متن کامل – بررسی تأثیر فرهنگ، نیمرخ اخلاقی سازمان و آمیخته اخلاقی بازاریابی بر اعتماد مشتریان- …

۱٫۴٫۲٫۲٫ آرمان گرایی
آرمانگرایی(ایدهآلیسم)، رویکردی هنجاری به سیاست و قدرت است که اشخاص را به تکرار الگوهای رفتاری گذشته فرا میخواند و آنها را از تکرار رفتارهای ناموفق و غیر مفید قبلی برحذر میدارد و به آنها تجویز میکند که رفتار و عمل خود را براساس دانش، خرد، عطوفت و خویشتنداری تنظیم کنند(ابراهیمی،۱۳۸۸،۱۱۹).
آرمانخواهی، سیاست را «هنر حکومت خوب» میداند، در حالی که واقعگرایی (رئالیسم) سیاست را «هنر ممکن» تلقی میکند. برای یک شخص آرمانگرا غایت حکومت، دستیابی به عدالت و تبعیت از قوانین و احکام مشروع، احترام برای نوع بشر، فارغ از وجود اختلاف اعتباری مانند رنگ، نژاد، زبان و آیین و مانند آن است. جبرباوری و تقدیرگرایی در قاموس آرمانخواهی جایی ندارد و تبعیت از قانون حاکم بر طبیعت و سیاست قدرت را توجیه میکند، یک انحراف از اصول والای انسانی و اخلاقی است. از نظر مکتب آرمانخواهی، انسان ظرفیت تغییر و تحول و تأثیرپذیری صفات پسندیده را دارا است و تنها باید جایگاه بروز و تجلی این صفات را فراهم آورد. انسان با گذشت زمان میآموزد، رشد میکند و خرد و اندیشه او تکامل مییابد. تمدنها نیز محصول همین فراگرد هم زیستی در جوامع است که تحت یک نظم قانونمند شکل میگیرند. برای شخص آرمانخواه، کاربرد خشونت و زور برای پیشبرد مقاصد سیاسی یک عمل مذموم و گناه آلود است و حاکمان خردمند و با اخلاق از چنین شیوههایی بهره نمیبرند(ابراهیمی،۱۳۸۸،۱۲۹). آرمانگرایی، پیاده کردن اصول اخلاقی، عدالت، قوانین و مقرارت، دوری از خشونت، زیادهروی در زندگی فردی و اجتماعی است.
۲٫۴٫۲٫۲٫ خودخواهی
خودخواهی میتواند به صورت دو حالت توصیفی یا هنجاری باشد. مشهورترین نوع، حالت توصیفی خودخواهی از نظر روانشناسی است که بیان میدارد، هدف نهایی هر فرد رفاه خود است. اشکال هنجاری خودخواهی بیان می دارد که یک فرد بهتر است چه کاری را انجام دهد و اینکه یک فرد چه کاری انجام میدهد را شرح نمیدهد. خودخواهی از نظر اخلاقی بیان میکند که برای عملی که خودشیفتگی فرد را به حداکثر میرساند، شرط ضروری و کافی این است که عمل اخلاقی باشد. خودخواهی عقلایی(منطقی) بیان میکند، عملی که باعث به حداکثر رسیدن خودشیفتگی فرد میشود، ضروری و کافی است که آن عمل عقلایی(منطقی) باشد Rachels,2002,192)). خودخواهی بیان میکند که هر فرد تنها و تنها به خود و خانواده درجه یک خود اهمیت داده و منافع دیگران برایش جایگاهی ندارد.
۳٫۴٫۲٫۲٫ خودآگاهی جمعی
خودآگاهی جمعی بر توسعه افراد تمرکز دارد. خودآگاهی شامل اطلاعاتی در مورد خود فرد و استفاده از مهارتهای مرتبط با وظیفه مدیریتی فرد است. روشهایی نظیر گوش دادن مؤثر، مدیریت فشار روانی و زمان و همکاری مؤثر با افراد دارای فرهنگ و سوابق متفاوت از جمله شاخصهای خودآگاهی میباشد. خودآگاهی به افراد کمک میکند تا از نقاط قوت و ضعف خود آگاه شوند( لطیفیان و سیف،۱۳۸۶،۱۴۴). خودآگاهی ویژگیها و خصوصیات مربوط به فرد، سبک زندگی و تمام تلاشهای او برای جلوه دادن خود در مقابل دیگران را بیان میکند.
۵٫۲٫۲٫ تأثیر ابعاد فرهنگی
مطالعات متعددی در مورد ارتباط ابعاد فرهنگی و آمیخته بازاریابی انجام شده است، پیروگ در سال ۱۹۹۶ در آمریکا تحقیقی با هدف اصلی بررسی فعالیتهای توزیع ژاپن با استفاده از عوامل اجتماعی و فرهنگی انجام داد که نشان داد ژاپنیها کمترین وابستگی در سیستم توزیع را دارند (Pirog) و همچنین در سال ۲۰۱۱ فردی به نام منگ در مقالهای به منظور رسمیت شناختن چگونگی تأثیر عوامل فرهنگی بر قیمت تحقیقی انجام داد و نتایج حاصل از آن نشان داد که عوامل فرهنگی بر ادراک قیمت اثرات قابل توجهی دارد (Meng)، لی و همکارانش در سال ۲۰۰۷ تحقیقی با عنوان چگونگی تأثیر تفاوتهای فرهنگی بر اجتناب از ریسک در برداشت محصول انجام دادند که نتایج نشان میدهد مصرفکنندگان از کشورهایی که دارای اجتناب از ریسک بالایی هستند دارای عدم قطعیت از محصول بالایی نیز هستند(Anne Lee et al) همچنین در تحقیقی که در سال ۱۹۹۳ با عنوان مطالعه فرهنگی جهانی محصولات در اسرائیل و استرالیا با هدف درک یک محصول در بازارهای مختلف انجام شد، نتایج نشان داد که تفاوتهایی بین مصرفکنندگان استرالیا و اسرائیل وجود دارد(Kustin) و در سال ۲۰۱۳ تحقیقی با عنوان چگونگی تأثیر عوامل فرهنگی بر کیفیت خدمات در سه کشور بر روی نمونهای با حجم ۴۶۰ نفر از خریداران یک مارک با هدف بررسی چگونگی تأثیر عوامل فرهنگی بر کیفیت خدمات انجام شد و یافتههای پژوهش نشان داد که ارزشهای فرهنگی افراد چینی و ارزیابی خدمات سلامت آنها مرتبط هستند و خدمات قویترین پیش بینی کننده کیفیت و فاصله قدرت بوده و فاصله قدرت با ادراک کیفیت خدمات ارتباط معنی داری دارند (Polsa et al,2013) و در تحقیقی با عنوان شناسایی عوامل میان فرهنگی بر اعتماد در تجارت مواد غذایی که در جامعه آماری دانشجویان ۴ کشور با نمونهای به حجم ۵۰۷ نفر با هدف توسعه شناسایی سلسله مراتب اعتماد برای تجارت در شرکتهای مواد غذایی اروپا انجام شده، نتایج نشان داد شناسایی تفاوت در فرهنگها در هنگام برخورد با عناصر اعتماد در بخشهای مختلف حائز اهمیت است (Hofstede et al,2010)، پژوهشگران در سال ۲۰۱۳ در مقاله ای با عنوان اهمیت سازگاری فرهنگی برای توسعه اعتماد درون سازمانی نشان دادند که سازگاری براساس فرهنگ کسب و کار بدست میآید و برای افزایش اعتماد میان دو طرف روابط کسب و کار اهمیت دارد (Weck&Ivanova) و در تحقیقی با عنوان نقش مؤلفههای فرهنگ سازمانی در اعتماد سازمانی: بررسی روابط بین ابعاد فرهنگی و اعتماد، نتایج نشان داد که رابطه مثبتی میان اجتناب از ریسک، جمع گرایی، برابری جنسی و اعتماد وجود دارد(زارعی متین و همکاران،۱۳۸۸).
۶٫۲٫۲٫ تأثیر ابعاد نیمرخ اخلاقی سازمان
سان و همکارانش در مقالهای با هدف بررسی و آزمایش ابعاد فرهنگی هافستد در قصد خرید یک رژیم غذایی سالم توسط مصرفکنندگان، با استفاده از اطلاعات خودآگاهی جمعی در این تحقیق نشان دادند که فردگرایی و اجتناب از عدم قطعیت اثراتی منفی بر خودآگاهی جمعی دارد در حالی که فاصله قدرت و تفاوت مرد و زن اثری مثبت بر خودآگاهی جمعی دارد(Sun et al,2009)، در پژوهشی تأثیر رعایت اصول اخلاقی از سوی فروشندگان بر جلب اعتماد، تعهد، ارتباطات با خریدار و ارتباطات دهان به دهان خریدار پرداختند، در این پژوهش جامعه آماری شامل خریداران و نمایندگان خرید سازمانهای مختلف با نمونهای با حجم ۳۰۴ نفر بوده، نتایج پژوهش نشان داد که رعایت اصول اخلاقی در فروش بر تمامی متغیرهای تحقیق تأثیر مثبت و معناداری داشته است(Hansen,2009)، همچنین راندولف و همکاران[۱۷] به بررسی نقش رفتار نوع دوستانه، توجه همدلانه و انگیزش مسئولیت اجتماعی در اهدای خون پرداختند، این تحقیق به روش پیمایشی و بر روی ۱۲۰۶۴ نفر از اهداکنندگان خون انجام شده است. نتایج نشان داد که اکثر افراد اهداکنندگان خون از سطوح بالایی از ویژگیهای نوع دوستی و مسئولیتپذیری برخوردارند، اما این ویژگیها عوامل اصلی مرتبط با تعداد دفعات اهدای خون نیستند(Randolph, 2008) و در پژوهشی با عنوان رابطه ادراک از رفتار غیراخلاقی و رفتار توانمندساز مدیران با اعتماد شناختی و عاطفی معلمین در جامعه آماری معلمین راهنمایی شهرستان چناران و با نمونهای به حجم ۱۰۵ نفر انجام شده و از روش تحلیل مسیر و تحلیل عاملی استفاده شده و نتایج نشان داد که ادراک از رفتار مدیران بر اعتماد شناختی و اعتماد عاطفی معلمین اثر دارد، همچنین اثر منفی ادراک از رفتارهای غیراخلاقی، بر اعتماد شناختی بر رهبر تأیید شد(مرتضوی و محمدزاده، ۱۳۹۱)، در مقالهای با عنوان بررسی رابطه بین مهارت خودآگاهی، شناخت روابط بین فردی، شناخت محیطی مسیر شغلی مدیران در وزارت آموزش و پرورش که در جامعه آماری مدیران آموزش و پرورش و با نمونهای به حجم ۹۰ نفر انجام شده، تحلیل دادهها با استفاده از آزمون همبستگی و مقایسه میانگینها صورت گرفته و نتایج نشان میدهد که مهارتهای شناخت محیطی به عنوان مهمترین مهارتها و بعد از آن خودآگاهی و روابط بین فردی حائذ اهمیت است(عباسی و فانی، ۱۳۸۴)؛ در ۲۰۱۳ تحقیقی با عنوان عوامل فرهنگی و پیآمدهای اعتمادی حاصل از آگاهی مشتری از رفتار غیراخلاقی سازمانی در بازار انجام شد که در آن به طور خاص به بررسی نقش جهتگیریهای فرهنگی در شکلگیری ایدئولوژی اخلاقی مصرفکننده بین ایدئولوژیهای اخلاقی مصرفکننده و برداشت او در مورد رفتار بازاریابی غیراخلاقی از شرکتها پرداخته است و همچنین اثر رفتار بازاریابی غیراخلاقی در اعتماد شرکتها مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج این مطالعه نشان داد که هر دو فاصله قدرت و اجتناب از عدم اطمینان در شکل دادن به نگرش آرمانگرایانه مهم هستند، در حالی که فردگرایی و مردانگی منجر به نگرش خودخواهانه است. در حالی که خودپرستی تأثیر منفی بر ادراک مصرفکننده بر بازاریابی غیراخلاقی دارد. همچنین معلوم گردید با بازاریابی غیراخلاقی اعتماد مصرفکنندگان کاهش مییابد. این مطالعه همچنین نشان داد که ارتباط میان ایدهآلیسم و بازاریابی غیراخلاقی قویتر است (Leonidas et al) که تأثیر ابعاد نیمرخ اخلاقی سازمان را مورد بررسی قرار دادهاند.
۷٫۲٫۲٫ تأثیر آمیخته بازاریابی
فام و گروهس در سال ۲۰۰۷ در تحقیقی با عنوان ارزشهای فرهنگی و تکنیکهای اجرایی مؤثر در تبلیغات نشان دادند که تفاوتهای بین فرهنگی در مورد تبلیغات در میان کشورها وجود دارد(Fam & Grohs)، در سال ۲۰۰۸ واچراورسرینگکان و همکارانش در تحقیقی با عنوان اندازهگیری عوامل فرهنگی مصرفکنندگان از ادراک قیمت نشان داد که مقیاس ادراک قیمت مصرف کننده در پنج بعد حائز اهمیت است (Watchravesringkan et al) و منگ و آلتوبلو ناسکو در آمریکا در تحقیقی که با هدف اصلی ادراک قیمت در بین فرهنگها صورت گرفت متوجه شدند که تفاوتهای قابل توجهی در آگاهی قیمت، حساسیت و منزلت و مستعد فروش در فرهنگها وجود دارد(Meng & Altobello Nasco,2009) و همچنین لی و همکارانش در آمریکا مقاله ای با هدف اصلی بررسی نگرش مصرف کنندگان نسبت به دادن محصول در سه رسانه مختلف را نوشتند(Lee et al,2011)، پولیس و همکارانش در سال ۲۰۱۳ در تحقیقی با عنوان تأثیر تفاوتهای فرهنگی بر استانداردهای محصول در بازارهای یک کشور چند ملیتی به این نتیجه رسیدند که که تفاوتهای فرهنگی بر استانداردهای محصول در بازارهای کشورهای چند ملیتی تأثیر میگذارد(Poulis et al)، در تحقیقی با عنوان مدلسازی و بررسی کارایی مدل چهار عاملی آمیخته بازاریابی صنعت خدمات ورزش کشور که در آن پرسشنامه در اختیار ۱۰۸ مسئول بازاریابی باشگاههای فعال در ۹ رشتهی ورزشی قرار گرفت. در این تحقیق، مدل آمیخته بازاریابی صنعت خدمات ورزش کشور بهدست آمد. که نتایج تحقیق نشان داد مدل چهار عاملی برازش کافی با دادههای بازار ایران دارد. مدیریت قیمت گذاری، محور اصلی و تنها عامل قابل دستکاری برای مدیران عامل در این مدل است. مدیریت مکان، در بهره برداری از انرژی هزینه شده در این بازار با مدیریت محصول شریک شده و از این نظر نتایج قابل توجیهی را مطرح کرده و موانعی را نیز ایجاد کرده است. همچنین مدیران از عامل مدیریت ترویج به عنوان ابزاری برای کنترل مدیریت مکان و محصول بهره میبرند(معماران و همکاران، ۱۳۸۸).
۸٫۲٫۲٫ تأثیر اعتماد
در سال ۲۰۱۳ فادول و سندها در تحقیقی با هدف بررسی نقش اعتماد در روابط و تعهد بلند مدت بین همکاران در اتحاد استراتژیک نشان دادند که با ایجاد اعتماد میان شرکا از انسداد بروکراتیک جلوگیری شده و تصمیم گیری بهبود یافته است و همچنین اعتماد به تبادل سریع تر منابع، اختصاص بودجه بیشتر به سرمایه گذاری و تبادل دانش و اطلاعات کمک میکند و نقش مهمی در ایجاد روابط با عملکرد خوب در صنعت نفت و گاز دارد (Fadol& Sandhu) و در مکزیک فردی به نام راجا گوپال در تحقیقی با عنوان تفاوت های فرهنگی و اعتماد در محیط شرکت ها، نشان داد که موفقیت با سطح بالایی از اعتماد، تعهد، پویایی گروه، مهارت در ارتباط است(Rajagopal,2006) و در آمریکا کاستینگ و همکارانش در تحقیقی با عنوان مطالعه عوامل میان فرهنگی بر اعتماد که با هدف بررسی اعتماد در فرهنگهای مختلف صورت گرفته به این نتیجه رسیدند که در تعاملات دو طرفه رابطه بین اعتماد و رفتار تحت تأثیر فرهنگ است(Costigan et al,2007) و همچنین در سال ۲۰۱۳ نتایج این مقاله نشان میدهد که میزان اعتماد در سرمایهگذاری برروی یک برند خاص برای تخصیص منابع برروی آن نقش مهمی دارد و همچنین ارزیابی که مشتریان در مورد برند انجام میدهند در تصمیمگیری تخصیص منابع توسط مدیران میتواند مؤثر باشد (Verbeke et al,2006)، هارتمند و کارتلینگ در مقالهای با هدف ارزیابی اهمیت قیمت و اعتماد و اثر متقابل آنها در نحوه انتخاب واسطهها در مصالح ساختمانی نشان دادند که نقش قیمت و اعتماد نمیتواند نادیده گرفته شود و اظهار نظرهای مطلوب لازمه اعتماد هستند(Hartmann& Caerteling,2010).
۳٫۲٫ پیشینه تحقیق
۱٫۳٫۲٫ پیشینه تحقیق در سطح بین المللی
در سال ۱۹۹۳ تحقیقی با عنوان مطالعه فرهنگی جهانی محصولات در اسرائیل و استرالیا که دارای نمونهای شامل ۷۷ نفر از خریداران محصولات غذایی از منطقه تلاویو و ۳۰ نفر در استرالیا است، با هدف، درک یک محصول در بازارهای مختلف انجام شد، روش تحقیق پرسشنامهای بوده و از روش کای دو برای تحلیل دادهها استفاده شد که نتایج نشان داد مصرف کنندگان ۲ کشور به قیمت و نام تجاری و آگاهی از محصول اهمیت زیادی میدهند ولی با توجه به فرهنگ هر کشور، اولویت اهمیت در این کشورها متفاوت است (Kustin,1993).
در آمریکا مقالهای با عنوان فعالیتهای توزیع ژاپن با استفاده از عوامل اجتماعی و فرهنگی در جامعه خرده فروشان با نمونهای به حجم ۲۰۳ نفر با هدف اصلی بررسی فعالیتهای توزیع ژاپن با استفاده از عوامل اجتماعی و فرهنگی انجام شده، روش تحقیق به صورت پرسشنامهای بوده و نتایج آن نشان داد که شرکتهای ژاپنی دارای کمترین وابستگی در سیستم توزیعاند و بیشتر مایل به همکاری با کشورهای خارجی هستند (Pirog,1996).
تحقیقی در مکزیک در سال ۲۰۰۶ با عنوان تفاوتهای فرهنگی و اعتماد در محیط شرکتها در جامعه آماری شرکت تجاری در آمریکای شمالی با نمونهای به حجم ۵۰۰ نفر با هدف اصلی بررسی عوامل میان فرهنگی در محیط کار با توجه به اعتماد انجام شده، نتایج نشان داد که موفقیت با سطح بالایی از اعتماد، تعهد، پویایی گروه و مهارت در ارتباط است (Rajagopal,2006).
در سال ۲۰۰۶ در تحقیقی با عنوان نقش برنامههای کلیدی، اعتماد و قدرت برند بر روی تخصیص منابع در کانال توزیع با هدف درک بهتر از اینکه آیا اعتماد یک خرده فروش یک انگیزه برای اختصاص بیشتر منابع از طرف تولیدکننده است. نتایج نشان میدهد که میزان اعتماد در سرمایه گذاری برروی یک برند خاص برای تخصیص منابع بر روی آن نقش مهمی دارد و همچنین ارزیابی که مشتریان در مورد برند انجام میدهند در تصمیمگیری برای تخصیص منابع از سوی مدیران مؤثر استVerbeke et al,2006)).
همینطور در تحقیقی با عنوان چگونگی تأثیر تفاوتهای فرهنگی بر اجتناب از ریسک در برداشت محصول که با هدف چگونگی استفاده از اطلاعات در مورد اجتناب از ریسک در هنگام ارزیابی محصولات با ۱۳۳۱۹ دانشجو از کشورهای آمریکا و اسپانیا، استرالیا، کانادا، چین، فرانسه، آلمان، ایتالیا، مکزیک و ژاپن مصاحبه صورت گرفته و برای تحلیل دادهها از روشANOVA و رگرسیون سلسله مراتبی استفاده شده است و نتایج نشان داد که مصرفکنندگان از کشورهایی که دارای اجتناب از ریسک بالایی هستند دارای عدم قطعیت از محصول بالایی نیز هستند و برعکس، همچنین اثر اجتناب از ریسک برای افراد با تجربه و جوان کمتر است(Anne Lee et al,2007).
در تحقیقی با عنوان ارزشهای فرهنگی و تکنیکهای اجرایی مؤثر در تبلیغات که در ۵ کشور آسیایی (هنگ کنگ، چین، اندونزی، تایلند و هند)، با نمونهای به حجم ۱۰۰۰ نفر و با هدف بررسی روشهای اجرای تبلیغات در پنج کشور آسیایی و تأثیر آن بر نیت خرید و افکار خریداران انجام شده، روش تحقیق به صورت مصاحبه تلفنی بوده و نتایج نشان داد هیچ برتری در شیوههای اجرایی تبلیغات وجود ندارد و شاید این موضوع ناشی از ویژگی و طبیعت نشأت گرفته از فرهنگ منطقه آسیا باشد ولی تفاوتهایی در شیوه تبلیغاتی فردگرا و جمعگرای ۵کشور وجود دارد(Fam& Grohs,2007).
در آمریکا تحقیقی با عنوان مطالعه عوامل میان فرهنگی بر اعتماد، میان کارمندان ترکی، لهستانی و روسی با نمونههایی به حجم ۱۳۵، ۱۰۰، ۲۰۳، با هدف بررسی اعتماد در فرهنگهای مختلف صورت گرفت، روش تحقیق به صورت پرسشنامهای با مقیاس لیکرت بوده که برای تحلیل دادهها از روش رگرسیون چندگانه تعدیل استفاده شده و نتایج نشان میدهد که در تعاملات دو طرفه رابطه بین اعتماد و رفتار تحت تأثیر فرهنگ بخصوص جمعگرایی و فردگرایی است (Costigan et al,2007).
راندولف و همکاران به بررسی نقش رفتار نوع دوستانه، توجه همدلانه و انگیزش مسئولیت اجتماعی در اهدای خون پرداختند، این تحقیق به روش پیمایشی و بر روی ۱۲۰۶۴ نفر از اهداکنندگان خون انجام شده است. نتایج نشان داد که اکثر افراد اهداکنندگان خون از سطوح بالایی از ویژگیهای نوع دوستی و مسئولیتپذیری برخوردارند، اما این ویژگیها عوامل اصلی مرتبط با تعداد دفعات اهدای خون نیستند(Randolph, 2008).
در تحقیقی با عنوان اندازه گیری عوامل فرهنگی مصرفکنندگان از ادراک قیمت که در جامعه آماری دانش آموزان با رشتههای مرتبط با تجارت در پکن، چین، کره جنوبی، تایوان، بانکوک و تایلند با نمونهای به حجم ۹۵۸نفر با هدف بررسی تفاوتها و شباهتها در سطوح متوسط ​​از ادراک قیمت مصرفکنندگان انجام شده و روش تحقیق بهصورت پرسشنامهای بود و برای تحلیل دادهها از مدل تغیرناپذیر متریک کامل استفاده شده است که نتایج نشان داد مقیاس ادراک قیمت مصرفکننده در هر فرهنگ که شامل پنج بعد (به عنوان مثال طرح قیمت با کیفیت، حساسیت پرستیژ، آگاهی ارزش، مستعد فروش و قیمت) حائز اهمیت است (Watchravesringkan et al,2008).
در سال ۲۰۰۹ تحقیقی با عنوان ادراک قیمت در بین فرهنگها که در جامعه آماری دانشجویان کارشناسی اقتصاد و با نمونهای به حجم ۱۷۲ نفر از آمریکا، ۲۳۶ نفر از چین و ۱۵۸ نفر از ژاپن که با هدف اصلی ادراک قیمت در بین فرهنگها صورت گرفت و روش تحقیق بهصورت پرسشنامهای و تجزیه و تحلیل با استفاده از LISREL 8.7، انجام شد، نتایج نشان داد تفاوتهای قابل توجهی در آگاهی قیمت و حساسیت نسبت به قیمت فروش در فرهنگها وجود دارد، بدین صورت که مصرفکنندگان چینی توجه و حساسیت بیشتری در قیمت نسبت به مصرفکنندگان آمریکایی و ژاپنی دارند(Meng & Altobello Nasco,2009 ).
هانسن[۱۸] نیز در پژوهش خود به بررسی تأثیر رعایت اصول اخلاقی از سوی فروشندگان بر جلب اعتماد، تعهد، ارتباطات با خریدار و ارتباطات دهان به دهان خریدار پرداختند، در این پژوهش جامعه آماری شامل خریداران و نمایندگان خرید سازمانهای مختلف با نمونهای با حجم ۳۰۴ نفر بوده و برای تحلیل دادهها از روش تحلیل عاملی استفاده شده است، نتایج پژوهش نشان داد که رعایت اصول اخلاقی در فروش بر تمامی متغیرهای تحقیق تأثیر مثبت و معناداری داشته است(Hansen,2009).
در مقالهای با عنوان تأثیرات ابعاد فرهنگی بر رژیم غذایی از طریق خودآگاهی جمعی که در جامعه آماری مصرفکنندگان ۲۵ کشور با نمونهای به حجم ۲۱۹۷۴ و با هدف بررسی و آزمایش ابعاد فرهنگی هافستد در قصد خرید یک رژیم غذایی سالم توسط مصرفکنندگان، با استفاده از اطلاعات خودآگاهی جمعی انجام شد و روش تحقیق به صورت پرسشنامهای بود، نتایج این تحقیق نشان داد که فردگرایی و اجتناب از عدم قطعیت اثراتی منفی بر خودآگاهی جمعی دارد در حالی که فاصله قدرت و تفاوت مرد و زن اثری مثبت بر خودآگاهی جمعی دارد که به نوبه خود تأثیر مثبتی بر استفاده از رژیم غذایی سالم در میان مصرفکنندگان دارد(Sun et al,2009).
هارتمند و کارتلینگ[۱۹] تحقیقی با عنوان، چگونگی تهیه منابع به وسیله واسطه ها، اثر متقابل قیمت و اعتماد، با جامعه آماری مدیران شرکتها و نمونهای با حجم ۲۰۳ نفر با هدف اصلی ارزیابی اهمیت قیمت و اعتماد و اثر متقابل آنها در نحوه انتخاب واسطهها در مصالح ساختمانی انجام دادهاند،روش تحقیق مصاحبهای بوده و برای تحلیل دادهها از روش لاجیت(MNL) استفاده شده است که نتایج حاصل از آن نشان داد، نقش قیمت و اعتماد نمیتواند نادیده گرفته شود و اظهار نظرهای مطلوب لازمه اعتماد هستند و از یک سو افرادی که با شرکتها قرارداد میبندند در مورد قضاوت واسطهها مطمئن هستند به نحوی که سطح اعتماد افزایش یافته و در نهایت برروی انتخاب آن تأثیر میگذارد(Hartmann& Caerteling,2010).
در تحقیقی که توسط هافستد و همکاران[۲۰] با عنوان شناسایی عوامل میان فرهنگی بر اعتماد در تجارت مواد غذایی که در جامعه آماری دانشجویان ۴ کشور با نمونهای به حجم ۵۰۷ نفر با هدف توسعه شناسایی سلسله مراتب اعتماد برای تجارت در شرکتهای مواد غذایی اروپا انجام شده، نتایج نشان داد شناسایی تفاوت در فرهنگها در هنگام برخورد با عناصر اعتماد در بخشهای مختلف حائز اهمیت است(Hofstede et al, 2010).
همچنین در تحقیقی که در سال ۲۰۱۱ با عنوان کیفیت رابطه در کسب و کار به کسب و کار: چشم انداز میان فرهنگی از دانشگاهها که در جامعه آماری فرهنگیان، با نمونهای با حجم ۶۸ نفر صورت گرفت و با هدف تجزیه و تحلیل کیفیت رابطه در زمینه کسب و کار به کسب و کار انجام شد، نتایج نشان داد که رضایت، اعتماد و تعهد مؤلفههای کلیدی از کیفیت رابطه است (Moliner et al,2011).
فردی به نام منگ[۲۱] در تحقیقی با عنوان شناختن چگونگی تأثیر عوامل فرهنگی بر قیمت و برای توسعه و آزمون مدل تفاوتهای فرهنگی و ادراک قیمت که در جامعه آماری آمریکا، چین، ژاپن و با نمونهای به حجم ۱۷۲،۲۳۶،۱۵۸ با پرسشنامه و روش تحلیل عاملی تأییدی و آزمون t به منظور به رسمیت شناختن چگونگی تأثیر عوامل فرهنگی بر قیمت، برای توسعه و آزمون مدل تفاوتهای فرهنگی و ادراک قیمت، نشان داد که عوامل فرهنگی بر ادراک قیمت و عوامل وابسته به آن اثرات قابل توجهی دارد (Meng,2011).
همچنین در تحقیقی که توسط لی و همکارانش[۲۲] با عنوان چالشهای میان فرهنگی در قرار دادن محصول در رسانهها در کالج کره و آمریکا انجام شد، در آن ۴۷۱ نفر از دانشجویان با پرسشنامه مورد مطالعه قرار گرفتهاند، روش تحلیل دادهها تحلیل عاملی تأییدی بوده و هدف اصلی بررسی نگرش مصرفکنندگان نسبت به دادن محصول در سه رسانه مختلف است، یافتههای این تحقیق نشان داد که مدیریت باید در درک درستی از ویژگیهای فرهنگی مؤثر بر مصرفکنندگان باورها، ارزشها، هنجارها و نگرش آنها داشته باشد همچنین مصرفکنندگان جوان کرهای در مورد قرار گرفتن محصول در تلوزیون ابراز نگرانی کردهاند در صورتی که جوانان آمریکایی پاسخ مثبتی به این عمل دادهاند، یافتهها همچنین تفاوتهای فرهنگی ناشی از مقبولیت محصول در رسانههای مختلف را نشان داد(Lee et al,2011).
تحقیقی که توسط فادول و سندهو[۲۳] با عنوان نقش اعتماد در روابط و تعهد بلند مدت بین همکاران در اتحاد استراتژیک در جامعه آماری سرمایهگذاران چند شرکت و با نمونهای با حجم ۱۰۲ نفر با هدف بررسی نقش اعتماد در روابط و تعهد بلند مدت بین همکاران در اتحاد استراتژیک صورت گرفت،روش تحقیق مصاحبه بوده و برای تجزیه و تحلیل دادهها از شیوه برنامه نویسی و تبدیل دادههای کمی به کیفی استفاده شده که نتایج نشان داد با ایجاد اعتماد میان شرکا از انسداد بروکراتیک جلوگیری شده و تصمیمگیری بهبود مییابد و همچنین اعتماد به تبادل سریعتر منابع، اختصاص بودجه بیشتر به سرمایهگذاری و تبادل دانش و اطلاعات کمک میکند و نقش مهمی در ایجاد روابط با عملکرد مطلوب در صنعت نفت و گاز دارد (Fadol& Sandhu ,2013).
در تحقیقی با عنوان عوامل فرهنگی و پیآمدهای اعتمادی حاصل از آگاهی مشتری از رفتار غیراخلاقی سازمانی در بازار که در جامعه آماری قبرس متشکل از افراد ۱۸ سال به بالا و با نمونهای با حجم ۳۸۷ نفر انجام شد در آن به طور خاص به بررسی نقش جهتگیریهای فرهنگی در شکلگیری ایدئولوژی اخلاقی مصرفکننده و برداشت او در مورد رفتار بازاریابی غیراخلاقی از شرکتها میپردازد و همچنین اثر رفتار بازاریابی غیراخلاقی در اعتماد شرکتها و نقش سن، جنس و آموزش و پرورش را مورد بررسی قرار میدهد. روش تحقیق پرسشنامهای و روش تحلیل دادهها آزمون تک عاملی هارمن است، نتایج این مطالعه نشان میدهد که هر دو فاصله قدرت و اجتناب از عدم اطمینان در شکل دادن به نگرش آرمانگرایانه مهم هستند، در حالی که فردگرایی و مردانگی منجر به نگرش خودخواهانه است، و خودپرستی تأثیر منفی بر ادراک مصرفکننده بر بازاریابی غیراخلاقی دارد. همچنین معلوم گردید با بازاریابی غیراخلاقی اعتماد مصرفکنندگان کاهش مییابد. این مطالعه همچنین نشان داد که ارتباط میان ایدهآلیسم و بازاریابی غیراخلاقی قویتر است (Leonidas et al,2013).
در سال ۲۰۱۳ تحقیقی با عنوان چگونگی تأثیر عوامل فرهنگی بر کیفیت خدمات در سه کشور بر روی نمونهای با حجم ۴۶۰ نفر از خریداران یک مارک با هدف بررسی چگونگی تأثیر عوامل فرهنگی بر کیفیت خدمات انجام شد و یافتههای پژوهش نشان داد که ارزشهای فرهنگی افراد چینی و ارزیابی خدمات سلامت آنها مرتبط هستند و خدمات قویترین پیش بینی کننده کیفیت، فاصله قدرت بوده و فاصله قدرت با ادراک کیفیت خدمات ارتباط معنی داری دارند (Polsa et al,2013).
در سال ۲۰۱۳، در تحقیقی با عنوان اهمیت سازگاری فرهنگی برای توسعه اعتماد درون سازمانی در میان مدیران شرکتهای تولیدی فنلاندی با نمونهای به حجم ۳۲۴ نفر با هدف چگونگی اعتماد بین شرکتها در زمینه روابط تجاری میان فرهنگی و چگونگی درک از فرهنگ کسب و کار و حفظ اعتماد است، روش تحقیق مصاحبه بوده و یافتهها نشان داد که سازگاری براساس جنبههای فرهنگی بدست میآید و برای افزایش اعتماد میان دو طرف روابط کسب و کار اهمیت دارد پس فرهنگ ملی و تطابق فرهنگی در توسعه اعتماد مؤثر است. (Weck&Ivanova,2013).
درسال ۲۰۱۳ در لندن تحقیقی با عنوان تأثیر تفاوتهای فرهنگی بر استانداردها و سازگاری محصول که در جامعه آماری خریداران یک مارک در ۳ کشور و با نمونهای به حجم ۴۶۰ نفر، با هدف اصلی بررسی تفاوتهای فرهنگی بر استانداردهای محصول در بازارهای یک کشور چند ملیتی انجام شده، و یافتهها نشان داد که تفاوتهای فرهنگی بر استانداردهای محصول در بازارهای کشورهای چند ملیتی تأثیر میگذارد (Poulis et al,2013).
جدول ۱٫۲٫ پیشینه تحقیق در سطح بین المللی

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.

رابطه بین رهبری تحول گرا و توانمندسازی روانشناختی با رفتارشهروندی سازمانی درآموزشکده های …

رهبری تحول گرا فرایند نفوذ آگاهانه در افراد یا گروهها برای ایجاد تغییر و تحول ناپیوسته در وضع موجود و کارکردهای سازمان به عنوان کل است.
سبک رهبری تحول گرا به نوعی رهبری اطلاق می شود که در آن رهبران دارای موهبت الهی هستند و برای پیروان خود انگیزش معنوی و توجه ویژه فراهم و با نفوذ بر قلبشان آنها را هدایت میکنند (Mirkamali et al, 2011).
رهبری تحول گرا فرآیند ایجاد تعهد به اهداف سازمانی و توانمند ساختن پیروان جهت به تحقق رساندن آن اهداف است.
رهبر تحول گرا کسی است که پیروان را ترغیب به انجام کاری فراتر از آن چه که به طور معمول از آنان انتظار میرود، میکند.
رهبری تحول آفرین فرآیندی است که در آن رهبران و پیروان یکدیگر را به سطوح بالاتری از اخلاق و انگیزش سوق میدهند ( کوثرنشان و همکاران؛۱۳۹۱).
رهبری تحولگرا برخلاف تئوری های سنتی که عمدتاً متمرکز برفرآیندهای عقلایی هستند، بر احساسات و ارزش ها تاکید میکند و در جستجوی اتصال میان علایق فردی و جمعی میباشد تا از این طریق به زیردستان اجازه دهد برای اهداف متعالی تلاش کنند.
رهبران تحول گرا ارزشها و نگرشهای جاری سازمان را ایستا نمیدانند، بلکه در جستجوی تغییر و تحول در راستای اهداف و ماموریت سازمان و متناسب با شرایط محیطی میباشند.
رهبری تحول گرا به توسعه و توانمندسازی پیروان جهت عملکرد مستقل توجه میکند.
رهبران تحول گرا اثربخشی را به کارایی ترجیح میدهند و سعی میکنند با توجه به روحیات خود و کارکنان از منابع انسانی سازمان بهره مند شوند.
رهبری تحول آفرین زمانی تحقق مییابد که رهبر علایق کارکنانش را به کار افزایش دهد و آنان را از هدفها و ماموریتها آگاه سازد و پیروانشان را تشویق کند که فراتر از منابع فردی بیندیشند (Nazari et al, 2012).
رهبر تحول گرا از رسالت یا بینش سازمان آگاهی ایجاد می کند و همکاران و پیروان را برای سطوح بالاتر توانایی و پتانسیل، توسعه میدهد. علاوه بر این، رهبر تحول گرا همکاران و پیروان را تحریک میکند که فراسوی منافع خودشان به منافعی توجه کنند که به گروه بهره برساند (یعقوبی و اورعی؛۱۳۹۱).
۲-۲-۳) ابعاد و اجزای رهبری تحولگرا
باس و اولیو رفتارهای اصلی که رهبری تحولگرا را تشکیل میدهد به شرح زیر بیان میکنند (Mirkamali et al, 2011).
ملاحظات فردی. رهبران، پیروان را پشتیبانی، تشویق و هدایت نمایند. رهبران به دقت به نیازهای فردی پیروان گوش دهند و ممکن است مسولیتهای خاصی برای کمک به رشد پیروان از طریق چالشهای شخصی به آنان واگذار شود (Ibraheem et al, 2011).
انگیزش الهام بخش. رهبران با ایجاد معنا و چالش در کار پیروان در آنها ایجاد انگیزه میکنند، القای فردی و تیمی تحریک کننده است. شور و اشتیاق و خوش بینی نمایش داده میشود. رهبر پیروان را به پیشبینی آینده جذاب تشویق میکند (, ۲۰۱۲؛Rahman et al).
انگیزه فکری. رهبری تحولی ذهن افراد را تحریک میکند تا ایدهها و راهحلهای اولیه مشکلات را خلاقانه و متعالی ارائه دهند. با این حال، این شیوههای عقلایی و جدید برای پیروان برجسته میکند و نیز اعتقادات و ارزشهای قوی را دوباره ارزیابی میکند و به مشکلات به عنوان مشکلاتی که نیز به حل شدن دارد نگاه میکند. و راهحلهای منطقی برای آنها ارائه میدهد. رهبری تحولی اشتباهات پیروان را در ملاعام انتقاد نمیکند و در عوض آنها فضایی را فراهم میکنند تا پیروان وظایفشان را به چالش بکشد و آن را به حل مشکلات با همکاری یکدیگر تشویق میکند (Ibraheem et al, 2011).
نفوذ ایدهآل. یعنی رهبران علاوه بر احترام، اعتماد دریافت میکنند (Sadeghi & Lope pihie, 2012). این شاخص شامل موارد زیر میشود:
-القای افتخار و غرور به اعضاء برای همکاری و مشارکت با دیگران
-صرف نظر کردن از تمایلات فردی به خاطر گروه
-عمل به شیوهای که احترام دیگران را برانگیزاند
-نشان دادن احساس قدرت و شایستگی
-اطمینان خاطر دادن از برطرف شدن موانع به دیگران (Ibraheem et al, 2011).
رفتارهای ایدهآل. یعنی رهبران رفتار عالی ارائه میدهند و ممکن است نیازهای خود را فدای بهبود اهداف گروه کاری خود نمایند (Sadeghi & Lope pihie, 2012). این شاخص شامل موارد زیر میشود:
-صحبت کردن در مورد مهمترین ارزشها و اعتقادات
-تصریح در اهمیت داشتن یک احساس قوی نسبت به هدف
-توجه به منابع معنوی و اخلاقی و تصمیمات
– گفتگو درباره اهمیت اعتماد نسبت به یکدیگر (Ibraheem et al, 2011).
اجزای رهبری تحول‌گرا: آنچه که شرکتهای هزاره سوم را از گذشته متفاوت خواهد کرد، این است که چطور مدیران، مسئولیتهای رهبری تحول‌گرا را انجام می‌دهند. مدیران ارشد باید روی رفتار ذی‌نفعان سازمانی بویژه افراد درون سازمان تأثیر بگذارند، یعنی مثل یک مربی عمل کنند. یک رهبر تحول گرای مؤثر باید بداند که رسیدن به موفقیت از طریق همکاری اعضای تیم امکان پذیر است. به طور کلی اجزای رهبری تحول‌گرا عبارت‌اند از (Ackoff, 2011).
الف) تعیین هدف یا رسالت شرکت. تعیین جهت گیری سازمان بر عهده مدیران ارشد سازمان است. نتایج یک بررسی روی ۴۵۰ نفر از مدیران اجرایی از ۱۲ شرکت جهانی نشان داد که توانایی تدوین یک رسالت ملموس (قابل فهم)، ارزشها و استراتژی برای شرکتها مهمترین شایستگی قابل توجه از بین مهارتهای حساس یا حیاتی برای مدیران جهانی است که بتوانند آینده را از آن خود کنند. رسالت (مأموریت)، تسهیل کننده پیشرفت سازمانی است. یک هدف روشن به سازمان اجازه تلاشهای یادگیرنده را برای افزایش مزیت رقابتی می‌دهد.
ب) بهره‌برداری و حفظ شایستگیهای اساسی. منابع و تواناییهای ناشی از نوآوریها، رقبا و تغییرات پیوسته و انقلابهای تکنولوژیکی شایستگیهای اساسی هستند. در هزاره سوم توانایی بهره‌برداری و توسعه شایستگیهای اساسی ارتباط نزدیکی با موفقیت سازمان دارد. شایستگیهای اساسی سازمان، منابع ارزشمند کمیاب و گران و غیر قابل تقلیدند. سرمایه فکری یا دانشی هر سازمان منحصر به فرد است و بر روی انتخابهای رهبران تحول گرا سازمان زمانی که از شایستگیهای اساسی در رقابت استفاده می‌کنند، تأثیر دارد. اشتراک متقابل دانش و یادگیری ناشی از آن، شایستگیهای اساسی سازمان را به شکل اثر بخشی پرورش می‌دهند.
ج) توسعه سرمایه انسانی. سرمایه انسانی، دانش و مهارتهای کل نیروی کار یک شرکت است. رهبران تحول گرا، کسانی هستند که افراد یک سازمان (اتباع سازمان) را منابع حیاتی می‌دانند که بسیاری از شایستگیهای اصلی سازمان را می‌سازند و در صورت بهره‌برداری موفق ازآنها، یک مزیت رقابتی مهم به شمار می‌روند. در اقتصاد جهانی، سرمایه گذاریهای زیادی توسط شرکتها بر روی منابع انسانی باید صورت بگیرد، زیرا همه مزیتهای رقابتی از آن ناشی می‌شوند. اهمیت سرمایه گذاریهای آموزشی بر روی افراد سازمان، مورد حمایت بسیاری از سازمانها واقع شده است. بررسیهای اخیر نشان داده است که شرکتهایی که ۱۰‌درصد بیشتر روی آموزش سرمایه‌گذاری کرده‌اند، یک افزایش ۵/۸ درصدی در بهره‌وری مشاهده کرده‌اند. بنابراین یک چالش بزرگ برای رهبران تحول گرا در هزاره سوم، یافتن راههایی برای تشویق هر یک از کارکنان برای به فعل درآوردن پتانسیل‌های بالقوه آنهاست. یکی دیگر از چالشهای پیش روی رهبران تحول گرا، تنوع زیاد نیروی کار است. جوامع سازمانی شامل افرادی از کشورها و فرهنگهای گوناگون خواهد بود که ممکن است دارای ساختار ارزش ویژه‌ای باشند. بنابراین رهبران تحول گرا باید یاد بگیرند که باورها، ارزشها، رفتارها و فعالیتهای تجاری – رقابتی شرکتها را در نواحی و فرهنگهای متنوع شناسایی و ارزیابی کنند و نسبت به رشد و توسعه آن گام بردارند (Ackoff, 2011).
د) پشتیبانی و حفظ یک فرهنگ اثر‌بخش سازمانی. فرهنگ سازمانی مجموعه پیچیده‌ای از ایدئولوژی ها، نمادها و ارزشهای کلیدی مشترک در سراسر شرکت است. بعضی از نویسندگان تجاری معتقدند که چالشهای شرکتها در هزاره سوم، اینکه بیشتر فرهنگ تکنیکال یا قطعی داشته باشند نیست، بلکه این است که چطور سازمانها رهبری شوند که مولد دانش و پرورش دهنده آن باشند، چطور متکی به قضاوت و غریزه باشند، چطور در یک دنیا با تعداد فزاینده‌ای از شرکتها زندگی کنند. فرهنگ سازمانی مرتبط با تصمیمات، فعالیتها، الگوهای ارتباط و شبکه‌های ارتباطی است. فرهنگ، انعکاس آن چیزی است که سازمان در طول زمان به واسطه پاسخگویی به چالشهای مداوم حیات (بقا) و رشد یاد می‌گیرد(Ackoff, 2011). فرهنگهای مؤثر، فرهنگهایی هستند که افراد سازمان را به عنوان مزیت رقابتی در نظر می‌گیرند. هنگامی که افراد سازمان واقعیت تغییر مستمر را قبول کنند، نیازمند نوآوریهای بی‌پایان، الگوها و رویه‌هایی هستند که بتوانند با رقابت جهانی کنار بیایند (انصاری و تیموری،۱۳۹۲).
ﻫ) تأکید بر رویه‌های اخلاقی. رویه‌های اخلاقی، به عنوان فیلترهای اخلاقی هستند که از طریق آن، خط مشی‌های عملی بالقوه ارزشیابی می‌شوند. در هزاره سوم، تصمیمات رهبران تحول‌گرا باید از روی صداقت، اعتماد و درستی باشد، رهبران تحول گرا باید قابلیت برانگیختن کارکنان و توسعه یک فرهنگ سازمانی که رویه‌های اخلاقی در آن یک هنجار رفتاری تلقی شود را دارا باشند (Ackoff, 2011). بنابراین چالش پیش روی رهبران تحول گرا این است که چطور هنجارهای ارزشی را برای هدایت فعالیتهای شرکت و رفتار افراد تلقین کنند. یک رهبر تحول گرای متعهد، به دنبال امور قانونی، اخلاقی و اجتماعی است که هر دو بعد اخلاقی و کارایی اقتصادی را در نظر بگیرد. انجام فعالیتهای اخلاقی برای رهبران تحول گرا در هزاره سوم به دلیل تضاد فرهنگها و ساختارهای اقتصادی که شرکتها در محدوده آن رقابت می‌کنند، بسیار مشکل خواهد بود. یک رهبر تحولگرای متعهد، خواسته‌های مشروع ذینفعان را در ایجاد و تداوم یک فرهنگ اخلاقی سازمانی به کار می‌گیرد. درحالی که مدیریت سنتی در برابر تغییرات محیطی واکنش نشان میدهد رهبری تحول‌گرا سعی در پیشبینی تغییرات محیطی دارد (انصاری و تیموری،۱۳۹۲).
و) ایجاد کنترل‌های متوازن سازمانی. کنترلهای سازمانی، کنترلهای رسمی هستند که مدیران و رهبران از آن برای شکل دهی، ایجاد و تغییر الگوهای فعالیتهای سازمانی استفاده می‌کنند. در دور نمای رقابتی جدید چنین کنترل‌هایی به سختی میسر است. عرصههای رقابتی جدید دارای فرصتهایی است که بیشترین اثر بخشی را از نوآوری و خلاقیت ایجاد می‌کنند. رهبران استراتژیک قادرند کنترل‌هایی را ایجاد کنند که رفتارهای خلاقانه (نوآورانه) و منعطف کارکنان را برای به دست آوردن مزیت رقابتی برای شرکت تسهیل کنند. مدیران ارشد، از دو نوع کنترل داخلی استفاده می‌کنند:
کنترل استراتژیک: این نوع کنترل نیازمند تبادل اطلاعات بین مدیران اجرایی ارشد و اعضای سازمان است. برای اعمال مؤثر کنترل استراتژیک، مدیران ارشد باید درک عمیقی از شرایط رقابتی و پویایی هر یک از واحدهایی که مسئول آن هستند،‌ داشته باشند. تبادل اطلاعات از طریق جلسات غیر رسمی و برنامه‌ریزی نشده اتفاق می‌افتد. تأکید این نوع کنترل بیشتر روی عملیات است تا نتایج و مدیران سطوح پایین را به تصمیم گیریهای دارای ریسک معقول و پذیرفتنی، تشویق ‌کند.
کنترل مالی: کنترل‌های مالی، اجرای اهداف کوتاه مدت را تشویق می‌کند. خروجیهای حاصل از کاربرد کنترل استراتژیک بر نتایج مثبت بلند مدت متمرکز است، در حالی‌که نتایج حاصل از کنترل مالی بر اهداف کوتاه مدت متمرکز است. بنابراین رهبران تحول گرا باید درصدد تدوین و استفاده از یک مجموعه متوازن کنترل‌های استراتژیک و مالی باشند (انصاری و تیموری،۱۳۹۲).
۲-۲-۴)عوامل مؤثر برسبک رهبری تحول گرا
با توجه به این که رهبری تحول گرا یکی از نیازهای آتی و ضروری سازمان ها و جوامع محسوب میشوند، بررسی پارامترهای مؤثر بر سبک رهبری تحول گرا به منظور شناسایی مشخصات شخصیتی و ویژگیهای محیطی تاثیرگذار و درک چگونگی ارتباط میان رفتارهای شخصیتی و رفتار رهبری تحول آفرین، امری ضروری و مبرم است. عمده ترین و مهمترین پارامترهای مؤثر بر سبک رهبری تحول آفرین شناسایی و معرفی شده اند که در ادامه ضمن شرح و توضیح هر یک از عوامل، میزان و چگونگی ارتباط آنها با سبک رهبری تحول گرا ارایه میگردد ( ناظریانی ؛۱۳۹۱):
الف) هوش هیجانی[۲۵] . هوش هیجانی از مفاهیمی است که در سال های پایانی قرن بیستم مطرح و نسبتاً باعث ایجاد انقلابی در مباحث مربوط به علم رفتار سازمانی گردید و برخی معتقدند همان گونه که هوش منطقی و یا همان بهره هوشی[۲۶] نیروی محرک تحولات قرن بیستم بوده است، در قرن بیست و یکم هوش هیجانی منشا و موجب تحولات خواهد بود.
هوش هیجانی عبارت است از ظرفیت یا توانایی سازماندهی احساسات و عواطف خود و دیگران با هدف برانگیختن و کنترل مؤثر احساسات خود و استفاده از آنها در روابط با دیگران. البته لازم به ذکر است که از دیدگاه صاحبنظران، هوشعاطفی به طور ژنتیکی ثابت نبوده و قابل آموزش و یادگیری میباشد. هوش هیجانی دارای پنج جزء: خودآگاهی، خودتنظیمی، انگیزش، همدلی و مهارتهای اجتماعی است (Esfahani & Gheze soflu, 2011).

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.