدعباس، «فضل‌الله و منطق قرآنی دعوت»، فصلنامه پژوهش‌های قرآنی، شماره ۶۵-۶۶، بهار و تابستان ۱۳۹۰، ویژه دیدگاه‌های تفسیری علامه فضل الله.
    14. صالحی، رضا و محمدی، سعید؛ دیپلماسی فرهنگی، تهران، ققنوس، ۱۳۹۲چ۲٫
    15. صدر، سیدمحمدباقر، المدرسه القرانیه، بى‏جا، مرکز الابحاث و الدراسات التخصصیه للشهید صدر، بى‏تا.
    16. صدری، احمد؛ «تفاهم میان‌فرهنگی و حاملان آن»؛ روش‌شناسی علوم انسانی، ۱۳۷۳، ش۱، ص۵-۱۸٫
    17. صدوق؛ محمدبن بابویه قمی؛ صفات الشیعه؛ تهران: انتشارات علم، نسخه نرم‌افزاری
    18. صدوق؛ محمدبن بابویه قمی؛ علل‌الشرایع؛ ترجمه سیدمحمدجواد ذهنی تهرانی، قم: مومنین.
    19. صفائی، علی؛ حرکت: تحلیل جریان فکری و تربیتی انسان، قم: لیله القدر، ۱۳۸۶
    20. طباطبایی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی همدانی، بنیاد علمی و فکری علامه طباطبایی، ۱۳۷۳٫

    سامانه پژوهشی – الگوی ارتباطات میان ‌فرهنگی در اسلام- قسمت ۷

  • فیاض، ابراهیم؛ فلسفه و حکمت: پگاه؛ شماره ۲۸۸ ؛ ۱۷ /۷/۱۳۸۹
  • فیسک، جان؛ درآمدی بر مطالعات ارتباطی، ترجمه مهدی غبرایی، چ اول، تهران، دفتر مطالعات و توسعه رسانه ها، ۱۳۸۶٫
  • برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

  • فیاض، ابراهیم. «عقل میان‌فرهنگی یا عقل آینده»، پگاه حوزه ۱۷۶ (۱۳۸۴): ۲٫
  • فیاض، ابراهیم؛ «کلام میان‌فرهنگی»، پگاه حوزه ۱۸۵ (۱۳۸۵): ۲٫
  • قاضی ابرقوه، رفیع الدین اسحاق بن محمد همدانی(م۶۲۳)؛ سیرت رسول الله، ترجمه و انشای تحقیق اصغر مهدوی، تهران: خوارزمی، چ۳، ۱۳۷۷
  • قائمی‌نیا، علیرضا؛ بیولوژی نص: نشانه‌شناسی و تفسیر قرآن؛ تهران: سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۹٫
  • قرآئتی، محسن، تفسیر نور، قم: موسسه در راه حق، ۱۳۷۴
  • قرشی، سیدعلی‌اکبر؛ تفسیر احسن‌الحدیث، تهران: بنیاد بعثت، چ۳، ۱۳۹۳٫
  • قرطبی، محمدبن احمد؛ الجامع لاحکام القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۹۶۶م، ج۱۸.
  • قطب‌الدین راوندی، سعیدبن هبه، الخرائج و الجرائح، قم، موسسه امام مهدی عج، ۱۴۰۹ق
  • کاظمی و عزیزی؛ «دیپلماسی عمومی و الگوی اسلامی آن»، رسانه، ش۸۰، زمستان ۱۳۸۸، ص ۵-۲۲
  • کراکر، آلن، «فلسفه اخلاق توسعه بین‌الملل و موضوع ارتباطات میان‌فرهنگی»، ترجمه حمید پورنگ، نشریه راهبرد یاس، ۱۳۸۴، ش۳. ص۳۰۴-۲۹۱٫
  • کری، ارتباطات و فرهنگ، ترجمه مریم داداشی، تهران: انتشارات نقطه، ۱۳۷۶،
  • کریمی، مصطفى؛ مبانى تفسیر موضوعى با تأکید بر «تفسیر المیزان»؛ معرفت؛ سال ۲۱ ـ شماره ۱۷۳ ـ اردیبهشت ۱۳۹۱،ص ۴۱ـ۶۰
  • کلینی؛ اصول کافی؛ تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵
  • کمالی‌پور، یحیی؛ «عناصر ارتباط بین‌فرهنگی و خاورمیانه»؛ رسانه، زمستان ۱۳۸۲، ش ۵۶، ص ۹۸-۱۰۳٫
  • کوزر، لوئیس؛ زندگی و اندیشه بزرگان جامعه شناسی، ترجمه محسن ثلاثی؛ تهران: علمی، ۱۳۹۰چ۱۷٫
  • کوهن، ریموند؛ گفتگوی فرهنگ‌ها: ارتباطهای بین‌المللی در دنیای وابسته، مشهد: به‌نشر، ۱۳۸۰٫
  • کیاشمشکی، ابولفضل؛ جهان‌شناسی در قرآن؛ تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۷
  • کیم، پژوهشی در ارتباطات میان‌فرهنگی و ارتباطات توسعه»، ۱۳۸۵،
  • کینلاک، گراهام سی؛ نظریه جامعه‌شناسی: تکوین دیدگاه‌ها و پارادایم‌های اصلی آن؛ ترجمه غلامرضا جمشیدی‌ها و سیدرحیم تیموری؛ تهران: جامعه شناسان، ۱۳۹۳
  • کیوی، ریمون و لوک وان کامپنهود، روش تحقیق در علوم اجتماعی، ترجمه عبدالحسین نیک‌گهر، تهران: توتیا، ۱۳۹۲٫
  • کرلینجر، فردیک نیکلز، مبانی پژوهش در علوم رفتاری (دو جلدی)، ترجمه دکتر حسن پاشاشریفی و دکتر جعفر نجفی زند، تهران، آوای نور، ۱۳۷۴٫
  • کوتاک، سی.اف. «انسان شناسی فرهنگی»، خانه‌ی مردم شناسی ایران. منبع اصلی: Kottak، C.F.2004،(۱۰th eds)، cultural anthropology، New York. McGraw Hill companies. 1 بهمن ۱۳۸۵٫ http://www.anthropology.ir/ (دستیابی در آذر ۸، ۱۳۸۷).
  • گابور، دون، مهارتهای گفتگو، ترجمه مهدی قراچه‌داغی، تهران: بهار، ۱۳۸۱
  • گادیکانست، ویلیام؛ پیوند تفاوت‌ها؛ ترجمه علی کریمی و مسعود هاشمی؛ تمدن ایرانی؛ ۱۳۸۳.
  • گادیکانست، ویلیام بی. «نظریه‌پردازی درباره ارتباطات میان‌فرهنگی»، فصلنامه رسانه ۶۷ (۱۳۸۵): ۹۷-۴۹٫
  • گافمن، اروینگ، نمود خود در زندگی روزمره، ترجمه مسعود کیانپور، تهران، نشر مرکز، ۱۳۹۱
  • گریمالدی، نیکلا، انسان پاره پاره، ترجمه عباس باقری، تهران، نی، ۱۳۸۲
  • گلد، جولیوس، و ویلیام ل کولب. فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه محمدجواد زاهدی. تهران: مازیار، ۱۳۷۶٫
  • گل‌محمدی، احمد، جهانی‌شدن، فرهنگ، هویت؛ ششم، تهران، نشر نی، ۱۳۹۲٫
  • گنون، رنه؛ بحران دنیای متجدد؛ ترجمه حسن عزیزی، تهران: حکمت، ۱۳۸۹٫
  • لاجوردی، هاله؛ نظریه و روش تفسیر انتقادی در جامعه‌شناسی فرهنگی»؛ مندرج در: میرزایی حسین؛ روش‌شناسی مطالعات فرهنگی؛ تهران، پژوهشکده مطالعات فرهنگی اجتماعی، ۱۳۹۳
  • لبخندق، محسن، «دلالت‌های نظریه فطرت در نظریه فرهنگی»؛ معرفت فرهنگی اجتماعی، سال سوم، شماره اول، زمستان، ۱۳۹۰، صص ۵۵-۸۰
  • لش، کریستوفر و دیگران؛ مسائل نظری فرهنگ (ارغنون ۱۸)؛ ترجمه حسین پاینده و دیگران، تهران: سازمان چاپ و انتشارات، ۱۳۹۰
  • الله بداشتی، علی؛ «سخن گفتن در آداب اجتماعی اسلام»؛ الهیات اجتماعی، پاییز و زمستان ۱۳۸۸، ش۲، ص۱۵۷-۱۷۸
  • لی شینگ هوا؛ «دین پژوهی در مطالعات میان‌فرهنگی: بررسی اسلام در چوان جو»، ترجمه رایزنی فرهنگی چین، روابط فرهنگی، ۱۳۹۰، ش۲، ص ۹۲-۱۱۰٫
  • لی. آلیسون و کیت پوینتون؛ فرهنگ و متن؛ ترجمه حسن چاوشیان، تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، ۱۳۸۸٫
  • متین، منصور؛ میان‌رشتگی در مرز علم و دین؛ قم: سپهر اندیشه، ۱۳۹۳٫
  • مجلسی؛ محمدباقر؛ بحارالانوار؛ لبنان: موسسه الوفاء بیروت، ۱۴۰۴
  • الگوی ارتباطات میان ‌فرهنگی در اسلام- قسمت ۸

  • محسنیان راد، مهدی، «ضرورت توجه به ‌مقوله ارتباطات میان‌فرهنگی در جامعه ایران به‌منظور مواجهه صحیح با تحولات جامعه اطلاعاتی»، نشریه رسانه، بهار ۱۳۸۲، ش۵۳
  • محسنیان راد، مهدی؛ ارتباط انسانی؛ تهران: سمت، ۱۳۹۱٫
  • محسنیان راد، مهدی؛ ارتباط شناسی؛ تهران، سروش، ۱۳۹۲چ۱۳٫
  • محسنیان‌راد، مهدی، «بازار پیام و آینده ارتباطات میان‌فرهنگی»، علوم اجتماعی ۳۱ (۱۳۸۴): ۳۷-۱٫
  • محسنیان‌راد، مهدی؛ هنجارها در سه کتاب مقدس؛ قم: ادیان، ۱۳۹۲
  • محمدپور، احمد؛ روش تحقیق کیفی: ضدروش۱، تهران: جامعه‌شناسان، ۱۳۹۲، چ۲٫
  • محمدپور، احمد؛ روش تحقیق کیفی: ضدروش۲، تهران: جامعه‌شناسان، ۱۳۹۲٫
  • محمدپور، احمد؛ روش در روش، تهران، جامعه‌شناسان، ۱۳۹۰،چ۳
  • محمدی اصل، عباس، جامعه شناسی تالکوت پارسونز، تهران: علم، ۱۳۸۷
  • محمدی، مجید؛ دین و ارتباطات؛ تهران: کویر، ۱۳۸۲
  • محمدی‌مهر، علی؛ روش تحلیل محتوا: راهنمای عملی تحقیق، تهران: دانش‌نگار، ۱۳۸۷
  • مخلصی، عباس؛ «آمد و شد با جهانگردان غیرمسلمان»، فقه، زمستان ۱۳۷۶، ش ۱۴.
  • مدرسی، محمدتقی؛ من هدی‌القرآن، بیروت، دارالهدی، ۱۴۰۶
  • مرادی، حجت‌الله، اقناع‌سازی و ارتباطات اجتماعی؛ تهران: ساقی، ۱۳۸۹چ۲٫
  • مرادی، مجید؛ پاسخ‌های اجمالی به پرسش‌های زمانی: معرفی کتاب «الحق الاسلامی فی‌الاختلاف الفکری»، پگاه حوزه، آبان ۱۳۸۶، شماره ۲۲۰٫
  • مردانی، محمدرضا؛ الگوی توسعه آموزش عالی ایران در افق ۱۴۰۴، تهران: پژوهشگاه مطالعات فرهنگ و اجتماعی، ۱۳۹۲٫
  • مسعودی، ابوالحسن علی‌بن‌الحسین؛ التنبیه و الاشراف؛ تصحیح عبدالله اسماعیل الصاوی، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چ ۲، ۱۳۶۵
  • مسعودی، ابوالحسن علی‌بن‌الحسین؛ مروج الذهب و معادن الجوهر، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چ۴، ۱۳۷۴
  • مصباح یزدی، اخلاق در قرآن ج۱؛ تحقیق و نگارش محمدحسین اسکندرى، قم: مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى(قدس سره)، ۱۳۷۶٫
  • مصباح یزدی، محمدتقی، پرسشها و پاسخها: دین و مفاهیم نو، نظارت استصوابى، قم: مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى (ره)، ۱۳۸۱٫
  • مصباح یزدی، محمدتقی؛ «سلسله مباحث اسلام، سیاست وحکومت»، ج۳، قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)
  • مصباح یزدی، محمدتقی؛ اخلاق در قرآن، به‌نگارش محمدحسین اسکندری، ج۳، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۷۶٫
  • مصباح یزدی، محمدتقی؛ انسان‌سازی در قرآن؛ قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، ۱۳۸۸
  • مصباح یزدی، محمدتقی؛ رابطه علم و دین؛ قم: انتشارات موسسه امام خمینی ره، ۱۳۹۲
  • مصباح‌الشریعه، منصوب به جعفربن محمد امام صادق علیه السلام، بیروت: اعلمی، ۱۴۰۰ق.
  • مصباحی مقدم، غلامرضا؛ گامی به‌سوی تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت؛ در کتاب نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، دیماه ۱۳۹۱، صص ۲۲۱-۲۲۶٫
  • مصلح، علی‌اصغر، «خاستگاه بینش و فلسفه میان‌فرهنگی، پژوهشنامه فلسفه دین، ش ۱۰، پاییز ۱۳۸۶، ص۶۷-۸۲٫٫
  • مصلح، علی‌اصغر؛ ادراکات اعتباری علامه طباطبائی و فلسفه فرهنگ؛ تهران: موسسه فرهنگی هنری پگاه روزگار نو، ۱۳۹۲٫
  • مصلح، علی‌اصغر؛ فلسفه میان‌فرهنگی و عالم معاصر؛ تهران: انتشارات حکمت، ۱۳۹۲٫
  • مطهری، مرتضی؛ اسلام و نیازهای جهان امروز؛ تهران: حزب ج.ا.، ۱۳۶۱
  • مطهری، مرتضی؛ انسان در قرآن؛ تهران: صدرا، ۱۳۹۱چ ۴۱٫
  • مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار، ج۲، قم: صدرا.
  • مطهری، مرتضی؛ یادداشت‏ها، ج ۵ و‏۱۱، قم: صدرا.
  • مطهرى، مرتضی؛ مقدمه‏اى بر جهان‏بینى اسلامى، انتشارات صدرا
  • مطهری، مرتضی، فطرت، چ ه‍ش‍ت‍م، تهران، صدرا. ۱۳۷۵
  • مطیع، مهدی؛ احمد پاکتچی و بهمن نامور مطلق، «درآمدی بر استفاده از روش‌های «معناشناسی» در مطالعات قرآنی»، پژوهش دینی، ش هجدهم، ۱۳۸۸، ص ۱۰۵-۱۳۲٫
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۲
  • مکارم شیرازی، ناصر؛ مناظرات تاریخی امام رضا علیه‌السلام با پیروان مذاهب و مکاتب دیگر، مشهد: موسسه چاپ و نشر آستان قدس رضوی، ۱۳۸۸چ۲٫
  • مک‌کوایل، دنیس؛ مخاطب‌شناسی، ترجمه مهدی منتظرقائم؛ تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها، ۱۳۸۰٫
  • مکی‌نژاد، کیومرث؛ مدل زیربنا و روبنا در جامعه شناسی مارکس، دورکیم، وبر؛ تهران: شرکت نشر نقد افکار، ۱۳۹۱٫
  • سامانه پژوهشی – الگوی ارتباطات میان ‌فرهنگی در اسلام- قسمت ۲

  • آیتو، جان؛ فرهنگ ریشه‌شناسی انگلیسی؛ ترجمه حمید کاشانیان، تهران: انتشارات معین، ۱۳۸۶٫
  • بابایی، محمدباقر؛ مبانی استراتژی فرهنگی از دیدگاه امام علی ع؛ انتشارات سپاه پاسداران، ۱۳۸۴٫
  • بانشی، «فلسفه حرکت و تاملی بر روش‌شناسی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت»؛ مندرج در: مجموعه مقالات اولین کنفرانس الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، ۱۳۹۱، ص۴۴۱-۴۵۶٫
  • بانکی، طرح گفتمان میان‌فرهنگی، در: مصلح، فلسفه میان‌فرهنگی و عالم معاصر،
  • باهنر، ناصر. «ارتباطات در جامعه اسلامی متکثر فرهنگی» در: تعامل دین و ارتباطات، حسن بشیر، تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، ۱۳۸۷٫
  • باهنر، ناصر؛ ارتباطات میان‌فرهنگی و روابط بین‌المللی؛ رادیو و تلویزیون، سال اول، پیش ش۲، ۱۳۷۸
  • برتون، داوید لو، جامعه شناسی بدن، ترجمه ناصر فکوهی، تهران، نشر ثالث، ۱۳۹۲٫
  • برقی، احمدبن محمدبن خالد، المحاسن؛ تصحیح محدث جلال‌الدین، قم: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۱ق. (قابل دسترس در لوح فشرده جامع‌الاحادیث۳).
  • بستان، حسین؛ گامی به‌سوی علم دینی(۲)؛ قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۹۳چ۲٫
  • بسته نرم‌افزارهای اسلامی مرکز تحقیقات علوم اسلامی.
  • بشیر، حسن؛ تعامل دین و ارتباطات؛ تهران: دانشگاه امام صادق (ع)؛ ۱۳۸۷
  • بلخاری قهی، حسن، «بینش میان‌فرهنگی در بوته نقد»؛ برگرفته از سایت مطالعات فرهنگی به‌تاریخ ۱۷ اسفند۱۳۹۲، قابل دسترس در: (http://www.interculturalstudies.ir/fa/?p=285)
  • بولتون، رابرت؛ روان‌شناسی مهارتهای ارتباطی؛ ترجمه حمیدرضا سهرابی، تهران: رشد، ۱۳۸۸٫
  • بویس، کارولین؛ راز ارتباطات، ترجمه خاطره قورناوی، تهران: ناس، ۱۳۹۱٫
  • بیابانگرد، اسماعیل؛ روش‌های تحقیق در روان‌شناسی و علوم تربیتی ج۱، تهران: دوران، ۱۳۸۶٫
  • بیگی، هادی؛ «روش‌شناسی نظریه عقلانیت طه عبدالرحمن»؛ معرفت فرهنگی اجتماعی، سال سوم، شماره دوم، بهار ۱۳۹۱، ص ۱۲۱-۱۴۳٫
  • پارسانیا، حمید، هستی و هبوط، قم: دفتر نشر معارف، ۱۳۸۹ چ۴٫
  • پارسانیا، حمید؛ «نظریه و فرهنگ»، منتشر نشده.
  • پارسانیا، حمید؛ جهان‌های اجتماعی؛ قم: کتاب فردا، ۱۳۹۱
  • پارسانیا، حمید؛ روش‌شناسی علوم انسانی با رویکرد اسلامی؛ پژوهش، سال اول، شماره دوم، پاییز و زمستان ۱۳۸۸، ص ۳۹ ـ ۵۳
  • پارسانیا، حمید، روش‌شناسی انتقادی حکمت صدرایی، چاپ اول، قم،  کتاب فردا، ۱۳۸۹٫
  • پازوکی، شهرام؛ گفت‌و گوی اسلام و مسیحیت؛ مندرج در: مصلح، علی‌اصغر؛ فلسفه میان‌فرهنگی در عالم معاصر، تهران: حکمت، ۱۳۹۲٫
  • ﭘﺎﮐﺘﭽﯽ، اﺣﻤﺪ،ﻣﺪﺧﻞ «اﻫـ»، داﺋﺮۀاﻟﻤﻌﺎرف ﺑﺰرگ اﺳﻼﻣﯽ،ﺗﻬﺮان، ۱۳۸۰ش.
  • پاکتچی، احمد؛ «مطالعه معنا در سنت اسلامی»؛ نامه پژوهش فرهنگی، پاییز ۱۳۸۷، ش۱۳، ص۱۲۱-۱۵۶٫
  • پاکتچی، احمد؛ روش تحقیق با تکیه بر علوم قرآن و حدیث؛ تهران: دانشگاه امام صادق (ع)؛ ۱۳۹۱
  • پاکی‌زاده، زهرا و ماندانا تیشه‌یار، چالش‌های ارتباطی در روابط میان‌فرهنگی؛ ماهنامه تدبیر، ش ۲۱۹، مرداد ۱۳۸۹٫
  • پست‌من، نیل؛ زندگی در عیش مردن در خوشی؛ ترجمه صادق طباطبائی، تهران: اطلاعات، ۱۳۹۱، چ۷٫
  • پسندیده، عباس؛ «چیستی «حسن خلق» و چگونگی تأثیر آن بر روابط اجتماعی»؛ علوم حدیث، دوره ۱۷، ش ۶۶، زمستان ۱۳۹۱، ص ۶۵-۸۶٫
  • پیرمرادی، محمدجواد؛ «نقد نظریه فرهنگی هابرماس براساس مبانی اسلامی»؛ دوفصلنامه مطالعات تحول درعلوم انسان، س دوم، شماره اول، بهار و تابستان ۱۳۹۳، ص ۴۵-۶۲٫
  • پیش‌آهنگ، امیرحسین؛ «دعوت به فرهنگ، ارتباطات و رسانه»؛ رواق هنر و اندیشه، مرداد و شهریور ۱۳۸۷، شماره ۲۵ و ۲۶، ص ۱۲۶-۱۵۳٫
  • تامپسون، کنت؛ نقل و قول‌های کلیدی در جامعه‌شناسی، ترجمه نیره توکلی، تهران: ثالث، ۱۳۹۲
  • ترکاشوند، علی‌اصغر، الگوی هنجاری رسانه ملی(از دیدگاه رهبران جمهوری اسلامی ایران)، مرکز تحقیقات و پژوهش‌های رسانه، ۱۳۸۸٫
  • تسخیری، محمدعلی؛ ایده‌های گفتگو با دیگران، ترجمه محمد مقدس؛ تهران: مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، ۱۳۹۱٫
  • ترابیان، پونه. مستولی‌زاده، علی، بررسی نقش اخلاق و کدهای اخلاقی در بهینه‌سازی رفتار ذینفعان در مدیریت و توسعه پایدار گردشگری، مجموعه مقالات سمینار تغییرات محیطی توسعه گردشگری و کاهش فقر، تهران: جهاد دانشگاهی. ۱۳۸۷٫
  • توسلی، غلام عباس. نظریه‌های جامعه‌شناسی. تهران: سمت، ۱۳۶۹و نیز چاپ ۱۳۸۸٫
  • جعفرپور، محمود؛ «تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت در حوزه مطالعات مدیریت و سازمان: الزامات و مولفه‌ها»، مندرج در: مجموعه مقالات اولین کنفرانس الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، ۱۳۹۱، ص۱۸۸-۲۰۵٫
  • جعفرپور، محمود؛ بایسته‌ها و الزامات موثر بر تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، مطالعات راهبردی بسیج، سال چهارم، ش ۵۳، ۱۳۹۰٫
  • جعفری محمدتقی؛ فرهنگ پیرو و فرهنگ پیشرو، تهران: موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری، ۱۳۹۰
  • جعفری، محمدتقی؛ ترجمه و شرح نهج‌البلاغه، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۸-۱۳۷۱٫
  • جعفری هفتخوانی، نادر؛ مدیریت گردشگری و وجهه ملی در جمهوری اسلامی ایران، تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق ع، ۱۳۹۱٫
  • جستجوی مقالات فارسی – رابطه بین رهبری تحول گرا و توانمندسازی روانشناختی با رفتارشهروندی سازمانی درآموزشکده های …

    ه) فراهم کردن منابع، امکانات و ابزار لازم برای نشان دادن توان خود در خلق و بکارگیری ایدههای جدید (احدیشعار و احمدیآزرم، ۱۳۸۹).
    ۲-۱-۲) سیر تاریخی مطالعه توانمندسازی
    توانمندسازی در دوران مدیریت علمی مطرح نبوده است. در اندیشهی کلاسیک مدیریت، افزایش بهرهوری، محصول تحول در ابزارها و روشها بوده است و به انسان نیز نگاه ابزاری داشتهاند. بعد از نهضت روابط انسانی مسائلی مانند رضایت شغلی، غنی سازی شغلی و رهبری دموکراتیک مطرح شد و توجه به کارکنان و نیازهای اجتماعی آنها به عنوان یک هدف مهم و حیاتی سازمان مطرح شد. صاحب نظران در تئوریهای منابع انسانی به این نتیجه رسیدهاند که روحیهی کارکنان عامل بسیار مهمی است. با این وجود تأیید قطعی و تضمینی مبنی بر این که بالا بردن رضایت شغلی به افزایش بهرهوری میانجامد به دست نیامده است. به این دلیل، مدیران به سمت مباحثی مانند خلق انرژی، اخلاق، احساس پاسخگویی و ایجاد فضای باور به اهداف از طریق مشارکت ساختاری در سازمانها پیش رفتهاند. امروزه، مدیریت به استفاده از اجبار برای اطاعت زیردستان علاقهای ندارد، در عوض به توانمندسازی آنها توجه کرده است. مدیریت به خودشکوفایی کارکنان در نوعی رابطهی تحریکی در تعلق به سازمان و تعیین هویت با آن علاقهمند است. اولین گام در تحقق این امر تغییر در نحوهی نگرش مدیران به اعضاء سازمان است. نوع نگرش Y در تئوری X و Y مک گریگور (۱۹۶۰) مبنای نظری مناسبی برای توانمندسازی محسوب میشود. این نوع نگاه منجر به ارجحیت دادن سبک مدیریت اجتماعی و دموکراتیک در سازمان به جای استفاده از سبک دیکتاتوری و اقتداری در سازمانها میشود (فرهنگی و اسکندری، ۱۳۹۲). در هر حال، برای تحقق سازمان توانمند نیازمند وجود فرهنگ سازمانی حامی توانمندسازی شغلی هستیم. در یک فرهنگ سازمانی توانمندساز برقراری اجماع، سبکهای دموکراتیک، ارتباطات باز سازمانی و رسمیت کم در سازمان مورد ترغیب و تشویق قرار میگیرد و بر روی مسائلی چون تیمسازی و جریان آزاد اطلاعات به عمودی و افقی تأکید میشود. اگرچه واژهی توانمندسازی در دههی ۹۰ میلادی شایع شده است ولی با مروری بر تاریخچهی آن مشاهده میشود که مبانی نظری آن از قبل مطرح بوده است. در این راستا میتوان دیدگاه های سهگانهای را برای توانمندسازی شناسایی کرد که امروزه دو دیدگاه اول کمتر مورد توجه است و دیدگاه سوم حائز اهمیت بیشتری است (Adamson- Bromiley, 2013):
    دیدگاه عقلایی
    از دیدگاه عقلایی، توانمندسازی فرایندی است که رهبر یا مدیر قدرت خویش را با زیردستانش تسهیم میکند (قدرت به عنوان تملک اختیار رسمی یا کنترل بر منابع مورد نظر است و قدرت شخصی منظور نمیباشد) و تأکید او بر مشارکت در اقتدار و اختیار سازمانی است. به تعبیر بورک[۱۱] (۱۹۸۵) منظور از توانمندسازی اعطاء قدرت و تفویض اختیار است. بسیاری از نظریه پردازان مدیریت نیز توانمندسازی را معادل تفویض اختیار و عدم تمرکز در تصمیمگیری میدانند که حاصل آن تأکید بر فنون مدیریت مشارکتی، چرخههای کیفیت، تیمهای خود مدیریتی و هدفگذاری دو طرفه است. تحقق مشارکت زمانی رخ میدهد که فرد پیر و نیز تمایل به قبول مسئولیت و مشارکت در فرایند تصمیمگیری را داشته باشد. در غیر این صورت مشارکت در تصمیمگیری با چنین زیردستی به طور قطعی منجر به توانمندسازی وی نمیشود (همان منبع).
    دیدگاه انگیزشی
    دیدگاه انگیزشی بر مبنای تئوری انگیزشی مککلند شکل گرفته است. وی نیازهای اساسی مدیران را سه دسته میداند: نیاز به قدرت؛ نیاز به موفقیت؛ نیاز به تعلق.
    اساسیترین نیاز در تحقق اهداف سازمانی از نظر وی نیاز به کسب قدرت است که در افراد انگیزه ایجاد میکند. در این دیدگاه، مفروض است که افراد نیاز به کسب قدرت دارند و این نیاز حالتی روانی برای نفوذ و کنترل بر سایر افراد ایجاد میکند( همان منبع).
    دیدگاه فوق انگیزشی
    توماس و ولتوس مدعیاند که “قدرت” معانی متعددی دارد. یکی از آن معانی اختیار است، بنابراین، توانمندسازی می تواند به معنای اختیار بخشی و ایجاد ظرفیت می باشد. قدرت به معنای نیرو نیز می باشد، بنابراین توانمندسازی می تواند به معنای “نیرو بخشی” باشد. واژه ی نیرو بخشی کاربرد انگیزشی توانمندسازی را بهتر بیان می کند. توانمندسازی عنوانی برای پارادایم جدید انگیزش است. به دلیل تحولات به وجود آمده، جستجوی جایگزین مناسب برای اشکال مدیریتی که تعهد، ریسک پذیری و ابداع را ترغیب می کند، در قالب پارادایمی جدید ضرورت یافته است. پارادایم جدید شامل کنترل های ساده و تأکید بر تعهد درونی شده به خود شغل است (Adamson-Bromiley,2013).
    جدول۲-۱: مقایسه توانمندسازی در پارادایم قدیم و جدید انگیزشی (فرهنگی و اسکندری، ۱۳۹۲)

    توانمندسازی در پارادایم قدیم انگیزش توانمندسازی در پارادایم جدید انگیزش
    توانمندسازی به معنای اختیار بخشی توانمندسازی به معنای نیرو بخشی
    تأکید بر مدیریت مشارکتی، چرخه های کیفیت، تیم های خودمدیریتی، هدفگذاری دو طرفه تأکید بر تعهد درونی شده به شغل، کنترل های ساده، ریسک پذیری و ابداع
    فرایند تفویض تصمیم گیری در چهارچوبی روشن و تأکید بر پاسخگویی افراد فرایند ایجاد انگیزه کاری درونی توسط آماده سازی محیط و فراهم سازی مجرای انتقال احساس
    خود اثربخشی بیشتر

    علاوه براین، به لحاظ تاریخی، نظریههای توانمندسازی منعکس کننده دامنه وسیعی از موضوعات و تفکرات برگرفته از تئوریهای جامعه شناسی، اقتصادی، سیاسی و نگرش مددکاری اجتماعی میباشند و مشابه نظریههایی که عملکردگرایی اجتماعی را ترویج میکنند، یک مدل تعارض بر مبنای تفکر مارکسیستی و تعهدی برای مددکاری اجتماعی را بر اساس آثار پائولو فرر بنا کردهاند. توسعه مفهوم توانمندسازی به عنوان یک مفهوم اساسی از فعالیت های مددکاری اجتماعی ناشی از تلاش های اصلاحی اجتماعی اخیر بوده است. در جستجوی تعیین اقدامات تبعیض آمیز، مددکاران اجتماعی نظیر آدامز و رینولدز[۱۲] برای محو سلطه بر اقلیتها، مهاجرین، زنان و کودکان تلاش و کار کردند. رهبری مددکاری اجتماعی در موضوعات اصلاح اجتماعی در زمانهای مختلف شامل فعالیتهایی نظیر جنبش صلح، تلاش برای کاهش فقر، نقش و سهم سلطه اقتصادی، نیاز به عدالت واقعی و نهضت حمایت از حقوق کودکان و زنان می شود. مأموریت اصلاح اجتماعی مددکاری اجتماعی به توسعه و بهبود، نگاه ویژه ای به نقش مددکاران اجتماعی، ماهیت کارفرمایان و فرایندهای تغییر داشته است. در این درک تازه از مأموریت و نقش مددکاری اجتماعی، مددکاران و کارفرمایان، عناصر اصلی هستند که مشخصه ویژگی اصلی اقدامات مبتنی بر توانمندسازی به شمار می روند. این مشخصه شامل روابط کارگر- کارفرما به عنوان یک همبستگی و اتحاد، روابط کارگر- کارفرما به عنوان یک تغییر دو جانبه یادگیری، و به عنوان تأکیدی بر ارزش خویش فرمایی کارفرما، می گردد. از آن زمان به بعد، کار گروهی به عنوان یک حوزهی مهم برای مددکاری اجتماعی مبتنی بر توانمندسازی برگرفته از تجربیات زندگی جمعی مهاجرین به حساب آمد؛ مهاجرینی که علاوه بر مشارکت در گفتگوها و کمک های دو جانبه، در یافتن راه حل هایی برای مشکلات عمومی رشد و توسعه، دخالت داشتند. آثار سولومون، لی و گویترز نشان می دهد که نظریه های توانمندسازی در ۲۰ سال اخیر، توجه خیلی زیادی به مددکاری اجتماعی داشته اند. قبل از آن که اصطلاح توانمندسازی در مدیریت رایج کردد، در رشته های علوم سیاسی، مددکاری اجتماعی، نظریه فمنیست و همچنین کمک های اعطایی به کشورهای جهان سوم مورد استفاده قرار میگرفت. صاحبنظران این رشته ها، اصطلاح توانمندسازی را به فراهم آوردن منابع و ابزار لازم برای افراد معنی میکردند، به گونهای که برای آنان قابل رؤیت باشد و آنان بتوانند از این منابع در جهت منافع و مصالح خود استفاده کنند. سابقهی استفاده از اصطلاح توانمندسازی در مدیریت، به دموکراسی صنعتی و دخالت دادن کارکنان در تصمیم گیریهای سازمان تحت عناوین مختلف تیم سازی، مشارکت و مدیریت کیفیت جامع بر میگردد(اعرابی و فیاضی، ۱۳۹۰).
    مددکاری اجتماعی
    فرهنگی/ اجتماعی (رفع سلطه بر اقلیت ها)
    اقتصاد/ تکنولوژی (رفع فقر)
    سیاسی/ نظامی (عدالت)
    تئوری های توانمندسازی (فقرزدایی و رفع سلطه)
    شکل۲-۱ مددکاری اجتماعی و توانمندسازی (اعرابی و فیاضی،۱۳۹۰)
    ۲-۱-۳) ابعاد توانمندسازی روانشناختی

    برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.