بررسی تأثیر فرهنگ، نیمرخ اخلاقی سازمان و آمیخته اخلاقی بازاریابی بر اعتماد مشتریان- …

ایجاد اعتماد میان شرکا از انسداد بروکراتیک جلوگیری شده و تصمیم گیری بهبود مییابد و همچنین اعتماد به تبادل سریعتر منابع، اختصاص بودجه بیشتر به سرمایهگذاری و تبادل دانش و اطلاعات کمک میکند و نقش مهمی در ایجاد روابط با عملکرد مطلوب دارد.

Polsa et al

۲۰۱۳

۲۱۵ نفر از بیمارانی که به دندانپزشکی مراجعه کردهاند

ارزشهای فرهنگی افراد چینی و ارزیابی خدمات سلامت آنها مرتبط هستند و خدمات قویترین پیش بینی کننده کیفیت، فاصله قدرت بوده و فاصله قدرت با ادراک کیفیت خدمات ارتباط معنی داری دارند.

Leonidas et al

۲۰۱۳

جامعه آماری قبرس متشکل از افراد ۱۸ سال به بالا و با نمونهای با حجم ۳۸۷ نفر

فاصله قدرت و اجتناب از عدم اطمینان در شکل دادن به نگرش آرمانگرایانه مهم هستند، در حالی که فردگرایی و مردانگی منجر به نگرش خودخواهانه است، و خودپرستی تأثیر منفی بر ادراک مصرف کننده بر بازاریابی غیر اخلاقی دارد. همچنین معلوم گردید با بازاریابی غیر اخلاقی اعتماد مصرف کنندگان کاهش مییابد.

Poulis et al

۲۰۱۳

۴۶۰ از خریداران یک مارک در ۳ کشور

تفاوتهای فرهنگی بر استانداردهای محصول در بازارهای کشورهای چند ملیتی تأثیر میگذارد.

۴٫۲٫ پیشینه تحقیق در سطح ملی
در مقالهای با عنوان بررسی رابطه بین مهارت خودآگاهی، شناخت روابط بین فردی، شناخت محیطی مسیر شغلی مدیران در وزارت آموزش و پرورش که در جامعه آماری مدیران آموزش و پرورش و با نمونهای به حجم ۹۰ نفر انجام شده، تحلیل دادهها با استفاده از آزمون همبستگی و مقایسه میانگینها صورت گرفته و نتایج نشان میدهد که مهارتهای شناخت محیطی به عنوان مهمترین مهارتها و بعد از آن خودآگاهی و روابط بین فردی حائذ اهمیت است(عباسی و فانی، ۱۳۸۴).
در تحقیقی با عنوان مدلسازی و بررسی کارایی مدل چهار عاملی آمیخته بازاریابی صنعت خدمات ورزش کشور که در آن پرسشنامه در اختیار ۱۰۸ مسئول بازاریابی باشگاههای فعال در ۹ رشتهی ورزشی قرار گرفت. در این تحقیق، مدل آمیخته بازاریابی صنعت خدمات ورزش کشور بهدست آمد. که نتایج تحقیق نشان داد مدل چهار عاملی برازش کافی با دادههای بازار ایران دارد. مدیریت قیمت گذاری، محور اصلی و تنها عامل قابل دستکاری برای مدیران عامل در این مدل است. مدیریت مکان، در بهره برداری از انرژی هزینه شده در این بازار با مدیریت محصول شریک شده و از این نظر نتایج قابل توجیهی را مطرح کرده و موانعی را نیز ایجاد کرده است. همچنین مدیران از عامل مدیریت ترویج به عنوان ابزاری برای کنترل مدیریت مکان و محصول بهره میبرند(معماران و همکاران، ۱۳۸۸).
زارعی متین و همکاران در تحقیقی با عنوان نقش مؤلفههای فرهنگ سازمانی در اعتماد سازمانی: بررسی روابط بین ابعاد فرهنگی و اعتماد که جامعه آماری آن شامل ۷۳ نفر از کارشناسان شاغل در وزارتخانه اقتصاد و دارایی است، نتایج نشان میدهد که رابطه مثبتی میان اجتناب از ریسک، جمع گرایی، برابری جنسی و اعتماد وجود دارد از طرفی رابطه منفی میان فاصله قدرت و آیندهنگری با اعتماد وجود دارد و در نهایت رابطه معناداری بین جمعگرایی درون گروهی و عملگرایی با اعتماد مشاهده نشده است.(زارعی متین و همکاران،۱۳۸۸).
در سال ۱۳۹۰ تحقیقی با عنوان ابعاد فرهنگی هافستد و تعداد خسارات در بیمه شخص ثالث اتومبیل که جامعه آماری آن را ۱۲۰ نفر از بیمه گذاران بیمه شخص ثالث یکی از شرکتهای بیمه، تشکیل میدهد که با هدف اصلی بررسی تأثیر فرهنگ حاکم بر بیمهگذاران بیمه شخص ثالث یکی از شرکتهای بیمه بر تعداد تصادفات رانندگی با استفاده از مدل فرهنگی هافستد است برای تحلیل دادهها از آزمونهای k-sوt و Uمن ویتنی استفاده شده است و نتیجه نشان میدهد که بین بیمهگذاران پرریسک و کمریسک از نظر ابعاد فرهنگی هافستد تفاوت معنی داری وجود دارد(صحت،۱۳۹۰).
در مقالهای با عنوان بررسی تأثیر آمیخته بازاریابی (۴p) بر افزایش فروش آبگرمکنهای تولیدی شرکت قاینار خزر که در جامعه آماری در شهر تبریز مطرح شده و با نمونهای با حجم۱۶۰ نفر با هدف اصلی مروری بر مفاهیم آمیخته بازاریابی و آمیخته محصول، قیمت، ترفیع، توزیع، یک فرضیه اصلی در باب تأثیر آمیخته بازاریابی بر افزایش فروش آبگرم کنهای تولیدی قاینار خزر و تأثیر هر یک از آمیختهها بر افزایش فروش آبگرمکنهای قاینار خزر انجام شده، روش تحقیق پرسشنامهای و روش تحلیل دادهها توسط آزمونهای کولموگوروف-اسمیرنوف، آزمون t و آزمون یک جامعه مستقل استفاده شده و این نتیجه به دست آمد که آمیخته بازاریابی بر افزایش فروش آبگرمکنها تأثیر زیادی دارد(فخیمی آذر،۱۳۹۰).
مرتضوی و محمدزاده در پژوهشی با عنوان رابطه ادراک از رفتار غیراخلاقی و رفتار توانمندساز مدیران با اعتماد شناختی و عاطفی معلمین در جامعه آماری معلمین راهنمایی شهرستان چناران و با نمونهای به حجم ۱۰۵ نفر انجام شده و از روش تحلیل مسیر و تحلیل عاملی استفاده شده و نتایج نشان داد که ادراک از رفتار مدیران بر اعتماد شناختی و اعتماد عاطفی معلمین به آنها اثر دارد، همچنین اثر منفی ادراک از رفتارهای غیراخلاقی، بر اعتماد شناختی بر رهبر تأیید شد(مرتضوی و محمدزاده، ۱۳۹۱)
در مقالهای با عنوان رابطه رهبری اخلاقی و سلامت روانشناختی محیط کار با اعتماد سازمانی که در جامعه آماری کارکنان زن و مرد یک شرکت تولیدی و با نمونهای با حجم ۲۹۰ نفر انجام شده، روش تحلیل دادهها رگرسیون و ضریب همبستگی پیرسون بوده و نتایج نشان میدهد که از طریق بهبود رهبری اخلاقی و سلامت روانشناختی محیط کار، اعتماد سازمانی افزایش مییابد(عواطفی منفرد و همکاران، ۱۳۹۱)
جدول ۲٫۲٫ پیشینه تحقیق در سطح ملی

محقق سال جامعه آماری نتایج
برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

متن کامل – بررسی تأثیر فرهنگ، نیمرخ اخلاقی سازمان و آمیخته اخلاقی بازاریابی بر اعتماد مشتریان- …

۱٫۴٫۲٫۲٫ آرمان گرایی
آرمانگرایی(ایدهآلیسم)، رویکردی هنجاری به سیاست و قدرت است که اشخاص را به تکرار الگوهای رفتاری گذشته فرا میخواند و آنها را از تکرار رفتارهای ناموفق و غیر مفید قبلی برحذر میدارد و به آنها تجویز میکند که رفتار و عمل خود را براساس دانش، خرد، عطوفت و خویشتنداری تنظیم کنند(ابراهیمی،۱۳۸۸،۱۱۹).
آرمانخواهی، سیاست را «هنر حکومت خوب» میداند، در حالی که واقعگرایی (رئالیسم) سیاست را «هنر ممکن» تلقی میکند. برای یک شخص آرمانگرا غایت حکومت، دستیابی به عدالت و تبعیت از قوانین و احکام مشروع، احترام برای نوع بشر، فارغ از وجود اختلاف اعتباری مانند رنگ، نژاد، زبان و آیین و مانند آن است. جبرباوری و تقدیرگرایی در قاموس آرمانخواهی جایی ندارد و تبعیت از قانون حاکم بر طبیعت و سیاست قدرت را توجیه میکند، یک انحراف از اصول والای انسانی و اخلاقی است. از نظر مکتب آرمانخواهی، انسان ظرفیت تغییر و تحول و تأثیرپذیری صفات پسندیده را دارا است و تنها باید جایگاه بروز و تجلی این صفات را فراهم آورد. انسان با گذشت زمان میآموزد، رشد میکند و خرد و اندیشه او تکامل مییابد. تمدنها نیز محصول همین فراگرد هم زیستی در جوامع است که تحت یک نظم قانونمند شکل میگیرند. برای شخص آرمانخواه، کاربرد خشونت و زور برای پیشبرد مقاصد سیاسی یک عمل مذموم و گناه آلود است و حاکمان خردمند و با اخلاق از چنین شیوههایی بهره نمیبرند(ابراهیمی،۱۳۸۸،۱۲۹). آرمانگرایی، پیاده کردن اصول اخلاقی، عدالت، قوانین و مقرارت، دوری از خشونت، زیادهروی در زندگی فردی و اجتماعی است.
۲٫۴٫۲٫۲٫ خودخواهی
خودخواهی میتواند به صورت دو حالت توصیفی یا هنجاری باشد. مشهورترین نوع، حالت توصیفی خودخواهی از نظر روانشناسی است که بیان میدارد، هدف نهایی هر فرد رفاه خود است. اشکال هنجاری خودخواهی بیان می دارد که یک فرد بهتر است چه کاری را انجام دهد و اینکه یک فرد چه کاری انجام میدهد را شرح نمیدهد. خودخواهی از نظر اخلاقی بیان میکند که برای عملی که خودشیفتگی فرد را به حداکثر میرساند، شرط ضروری و کافی این است که عمل اخلاقی باشد. خودخواهی عقلایی(منطقی) بیان میکند، عملی که باعث به حداکثر رسیدن خودشیفتگی فرد میشود، ضروری و کافی است که آن عمل عقلایی(منطقی) باشد Rachels,2002,192)). خودخواهی بیان میکند که هر فرد تنها و تنها به خود و خانواده درجه یک خود اهمیت داده و منافع دیگران برایش جایگاهی ندارد.
۳٫۴٫۲٫۲٫ خودآگاهی جمعی
خودآگاهی جمعی بر توسعه افراد تمرکز دارد. خودآگاهی شامل اطلاعاتی در مورد خود فرد و استفاده از مهارتهای مرتبط با وظیفه مدیریتی فرد است. روشهایی نظیر گوش دادن مؤثر، مدیریت فشار روانی و زمان و همکاری مؤثر با افراد دارای فرهنگ و سوابق متفاوت از جمله شاخصهای خودآگاهی میباشد. خودآگاهی به افراد کمک میکند تا از نقاط قوت و ضعف خود آگاه شوند( لطیفیان و سیف،۱۳۸۶،۱۴۴). خودآگاهی ویژگیها و خصوصیات مربوط به فرد، سبک زندگی و تمام تلاشهای او برای جلوه دادن خود در مقابل دیگران را بیان میکند.
۵٫۲٫۲٫ تأثیر ابعاد فرهنگی
مطالعات متعددی در مورد ارتباط ابعاد فرهنگی و آمیخته بازاریابی انجام شده است، پیروگ در سال ۱۹۹۶ در آمریکا تحقیقی با هدف اصلی بررسی فعالیتهای توزیع ژاپن با استفاده از عوامل اجتماعی و فرهنگی انجام داد که نشان داد ژاپنیها کمترین وابستگی در سیستم توزیع را دارند (Pirog) و همچنین در سال ۲۰۱۱ فردی به نام منگ در مقالهای به منظور رسمیت شناختن چگونگی تأثیر عوامل فرهنگی بر قیمت تحقیقی انجام داد و نتایج حاصل از آن نشان داد که عوامل فرهنگی بر ادراک قیمت اثرات قابل توجهی دارد (Meng)، لی و همکارانش در سال ۲۰۰۷ تحقیقی با عنوان چگونگی تأثیر تفاوتهای فرهنگی بر اجتناب از ریسک در برداشت محصول انجام دادند که نتایج نشان میدهد مصرفکنندگان از کشورهایی که دارای اجتناب از ریسک بالایی هستند دارای عدم قطعیت از محصول بالایی نیز هستند(Anne Lee et al) همچنین در تحقیقی که در سال ۱۹۹۳ با عنوان مطالعه فرهنگی جهانی محصولات در اسرائیل و استرالیا با هدف درک یک محصول در بازارهای مختلف انجام شد، نتایج نشان داد که تفاوتهایی بین مصرفکنندگان استرالیا و اسرائیل وجود دارد(Kustin) و در سال ۲۰۱۳ تحقیقی با عنوان چگونگی تأثیر عوامل فرهنگی بر کیفیت خدمات در سه کشور بر روی نمونهای با حجم ۴۶۰ نفر از خریداران یک مارک با هدف بررسی چگونگی تأثیر عوامل فرهنگی بر کیفیت خدمات انجام شد و یافتههای پژوهش نشان داد که ارزشهای فرهنگی افراد چینی و ارزیابی خدمات سلامت آنها مرتبط هستند و خدمات قویترین پیش بینی کننده کیفیت و فاصله قدرت بوده و فاصله قدرت با ادراک کیفیت خدمات ارتباط معنی داری دارند (Polsa et al,2013) و در تحقیقی با عنوان شناسایی عوامل میان فرهنگی بر اعتماد در تجارت مواد غذایی که در جامعه آماری دانشجویان ۴ کشور با نمونهای به حجم ۵۰۷ نفر با هدف توسعه شناسایی سلسله مراتب اعتماد برای تجارت در شرکتهای مواد غذایی اروپا انجام شده، نتایج نشان داد شناسایی تفاوت در فرهنگها در هنگام برخورد با عناصر اعتماد در بخشهای مختلف حائز اهمیت است (Hofstede et al,2010)، پژوهشگران در سال ۲۰۱۳ در مقاله ای با عنوان اهمیت سازگاری فرهنگی برای توسعه اعتماد درون سازمانی نشان دادند که سازگاری براساس فرهنگ کسب و کار بدست میآید و برای افزایش اعتماد میان دو طرف روابط کسب و کار اهمیت دارد (Weck&Ivanova) و در تحقیقی با عنوان نقش مؤلفههای فرهنگ سازمانی در اعتماد سازمانی: بررسی روابط بین ابعاد فرهنگی و اعتماد، نتایج نشان داد که رابطه مثبتی میان اجتناب از ریسک، جمع گرایی، برابری جنسی و اعتماد وجود دارد(زارعی متین و همکاران،۱۳۸۸).
۶٫۲٫۲٫ تأثیر ابعاد نیمرخ اخلاقی سازمان
سان و همکارانش در مقالهای با هدف بررسی و آزمایش ابعاد فرهنگی هافستد در قصد خرید یک رژیم غذایی سالم توسط مصرفکنندگان، با استفاده از اطلاعات خودآگاهی جمعی در این تحقیق نشان دادند که فردگرایی و اجتناب از عدم قطعیت اثراتی منفی بر خودآگاهی جمعی دارد در حالی که فاصله قدرت و تفاوت مرد و زن اثری مثبت بر خودآگاهی جمعی دارد(Sun et al,2009)، در پژوهشی تأثیر رعایت اصول اخلاقی از سوی فروشندگان بر جلب اعتماد، تعهد، ارتباطات با خریدار و ارتباطات دهان به دهان خریدار پرداختند، در این پژوهش جامعه آماری شامل خریداران و نمایندگان خرید سازمانهای مختلف با نمونهای با حجم ۳۰۴ نفر بوده، نتایج پژوهش نشان داد که رعایت اصول اخلاقی در فروش بر تمامی متغیرهای تحقیق تأثیر مثبت و معناداری داشته است(Hansen,2009)، همچنین راندولف و همکاران[۱۷] به بررسی نقش رفتار نوع دوستانه، توجه همدلانه و انگیزش مسئولیت اجتماعی در اهدای خون پرداختند، این تحقیق به روش پیمایشی و بر روی ۱۲۰۶۴ نفر از اهداکنندگان خون انجام شده است. نتایج نشان داد که اکثر افراد اهداکنندگان خون از سطوح بالایی از ویژگیهای نوع دوستی و مسئولیتپذیری برخوردارند، اما این ویژگیها عوامل اصلی مرتبط با تعداد دفعات اهدای خون نیستند(Randolph, 2008) و در پژوهشی با عنوان رابطه ادراک از رفتار غیراخلاقی و رفتار توانمندساز مدیران با اعتماد شناختی و عاطفی معلمین در جامعه آماری معلمین راهنمایی شهرستان چناران و با نمونهای به حجم ۱۰۵ نفر انجام شده و از روش تحلیل مسیر و تحلیل عاملی استفاده شده و نتایج نشان داد که ادراک از رفتار مدیران بر اعتماد شناختی و اعتماد عاطفی معلمین اثر دارد، همچنین اثر منفی ادراک از رفتارهای غیراخلاقی، بر اعتماد شناختی بر رهبر تأیید شد(مرتضوی و محمدزاده، ۱۳۹۱)، در مقالهای با عنوان بررسی رابطه بین مهارت خودآگاهی، شناخت روابط بین فردی، شناخت محیطی مسیر شغلی مدیران در وزارت آموزش و پرورش که در جامعه آماری مدیران آموزش و پرورش و با نمونهای به حجم ۹۰ نفر انجام شده، تحلیل دادهها با استفاده از آزمون همبستگی و مقایسه میانگینها صورت گرفته و نتایج نشان میدهد که مهارتهای شناخت محیطی به عنوان مهمترین مهارتها و بعد از آن خودآگاهی و روابط بین فردی حائذ اهمیت است(عباسی و فانی، ۱۳۸۴)؛ در ۲۰۱۳ تحقیقی با عنوان عوامل فرهنگی و پیآمدهای اعتمادی حاصل از آگاهی مشتری از رفتار غیراخلاقی سازمانی در بازار انجام شد که در آن به طور خاص به بررسی نقش جهتگیریهای فرهنگی در شکلگیری ایدئولوژی اخلاقی مصرفکننده بین ایدئولوژیهای اخلاقی مصرفکننده و برداشت او در مورد رفتار بازاریابی غیراخلاقی از شرکتها پرداخته است و همچنین اثر رفتار بازاریابی غیراخلاقی در اعتماد شرکتها مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج این مطالعه نشان داد که هر دو فاصله قدرت و اجتناب از عدم اطمینان در شکل دادن به نگرش آرمانگرایانه مهم هستند، در حالی که فردگرایی و مردانگی منجر به نگرش خودخواهانه است. در حالی که خودپرستی تأثیر منفی بر ادراک مصرفکننده بر بازاریابی غیراخلاقی دارد. همچنین معلوم گردید با بازاریابی غیراخلاقی اعتماد مصرفکنندگان کاهش مییابد. این مطالعه همچنین نشان داد که ارتباط میان ایدهآلیسم و بازاریابی غیراخلاقی قویتر است (Leonidas et al) که تأثیر ابعاد نیمرخ اخلاقی سازمان را مورد بررسی قرار دادهاند.
۷٫۲٫۲٫ تأثیر آمیخته بازاریابی
فام و گروهس در سال ۲۰۰۷ در تحقیقی با عنوان ارزشهای فرهنگی و تکنیکهای اجرایی مؤثر در تبلیغات نشان دادند که تفاوتهای بین فرهنگی در مورد تبلیغات در میان کشورها وجود دارد(Fam & Grohs)، در سال ۲۰۰۸ واچراورسرینگکان و همکارانش در تحقیقی با عنوان اندازهگیری عوامل فرهنگی مصرفکنندگان از ادراک قیمت نشان داد که مقیاس ادراک قیمت مصرف کننده در پنج بعد حائز اهمیت است (Watchravesringkan et al) و منگ و آلتوبلو ناسکو در آمریکا در تحقیقی که با هدف اصلی ادراک قیمت در بین فرهنگها صورت گرفت متوجه شدند که تفاوتهای قابل توجهی در آگاهی قیمت، حساسیت و منزلت و مستعد فروش در فرهنگها وجود دارد(Meng & Altobello Nasco,2009) و همچنین لی و همکارانش در آمریکا مقاله ای با هدف اصلی بررسی نگرش مصرف کنندگان نسبت به دادن محصول در سه رسانه مختلف را نوشتند(Lee et al,2011)، پولیس و همکارانش در سال ۲۰۱۳ در تحقیقی با عنوان تأثیر تفاوتهای فرهنگی بر استانداردهای محصول در بازارهای یک کشور چند ملیتی به این نتیجه رسیدند که که تفاوتهای فرهنگی بر استانداردهای محصول در بازارهای کشورهای چند ملیتی تأثیر میگذارد(Poulis et al)، در تحقیقی با عنوان مدلسازی و بررسی کارایی مدل چهار عاملی آمیخته بازاریابی صنعت خدمات ورزش کشور که در آن پرسشنامه در اختیار ۱۰۸ مسئول بازاریابی باشگاههای فعال در ۹ رشتهی ورزشی قرار گرفت. در این تحقیق، مدل آمیخته بازاریابی صنعت خدمات ورزش کشور بهدست آمد. که نتایج تحقیق نشان داد مدل چهار عاملی برازش کافی با دادههای بازار ایران دارد. مدیریت قیمت گذاری، محور اصلی و تنها عامل قابل دستکاری برای مدیران عامل در این مدل است. مدیریت مکان، در بهره برداری از انرژی هزینه شده در این بازار با مدیریت محصول شریک شده و از این نظر نتایج قابل توجیهی را مطرح کرده و موانعی را نیز ایجاد کرده است. همچنین مدیران از عامل مدیریت ترویج به عنوان ابزاری برای کنترل مدیریت مکان و محصول بهره میبرند(معماران و همکاران، ۱۳۸۸).
۸٫۲٫۲٫ تأثیر اعتماد
در سال ۲۰۱۳ فادول و سندها در تحقیقی با هدف بررسی نقش اعتماد در روابط و تعهد بلند مدت بین همکاران در اتحاد استراتژیک نشان دادند که با ایجاد اعتماد میان شرکا از انسداد بروکراتیک جلوگیری شده و تصمیم گیری بهبود یافته است و همچنین اعتماد به تبادل سریع تر منابع، اختصاص بودجه بیشتر به سرمایه گذاری و تبادل دانش و اطلاعات کمک میکند و نقش مهمی در ایجاد روابط با عملکرد خوب در صنعت نفت و گاز دارد (Fadol& Sandhu) و در مکزیک فردی به نام راجا گوپال در تحقیقی با عنوان تفاوت های فرهنگی و اعتماد در محیط شرکت ها، نشان داد که موفقیت با سطح بالایی از اعتماد، تعهد، پویایی گروه، مهارت در ارتباط است(Rajagopal,2006) و در آمریکا کاستینگ و همکارانش در تحقیقی با عنوان مطالعه عوامل میان فرهنگی بر اعتماد که با هدف بررسی اعتماد در فرهنگهای مختلف صورت گرفته به این نتیجه رسیدند که در تعاملات دو طرفه رابطه بین اعتماد و رفتار تحت تأثیر فرهنگ است(Costigan et al,2007) و همچنین در سال ۲۰۱۳ نتایج این مقاله نشان میدهد که میزان اعتماد در سرمایهگذاری برروی یک برند خاص برای تخصیص منابع برروی آن نقش مهمی دارد و همچنین ارزیابی که مشتریان در مورد برند انجام میدهند در تصمیمگیری تخصیص منابع توسط مدیران میتواند مؤثر باشد (Verbeke et al,2006)، هارتمند و کارتلینگ در مقالهای با هدف ارزیابی اهمیت قیمت و اعتماد و اثر متقابل آنها در نحوه انتخاب واسطهها در مصالح ساختمانی نشان دادند که نقش قیمت و اعتماد نمیتواند نادیده گرفته شود و اظهار نظرهای مطلوب لازمه اعتماد هستند(Hartmann& Caerteling,2010).
۳٫۲٫ پیشینه تحقیق
۱٫۳٫۲٫ پیشینه تحقیق در سطح بین المللی
در سال ۱۹۹۳ تحقیقی با عنوان مطالعه فرهنگی جهانی محصولات در اسرائیل و استرالیا که دارای نمونهای شامل ۷۷ نفر از خریداران محصولات غذایی از منطقه تلاویو و ۳۰ نفر در استرالیا است، با هدف، درک یک محصول در بازارهای مختلف انجام شد، روش تحقیق پرسشنامهای بوده و از روش کای دو برای تحلیل دادهها استفاده شد که نتایج نشان داد مصرف کنندگان ۲ کشور به قیمت و نام تجاری و آگاهی از محصول اهمیت زیادی میدهند ولی با توجه به فرهنگ هر کشور، اولویت اهمیت در این کشورها متفاوت است (Kustin,1993).
در آمریکا مقالهای با عنوان فعالیتهای توزیع ژاپن با استفاده از عوامل اجتماعی و فرهنگی در جامعه خرده فروشان با نمونهای به حجم ۲۰۳ نفر با هدف اصلی بررسی فعالیتهای توزیع ژاپن با استفاده از عوامل اجتماعی و فرهنگی انجام شده، روش تحقیق به صورت پرسشنامهای بوده و نتایج آن نشان داد که شرکتهای ژاپنی دارای کمترین وابستگی در سیستم توزیعاند و بیشتر مایل به همکاری با کشورهای خارجی هستند (Pirog,1996).
تحقیقی در مکزیک در سال ۲۰۰۶ با عنوان تفاوتهای فرهنگی و اعتماد در محیط شرکتها در جامعه آماری شرکت تجاری در آمریکای شمالی با نمونهای به حجم ۵۰۰ نفر با هدف اصلی بررسی عوامل میان فرهنگی در محیط کار با توجه به اعتماد انجام شده، نتایج نشان داد که موفقیت با سطح بالایی از اعتماد، تعهد، پویایی گروه و مهارت در ارتباط است (Rajagopal,2006).
در سال ۲۰۰۶ در تحقیقی با عنوان نقش برنامههای کلیدی، اعتماد و قدرت برند بر روی تخصیص منابع در کانال توزیع با هدف درک بهتر از اینکه آیا اعتماد یک خرده فروش یک انگیزه برای اختصاص بیشتر منابع از طرف تولیدکننده است. نتایج نشان میدهد که میزان اعتماد در سرمایه گذاری برروی یک برند خاص برای تخصیص منابع بر روی آن نقش مهمی دارد و همچنین ارزیابی که مشتریان در مورد برند انجام میدهند در تصمیمگیری برای تخصیص منابع از سوی مدیران مؤثر استVerbeke et al,2006)).
همینطور در تحقیقی با عنوان چگونگی تأثیر تفاوتهای فرهنگی بر اجتناب از ریسک در برداشت محصول که با هدف چگونگی استفاده از اطلاعات در مورد اجتناب از ریسک در هنگام ارزیابی محصولات با ۱۳۳۱۹ دانشجو از کشورهای آمریکا و اسپانیا، استرالیا، کانادا، چین، فرانسه، آلمان، ایتالیا، مکزیک و ژاپن مصاحبه صورت گرفته و برای تحلیل دادهها از روشANOVA و رگرسیون سلسله مراتبی استفاده شده است و نتایج نشان داد که مصرفکنندگان از کشورهایی که دارای اجتناب از ریسک بالایی هستند دارای عدم قطعیت از محصول بالایی نیز هستند و برعکس، همچنین اثر اجتناب از ریسک برای افراد با تجربه و جوان کمتر است(Anne Lee et al,2007).
در تحقیقی با عنوان ارزشهای فرهنگی و تکنیکهای اجرایی مؤثر در تبلیغات که در ۵ کشور آسیایی (هنگ کنگ، چین، اندونزی، تایلند و هند)، با نمونهای به حجم ۱۰۰۰ نفر و با هدف بررسی روشهای اجرای تبلیغات در پنج کشور آسیایی و تأثیر آن بر نیت خرید و افکار خریداران انجام شده، روش تحقیق به صورت مصاحبه تلفنی بوده و نتایج نشان داد هیچ برتری در شیوههای اجرایی تبلیغات وجود ندارد و شاید این موضوع ناشی از ویژگی و طبیعت نشأت گرفته از فرهنگ منطقه آسیا باشد ولی تفاوتهایی در شیوه تبلیغاتی فردگرا و جمعگرای ۵کشور وجود دارد(Fam& Grohs,2007).
در آمریکا تحقیقی با عنوان مطالعه عوامل میان فرهنگی بر اعتماد، میان کارمندان ترکی، لهستانی و روسی با نمونههایی به حجم ۱۳۵، ۱۰۰، ۲۰۳، با هدف بررسی اعتماد در فرهنگهای مختلف صورت گرفت، روش تحقیق به صورت پرسشنامهای با مقیاس لیکرت بوده که برای تحلیل دادهها از روش رگرسیون چندگانه تعدیل استفاده شده و نتایج نشان میدهد که در تعاملات دو طرفه رابطه بین اعتماد و رفتار تحت تأثیر فرهنگ بخصوص جمعگرایی و فردگرایی است (Costigan et al,2007).
راندولف و همکاران به بررسی نقش رفتار نوع دوستانه، توجه همدلانه و انگیزش مسئولیت اجتماعی در اهدای خون پرداختند، این تحقیق به روش پیمایشی و بر روی ۱۲۰۶۴ نفر از اهداکنندگان خون انجام شده است. نتایج نشان داد که اکثر افراد اهداکنندگان خون از سطوح بالایی از ویژگیهای نوع دوستی و مسئولیتپذیری برخوردارند، اما این ویژگیها عوامل اصلی مرتبط با تعداد دفعات اهدای خون نیستند(Randolph, 2008).
در تحقیقی با عنوان اندازه گیری عوامل فرهنگی مصرفکنندگان از ادراک قیمت که در جامعه آماری دانش آموزان با رشتههای مرتبط با تجارت در پکن، چین، کره جنوبی، تایوان، بانکوک و تایلند با نمونهای به حجم ۹۵۸نفر با هدف بررسی تفاوتها و شباهتها در سطوح متوسط ​​از ادراک قیمت مصرفکنندگان انجام شده و روش تحقیق بهصورت پرسشنامهای بود و برای تحلیل دادهها از مدل تغیرناپذیر متریک کامل استفاده شده است که نتایج نشان داد مقیاس ادراک قیمت مصرفکننده در هر فرهنگ که شامل پنج بعد (به عنوان مثال طرح قیمت با کیفیت، حساسیت پرستیژ، آگاهی ارزش، مستعد فروش و قیمت) حائز اهمیت است (Watchravesringkan et al,2008).
در سال ۲۰۰۹ تحقیقی با عنوان ادراک قیمت در بین فرهنگها که در جامعه آماری دانشجویان کارشناسی اقتصاد و با نمونهای به حجم ۱۷۲ نفر از آمریکا، ۲۳۶ نفر از چین و ۱۵۸ نفر از ژاپن که با هدف اصلی ادراک قیمت در بین فرهنگها صورت گرفت و روش تحقیق بهصورت پرسشنامهای و تجزیه و تحلیل با استفاده از LISREL 8.7، انجام شد، نتایج نشان داد تفاوتهای قابل توجهی در آگاهی قیمت و حساسیت نسبت به قیمت فروش در فرهنگها وجود دارد، بدین صورت که مصرفکنندگان چینی توجه و حساسیت بیشتری در قیمت نسبت به مصرفکنندگان آمریکایی و ژاپنی دارند(Meng & Altobello Nasco,2009 ).
هانسن[۱۸] نیز در پژوهش خود به بررسی تأثیر رعایت اصول اخلاقی از سوی فروشندگان بر جلب اعتماد، تعهد، ارتباطات با خریدار و ارتباطات دهان به دهان خریدار پرداختند، در این پژوهش جامعه آماری شامل خریداران و نمایندگان خرید سازمانهای مختلف با نمونهای با حجم ۳۰۴ نفر بوده و برای تحلیل دادهها از روش تحلیل عاملی استفاده شده است، نتایج پژوهش نشان داد که رعایت اصول اخلاقی در فروش بر تمامی متغیرهای تحقیق تأثیر مثبت و معناداری داشته است(Hansen,2009).
در مقالهای با عنوان تأثیرات ابعاد فرهنگی بر رژیم غذایی از طریق خودآگاهی جمعی که در جامعه آماری مصرفکنندگان ۲۵ کشور با نمونهای به حجم ۲۱۹۷۴ و با هدف بررسی و آزمایش ابعاد فرهنگی هافستد در قصد خرید یک رژیم غذایی سالم توسط مصرفکنندگان، با استفاده از اطلاعات خودآگاهی جمعی انجام شد و روش تحقیق به صورت پرسشنامهای بود، نتایج این تحقیق نشان داد که فردگرایی و اجتناب از عدم قطعیت اثراتی منفی بر خودآگاهی جمعی دارد در حالی که فاصله قدرت و تفاوت مرد و زن اثری مثبت بر خودآگاهی جمعی دارد که به نوبه خود تأثیر مثبتی بر استفاده از رژیم غذایی سالم در میان مصرفکنندگان دارد(Sun et al,2009).
هارتمند و کارتلینگ[۱۹] تحقیقی با عنوان، چگونگی تهیه منابع به وسیله واسطه ها، اثر متقابل قیمت و اعتماد، با جامعه آماری مدیران شرکتها و نمونهای با حجم ۲۰۳ نفر با هدف اصلی ارزیابی اهمیت قیمت و اعتماد و اثر متقابل آنها در نحوه انتخاب واسطهها در مصالح ساختمانی انجام دادهاند،روش تحقیق مصاحبهای بوده و برای تحلیل دادهها از روش لاجیت(MNL) استفاده شده است که نتایج حاصل از آن نشان داد، نقش قیمت و اعتماد نمیتواند نادیده گرفته شود و اظهار نظرهای مطلوب لازمه اعتماد هستند و از یک سو افرادی که با شرکتها قرارداد میبندند در مورد قضاوت واسطهها مطمئن هستند به نحوی که سطح اعتماد افزایش یافته و در نهایت برروی انتخاب آن تأثیر میگذارد(Hartmann& Caerteling,2010).
در تحقیقی که توسط هافستد و همکاران[۲۰] با عنوان شناسایی عوامل میان فرهنگی بر اعتماد در تجارت مواد غذایی که در جامعه آماری دانشجویان ۴ کشور با نمونهای به حجم ۵۰۷ نفر با هدف توسعه شناسایی سلسله مراتب اعتماد برای تجارت در شرکتهای مواد غذایی اروپا انجام شده، نتایج نشان داد شناسایی تفاوت در فرهنگها در هنگام برخورد با عناصر اعتماد در بخشهای مختلف حائز اهمیت است(Hofstede et al, 2010).
همچنین در تحقیقی که در سال ۲۰۱۱ با عنوان کیفیت رابطه در کسب و کار به کسب و کار: چشم انداز میان فرهنگی از دانشگاهها که در جامعه آماری فرهنگیان، با نمونهای با حجم ۶۸ نفر صورت گرفت و با هدف تجزیه و تحلیل کیفیت رابطه در زمینه کسب و کار به کسب و کار انجام شد، نتایج نشان داد که رضایت، اعتماد و تعهد مؤلفههای کلیدی از کیفیت رابطه است (Moliner et al,2011).
فردی به نام منگ[۲۱] در تحقیقی با عنوان شناختن چگونگی تأثیر عوامل فرهنگی بر قیمت و برای توسعه و آزمون مدل تفاوتهای فرهنگی و ادراک قیمت که در جامعه آماری آمریکا، چین، ژاپن و با نمونهای به حجم ۱۷۲،۲۳۶،۱۵۸ با پرسشنامه و روش تحلیل عاملی تأییدی و آزمون t به منظور به رسمیت شناختن چگونگی تأثیر عوامل فرهنگی بر قیمت، برای توسعه و آزمون مدل تفاوتهای فرهنگی و ادراک قیمت، نشان داد که عوامل فرهنگی بر ادراک قیمت و عوامل وابسته به آن اثرات قابل توجهی دارد (Meng,2011).
همچنین در تحقیقی که توسط لی و همکارانش[۲۲] با عنوان چالشهای میان فرهنگی در قرار دادن محصول در رسانهها در کالج کره و آمریکا انجام شد، در آن ۴۷۱ نفر از دانشجویان با پرسشنامه مورد مطالعه قرار گرفتهاند، روش تحلیل دادهها تحلیل عاملی تأییدی بوده و هدف اصلی بررسی نگرش مصرفکنندگان نسبت به دادن محصول در سه رسانه مختلف است، یافتههای این تحقیق نشان داد که مدیریت باید در درک درستی از ویژگیهای فرهنگی مؤثر بر مصرفکنندگان باورها، ارزشها، هنجارها و نگرش آنها داشته باشد همچنین مصرفکنندگان جوان کرهای در مورد قرار گرفتن محصول در تلوزیون ابراز نگرانی کردهاند در صورتی که جوانان آمریکایی پاسخ مثبتی به این عمل دادهاند، یافتهها همچنین تفاوتهای فرهنگی ناشی از مقبولیت محصول در رسانههای مختلف را نشان داد(Lee et al,2011).
تحقیقی که توسط فادول و سندهو[۲۳] با عنوان نقش اعتماد در روابط و تعهد بلند مدت بین همکاران در اتحاد استراتژیک در جامعه آماری سرمایهگذاران چند شرکت و با نمونهای با حجم ۱۰۲ نفر با هدف بررسی نقش اعتماد در روابط و تعهد بلند مدت بین همکاران در اتحاد استراتژیک صورت گرفت،روش تحقیق مصاحبه بوده و برای تجزیه و تحلیل دادهها از شیوه برنامه نویسی و تبدیل دادههای کمی به کیفی استفاده شده که نتایج نشان داد با ایجاد اعتماد میان شرکا از انسداد بروکراتیک جلوگیری شده و تصمیمگیری بهبود مییابد و همچنین اعتماد به تبادل سریعتر منابع، اختصاص بودجه بیشتر به سرمایهگذاری و تبادل دانش و اطلاعات کمک میکند و نقش مهمی در ایجاد روابط با عملکرد مطلوب در صنعت نفت و گاز دارد (Fadol& Sandhu ,2013).
در تحقیقی با عنوان عوامل فرهنگی و پیآمدهای اعتمادی حاصل از آگاهی مشتری از رفتار غیراخلاقی سازمانی در بازار که در جامعه آماری قبرس متشکل از افراد ۱۸ سال به بالا و با نمونهای با حجم ۳۸۷ نفر انجام شد در آن به طور خاص به بررسی نقش جهتگیریهای فرهنگی در شکلگیری ایدئولوژی اخلاقی مصرفکننده و برداشت او در مورد رفتار بازاریابی غیراخلاقی از شرکتها میپردازد و همچنین اثر رفتار بازاریابی غیراخلاقی در اعتماد شرکتها و نقش سن، جنس و آموزش و پرورش را مورد بررسی قرار میدهد. روش تحقیق پرسشنامهای و روش تحلیل دادهها آزمون تک عاملی هارمن است، نتایج این مطالعه نشان میدهد که هر دو فاصله قدرت و اجتناب از عدم اطمینان در شکل دادن به نگرش آرمانگرایانه مهم هستند، در حالی که فردگرایی و مردانگی منجر به نگرش خودخواهانه است، و خودپرستی تأثیر منفی بر ادراک مصرفکننده بر بازاریابی غیراخلاقی دارد. همچنین معلوم گردید با بازاریابی غیراخلاقی اعتماد مصرفکنندگان کاهش مییابد. این مطالعه همچنین نشان داد که ارتباط میان ایدهآلیسم و بازاریابی غیراخلاقی قویتر است (Leonidas et al,2013).
در سال ۲۰۱۳ تحقیقی با عنوان چگونگی تأثیر عوامل فرهنگی بر کیفیت خدمات در سه کشور بر روی نمونهای با حجم ۴۶۰ نفر از خریداران یک مارک با هدف بررسی چگونگی تأثیر عوامل فرهنگی بر کیفیت خدمات انجام شد و یافتههای پژوهش نشان داد که ارزشهای فرهنگی افراد چینی و ارزیابی خدمات سلامت آنها مرتبط هستند و خدمات قویترین پیش بینی کننده کیفیت، فاصله قدرت بوده و فاصله قدرت با ادراک کیفیت خدمات ارتباط معنی داری دارند (Polsa et al,2013).
در سال ۲۰۱۳، در تحقیقی با عنوان اهمیت سازگاری فرهنگی برای توسعه اعتماد درون سازمانی در میان مدیران شرکتهای تولیدی فنلاندی با نمونهای به حجم ۳۲۴ نفر با هدف چگونگی اعتماد بین شرکتها در زمینه روابط تجاری میان فرهنگی و چگونگی درک از فرهنگ کسب و کار و حفظ اعتماد است، روش تحقیق مصاحبه بوده و یافتهها نشان داد که سازگاری براساس جنبههای فرهنگی بدست میآید و برای افزایش اعتماد میان دو طرف روابط کسب و کار اهمیت دارد پس فرهنگ ملی و تطابق فرهنگی در توسعه اعتماد مؤثر است. (Weck&Ivanova,2013).
درسال ۲۰۱۳ در لندن تحقیقی با عنوان تأثیر تفاوتهای فرهنگی بر استانداردها و سازگاری محصول که در جامعه آماری خریداران یک مارک در ۳ کشور و با نمونهای به حجم ۴۶۰ نفر، با هدف اصلی بررسی تفاوتهای فرهنگی بر استانداردهای محصول در بازارهای یک کشور چند ملیتی انجام شده، و یافتهها نشان داد که تفاوتهای فرهنگی بر استانداردهای محصول در بازارهای کشورهای چند ملیتی تأثیر میگذارد (Poulis et al,2013).
جدول ۱٫۲٫ پیشینه تحقیق در سطح بین المللی

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.

تحقیق – رابطه بین رهبری تحول گرا و توانمندسازی روانشناختی با رفتارشهروندی سازمانی درآموزشکده های فنی …

اطاعت سازمانی: این رفتار بدین دلیل در حیطهی رفتارهای شهروندی در نظر گرفته شده است که علیرغم این که از هرکسی انتظار میرود تا از مقررات، قوانین و رویههای سازمانی در همهی زمانها پیروی کند بسیاری از کارکنان به سادگی آن را انجام نمیدهند. پس کارکنانی که از روی وجدان از مقررات و دستورالعملهاحتی در شرایطی که کسی بر فرد نظارت نمیکند، اطاعت میکنند به عنوان شهروندان خوب به حساب میآیند. حاصل چنین رفتاری، درونی کردن و پذیرش قوانین سازمانی، مقررات و رویهها است.
ابتکارات فردی: ابتکارات فردی بعد دیگری است که به رفتار فرانقش اشاره دارد که فراتر از حداقل نیازمندیهای مورد انتظار قرار دارد. نمونههای چنین رفتاری شامل فعالیتهای خلاقانهای داوطلبانه و طراحیهای نوآورانه برای اصلاح و بهبود وظیفهی شخصی و یا عملکرد سازمانی است.
فضیلت مدنی: رفتار فضیلت مدنی منعکس کنندهی شناخت فرد است از این که او جزئی از یک کل است و همانطور که شهروندان در قبال جامعه مسئولیتهایی را میپذیرند، فرد نیز به عنوان یک عضو، مسئولیتهایی را در برابر سازمان بر عهده میگیرد. این رفتار از علاقه یا تعهد به سازمان ناشی میشود. کنترل بر محیط برای شناسایی فرصتها و تهدیدات، حتی با هزینهی شخصی نمونهای از این رفتارها است.
توسعهی خود: آخرین نوع رفتار شهروندی سازمانی، توسعهی خود است که شامل رفتارهای داوطلبانه کارکنان به منظور بهبود دانش، مهارتها و تواناییهایشان میباشد. بهبود دانش و تواناییها به منظور توسعهی دامنهی مشارکت در سازمان انجام میگیرد (مقیمی،۱۳۹۳).
دیدگاه ویلیامز و آندرسون
این پژوهشگران دو بعد را برای رفتار شهروندی سازمانی در نظر گرفتند:
رفتارهای شهروندی متمرکز بر افراد در سازمان: یعنی به افراد درون سازمان سود میرساند.
رفتارهای متمرکز بر سازمان یا واحد: یعنی مزایای این رفتارها در کل به سازمان میرسانند، مانند انجام وظایفی که الزامی نیستند ولی علمکرد سازمان را بهبود میبخشند (شکرشکن و همکاران، ۱۳۹۰).
دیدگاه بورمن و همکاران
مدل سه فاکتوری از رفتار شهروندی در پژوهش های بورمن و همکاران (۲۰۰۱) پدیدار گردید. در این مدل رفتار شهروندی از سه بعد عملکرد شهروندی میان فردی، عملکرد شهروندی سازمانی و عملکرد شهروندی شغلی تشکیل میگردد.
عملکرد شهروندی میان فردی: به رفتارهایی گفته می شود که از اعضای سازمان حمایت و به آنها کمک می کند و آنها را توسعه میدهد.
عملکرد شهروند سازمانی: به عنوان رفتاری که نشان دهندهی تعهد نسبت به سازمان از طریق تابعیت، وفاداری، پیروی از قوانین سازمانی و … گردیده، ‌تعریف شده است.
عملکرد شهروندی شغلی: به صورت تلاش های اضافی که فراتر از ملزومات شغل میروند، تعریف شده است (Zheng et al, 2011).
دیدگاه فارح و همکاران
ابعاد رفتار شهروندی سازمانی در قالب؛ آداب اجتماعی، نوع دوستی، وجدان کاری، هماهنگی میان فردی و محافظت از منابع سازمانی مورد بررسی قرار میگیرند (Castro et al ,2013).
دیدگاه گراهام
همچنین گراهام (۱۹۹۱) نیز در ادبیات رفتار شهروند سازمانی به سه بعد؛ اطاعت و وفاداری و مشارکت اشاره کرده است (Castro et al ,2013).
دیدگاه نت میره
رفتار شهروند سازمانی را به چهار دستهی جوانمردی، آداب اجتماعی، وجدان کاری و نوعدوستی تقسیم نموده است(Castro et al ,2013).
۲-۳-۵) عوامل تأثیر گذار بر رفتار شهروندی سازمانی
جدای از اینکه رفتار شهروندی سازمانی به عنوان یک سازه مکنون و یا یک سازه متراکم درنظرگرفته شود نکته حائز اهمیت، شناسایی عوامل مؤثر بر بروز اینگونه رفتارها میباشد. صاحبنظران معتقدند که مجموعهای از شرایط میبایست در داخل سازمان و همچنین در درون کارکنان سازمان مهیا باشد تا امکان بروز این چنین رفتارهایی از سوی کارکنان فراهم آید. این ویژگیها در دو دسته ویژگیهای فردی و سازمانی قابل تفکیک می باشند. تعدادی از این ویژگیهای فردی که در مطالعات ارائه شده به آنها اشاره گردیده عبارتند از: رضایت شغلی، ویژگیهای جمعیت شناختی مانند سطح سواد، ارزشهای جمعگرایی و اجتماعی (توجه به گروه)، ویژگیهای شخصیتی مانند نیاز به کسب موفقیت و وجدانکاری (وظیف هشناسی)، اعتماد بین کارکنان و سرپرستان و قدرت خلاقیت سرپرستان که بررسی این قبیل ویژگیها در کارکنان یک سازمان، مدیریت را به منظور درک بهتر رفتارهای مشارکتی یاری مینماید (مرتضوی کیاسری و عموزاده،۱۳۹۱).
در یک جمع بندی کلی در ارتباط با ویژگیهای سازمانی مؤثر بر بروز رفتارهای مشارکتی، این نتیجه حاصل شد که بروز اینگونه رفتارها تحت تأثیر سه ویژگی سازمانی قرار دارند. این سه ویژگی عبارتند از:
ادراک کارکنان از وجود عدالت در سازمان و همچنین ادراک آنها از وجود حس اعتماد بین آنها و مدیران و سرپرستان سازمان.
وجود یک سیستم پاداش منصفانه که مبتنی بر میزان مشارکت افراد در موفقیت سازمانی باشد.
وجود هنجارها و ارزشهای مبتنی بر اصول همکاری و مشارکت در سازمان که توسط کارکنان سازمان و در تمامی بخشهای سازمان مشاهده و رعایت شود.
اشنایدر و همکارانش معتقدند که جو سازمانی نشان دهنده این است که چه نوع رفتارهایی برای سازمان حائز اهمیت میباشد. حال اگر جو سازمانی حاوی سه ویژگی بالا باشد، شرایط برای بروزرفتارهای مشارکتی از سوی کارکنان آماده می باشد. همچنین در تحقیقات دیگری بررسیهای فراتحلیلی در خصوص ارتباط بین رفتار شهروندی سازمانی و عوامل اثرگذار بر آن، نشاندهندهی تأکید بر چهار دسته از عوامل زیر بوده است (مرتضوی کیاسری و عموزاده،۱۳۹۱).
ویژگیهای فردی کارکنان
ویژگیهای شغلی
ویژگیهای سازمانی
رفتارهای رهبری
تحقیقات اولیه صورت گرفته توسط ارگان و همکاران، عمدتاً بر نگرشهای کارکنان و گرایش ها ورفتار حمایتی رهبر متمرکز بوده است. پودساکف و همکاران، قلمرو رفتارهای رهبری را به انواع مختلف رفتارهای رهبری، تعاملی و تحولی گسترش دادهاند. اثرات ویژگیهای شغلی و سازمانی عمدتاً در تئوریهای مربوط به جایگزینهای رهبری مطرح شده که توسط صاحبنظران مختلف مورد مطالعه قرارگرفته است (مرادی و همکاران،۱۳۹۲). در سالهای اخیر پودساکف و همکاران (۲۰۰۰) در یک فراتحلیل در زمینه رفتار شهروندی سازمانی، میزان تأثیرگذاری تعدادی از متغیرها بر ابعاد مختلف رفتار شهروندی سازمانی را ترسیم نمودند. از جمله متغیرهایی که با رفتار شهروندی سازمانی رابطه همساز داشته اند، عبارت بودند از: متغیرهای مرتبط با شغل نظیر: رضایتمندی شغلی، یکنواختی شغلی و بازخورد شغلی در خصوص متغیرهای شغلی. تحقیقات عمدتاً حول مبحث تئوری جانشینهای رهبری بوده است که نتایج بیانگر ارتباط پایدار ویژگیهای شغلی با رفتار شهروندی است. افزون بر آن، هر سه نوع ویژگیهای شغلی (بازخورد شغلی، یکنواختی شغلی، رضایتمندی درونی شغلی)، بطور معناداری با مؤلفههای مختلف رفتار شهروندی سازمانی (نوع دوستی، نزاکت، وظیفهشناسی، جوانمردی و فضیلت مدنی) ارتباط داشتهاند، به گونهای که بازخورد شغلی و رضایتمندی درونی شغلی، ارتباطی مثبت با رفتار شهروندی سازمانی داشته، در حالی که یکنواختی شغلی ارتباط منفی را با رفتار شهروندی سازمانی نشان میدهد. روابط بین ویژگیهای سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی تا حدود زیادی نابسامان است. هیچ یک از موارد رسمیت سازمانی، انعطافپذیری سازمانی و حمایت ستادی ارتباط مستمری با رفتارهای شهروندی سازمانی نداشتهاند. ولی به هر حال مؤلفه همبستگی گروهی با تمام مؤلفههای رفتار شهروندی سازمانی دارای ارتباط مثبت بوده است، حمایت سازمانی ادارک شده با نوع دوستی کارکنان ارتباط معناداری داشته است. علاوه بر آن پاداشهای خارج از کنترل رهبران با مؤلفههای نوع دوستی، نزاکت و وظیفه شناسی ارتباط منفی داشتهاند (مرتضوی کیاسری و عموزاده،۱۳۹۱).
۲-۳-۶) پیش بینی کنندههای رفتار شهروندی سازمانی
پودساکف و همکارانش (۲۰۰۰) بیان کردند که رفتارهای شهروندی سازمانی به طور عمومی از نگرشهای کاری مثبت، ویژگیهای شغلی و رفتارهای رهبری ناشی میشود، بنابراین وقتی کارکنان از شغل خود رضایت داشته و نسبت به سازمان متعهد باشند و وقتی که وظایفی فینفسه ارضا کننده انجام میدهند و یا رهبرانی الهام بخش و حمایت کننده دارند بیشتر به طرف رفتارهای شهروندی متمایل میشوند. مطالعات پودساکف و همکارانش نشان میدهد که از ویژگیهای سازمانی نیز سیستم حمایت سازمانی، ادراک از انصاف و حمایت سازمانی درک شده به طور مستقیم با رفتارهای شهروندی مرتبط میشوند. براساس مطالعات ارگان و رایان (۱۹۹۵) و پاین (۲۰۰۲)، عوامل مرتبط و شکل دهندهی رفتارهای شهروندی را میتوان به دو دستهی متغیرهای سطح فردی و متغیرهای زمینهای تقسیم کرد. متغیرهای فردی شامل یک دسته نگرشها، شخصیتها و محرکها (انگیزانندهها) بوده و متغیرهای زمینهای را میتوان ویژگیهای شغلی سبک رهبری و همبستگی گروهی دانست (Dyne & ang˛۲۰۱۰).
عدالت. مطالعهی ارگان، مورمن و نیهوف (۱۹۹۳) نشان میدهد که عدالت فرایندی، با رفتار شهروندی ارتباط دارد. مطالعهی آنها نشان داد که سه بعد وظیفه شناسی، جوانمردی و ادب از عدالت فرایندی تأثیرمیپذیرد در حالی که دو بعد نوعدوستی و فضیلت مدنی به دلیل اینکه امکان بیشتری است که به عنوان در نقش در نظر گرفته شوند با عدالت فرایندی، رابطهای نشان ندادند و این با ارتباطی که مورمن (۱۹۹۱) در مطالعات در نقش گزارش کرده مطابقت دارد. این نکته نشان از این دارد که کنترل رفتار میتواند در فهم بهتر روابط مؤثر باشد. همچنین مشخص شد وقتی که روابط بین عدالت رویهای و رفتار شهروندی سازمانی کنترل شود روابط بین تعهد سازمانی (تعهد عاطفی و مستمر) و رضایت کاری با رفتار شهروندی ناچیز و بی اهمیت است (Dyne & ang, 2010).
فضای سیاسی سازمان. تجارب فردی و مطالعات نشان میدهد که رفتار در سازمانها، اغلب ماهیتاً سیاسی است، سیاستهای سازمانی یک اصطلاح عمومی است که قدرت رابطهها و اثر تاکتیکها در محل کار را نشان میدهد. مطالعات ماسیس وآلن (۱۹۹۷)، پورتر، آلن و انگل (۱۹۸۱)، کماکار و بارون (۱۹۹۱) نشان میدهد که سیاستهای سازمانی و ادراک سیاسی، یک اثر منفی بر کارکنان و محیط کار دارد. مطالعات یک رابطهی منفی بین ادراک از سیاستهای سازمانی و عملکرد شغل را بازگو میکند .در زمینههایی که به شدت سیاسی درک میشوند احتمال بسیاری است که افراد درگیر در فعالیتهای “خودترفیعی” شوند. در چنین موقعیتی احتمال کمی دارد که افراد، بلند پروازیهای خود ترفیعی خود را قربانی کنند و تلاش خود را روی کمک به دیگران صرف کنند. به عنوان مثال انرژیای که آنها درهنگام کمک به دیگران اختصاص میدهند، ممکن است به صورت دوری از تلاش به جهت توسعه “نفع شخصی” درک شود. بنابراین افراد در وضعیتهایی که به طور سیاسی درک میشوند، رفتارهایشان را با کاهش رفتارهای شهروندی اصلاح میکنند و بیشتر در فعالیتهایی که “نفع شخصی” دارد درگیر میشود (Dyne & ang, 2010).
قرارداد روانشناختی. قرارداد روانشناختی که بین کارفرما و کارمند وجود دارد عامل دیگری است که باعث ظهور و بروز رفتارهای شهروندی سازمانی میشود. وقتی کارکنان درک کنند کارفرمایشان در برآوردن یک یا تعدادی از تعهداتش قصور ورزیده این احتمال وجود دارد که کارکنان متقابلا دست به تلافی بزنند (Dyne & ang, 2010). تحقیقان نشان میدهد این نقض قرار داد روانی به کاهش اعتماد به کارفرما (رابینسون،۱۹۹۶) کاهش رضایت کاری (رابینسون و راسیا، ۱۹۹۴) کاهش تعهد سازمانی (شاپیرو و کسلر، ۲۰۰۰) کاهش تمایل به ماندن در سازمان (ترنلی و فلدمن، ۱۹۹۹) و کاهش عملکرد در« نقش» و « فرانقش » (رابینسون و موویسون،۱۹۹۵) منجر میشود. نتایج تحقیقات نشان میدهد که اعتماد به کارفرما متغیری است که رابطهی بین تعهدات کارفرما و درگیری کارکنان در رفتار شهروندی را مستحکم میکند. کارکنان درک میکنند که اگر رفتارهای خاصی را دنبال کنند، می توانند احتمال رسیدن خود را به تعهدات و قول های بیان شده ی کارفرما را افزایش دهند. پس انتظار بیشتری می رود که در رفتارهای شهروندی درگیر شوند. همچنین پذیرش هنجارهای تقابل روابط بین انگیزههای کارفرما از انجام تعهداتش و بروز رفتارهای شهروندی سازمانی را تقویت میکند (مقیمی،۱۳۹۳).
رضایت شغلی. دیویس (۱۹۹۲) بیان کرد که رضایت شغلی با عملکرد شغلی و رفتارهای شهروندی سازمانی رابطهای مثبت دارد، که این نیز به نوبه خود، موجب اثرات معکوس در نرخ غیبت، ترک خدمت و پریشانی روانی کارکنان می گردد (مقیمی،۱۳۹۳). براون (۱۹۹۳) نشان داد که کارکنانی که سطوح بالاتری ازرضایت شغلی دارند ممکن است بیشتر در رفتارهای شهروندی سازمانی درگیر شوند. ساگر (۱۹۹۴) نشان میدهد که افراد با سطوح بالای رضایت شغلی تمایل به جستجوی شغل دیگری از خود نشان نمیدهند و تمایلشان نیز برای ترک خدمت کاهش می یابد. ارگان بیان میکند که رضایت شغلی باعث تمایل فرد به همکاری و کمک به سیستمهای اجتماعی می شود. وی با بهره گیری از تئوری مبادله اجتماعی بیان میکند که وقتی کارکنان احساس رضایت شغلی داشته باشند، به مقابله به مثل دست زده و در رفتار شهروندی درگیر میشوند (Dyne & ang, 2010).
۲-۳-۷) پیامدهای فردی و سازمانی رفتار شهروندی سازمانی
محققان مختلف پیامدهای زیادی را برای رفتارهای شهروندی سازمانی ذکر کردهاند. عمدهترین پیامدی که مطرح است افزایش علمکرد و اثر بخشی میباشد. دلیل اینکه محققان اینگونه علاقمند به مطالعه عوامل ایجاد کننده رفتارهای شهروندی سازمانی میباشند، این است که در تحقیقات مختلف ثابت شده است که در سازمان هایی که کارکنان آنها رفتارهای شهروندی سازمانی زیادی دارند، عملکرد فردی و سازمانی و بنابراین اثر بخشی سازمانی بالا میباشد. نکته مهم در اینجا اثر گذاری رفتار شهروندی سازمانی بر جنبه درونی سازمانی است، که هم بطور مستقیم و هم بطور غیر مستقیم موجب بهبود عملکرد و اثر بخشی می شود (Gatman et al, 2012). رفتار شهروندی سازمانی بهره وری کارکنان و گروههای کاری را افزایش میدهد، کار تیمی را تشویق میکند، ارتباطات، همکاری و کمکهای کارکنان به یکدیگر را افزایش میدهد، نرخ اشتباهات را کاهش میدهد و مشارکت و درگیر شدن کارکنان در سازمان را ارتقا میدهد. و بطور کلی جو سازمانی مناسبی را فراهم می کند. کارکنانی که محیط کاری را مثبت درک کنند، احتمال بهبود عملکرد آنها بیشتر میشود بنابراین رفتار شهروندی سازمانی با اثر گذاری بر عوامل درونی سازمانی از قبیل جو سازمان، حفظ کارکنان شایسته، بهبود روحیه، افزایش تعهد سازمانی و رضایت شغلی، کاهش نیات ترک شغل، کاهش غیبت و رفتارهای مخرب شغلی و نیز با اثر گذاری بر بهبود عوامل برون سازمانی و همچون رضایت مشتری، کیفیت خدمات و وفاداری مشتریان موجب کیفیت عالی در عملکرد کارکنان میشود (Oplatka et al, 2013).
بسیاری از عوامل ایجاد کننده رفتار شهروندی سازمانی که پیش تر بررسی شدند، دارای رابطه دو طرفهای با رفتار شهروندی سازمانی هستند. یعنی علاوه بر اینکه ایجاد کننده این رفتارها هستند، خود پیامد این رفتارها نیز هستند.برای مثال یکی از مهمترین دستاوردها، تاثیر رفتار شهروندی سازمانی بر تعهد سازمانی افراد است. تحقیقات نشان میدهند که رفتار شهروندی نیز موجب ایجاد تعهد سازمانی در کارکنان میشود. زمانی که کارکان احساس کنند سازمان از آنها پشتیبانی می کند، از طریق ارائه رفتارهای شهروندی تعهد خود به سازمان را نشان میدهند. رفتار شهروندی سازمانی با رضایت شغلی نیز رابطه ای دو طرفه دارد. بنابراین از طریق ایجاد رفتارهای شهروندی در محیط کار میتوان مطمئن بود رضایت شغلی کارکنان نیز بالاست. فضای مشوق رفتارهای شهروندی سازمانی،‌ توان سازمان در جذب و نگهداری نیروهای شایسته را افزایش میدهد. بالا بودن سطح رفتارهای شهروندی در یک سازمان باعث میشود تا سازمان به محیطی جذاب جهت کار و فعالیت تبدیل شود و از این رو سازمانهایی که سطح رفتارهای شهروندی در آنها بالاست، با جذب نیروهای شایسته تر، عملکرد بهتری خواهند داشت.تحقیقات دیگر نشان داد که بروز رفتارهای شهروندی سازمانی با ترک خدمت و غیبت رابطه معکوس دارد. به عبارت دیگر مشاهده شد که افرادی که رفتارهای شهروندی سازمانی بیشتری از خود بروز میدهند، کمتر سازمان را ترک می کنند. از سوی دیگر طبیعی است که کاهش نرخ ترک خدمت در هر سازمانی می تواند باعث عملکرد بهتر و اثر بخش تر سازمان باشد و به این ترتیب می توان یکی از مکانیسم های عمل رفتارهای شهروندی سازمانی در افزایش عملکرد و اثر بخشی سازمان را ، کاهش نرخ ترک خدمت دانست.میتوان انتظار داشت رفتار شهروندی سازمانی بر کاهش دو متغیر مهم رفتار سازمانی یعنی غیبت و رفتارهای مخرب شغلی نیز اثر گذار است. چرا که کارکنانی که دارای وجدان کار، حس نوع دوستی، حس جوانمردی و گذشت هستند و نیز تمایل به ارائه رفتارهای فراوظیفهای دارند، احتمالا کمتر غیبت میکنند و دلیل وجود ندارد که رفتارهای مخرب شغلی مثل آسیب رسانی به همکاران و یا به اموال سازمان را از خود نشان دهند. البته تحقیقات بیشتر باید این پیشنهادات را تایید کند (شکرشکن و همکاران، ۱۳۹۰).

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.

رابطه بین رهبری تحول گرا و توانمندسازی روانشناختی با رفتارشهروندی سازمانی درآموزشکده …

رفتارهای رهبری همچون؛ سبک رهبری تحول آفرین میتواند بر رفتار شهروندی سازمانی تاثیرگذار باشد(Nielsen et al, 2011). رهبران تحول آفرین افراد جذابی هستند که زیردستان شان را به لحاظ عاطفی و احساسی شناسایی میکنند و کارکنان زمانی به افزایش تلاشها و کوششهای فوق العاده (اضافی) مبادرت خواهند کرد که آنها با رهبران حمایتی و تحول آفرین کار بکنند. بهعلاوه رهبران تحولآفرین یک چشمانداز هدفمند و آرمانی را به شرکتی که کارکنان را برای اجرای اهداف موفقیت آمیز از طریق تأکید و علاقهمندی به سازمان بیش از افراد کنار هم گرد میآورد، ابلاغ میکنند(یعقوبی و همکاران،۱۳۹۰). کارکنانی که برای رهبران تحول آفرین کار میکنند اغلب فراتر از وظایف رسمی برای منفعت رساندن به سازمان انگیزش پیدا میکنند، در ضمن وقتی که رهبران تحول آفرین روابط نزدیک، صمیمانه، حمایتی و توسعه یافته را پرورش دهند در آن صورت کارکنان برای بروز سطح بالای از رفتار شهروندی سازمانی تمایل خواهند داشت. به طور کلی سرپرستانی که با کارکنانشان پیوند و روابط ضعیفی را به وجود می آورند و با آنها دیر آشنا شوند و نیز هنگامی که کارکنان سرپرستانشان را ناآگاه و بی مطلع تلقی کنند احتمالاً کمتر در رفتار شهروندی سازمانی درگیر میشوند(Zareei et al, 2011). از سویی دیگر یکی از عواملی دیگر که نقش اساسی در بروز این رفتارها و برتری سازمانها دارد، توانمندسازی روانی کارکنان است که طی سالهای گذشته، توجه تعداد زیادی از بزرگان مدیریت را به خود جلب کرده است (آقاجانی و همکاران، ۱۳۹۲). چرا که با توجه به محیط رقابتی و پیچیده عرصه سازمان، سازمانها محکوم به داشتن نیروی انسانی توانمند از بُعد روانی هستند، چون نیروی ضعیف، کمتوان و بیتفاوت، مانعی برای رسیدن بهاهداف و آرزوهای بزرگ سازمان است. نیروی انسانی کارآمد را میتوان از شاخصهای عمده برتری سازمانها به سازمانهای دیگر دانست. از این جنبه، دنیا پس از سالها تجربه به این باور رسیده است که برای موفقیت و پیشتازی در عرصه اقتصادی و رقابتی، سازمانها باید از نیروی کار توانمند، متخصص و با انگیزه بالا برخوردار باشند(Bagheri et al, 2011). با توجه به هدف این تحقیق که بررسی رابطه بین رهبری تحولگرا و توانمندسازی روانشناختی با رفتارشهروندی سازمانی است. در فصل اول به کلیات تحقیق حاضر پرداخته میشود لذا اجزای آن شامل بیان مسئله، اهمیت و ضرورت تحقیق، اهداف، چارچوب نظری، فرضیههای تحقیق، تعاریف عملیاتی و نظری متغیرها و قلمروهای تحقیق است.
 
بیان مسأله
در دنیای پر رقابت کنونی سازمانها پیوسته در جستجوی شیوههای جدیدی برای حداکثر کردن عملکرد و تلاش کارکنانشان هستند. سازمانها به منظور رقابت در صحنهی جهانی و ارضای نیازها و انتظارات مشتریان و سازگاری با ماهیت در حال تغییر شغل، تمایل دارند و در تلاشند تا کارکنانی انتخاب کنند که فراتر از نقش و وظیفه تعیین شده در شرح شغل عمل کنند(Gatman et al,2012). بر خلاف گذشته که از کارکنان انتظار میرفت تا در حد نقشهای رسمی عمل کنند، در قراردادهای روانشناختی جدید رفتارهای فراتر از نقش مورد انتظار است. در گذشته مدیریت دولتی توجه اصلی خود را به رخدادهای درون بوروکراسی معطوف میداشت و عمدتاً مشکلات درون بوروکراسی را مسأله  اصلی میپنداشت. امروزه مدیریت دولتی باید ابعاد اجتماعی و عمومی خود رابشناسد واز آثار سازمان خود بر محیط اجتماعی آن آگاه باشد و مسائل شهروندان و شهروندی را دغدغه ذهنی قرار دهد(الوانی،داناییفرد؛۲۵:۱۳۸۰) با وجود آنکه این رفتارها در ارزیابیهای سنتی عملکرد شغلی بهطور ناقص اندازهگیری و یا حتی گاهی اوقات مورد غفلت قرار میگرفتند، اما در بهبود اثربخشی سازمانی مؤثر بودند. (قربانیزاده، کریمیان ؛۱۳۹۲).
سازمانهای امروزی نیاز به انعطاف پذیری برای موفقیت و مواجهه با رقبا دارند، بنابراین از جمله مشکلات اساسی ناشی از فقدان رفتار شهروندی سازمانی این است که بهرهوری کارکنان و گروههای کاری، ارتباطات، همکاری و کمکهای بین کارکنان کاهش مییابد.نسبت اشتباهات افزایش یافته و مشارکت و درگیرشدن کارکنان در مسائل سازمان کم میشود. و به طور کلی جو سازمانی نامناسبی را فراهم میآورد(Castro et al,2013). بنابراین تبعات ناشی از ضعف رفتارشهروندی سازمانی در سازمانهای دولتی و خدماتی] همچون آموزشکدههای فنی حرفهای[ کاهش تعهد سازمانی و رضایت شغلی و افزایش تمایل به ترک شغل، غیبت و رفتارهای مخرب شغلی است که این میتواند منجر به کاهش کیفیت خدمات و وفاداری مشتری شود (غلامحسینی و همکاران؛ ۱۳۹۰). از دلایلی که اهمیت بررسی و مطالعه رفتار شهروندی سازمانی را در سازمانهای آموزشی نمایان میسازد این است به کارایی و اثربخشی از طریق تحولات منابع، نوآوری ها و وفقپذیری کمک میکند. و هم به سازمان و هم به کارکنان بر اساس رویکردهای متنوع منفعت میرساند. موجب کاهش ترک خدمت و غیبت کارکنان میشود. زیرا کارکنانی که به سازمان متعهد هستند به مدت طولانی در سازمان باقی می مانند، و رفتار آنها نیز به نوبهی خود به ارتقای رفتار شهروندی سازمانی منجر میشود. علاوه بر این اصلیترین سرمایه هر سازمان بویژه سازمانهای دانش محور چون آموزش و پرورش کارکنان آن هستند. یکی از معضلات مدارس وجود رفتارهای نامناسبی چون پرخاشگری، لجبازی، کم کاری و… در بین معلمان است که بر عملکرد و کارآیی مدارس و هم بر روابط بین فردی و روحیه آنها تأثیرگذار است. لذا، بررسی رفتارهای شهروندی و عوامل مرتبط با آن میتواند زمینه را برای توجه و مشارکت هر چه بیشتر معلمان در این رفتارها افزایش دهد. در حالت اجبار، شخص وظایف خود را در راستای قوانین و مقررات و در حد الزامات انجام میدهد، ولی در همکاری داوطلبانه، افراد فراتر از وظیفه کوشش مینمایند (کریمی و همکاران، ۱۳۹۱). این سازمانها، بایستی زمینه را به گونهای فراهم سازند که کارکنان و مدیرانشان با طیب خاطر تمامی تجربیات، تواناییها و ظرفیتهای خود را در جهت اعتلای اهداف سازمانی به کار گیرند، این امر میسر نخواهد شد مگر آنکه اصول و قواعد مربوط به رفتار شهروندی سازمانی و بسترهای لازم برای پیادهسازی اینگونه رفتارها فراهم گردد. بطور کلی رفتار شهروندی سازمانی در سازمانهای آموزشی ضمن ایجاد منافعی همچون بهرهوری بیشتر، در جهت بهبود کیفیت زندگی کاری گامی مهم بر میدارد (خائف الهی و همکاران، ۱۳۹۱). رفتار شهروندی سازمانی شامل رفتارهایی است که مستقیماً ربطی به انجام عملیات کاری ندارند اما محیط اجتماعی و روانی که در آن عملیات انجام میشود را حمایت میکند و برای عملکرد سازمان مورد اهمیت میباشند.سامی[۱](۲۰۱۴)برای رفتار شهروندی سازمانی پنج بعد نوعدوستی، وظیفه شناسی، جوانمردی، فضیلت مدنی و حسننیت را در نظر گرفتند(Sumi,2014).
بررسیهای فراتحلیلی در خصوص ارتباط بین رفتارشهروندی سازمانی و عوامل اثرگذار بر آن بیانگر این واقعیت است که چهاردسته از این عوامل مورد تاکید تحقیقات بوده است که عبارتند از: ویژگیهای فردی کارکنان، ویژگیهای شغلی، ویژگیهای سازمانی و رفتارهای رهبری(همچون سبک رهبری تحولآفرین). کارکنانی که برای رهبران تحولآفرین کار میکنند اغلب فراتر از وظایف رسمی برای منفعت رساندن به سازمان انگیزش پیدا میکنند، در ضمن وقتی که رهبران تحولآفرین روابط نزدیک، صمیمانه، حمایتی و توسعه یافته را پرورش دهند در آن صورت کارکنان برای بروز سطح بالای از رفتار شهروندی سازمانی تمایل خواهند داشت (Nielsen et al,2011). رهبر تحول گرا از رسالت یا بینش سازمان آگاهی ایجاد می کند و همکاران و پیروان را برای سطوح بالاتر توانایی و پتانسیل، توسعه میدهد. علاوه بر این، رهبر تحول گرا همکاران و پیروان را تحریک میکند که فراسوی منافع خودشان به منافعی توجه کنند که به گروه بهره برساند (یعقوبی و اورعی؛ ۱۳۹۱).رهبرتحولی به نظر میرسد روی ارزشهای اجتماعی و زمانهای سختی و تغییر تمرکز دارد. این نوع رهبری سابقه مهمی برای ساختن اعتماد به نفس جمعی یا قدرت مورد نیاز گروه برای موفق شدن در هنگام مواجهه با چالشهای مختلف است. رهبران تحولی می توانند تغییرات سازمانی قابل توجهی را ایجاد کنندو فعال بودن به عنوان عوامل تغییر پرورش سطح بالاتر از انگیزه درونی و وفاداری میان پیروان ایجاد یک تصویر جدید از آینده و ایجاد تعهد، یک تصویری از این رهبری بین پیروان است (Sadeghi & Lope pihie, 2012)
رهبری تحولگرا فرآیند نفوذ آگاهانه در افراد یا گروهها برای ایجاد تغییر و تحول ناپیوسته در وضع موجود و کارکردهای سازمان به عنوان یک کل است(Imran et al,2012) و شامل چهار مولفه نفوذ آرمانی، الهامبخش انگیزه، تحریک فکری و توجه فردیاست(Sahidur Rahman et al,2012).
همچنین به عقیده سامی توانمندسازی روانشناختی از دیگر متغیرهایی است که هم میتواند باعث افزایش بروز رفتار شهروندی سازمانی شود و هم اینکه میتواند رابطه بین رهبری تحول گرا و رفتارشهروندی سازمانی را تعدیل نماید(Sumi,2014). توانمندسازی افراد به‌معنی تشویق افراد برای مشارکت بیشتر در تصمیم‌گیری‌هایی است که بر فعالیت آنها مؤثر است؛ یعنی فضایی برای افراد فراهم شود تا بتوانند ایده‌های خوبی را بیافرینند و آنها را به‌عمل تبدیل کنند. توانمندسازی، عنصر حیاتی کسب و کار در دنیای نوین است. اهدافی مانند، بهبود خدمات پس از فروش، ارائه مداوم نوآوری، افزایش بهره‌وری برای سازمان‌هایی به‌دست خواهد آمد که راه‌های جدیدی برای توانمند ساختن افرادشان یافته‌اند(فیضی و همکاران، ۱۳۹۲). توانمندسازی، اعطای اختیار و تصمیمگیری به کارکنان بمنظور افزایش کارایی آنان و ایفای نقش مفید در سازمان است(Wilkinson,2013). توانمندسازی روانشناختی به عنوان مجموعهای از حالتهای روانشناختی تعریف میشود و به اینکه چگونه کارکنان درباره کارشان فکر و تجربه کسب میکنند و چه مقدار نقش و نفودشان را در سازمان باور دارند، متمرکز است و باعث میشود کارکنان احساس اعتماد به نفس و تمایل به موفقیت داشته باشند (فیضی و همکاران، ۱۳۹۲). پنج مولفه برای سنجش توانمندسازی روانشناختی در نظر گرفته شده است که عبارتنداز: شایستگی، خودمختاری، تاثیرگذاری، معنیدار بودن و اعتماد (Sumi,2014).
با توجه به مطالب مطرح شده سوال اصلی تحقیق این است که آیا رهبری تحولگرا و توانمندسازی روانشناختی با رفتارشهروندی سازمانی کارکنان آموزشکدههای فنی حرفهای استان گیلان ارتباط معناداری دارد؟
 
ضرورت و اهمیت تحقیق
رفتار شهروندى سازمانى به عنوان وضعیت مطلوب دیده مىشود؛ چرا که چنین رفتارى از یک طرف منابع موجود و در دسترس را افزایش میدهد و از طرف دیگر نیاز به سازوکارهاى کنترل رسمى و پر هزینه را مى کاهد. پژوهشهاى اخیر بر پیامدهاى رفتار شهروندى سازمانى در زمینه اثرات رفتار شهروندى سازمانى بر ارزشیابیهاى مدیریتى و قضاوت در مورد افزایش دستمزد ارتقائات شغلى و… و همچنین اثرات رفتار شهروندى سازمانى روى عملکرد شغلى و موفقیت سازمانى پرداخته و عمدهترین پیامد رفتار شهروندى سازمانى را افزایش عملکرد شغلى و اثربخشى عنوان کردهاند رفتار شهروندى سازمانى بر چهار جنبه درونى سازمان تاثیر مىگذارد که به طور مستقیم و غیرمستقیم موجب بهبود عملکرد شغلى و اثربخشى سازمان مى شود(Castro,2008). اینگونه رفتارها از طریق غنی کردن چارچوب اجتماعی محیط کار تاثیری خاص بر اثربخشی کلی سازمان دارد.از دلایلی که اهمیت بررسی و مطالعه رفتار شهروندی سازمانی را در سازمانها نمایان میسازد این است که همواره سازمانهای خدماتی رفتارهای خاصی را میطلبند که در برخی موارد با رفتارهای سازمان در بخشهای دیگر متفاوت میباشد و میتواند تأثیر بسزایی در بهبود وضعیت کشور و رضایت شهروندان داشته باشد، همچنین در سازمانهای خدماتی غالباً به علت رسمیت زیاد و رویههای پیچیده قانونی، افراد در بروز چنین رفتارهایی ضعیف عمل میکنند و بنظر میرسد این نوع رفتار میتواند مورد توجه قرار گیرد(قربانیزاده، کریمیان ؛۱۳۹۲).
بر اساس مطالب فوق میتوان این گونه استنباط نمود که کارکنانی که در کمک به دیگران فراتر از وظایف شغلی شان عمل میکنند و از سیاستهای پذیرفته شده سازمان پیروی میکنند به بهتر شدن و غنای محیط عمومی کار کمک میکنند و بنابراین بر کل سازمان تاثیری مثبت دارند. پادساکوف، مکنزی، پاین و پاچراچ (۲۰۰۰) دلایل بالقوهای چند در مورد چرایی تاثیر رفتار شهروندی سازمانی بر رفتار گروهی و عملکرد کارکنان بیان میکنند که شامل: افزایش بهرهوری اداری، کاهش نیاز به صرف منابع برای عملیات نگهداری، ایجاد محیط کاری سالم که باعث افزایش روحیه کارکنان میشود. همچنین رفتار شهروندی سازمانی از طریق افزایش بهرهوری همکاران و مدیریت، آزاد کردن منابع و در نتیجه استفاده از آنها برای اهداف سودمندتر، کاهش نیاز به اختصاص منابع کمیاب برای فعالیتهای نگهداری، کمک به هماهنگ کردن فعالیتها در بیرون و هم در داخل گروه کاری، افزایش ثبات در عملکرد سازمان و توانمند کردن سازمان جهت انطباق هر چه مؤثرتر با تغییرات محیط سازمان به موفقیت سازمان کمک میکند (صنوبری، ۱۳۹۱).
همچنین مهمترین پیامدهای رفتارشهروندی سازمانی اینگونه مطرح گردیده؛ رفتار شهروندى سازمانى بهرهورى کارکنان و گروههاى کارى را افزایش داده، کار تیمى را تشویق کرده، ارتباطات همکارى و کمکهاى بین کارکنان را افزایش، نرخ اشتباهات را کاهش داده و مشارکت و درگیر شدن کارکنان را در مسایل سازمان افزایش میدهد و به طور کلى جو سازمانى، بهبود روحیه، افزایش تعهد سازمانى، رضایت شغلى، کاهش نیات ترک شغل، کاهش غیبت، رفتارهاى مخرب شغلى و نیز با تاثیرگذارى بر بهبود عوامل برون سازمانى همچون رضایت واعتماد مشترى، کیفیت خدمات و… موجب کیفیت عالى در عملکرد شغلى میشود. کلیمنت وواندن برک (۲۰۰۰) بیان میکنند که رفتار شهروندی سازمانی، سازمان را به منابع بیشتری مجهز میکند و نیاز به مکانیزمهای رسمی پرخرج را کاهش میدهد. (هویدا و نادری، ۱۳۹۲).
 
اهداف تحقیق
براساس مطالب عنوان شده در بیان مسئله و اهمیت موضوع تحقیق، هدف کلی این بررسی رابطه بین رهبری تحولگرا و توانمندسازی روانشناختی با رفتارشهروندی سازمانی کارکنان آموزشکدههای فنی حرفهای استان گیلان است. بنابراین سه هدف ویژه برای مطالعه پژوهش حاضر طراحی می شوند که به قرار زیر هستند:
بررسی رابطه بین رهبری تحولگرا و رفتار شهروندی سازمانی در آموزشکدههای فنی حرفهای استان گیلان
بررسی رابطه بین توانمندسازی روانشناختی و رفتار شهروندی سازمانی در آموزشکدههای فنی حرفهای استان گیلان
سنجش اثر تعدیلگری توانمندسازی روانشناختی در رابطه بین رهبری تحولگرا و رفتارشهروندی سازمانی کارکنان آموزشکدههای فنی حرفهای استان گیلان
چارچوب نظری تحقیق
چارچوب نظری بنیانی است که تمامی پژوهش بر آن استوار است. این چارچوب شبکهای است منطقی- توصیفی و پرده مشتمل بر روابط موجود میان متغیرهایی که در پی اجرای فرایندهایی چون مصاحبه،مشاهده و بررسی پیشینه شناسایی شدهاند(سکاران؛۹۴:۱۳۸۹).
در سالهای اخیر محافل علمی و تحقیقاتی ضمن توجه به مفهوم رفتار شهروندی سازمانی، تأکید فراوانی بر اهمیت تأثیر آن براعمال و رفتار کارکنان داشته و محققان زیادی به تجزیه و تحلیل آن پرداختهاند(Nielsen et al, 2011). تحقیقات نشان میدهد کارکنانی که برای رهبران تحول آفرین کار میکنند اغلب فراتر از وظایف رسمی برای منفعت رساندن به سازمان انگیزش پیدا میکنند، در ضمن وقتی که رهبران تحول آفرین روابط نزدیک، صمیمانه، حمایتی و توسعه یافته را پرورش دهند در آن صورت کارکنان برای بروز سطح بالای از رفتار شهروندی سازمانی تمایل خواهند داشت(یعقوبی و همکاران، ۱۳۹۰). همچنین توانمندسازی از دیگر عواملی است که نقش اساسی در بروز این رفتارها و برتری سازمانها دارد. در این راستا سامی(۲۰۱۴) تحقیقی با عنوان”رهبری تحولگرا و توانمندسازی روانشناختی تعیین کننده رفتارشهروندی سازمانی” بیان کردند که رهبری تحولگرا و توانمندسازی رونشناختی از مهمترین فاکتورهایی است که میتواند منجر به بروز رفتار شهروندی سازمانی شود. همچنین وی نشان داد که توانمندسازی روانشناختی رابطه بین رهبری تحولی و رفتارشهروندی سازمانی را تعدیل میکندبا توجه به مطالب مطرح شده مدل تحقیق در شکل(۱-۱) نشان داده شده است که در آن متغیر مستقل رهبری تحولگرا، متغیر وابسته رفتار شهروندی سازمانی و توانمندسازی روانشناختی به عنوان متغیر تعدیلگر این تحقیق میباشد.
H1
H3
H2
شکل ۱-۱) مدل مفهومی تحقیق(Sumi,2014)
 
فرضیههای تحقیق
فرضیههای این تحقیق بر اساس متغیرهای تعیین شده و روش تحقیق مورد استفاده به شرح زیر هستند:
۱- بین رهبری تحولگرا و رفتارشهروندی سازمانی کارکنان آموزشکدههای فنی حرفهای استان گیلان ارتباط معناداری وجود دارد.
۲- بین توانمندسازی روانشناختی و رفتارشهروندی سازمانی کارکنان آموزشکدههای فنی حرفهای استان گیلان ارتباط معناداری وجود دارد.
۳- توانمندسازی روانشناختی رابطه بین رهبری تحولگرا و رفتارشهروندی سازمانی کارکنان آموزشکدههای فنی حرفهای استان گیلان را تعدیل میکند.
 
تعریف نظری و عملیاتی متغیرهای تحقیق
۱-۷-۱) رهبری تحولگرا
رهبری تحولگرا توانایی شخصی برای پیشبینی، ساخت آینده، انعطافپذیری، تفکر استراتژیک و کار با دیگران که فرصتهای متغیری را برای ایجاد یک آینده قابل وصول برای سازمانها شناسایی می‌کند، تعریف میشود (Bamford et al,2011). چهار مولفه در نظر گرفته شده برای رهبری تحولگرا که با طیف پنج درجهای لیکرت در مقیاس فاصلهای (از خیلی کم تا خیلی زیاد) و توسط پرسشنامه ارزیابی شده است عبارتند از:
نفوذ آرمانی: رهبران رفتار عالی ارائه میدهند و ممکن است نیازهای خود را فدای بهبود اهداف گروه کاری خود نمایند.
انگیزه الهامبخش: رهبر یک دیدگاه جذاب بیان میکند و پیروان را تشویق مینماید، همچنین رهبران توسط معنادار بودن و چالشی بودن کارها به پیروان انگیزه میدهند.
تحریک فکری: رهبران تلاش پیروان برای نوآوری و خلاقیت را تحریک مینمایند و مشکلات قدیمی سازمان را با چشم انداز جدید درنظر میگیرند

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.